AR | EN

1405-06-01 21:38

AR | EN

1405-06-01 21:38

اشتراک گذاری مطلب

جنگ اقتصادی علیه ایران یا بومرنگی که به مرکز باز می‌گردد

در مرداد ۱۴۰۵، واشنگتن بار دیگر از افزایش فشار اقتصادی بر ایران خبر داد؛ موضوعی که اگرچه تازگی ندارد اما این بار دولت دونالد ترامپ به آن عنوان کمتر استفاده شده‌ای می‌دهد؛ مقام‌های آمریکایی دیگر فقط از تحریم صحبت نمی‌کنند، بلکه از «جنگ اقتصادی» و اعمال «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» علیه ایران و حتی کشورهایی سخن می‌گویند که به تهران برای ادامه تجارت کمک می‌کنند.

ایران‌ویو24- اقتصادی

تجربه بیش از چهار دهه تحریم علیه ایران نشان می‌دهد که میان آسیب اقتصادی و موفقیت سیاسی فاصله زیادی وجود دارد. تحریم‌ها بدون تردید هزینه‌هایی به اقتصاد ایران وارد کرده‌اند؛ از کاهش درآمدهای نفتی و افت سرمایه‌گذاری گرفته تا تورم، کاهش ارزش پول ملی و فشار بر رشد اقتصادی. اما در مقابل، ایران نیز طی سال‌های گذشته یاد گرفته است چگونه با این شرایط کنار بیاید، مسیرهای تجاری جدید پیدا کند و وابستگی خود را به کانال‌های اقتصادی غرب کاهش دهد و در بسیاری از علوم و فنون به خودکفایی برسد.

به همین دلیل، آنچه امروز در برابر ایران قرار گرفته، بیشتر از آنکه یک شوک اقتصادی کوتاه‌مدت باشد، شبیه یک نبرد فرسایشی با آمریکا و توان سازگاری اقتصاد ایران است.

نتیجه مورد نظر آمریکا از تحریم‌ها چیست؟

بسیاری از ناظران در واکنش به جنگ اقتصادی اعلامی دولت ترامپ علیه ایران می‌گویند: در حالی که آمریکا از یک سال جنگ و حملات نظامی به دستاورد سیاسی دست نیافته، چگونه می‌تواند از تبدیل دوباره جنگ نظامی به جنگ اقتصادی، دستاوردسازی کند؟ یکی از اشتباهات رایج در بحث تحریم‌ها این است که اثر اقتصادی آنها را با موفقیت سیاسی یکی بدانیم.

بر اساس این دیدگاه؛ تردیدی نیست که تحریم‌های آمریکا اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده‌اند. کاهش درآمدهای نفتی، افزایش تورم، افت ارزش ریال، کاهش سرمایه‌گذاری و فشار بر رشد اقتصادی، بخشی از پیامدهایی است که در سال‌های گذشته بارها دیده شده است. اما سؤال اصلی چیز دیگری است: آیا این فشارها توانسته‌اند ایران را وادار کنند اهداف راهبردی واشنگتن را بپذیرد؟

تجربه سال‌های گذشته پاسخ قطعی و روشنی به این سؤال نمی‌دهد. حتی در داخل آمریکا نیز درباره میزان موفقیت تحریم‌ها اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تحریم می‌تواند هزینه زیادی ایجاد کند، اما ایجاد هزینه لزوماً به معنای تغییر رفتار سیاسی کشور هدف نیست.

در واقع، هر بار که واشنگتن فشارها را بیشتر کرده، تهران نیز تلاش کرده راه‌ها و ابتکارهای تازه‌ای برای دور زدن یا کاهش اثر این فشارها پیدا کند.

ایران دیگر اقتصاد سال‌های نخست تحریم نیست

تحریم زمانی بیشترین اثر را دارد که کشور هدف آمادگی لازم برای مقابله با آن را نداشته باشد. اما ایران امروز با ایران سال‌های نخست تحریم تفاوت زیادی دارد.

اقتصاد ایران طی بیش از چهار دهه، به تدریج با شرایط تحریمی سازگار شده است. تجارت با کشورهای همسایه و کشورهای شرقی افزایش یافته، روش‌های مختلف تسویه مالی مورد استفاده قرار گرفته و شبکه‌های واسطه‌ای و مسیرهای جدیدی برای صادرات و واردات شکل گرفته است.

این وضعیت البته به معنای بی‌هزینه بودن تحریم نیست. تجارت در شرایط تحریمی معمولاً گران‌تر و دشوارتر است. تخفیف در فروش کالا، افزایش هزینه حمل‌ونقل، واسطه‌های بیشتر و مشکلات انتقال پول، همه بخشی از این هزینه هستند.

اما یک تفاوت مهم وجود دارد: تحریم امروز بیشتر از آنکه بتواند تجارت ایران را متوقف کند، هزینه انجام آن را بالا می‌برد. همین مسئله یکی از دلایلی است که باعث شده اثر تحریم‌ها در بلندمدت با آنچه در ابتدا انتظار می‌رفت، تفاوت داشته باشد.

نفت؛ همچنان مهم‌ترین نقطه فشار

با وجود افزایش توان سازگاری اقتصاد ایران، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: نفت همچنان مهم‌ترین اهرم اقتصادی آمریکا علیه ایران است.

گزارش‌های بازار نفت در اوت ۲۰۲۶ نشان می‌دهد صادرات نفت ایران تحت فشار قابل توجهی قرار گرفته است.اما از طرف دیگر، کاهش صادرات نفت به معنای قطع کامل درآمد نفتی ایران نیست. ایران همچنان بازارهای جایگزین، مشتریان مشخص و شبکه‌های تجاری و حمل‌ونقل خارج از مسیرهای رسمی غرب دارد. چین نیز همچنان مهم‌ترین خریدار نفت ایران به شمار می‌رود.

اینجاست که یکی از دشوارترین بخش‌های راهبرد آمریکا خود را نشان می‌دهد: فشار بر صادرات نفت ایران بدون همراه کردن چین بسیار دشوار است.

چین؛ حلقه‌ای که آمریکا به‌سادگی نمی‌تواند آن را کنار بزند

واشنگتن در جنگ اقتصادی ادعایی تلاش می‌کند فشار اقتصادی را فقط متوجه ایران نکند و کشورها و شرکت‌هایی را هم که با تهران همکاری می‌کنند تحت فشار قرار دهد. در این میان، چین اهمیت ویژه‌ای دارد. بخش عمده نفت ایران به چین می‌رود و پکن نیز بارها با سیاست تحریم یکجانبه آمریکا مخالفت کرده است.

مشکل آمریکا این است که چین یک شرکت کوچک یا یک شریک تجاری محدود نیست که بتوان با فشار مستقیم آن را از معامله با ایران منصرف کرد. فشار بر پالایشگاه‌ها و شرکت‌های چینی در نهایت به معنای افزایش فشار بر یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان است.

به همین دلیل، پرونده تحریم ایران دیگر فقط یک مسئله میان تهران و واشنگتن نیست. این موضوع بیش از گذشته با رقابت بزرگ‌تر آمریکا و چین مرتبط شده است. هرچه واشنگتن برای محدود کردن صادرات نفت ایران فشار بیشتری به چین وارد کند، احتمال اینکه مسئله ایران به بخشی از رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیکی دو کشور تبدیل شود نیز بیشتر خواهد شد.

گسترش جنگ اقتصادی به دریاها؟

مقامات دولت مدعی هستند ابعاد جنگ اقتصادی جدید علیه ایران فقط به تحریم‌های بانکی و مالی محدود نخواهد ماند، چنانچه افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز، و محاصره دریایی بُعد دیگری به این جنگ اقتصادی داده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در چنین شرایطی، تحریم دیگر فقط یک تصمیم حقوقی یا مالی نیست. مسئله مستقیماً به حمل‌ونقل، بیمه، هزینه انرژی و جریان تجارت جهانی مربوط می‌شود.

البته این وضعیت برای آمریکا هم بدون هزینه نیست. هرگونه افزایش ریسک در تنگه هرمز می‌تواند بازار جهانی نفت را تحت تأثیر قرار دهد و نگرانی درباره اختلال در عرضه انرژی، قیمت‌ها را بالا ببرد. در نتیجه، فشار بیشتر بر صادرات نفت ایران می‌تواند یک اثر برگشتی هم داشته باشد: هرچه محدودیت‌ها شدیدتر شوند، خطر اختلال در بازار جهانی انرژی نیز بیشتر می‌شود.

چرا تحریم حداکثری به هدف حداکثری تبدیل نمی‌شود؟

پاسخ را باید در چند عامل جست‌وجو کرد.

نخست اینکه اقتصاد ایران، با وجود مشکلات جدی، منزوی و بدون ارتباط با جهان نیست. ایران جمعیت زیادی دارد، منابع انرژی قابل توجهی در اختیار دارد و به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، به مسیرهای مختلف زمینی و دریایی دسترسی دارد.

دوم اینکه در سال‌های گذشته، بخشی از روابط اقتصادی ایران از غرب به سمت شرق تغییر کرده است. چین و روسیه به شرکای مهم‌تری برای تهران تبدیل شده‌اند و کشورهای همسایه نیز نقش بیشتری در تجارت ایران پیدا کرده‌اند.

سوم، با گسترش تحریم‌ها، به مرور نوعی تجربه و دانش عملی برای فعالیت اقتصادی در شرایط محدودیت ایجاد شده‌اند. شبکه‌های تجاری و مالی برای عبور از موانع شکل گرفته‌اند و فعالان اقتصادی با روش‌های مختلف سازگار شده‌اند.

چهارم اینکه تحریم‌ها برای آمریکا نیز هزینه‌هایی دارند؛ از تأثیر بر بازار انرژی گرفته تا افزایش تنش با چین و ایجاد نارضایتی در میان برخی شرکای اقتصادی.

و در نهایت، مهم‌ترین نکته این است که فشار اقتصادی الزاماً به تسلیم سیاسی منجر نمی‌شود. تصمیم‌های سیاسی تنها بر اساس شاخص‌های اقتصادی گرفته نمی‌شوند و عوامل امنیتی، ژئوپلیتیکی و داخلی نیز در آنها نقش دارند.

تحریم یعنی ایجاد اقتصاد مقاوم‌تر

تجربه ایران یک تصویر دوگانه در اقتصاد بین‌الملل ایجاد کرده است.

از یک سو، نمی‌توان هزینه‌های تحریم را انکار کرد. اقتصاد ایران در طول سال‌های گذشته با مشکلات جدی مواجه بوده و تحریم یکی از عوامل مهم افزایش این فشارها بوده است.

از سوی دیگر، همین فشارها باعث شده ایران به سمت کاهش وابستگی به مسیرهای اقتصادی غرب حرکت کند. گسترش تجارت با همسایگان، افزایش روابط اقتصادی با چین و روسیه، توسعه مسیرهای حمل‌ونقل منطقه‌ای، استفاده از سازوکارهای غیرغربی و تلاش برای تامین بخشی از نیازها در داخل، بخشی از همین روند است.

در واقع، تحریم یک اثر ناخواسته هم دارد: هرچه کشورهای هدف بیشتر تحت فشار قرار بگیرند، انگیزه بیشتری برای پیدا کردن مسیرهای جایگزین پیدا می‌کنند.

حتی در آمریکا هم درباره نتیجه تحریم‌ها اتفاق نظر وجود ندارد

نکته قابل توجه این است که درباره کارآمدی تحریم‌ها حتی در داخل آمریکا نیز اجماع وجود ندارد.

در سال‌های گذشته، تحلیلگران و نهادهای آمریکایی بارها این سؤال را مطرح کرده‌اند که آیا تحریم‌های شدید واقعاً می‌توانند تهران را به تغییر رفتار وادار کنند یا فقط هزینه‌های اقتصادی را افزایش می‌دهند.

این اختلاف نظر اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا دولت ترامپ پس از سه دور جنگ بی دستاورد، بار دیگر تلاش می‌کند فشار اقتصادی را به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای خود برای تغییر محاسبات تهران تبدیل کند.

از این منظر، بازگشت دوباره واشنگتن به تحریم‌های شدید را می‌توان نشانه‌ای از اذعان به شکست دوباره راهبرد آمریکا در برابر ایران دانست.

چنانچه راهبرد نظامی نشان داد و تجربه بیش از چهار دهه تحریم یک نکته مهم را روشن کرده است: تحریم می‌تواند هزینه ایجاد کند، اما هیچ تضمینی برای پیروزی سیاسی تحریم‌کننده وجود ندارد.

در نهایت، نتیجه واقعی این نبرد نه در بیانیه‌های واشنگتن، بلکه در چند نقطه مشخص تعیین خواهد شد: بازار نفت، تنوع مسیرهای تجارت منطقه‌ای، بازار ارز ایران و اراده ملی برای مقاومت.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها