علی حیدری، کارشناس مسائل منطقه
حمله به فرودگاه ابوظهور در حومه ادلب از سوی رژیم اسرائیل اولین حمله این رژیم به منافع ترکیه در سوریه نبوده و احتمالاً آخرین آنها نیز نخواهد بود.
ماجرا چه بود؟
بامداد سهشنبه مقامات نظامی سوریه اعلام کردند که مجموعهای از حملات هوایی توسط رژیم اسرائیل علیه پایگاه هوایی ابوظهور در شرق استان ادلب، شمالغربی سوریه انجام شده است. تلویزیون دولتی سوریه گزارش داد که هشت حمله هوایی به باند فرودگاه و انبارهای پایگاه اصابت کرده و خسارات مادی به بار آورده، اما تلفات جانی نداشته است.
بر اساس این گزارش، ۲ جنگنده اف-۱۵ اسرائیلی این حملات را انجام دادند و قبل و پس از آن نیز پهپادهای هرمس این رژیم ساعتها بر فراز منطقه مورد حمله اقدام به گشت زده بودند. همچنین ساعت ۱۶ همان روز نیز بمباران این مناطق ادامه داشت.
چرا به فرودگاه حمله شد؟
پس از این حمله بود که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل، گفت: استقرار نیروهای ترکیه در پایگاهی هوایی نزدیک حلب، تهدیدی برای امنیت اسرائیل است. دمشق با نادیده گرفتن هشدارهای اسرائیل و اجازه استقرار نیروهای ترکیه، تفاهم امنیتی موجود را به خطر انداخته است. اسرائیل تهدیدات علیه امنیت خود را تحمل نخواهد کرد.
براساس گزارش منابع میدانی، یک شرکت ترکیهای باند فرودگاه ابوالظهور را بازسازی کرده بود. در چارچوب توافق بین دمشق و آنکارا، کار استقرار پهپادها، رادار و سیستمهای دفاع هوایی در پایگاههای نظامی مانند ابوالظهور و تفتناز در حال انجام بود.
این منبع گفت: ما در حال حاضر به جز چند هواپیما، حضور نظامی دیگری در آنجا نداریم، اما اسرائیل در حال بمباران آینده این مکان است، نه حال آن. این حمله پیامی در مورد بیانیه اخیر اردوغان و اقدامات استراتژیک ترکیه در حال تغییر از تئوری به عمل است. بهطور خلاصه، آنها میخواهند قابلیتهای ارتش سوریه را قبل از اینکه بتوانند بهطور کامل توسعه یابند، خفه کنند.
بر اساس اظهارات منتشرشده میتوان نتیجه گرفت که هدف حملات رژیم اسرائیل به این منطقه، جلوگیری از استقرار نظامی-امنیتی ترکیه در شمال و مرکز سوریه است، زیرا مدتی پیش نیز اسرائیل پایگاه T4 در نزدیکی پالمیران و استان حمص و همچنین یک پایگاه نظامی در نزدیکی دمشق را که نیروهای فنی نظامی ترکیه در آن مستقر بودند، مورد هدف قرار داده بود که بر اساس گزارشهای غیررسمی تعدادی از این نیروها نیز کشته شدند.
آیا این حملات تداوم مییابد؟
با سقوط دولت اسد و خلأ بهوجودآمده از نبود ایران و روسیه، ترکیه و رژیم اسرائیل موقعیت تازهای در سوریه پیدا کردند.
راهبرد اسرائیل از همان ابتدا روشن بود؛ پیشروی در جنوب سوریه برای تثبیت اشغالگری در جولان، بهدست گرفتن منابع آبی عظیم این منطقه، فراهم کردن زمینه برای شهرکسازی در مناطق اشغالی جدید، تسلط بر دمشق از طریق اشغال خاک و نابودی تسلیحات سنگین و راهبردی سوریه نظیر ناوچه، انبارهای موشک و هر نوع سلاح سنگینی که بتواند در آینده خطری برای این رژیم داشته باشد. همچنین با حمایت از دروزیها اقدام به تجزیه غیررسمی این کشور کرده است.
ترکیه نیز علاوه بر گسترش فعالیت اقتصادی و سیاسی خود، موضوع ایجاد پایگاه نظامی برای تسلط هرچه بیشتر بر خاک خارج خود در جنوب را دنبال میکرد.
در ابتدا تصور بر این بود که دو طرف با توجه به همکاریای که در سقوط اسد داشتند، در این مورد به تفاهمی دست یابند که بر مبنای آن، جنوب سوریه در اختیار رژیم اسرائیل قرار میگرفت، مرکز آن به گروههای مسلح داده میشد که اکنون صاحب دولت شدهاند و شمال آن نیز در اختیار ترکیه قرار میگرفت.
اما اختلافات خیلی زود سربرآورد، بهطوریکه اخطارهای مقامات رژیم اسرائیل به ترکیه و دمشق برای عدم حضور نظامی ترکها و بمباران مناطقی در مرکز و نزدیکی دمشق باعث شد تا طرف ترک متوجه شود رسیدن به آنچه فکر میکرده دشوارتر از این حرفهاست.
بر این اساس، ترکیه تلاش کرد تا اختلافات خود را در پس پرده و با وساطت آذربایجان حلوفصل کند که نشستهایی در باکو بین دو طرف برگزار شد. همچنین در لندن و پاریس نیز نشستهایی برگزار شد. اما بمباران اخیر ابوظهور، اظهارات تند مقامات اسرائیل و انفعال دمشق نشان میدهد که هیچ توافقی بین تلآویو و آنکارا درباره حضور نظامی ترکیه در سوریه حاصل نشده است.
چشمانداز رقابت اسرائیل و ترکیه در سوریه
تام باراک، نماینده ویژه ترامپ در سوریه و سفیر آمریکا در ترکیه، درباره بحران پیشآمده گفت: ترکیه پیشاپیش از حملات اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در سوریه، در نزدیکی مرز ترکیه (۵۵ کیلومتری مرز)، مطلع نشده بود؛ پس از شناسایی هواپیماهای اسرائیلی که به سمت حریم هوایی این کشور در حرکت بودند، میتوانست برای پاسخ آماده شود، اما خوشبختانه، افراد خونسرد و عاقل توانستند مانع از وخیمتر شدن اوضاع شوند.
این اظهارات نشان میدهد که ترکیه علیرغم برنامه خود برای حضور نظامی در سوریه و تهدیداتی که متوجه تلآویو کرده، همچنان با احتیاط با موضوع برخورد میکند و از درگیری مستقیم، علیرغم حمله چندباره اسرائیل به پایگاههایش در سوریه، دوری میکند.
بر همین اساس بود که اردوغان بلافاصله با ترامپ تماس گرفته و نسبت به این حمله اسرائیل اعتراض خود را منتقل کرده بود.
بر اساس موارد ذکرشده میتوان چند سناریو برای موقعیت پیشآمده در سوریه در نظر گرفت:
اول: تلاش ترکیه و سوریه برای ایجاد شکلگیری یک توافق نانوشته سهجانبه که براساس آن وضعیت میدانی هر طرف مشخص شود. (بهدلیل عدم رسمیت دولت جدید دمشق از سوی اسرائیل امکان کمی دارد)
دوم: به میدان آمدن جمهوری آذربایجان بهعنوان واسطه و ادامه نشستهای باکو برای رسیدن تلآویو و آنکارا به توافق دوجانبه درباره سوریه. (بهدلیل روابط خوب تلآویو و باکو امکان زیادی دارد)
سوم: ادامه روند فعلی و بمباران گاهوبیگاه مناطقی که نیروهای نظامی ترکیه در آن مستقر خواهند شد تا زمانی که طرف اسرائیلی این حضور را بپذیرد. (بهدلیل رویکرد اسرائیل طی دو سال گذشته و اراده این رژیم برای دیکته سیاستهای منطقهای خود امکان کمی دارد)
چهارم: به میان کشیدن پای ترامپ از سوی اردوغان برای حل مسئله و رسیدن دو طرف به یک راهحل میانه. (امکان بالایی دارد)
پنجم: درگیری مستقیم بین ترکیه و اسرائیل در سوریه. (با توجه به رویکرد ترکیه و وضعیت سیاسی و اقتصادی نامناسب حزب حاکم، امکان چنین ریسکی برای آنکارا پایین است.)
ولی افتاد مشکلها…
اگرچه در ابتدای سقوط دولت اسد، دولتمردان ترکیه سرمست از پیروزی بهدستآمده مشغول برنامهریزی برای آینده سوریه بودند و به تهران آداب سیاست منطقهای را یادآور میشدند، اما با گذشت زمان مشخص شد که بهجز منافع اقتصادی، آنکارا نباید انتظار بیشتری از میدان سوریه داشته باشد، زیرا رقبای منطقهای نظیر اسرائیل و برخی کشورهای عربی در این مسیر قرار دارند که بهراحتی قابل کنار زدن نیستند.


