AR | EN

1405-05-12 22:38

AR | EN

1405-05-12 22:38

اشتراک گذاری مطلب

چرا آمریکا از فهم سرمایه اجتماعی ایران در عراق ناتوان است؟

تشییع باشکوه رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، بر دوش مردم عراق، عمق پیوند دو ملت و وزن منطقه‌ای آن را آشکار کرد؛ پیوندی فرامرزی که در لحظات تاریخی قدرت اجتماعی خود را نشان می‌دهد. آمریکا و متحدانش این رابطه را «نفوذ ایران» می‌خوانند و آن را متکی به پول، گروه و سلاح معرفی می‌کنند؛ روایتی که از فهم حوزه تمدنی مشترک مبتنی بر مرجعیت، عاشورا، زیارت، مقاومت در برابر سلطه و تجربه مشترک دفاع از امنیت منطقه ناتوان است.

ایران ویو24 – سیاسی

خطای آمریکا در فهم عراق، تقلیل قدرت به نهادهای رسمی است. واشنگتن می‌پندارد با مهار بانک مرکزی، وزارتخانه‌ها، ارتش و احزاب می‌تواند آینده عراق را هدایت کند؛ در حالی که بخش مهمی از قدرت این کشور در خانواده‌ها، قبایل، هیئت‌ها، حوزه‌های علمیه، مواکب و حافظه جمعی جامعه شکل می‌گیرد. آمریکا قدرت را از بالا به پایین می‌بیند، اما جامعه عراق بخش بزرگی از قدرت خود را از پایین به بالا تولید می‌کند.

پذیرایی مردم عراق از زائران اربیعین حسینی و برپایی مواکب بر پیوند نهادینه‌شده میان دو ملت استوار است. میلیون‌ها ایرانی و عراقی در مسیر اربعین رابطه‌ای می‌سازند که دولت‌ها آن را طراحی نکرده‌اند و رسانه‌ها نیز به‌آسانی قادر به تحریف آن نیستند. این زیرساخت انسانی، رابطه دو کشور را از تغییر دولت‌ها و ائتلاف‌های سیاسی مستقل کرده و از سطح منافع سیاسی به پیوندی تمدنی ارتقا می‌دهد.

از این منظر، واشنگتن با یک تناقض روبه‌رو است؛ برای تضعیف مقاومت باید بر آن فشار وارد کند، اما فشار آشکار می‌تواند مقاومت را در جایگاه مدافع استقلال و تمامیت ارضی عراق قرار دهد، چنان که پس از حملات مشترک آمریکا و عربستان به مواضع نیروهای عراقی حشدالشعبی در چند روز اخیر شاهد این مسئله بودیم.

هدف عملی‌تر آمریکا، تبدیل این پیوند تمدنی و داوطلبانه به رابطه‌ای پرهزینه، امنیتی و مناقشه‌برانگیز، یا دست‌کم ساختن چنین تصویری از آن است. واشنگتن می‌کوشد عراقی‌ها ایران را منشأ فشار و بی‌ثباتی ببینند و ایرانیان نیز عراق را محیطی پرخطر و غیرقابل اعتماد تصور کنند. در نتیجه، میدان اصلی رقابت، تفسیر و بازنمایی این رابطه و اثرگذاری سیاسی بر آن است. برای آمریکا، این دشوارترین نوع قدرت است؛ زیرا این پراکندگی، سرمایه اجتماعی مقاومت را به قدرتی بدون مرکز فرماندهی واحد تبدیل می‌کند؛ قدرتی که با تحریم یک فرد، انحلال یک نهاد یا حذف یک فرمانده از میان نمی‌رود.

اما تشییع رهبر شهید یک واقعیت دیگر را نیز به محاسبات آمریکا تحمیل کرد و آن این که فشار مستقیم بر ایران یا نیروهای مقاومت در عراق لزوماً به انزوای آنان منجر نمی‌شود و حتی می‌تواند سرمایه اجتماعی و مشروعیت آنان را افزایش دهد.

آمریکا از چه مسیرهایی برای فرسایش سرمایه اجتماعی اربعین استفاده می‌کند؟

اقدامات آمریکا علیه پیوند اجتماعی ایران و عراق را می‌توان در دو سطح بررسی کرد. در سطح سخت، این اقدامات ممکن است در قالب عملیات تروریستی، ایجاد ناامنی، حمله مستقیم یا اخلال در مسیرهای زیارتی بروز پیدا کند چنانچه در روزهای گذشته به مرز شلمچه حمله شد؛ حمله موشکی آمریکا به مرز شلمچه در جنوب غرب ایران در تاریخ 1 مرداد 1405، موجب شهادت ۲ تن از زائران حسینی و مجروح شدن دستکم ۱۱ نفر دیگر شد. اما راهبرد پایدارتر واشنگتن، فرسایش تدریجی اعتماد میان دو ملت از طریق جنگ ادراکی، فشار اقتصادی و اثرگذاری بر تصمیم‌سازی سیاسی عراق است. بر پایه ابزارها و الگوهای رفتاری آمریکا و متحدانش، مهم‌ترین محورهای این سیاست را می‌توان چنین برشمرد:

نخست، امنیتی‌سازی اربعین و شبکه‌های مردمی مرتبط با آن

در این چارچوب، راهپیمایی اربعین به جای آن که به عنوان یک آیین اجتماعی دیده و بازنمایی شود، به عنوان پوششی برای جابه‌جایی نیرو، انتقال سلاح، پول‌شویی یا توسعه نفوذ ایران معرفی می‌شود. هدف این روایت آن است که دولت عراق تحت عنوان حاکمیت ملی، محدودیت‌های بیشتری بر شبکه‌های مردمی و ارتباطات ایران و عراق اعمال کند. در صورت پذیرش این چارچوب، حتی حضور زائران و فعالیت مواکب نیز می‌تواند از یک امر فرهنگی به پرونده‌ای امنیتی تبدیل شود.

دوم، تشدید شکاف هویتی میان عرب و عجم

این شکاف لزوماً از طریق تبلیغات آشکار ضدایرانی پیش نمی‌رود؛ بلکه می‌تواند با برجسته‌سازی رفتارهای نادرست محدود، انتشار تصاویر تحقیرآمیز، بزرگ‌نمایی اختلافات خدماتی و القای برتری‌جویی ایرانیان تقویت شود. هدف آن است که سخاوت مردم عراق به احساس بهره‌برداری‌شدن و حضور ایرانیان به تصور اشغال فضای عمومی عراق تبدیل شود تا سرمایه اجتماعی را دچار اصطکاک سازد.

سوم، تحمیل هزینه اقتصادی بر رابطه ایران و عراق و نسبت‌دادن این هزینه‌ها به ایران

واشنگتن با تحریم بانک‌ها، شرکت‌ها، شخصیت‌ها و شبکه‌های اقتصادی مرتبط با ایران، هزینه همکاری بغداد با تهران را افزایش می‌دهد؛ سپس پیامدهای همین فشارها را در فضای رسانه‌ای به‌عنوان نتیجه «وابستگی عراق به ایران» معرفی می‌کند. در این الگو، عامل ایجاد فشار از افکار عمومی پنهان می‌شود و ایران به‌عنوان منشأ مشکلات اقتصادی عراق بازنمایی می‌گردد. به این ترتیب، آمریکا می‌کوشد خود را نه عامل محدودیت، بلکه حامی استقلال و رهایی اقتصاد عراق معرفی کند.

چهارم، جداسازی مقاومت اجتماعی از جریان مقاومت در منطقه

در این طرح، احترام مردم عراق به رهبران مقاومت، مشارکت آنان در اربعین و تعلق عاطفی به فرهنگ عاشورا پذیرفته می‌شود، اما هرگونه پیامد سیاسی و امنیتی این تعلق انکار می‌گردد. در گام بعد، گروه‌های مقاومت به‌عنوان بازیگرانی معرفی می‌شوند که از احساسات دینی مردم برای اهداف سیاسی خود بهره‌برداری می‌کنند. هدف نهایی، تقلیل اربعین به مناسکی صرفاً فردی و عاطفی و حذف مضامین ضدسلطه، استقلال‌طلبانه و سیاسی آن است. موفقیت این سیاست می‌تواند میان بدنه اجتماعی مقاومت و ساختارهای سازمان‌یافته آن فاصله ایجاد کند.

پنجم، اثرگذاری بر نظام تصمیم‌سازی و نخبگان عراق

هوشیاری نسبت به این موضوع بسیار مهم است. آمریکا می‌کوشد با استفاده از شبکه‌های آموزشی، مالی، دیپلماتیک و رسانه‌ای، ادراک نخبگان عراقی را نسبت به ایران و مقاومت تغییر دهد و تصمیم‌سازی در بغداد را به‌تدریج با اولویت‌های خود همسو کند. در این الگو هدف، ساختن طبقه‌ای از واسطه‌های فکری و سیاسی است که حضور آمریکا را لازمه ثبات عراق و رابطه با ایران را منشأ هزینه و تهدید معرفی کنند. نتیجه چنین نفوذی می‌تواند تبدیل فشار خارجی به تصمیم داخلی باشد؛ به‌گونه‌ای که محدودسازی مواکب، کنترل ارتباطات مردمی، فشار بر گروه‌های مقاومت و کاهش همکاری با ایران، نه به‌عنوان خواست واشنگتن، بلکه در پوشش حاکمیت ملی، اصلاحات اداری و منافع اقتصادی عراق عرضه شود. خطر اصلی این طرح آن است که پروژه مهار مقاومت از بیرون به درون ساختار تصمیم‌گیری عراق منتقل می‌شود و بخشی از نخبگان داخلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، نقش مجری سیاستی را برعهده می‌گیرند که هدف نهایی آن فرسایش پیوند اجتماعی دو ملت است.

اما سرمایه اجتماعی مقاومت، معنا را به اعتماد، اعتماد را به احترام، همکاری و شبکه را به تاب‌آوری راهبردی تبدیل می‌کند؛ اربعین آن را به شبکه‌ای پایدار از همبستگی اجتماعی گسترش می‌دهد و تشییع رهبر شهید این اعتماد را آشکار کرد.

پیوندهای عمیق دو ملت که در تشییع رهبر شهید خود را نشان داد و همکاری اجتماعی بزرگ در اربعین امسال، آمریکا را بیش از پیش با این واقعیت روبه‌رو خواهد کرد که نمی‌تواند این رابطه دو ملت را از بین برده و یا تضعیف سازد. معنایی که میلیون‌ها زائر با خود حمل می‌کنند آن است که سرمایه اجتماعی اربعین به قدرت راهبردی مقاومت تبدیل شده و این واقعیت راهبردی، حاصل انتخاب تاریخی دو جامعه برای ایستادگی در برابر سلطه، تحقیر و تجزیه منطقه است.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها