AR | EN

1405-06-25 15:45

AR | EN

1405-06-25 15:45

اشتراک گذاری مطلب

رسوایی تماس ۴۵ دقیقه‌ای؛ روزی که نتانیاهو هشدار وقوع 7 اکتبر را در کشو پنهان کرد

گزارش تحقیقی اخیر روزنامه عبری‌زبان هاآرتص به قلم شلومی الدار و روث یووال، بر پایه پژوهش‌های کتاب «ربوده‌شدگان: ۸۴۳ روز غفلت» موجی از شوک سیاسی و امنیتی در سرزمین‌های اشغالی ایجاد کرد. این گزارش با طرح پرسش‌هایی جدی درباره نحوه مدیریت بحران گروگان‌ها و عملکرد نهادهای امنیتی، ابعاد تازه‌ای از ناکارآمدی و اختلافات در ساختار حاکمیتی رژیم صهیونیستی را آشکار کرده است.

ایران‌ویو24 – جهان

بر اساس اسناد و شهادت‌های مطرح‌شده در این گزارش، بنیامین نتانیاهو حدود ۱۰ روز پیش از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (اواخر سپتامبر) در یک تماس محرمانه و امن ۴۵ دقیقه‌ای با محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، هشدار صریحی دریافت کرده بود مبنی بر این‌که یحیی السنوار، رهبر وقت حماس در غزه، در تدارک یک عملیات هولناک منطقه‌ای و به تعبیر خود «زلزله‌ای ویرانگر» علیه اسرائیل است.

نکته تکان‌دهنده این افشاگری آن است که نتانیاهو این اخطار صریح را نه‌تنها نادیده گرفت، بلکه آن را از نهادهای کلیدی امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی به‌ویژه سازمان اطلاعات خارجی (موساد) و سازمان امنیت داخلی (شاباک) و ستاد کل ارتش کاملاً پنهان کرد. به این ترتیب، پرونده ۷ اکتبر از اکنون از سطح شکست اطلاعاتی فراتر رفته و به بحرانی عمیق‌تر درباره نحوه گردش اطلاعات، مسئولیت‌پذیری سیاسی و کارآمدی ساختار امنیتی اسرائیل تبدیل شده است؛ بحرانی که همچنان سایه آن بر مشروعیت سیاسی و امنیتی رهبران این رژیم سنگینی می‌کند.

 

  1. بی‌بی امنیت اسرائیل را قربانی بقای سیاسی کرد

از نخستین ساعات پس از ضربه غافلگیرکننده ۷ اکتبر، خط تبلیغاتی و راهبرد دفاعی شخص بنیامین نتانیاهو مبتنی بر سلب مسئولیت از خود و انداختن تقصیر به گردن نهادهای نظامی و اطلاعاتی بود. او بارها تکرار کرد که فرماندهان ارتش و سازمان‌های اطلاعاتی هیچ هشداری به او نداده و «او را در جریان قرار نداده بودند».

گزارش هاآرتص تیر خلاص را به این روایت شلیک کرد. این گزارش نشان داد اطلاعات مربوط به حمله نه‌تنها در سطوح تاکتیکی وجود داشته، بلکه در عالی‌ترین سطح دیپلماتیک و از زبان رهبر کشوری که محور «توافقات آبراهام» است به گوش شخص نتانیاهو رسیده بود. امارات نگران بود که عملیات حماس، کل پروژه عادی‌سازی روابط و ثبات منطقه را به آتش بکشد. نتانیاهو در واکنش به بن‌زاید مدعی شده بود که اسرائیل بر اوضاع مسلط است و اگر تحرکی هم باشد، از سوی کرانه باختری خواهد بود، نه غزه. پنهان کردن این داده راهبردی از میز تصمیم‌گیری امنیتی، رسوایی بی‌سابقه‌ای است که مرز میان غفلت سیاسی و خیانت یا قصور مجرمانه را مخدوش می‌کند.

 

1-1. چگونه زنجیره‌ای از اخطارها نادیده گرفته شد؟

هشدار رئیس امارات حلقه‌ای منفرد نبود، بلکه قطعه نهایی یک پازل بزرگ‌تر به شمار می‌رفت؛

  • چند روز پیش از عملیات، سرلشکر عباس کامل، رئیس وقت دستگاه اطلاعات عمومی مصر، در هشداری مشابه تأکید کرده بود که «چیزی بسیار بزرگ و غیرعادی» در غزه در شرف وقوع است.
  • درون ارتش، سند معروف «دیوار اریحا» ماهیت گام‌به‌گام طرح حمله حماس را از ماه‌ها قبل ثبت کرده بود.
  • دیده‌بان‌های مرزی (تاتزپیتانیوت) که سربازان زن ارتش اسرائیل هستند بارها تحرکات، تمرینات تکاوری و آمادگی حماس برای انفجار حصار مرزی را گزارش کرده بودند، اما تحلیلگران آن‌ها را متوهم خوانده بودند.

پنهان نگه‌داشتن هشدار امارات نشان می‌دهد نتانیاهو نه‌تنها چشمان خود را بست، بلکه کانال‌های پیوند هشدار خارجی با داده‌های میدانی داخلی را قطع کرد تا دکترین سیاسی او درباره «بی‌خطری غزه» آسیب نبیند.

 

1-2. نتانیاهو چگونه می‌خواهد از مهلکه فرار کند؟

افشای این موضوع در میانه بحران داخلی اسرائیل واکنش‌های تندی را برانگیخت؛ دفتر نخست‌وزیری بلافاصله گزارش را «دروغ مطلق و توطئه‌ای مخرب برای ضربه به کارزار انتخاباتی» خواند و اعلام کرد نتانیاهو قصد دارد از روزنامه هاآرتص و شلومی الدار شکایت اعاده حیثیت کند. با این حال، منابع نزدیک به امارات و مقامات پیشین به رسانه‌ها اعلام کردند که این تماس قطعاً رخ داده و ابوظبی از تکذیب رسمی گزارش خودداری کرده است.

گادی آیزنکوت (رئیس اسبق ستاد مشترک و از چهره‌های برجسته مخالفان) اعلام کرد: «نتانیاهو کورکورانه اسرائیل را به سمت فاجعه هدایت کرد و صلاحیت تصدی هیچ پستی را ندارد. حالا باید پرسید چه کسی، چه کسی را بیدار نکرد؟» نفتالی بنت، نخست‌وزیر سابق نیز صراحتاً تأیید کرد که از وقوع این تماس مطلع بوده و رفتار نتانیاهو را مصداق «قصور مجرمانه» دانست و بر لزوم تشکیل فوری کمیسیون تحقیق دولتی با اختیارات قضایی کامل تأکید کرد.

 

  1. کالبدشکافی بزرگ‌ترین تحقیر اطلاعاتی تل‌آویو

هرچند بر اساس تقسیم کار سنتی در ساختار امنیتی اسرائیل، پایش غزه و حماس در حوزه صلاحیت شاباک (امنیت داخلی) و امان (اطلاعات نظامی) تعریف شده است، اما این بحران شکست عمیقی برای موساد نیز به همراه داشت.

 

1-2. کوری استراتژیک موساد در دیپلماسی اطلاعاتی و منطقه

موساد سال‌ها مدعی بود که نبض ارتباطات منطقه‌ای، مراودات مالی، رهگیری فعالیت‌های فرامرزی مقاومت و هماهنگی با سازمان‌های جاسوسی کشورهای عربی را در دست دارد. توافقات آبراهام و کانال‌های سری با امارات و بحرین اساساً تحت نظارت، هدایت و بسترسازی موساد شکل گرفته بودند.

این‌که رئیس یک کشور حاشیه خلیج فارس (امارات) از کانال‌هایی به پیام مستقیم یحیی السنوار دست یابد، زنگ خطر انفجار را بشنود، اما موساد به‌عنوان چشم خارجی تل‌آویو کوچک‌ترین ردی از این تحولات منطقه‌ای نداشته باشد و حتی از تماس دیپلماتیک میان رهبر امارات و نخست‌وزیر بی‌خبر بماند، نشان‌دهنده یک شکست فاحش در دیپلماسی اطلاعاتی است. موساد عملاً نتوانست سیگنال‌های دریافتی از متحدان منطقه‌ای جدید خود را جذب، تحلیل یا راستی‌آزمایی کند.

 

2-2. اسارت در تله دکترین «کنسپسیون»

جامعه اطلاعاتی اسرائیل (شامل موساد، امان و شاباک) دچار پارادایم مخربی به نام کنسپسیون (پیش‌فرض‌ها و مفاهیم دگماتیک) شده بود؛ تفکری جزمی که فرض می‌کرد:

  • حماس با دریافت چمدان‌های دلاری قطر و مجوزهای کار در داخل اراضی اشغالی «مهار» شده است.
  • حماس ظرفیت یا جرئت باز کردن یک جنگ تمام‌عیار زمینی را ندارد.
  • بازدارندگی اسرائیل نفوذناپذیر است.

این جزمیت تحلیلی باعث شد حتی زمانی که داده‌های تکان‌دهنده‌ای از امارات یا مصر به دستگاه‌ها می‌رسید، فیلترهای ارزیابی اطلاعاتی آن را صرفاً بلوف سیاسی یا تلاش برای باج‌گیری در مذاکرات مبادله اسرا تفسیر کنند. موساد و شاباک تهدیدات ملموس را در قالب توهم خودساخته مهار حماس حل کردند.

 

3-2. شکست اطلاعات انسانی در برابر اعتیاد به فناوری

جامعه امنیتی اسرائیل با اتکای مفرط به سامانه‌های هوش مصنوعی، پهپادها، حسگرهای زیرزمینی دیوار حائل و جاسوسی الکترونیکی واحد ۸۲۰۰، حوزه حیاتی اطلاعات انسانی (نفوذ و منابع زنده) را به کلی نادیده گرفته بود. در نقطه مقابل، اخطار السنوار از طریق شبکه‌ای از افراد (رابطین فتح و تشکیلات فلسطینی) به مقامات اماراتی رسیده بود؛ یعنی همان مسیر کلاسیک اطلاعات انسانی که سازمان‌های جاسوسی اسرائیل سال‌ها ادعای تسلط بر آن را داشتند، اما در مهم‌ترین واقعه قرن بیست‌ویکم در منطقه، از آن جا ماندند. مقاومت فلسطین با اتخاذ تدابیر ضدجاسوسی و حذف ارتباطات دیجیتال، دستگاه‌های شنود پیشرفته اسرائیل را فریب داد.

 

4-2. انحصارطلبی شخصی و کانالیزه شدن اطلاعات

شکست ساختاری دیگر، تسلیم شدن نهادهای اطلاعاتی از جمله موساد در برابر انحصار قدرت اجرایی توسط نتانیاهو بود. در هر ساختار امنیتی، کانال‌های دریافت هشدار باید سازوکاری نهادینه‌شده داشته باشند، نه این‌که یک خط ارتباطی شخصی میان نخست‌وزیر و رهبر یک کشور خارجی وجود داشته باشد که داده‌های آن بتواند بدون ثبت در سیستم رسمی، بایکوت شود. موساد و ارتش در نظارت بر جریان ارزیابی تهدیدات ملی به شدت منفعل عمل کردند و اجازه دادند محاسبات شخصی و بقای حزبی نتانیاهو، سازوکارهای ارزیابی خطر ملی را مصادره کند.

افشاگری هاآرتص نشان داد فاجعه ۷ اکتبر محصول ترکیبی فاجعه‌بار از پنهان‌کاری عامدانه نتانیاهو برای فرار از هزینه‌های سیاسی و کوری ساختاری جامعه اطلاعاتی اسرائیل بود. اصرار نتانیاهو بر انحراف افکار عمومی، تکذیب هشدارهای پیش از حمله و مقاومت در برابر تشکیل کمیته تحقیق مستقل، اکنون به یکی از محورهای اصلی رقابت انتخاباتی آینده اسرائیل تبدیل شده است. این پرونده مسئولیت شخص نتانیاهو در بزرگ‌ترین شکست امنیتی تاریخ این رژیم را به مرکز مناظرات سیاسی بازگرداند و سرنوشت انتخاباتی او را به اتهاماتش گره بزند.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها