برای دههها دلار فقط پول آمریکا نیست؛ یکی از مهمترین ابزارهای قدرت واشنگتن در اقتصاد و سیاست جهانی است. ارزی که از تجارت نفت و فلزات تا ذخایر بانکهای مرکزی، پرداختهای بینالمللی و تأمین مالی جهانی نقشی محوری دارد و به ایالات متحده امکان داده است از مزیت پول ملی خود برای تأمین مالی ارزان، اعمال تحریم، محدودسازی رقبا و اثرگذاری بر رفتار بازیگران بینالمللی استفاده کند. با این حال، نشانههای حرکت تدریجی جهان به سمت تنوعبخشی ارزی، افزایش ذخایر طلا، استفاده از ارزهای ملی و توسعه زیرساختهای مالی مستقل، پرسش مهمی را پیش روی اقتصاد جهانی قرار داده است: آیا عصر سلطه دلار در حال پایان است یا جهان صرفاً به سمت کاهش وابستگی به آن حرکت میکند؟ در این میان، آیا بریکس میتواند یکی از مهمترین میدانهای آزمون این تحول باشد؟
هادی غلامنیا- کارشناس مسائل اقتصاد بینالملل
از سال 1944 و کنفرانس برتون وودز که در آن دلار ایالات متحده به عنوان ستون فقرات اقصاد جهانی پدیدار شد تا اعلامیه نیکسون در سال 1971 مبنی بر کنار گذاشتن نظام مبتی بر ایجاد پشتوانه طلا برای دلار و طرح نرخ ارز شناور، همواره دلار نقشی کلیدی در اقتصاد جهانی ایفاد کرده است. آمارها نشان میدهد تا سال 2025 دلار به عنوان مهمترین ارز جهانی ایفای نقش کرده است. در این سال 56 درصد از ذخایر ارزی جهان با دلار انباشت شده است و یورو و یوآن چین با فاصله بسیار زیاد از دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره نقش آفرینی میکنند.
در نظام پرداختهای بین المللی، براساس آمار منتشر شده در سوئیفت (SWIFT) دلار آمریکا نقشی بیبدیل دارد و حدود نیمی از کل پرداختها با این ارز انجام میشود. در حوزه تامین مالی بین المللی و بازار خرید و فروش بدهیها و اوراق قرضه بینالمللی نیز 60 درصد معاملات به دلار آمریکا انجام میشود. در حوزه معاملات فارکس که در سالهای اخیر طرفداران متعددی حتی در کشورمان ایران پیدا کرده است نیز دلار به عنوان ارز مسلط و ارز واسط برای تسویه معاملات شناخته میشود.
در بخش تامین مالی جهانی، بیش از 70 درصد ابزارهای تامین مالی از فاینانس تا اعتبار اسنادی با دلار آمریکا افتتاح شدهاند. در نهایت درباره نقش دلار باید گفت که قیمتگذاری عموم کالاها در بازارهای بینالمللی از جمله بورسهای معتبر جهانی و قیمتگذاری انواع فلزات در بورس فلزات لندن تا بازارهای جهانی نفت، همه و همه با دلار آمریکا انجام میشوند و این ارز به عنوان شاخص قیمتگذاری مهمترین تولیدات جهانی شناخته میشود. لذا در نگاه برخی تحلیلگران اقتصاد بین الملل، تنها دلار توانسته است ترکیبی از نقدشوندگی بالا، امکان تبدیل سریع و همچنین حمایت حقوقی فرامرزی را به صورت همزمان به نمایش بگذارد و این امر موجب اطمینان خاطر معامله کنندگان با دلار در بازارهای جهانی از تجارت تا تامین مالی و از فارکس تا اوراق قرضه جهانی شود.
اما دلار چه ابعادی به قدرت آمریکا اضافه می نماید؟
دلار به عنوان پول ملی ایالات متحده بستر مناسبی برای شکل دهی به سیاستهای پولی-مالی حمایتی، تجارت ارزان برای شرکتهای آمریکایی، تغییر رفتار رقبا، محدود سازی دشمنان و ضربه زدن به آنها، تامین مالی بین المللی آسان برای شرکا و همچنین ابزار قاعده ساز در اقتصاد بین المللی فراهم کرده است. به عنوان نمونه، زمانی که تجارت جهانی با دلار آمریکا انجام میشود، شرکتهای آمریکایی برای انجام معاملات بینالمللی نیازی به پرداخت هزینههای مرتبط با تبدیل ارز ندارند و از تبعات نوسانات ارزی در امان خواهند بود.
دلار امکان تامین مالی ارزان برای شرکتها و موسات مالی آمریکایی فراهم میکند که این امر ناشی از تقاضای گسترده جهانی برای اوراق خزانه آمریکا به عنوان امنترین دارایی به خصوص در شرایط بحران به شمار میرود. همچین، دلار نقش بی بدیلی در سیاست خارجی آمریکا ایفا میکند، زمانی که واشنگتن تلاش میکند با هدف تغییر رفتار یا تغییر رژیم سیاسی یک کشور، داراییهای آن کشور به دلار را مسدود کند و یا به بازیگران نظام مالی جهانی هشدار میدهد که برای ادامه دسترسی به سیستم مالی مبتنی بر دلار یا باید تعامل با کشور هدف را انتخاب کنند و یا سیستم مالی مبتنی بر دلار. همان سیاستی که منشاء تحریم های بین المللی آمریکا است و طی دو دهه اخیر بارها علیه کشورمان استفاده شده است. با این حال، جهان شاهد اقداماتی برای دلارزدایی یا در ضعیفترین حالت کاهش وابستگی بازیگران نظام مالی بین المللی به دلار بوده است.
کنشها و سیاستهای جهانی به منظور دلارزدایی و کاهش وابستگی به آن
–کاهش تدریجی ذخایر دلاری بانکهای مرکزی: آمارها نشان میدهد، میزان ذخایر دلار به عنوان دارایی بانکهای مرکزی از 7 درصد از سال 2000 به 56 درصد در سال 2025 رسیده است، هرچند برخی از ذخایر موجود نیز با ارزهای تامین شده است که عمواماً به دلار متصل میشوند اما بانکهای مرکزی درحال افزایش ذخایر یورو، یوان و ین ژاپن و حتی ارزهای سایر اقتصادهای نوظهور میباشند.
-بازگشت به عصر طلا: پس از جنگ اوکراین و بازگشت پرتنش ترامپ بر مصدر قدرت در واشنگتن و پیگیری سیاستهای بی ثباتساز در نظام بینالملل و در ادامه تلاش برای تغییر اصول نظم دهنده به سیاست جهانی، بانکهای مرکزی در رقابتی بینظیر جهت افزایش ذخایر طلا قرار گرفتند. بین سالهای 2020 تا 2025 بانکهای مرکزی به صورت تجمیعی و متوسط سالانه هزار تن به ذخایر خود اضافه کردند. در این میان عطش بانک مرکزی چین با افزایش 357 تن در 5 سال و بانکهای مرکزی لهستان، ترکیه، هند و برزیل پیشرانهای اساسی افزایش تقاضای دلار و رشد شدید قیمت این فلز گرانبها شد، به نحوی که قیمت فلز زرد از میانگین 1800 دلار در هر اونس در سال 2020 به متوسط 4500 دلار در سال جاری میلادی رسید. بنابراین طلا مجددا درحال ایفای نقشی تاریخی به عناون ذخیره ارزش جهانی و حتی ابزاری برای معامله است.
-استفاده ارز ارزهای ملی در تجارت جهانی و تسویه مبادلات: مهمترین اقدام برای دلارزدایی از اقتصاد جهانی طی سالهای اخیر به همین روند یعنی افزایش سطح استفاده از ارزهای ملی همچون یوآن چین، روبل روسیه و روپیه هند در تجارت بین الملل مرتبط است. پس از شروع جنگ اوکراین و تشدید تحریمهای غرب، روسیه توانسته است بیش از 60 درصد تجارت بین المللی خود را با ارزهای ملی انجام دهد. همچنین، دولت چین با توسعه زیرساخت سیستم پرداخت فرامرزی و پیام رسان سیپس (CIPS) در تلاش است تا نقش پول ملی خود را در تجارت جهانی افزایش دهد. اخیرا برخی از تامین کنندگان انرژی در بازار چین نیز قبول کردند تا بخشی از منابع حاصل از صادرات خود را به یوآن چین دریافت نمایند. هند و روسیه نیز بخش عمده تجارت خود را براساس ارزهای دوجانبه طراحی کردند تا علاوه بر کاهش ریسک های ناشی از تحریم های غرب علیه شرکت های همکار با اقتصاد روسیه، پول ملی خود را به عنوان ابزار بین المللی توسعه دهد.
نقش گروه بریکس در این میان چیست؟
یکی از اهداف عمده گروه بریکس که اجلاس سران گروه در روزهای اخیر با حضور مقامات ارشد ایران در کشور هند در جریان است، همواره کاهش آسیب پذیری اعضا در برابر فشارها و ریسک های جهانی و کاهش وابستگی اقتصاد بین الملل به دلار آمریکا عنوان شده است. در این میان برخی اقدامات جهت کاهش نقش دلار در تجارت بین اعضاء پیگیری شده است و پیشنهادهایی هرچند محدود اما اثرگذار در جریان است. البته نباید دلارزدایی در میان اعضای بریکس را صرفاً اقدامی سیاسی و ضدآمریکایی ترجمه کرد چراکه دارزدایی پیامدهای مثبت فنی و مالی نیز برای 11 عضو این گروه دارد که کاهش هزینههای تبدیل ارز و طراحی مسیرهای پرداخت امن میان بازیگران عضو گروه از نتایج مثبت این روند به شمار میرود. برخی پیشنهادها و طرح های در جریان که میتواند نقش دلار در تجارت میان اعضای بریکس و حتی با توجه به وابستگی گسترده اقتصاد جهانی به تولیدات و تعاملات تجاری کشورهای قدرتمند عضو این گروه را کاهش دهد را میتوان در محورهای ذیل یافت؛
-ایجاد زیرساخت پرداخت بریکس جهت کاهش وابستگی به سامانه سوئیفت
-تامین مالی زیرساختی با پولهای ملی در چارچوب بانک توسعه نوین بریکس (NDB)
-توسعه تجارت و تبادل مالی میان اعضا از طریق رمزارزهای بانکهای مرکزی عضو (CBDCs)
-معرفی ابزارهای نوین مبتنی بر تسویه با طلا جهت سهولت تجارت میان اعضا
-حرکت به سوی معرفی نوعی پول مشترک با پشتوانه سبدی از پول ملی اعضای گروه.


