AR | EN

1405-05-16 01:05

AR | EN

1405-05-16 01:05

اشتراک گذاری مطلب

چرا واشنگتن خبر کمبود ذخایر موشکی را منتشر و برجسته می‌کند؟

گزارش رویترز از اتمام «تقریباً همه» موشک‌های دوربرد آمریکا در جنگ پنج‌ماهه با ایران، نه یک خبر صرف، که معادله‌ای پیچیده از سیاست، اطلاعات و اقتصاد جنگ است. واشنگتن در تنگنای راهبردی، با انتشار گزینشی آمار، هم‌زمان به دنبال مهار رئیس‌جمهور آمریکا برای تشدید حمله، کشف توان پدافندی ایران، توجیه انتقال ۶۷ میلیارد دلار از منابع عمومی آمریکا به صنایع تسلیحاتی و تغییر دکترین حمله با بمب‌افکن‌های سنگین‌تر است؛ اما در این بازی پنهان، سوال اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده: آیا این کمبود، پایان زرادخانه آمریکاست یا آغاز فازی جدید از جنگ‌افزایی بی‌حساب؟

ایران ویو 24- دفاعی و امنیتی

 گزارش 13 مرداد (چهارم اوت) رویترز درباره مصرف موشک‌های آمریکا در جنگ پنج‌ماهه ایران، کمبود واقعی چند سلاح حیاتی را آشکار کرد؛ کمبودی که واشنگتن آن را هم‌زمان پنهان، انکار و برای دریافت بودجه بیشتر برجسته می‌کند. در این گزارش، سه منبع مطلع گفتند بخش عمده موشک‌های دوربرد دقیق آمریکا مصرف شده، «تقریباً همه» موشک‌های ATACMS و PrSM قابل استفاده شلیک شده و اندکی کمتر از نیمی از ذخیره جهانی تاماهاوک به مصرف رسیده است. با این حال، موجودی اولیه، تعداد باقی‌مانده و تعریف دقیق عبارت «قابل استفاده» اعلام نشد و رویترز نیز رقم مربوط به تاماهاوک را مستقلاً تأیید نکرد. بنابراین، خبر بر داده‌های محرمانه و منابع ناشناس استوار است و بخش تعیین‌کننده اطلاعات همچنان از دسترس افکار عمومی دور نگه داشته شده است. اما چرا این خبر منتشر شد و اهداف پشت پرده آن چیست؟

زمان‌بندی معنادار انتشار خبر

زمان‌بندی گزارش، کارکرد سیاسی آن را نشان می‌دهد؛ ترامپ سوم اوت ایران را به حمله «قطع سر» تهدید کرد، چهارم اوت خبر کمبود منتشر شد و پنجم اوت مذاکرات فشرده درباره تنگه هرمز و توافق مطرح شد. انتشار خبر در میانه تهدید و مذاکره، همراه با نوع منابع و تسلیحات انتخاب‌شده، اهداف سیاسی، نظامی و اقتصادی آن را آشکار می‌کند.

ابعاد واقعی مصرف مهمات

برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) نشان می‌دهد آمریکا پیش از جنگ حدود ۳۱۰۰ تاماهاوک، ۴۴۰۰ موشک JASSM، تعداد ۹۰ موشکPrSM، حدود ۴۱۰ فروندSM-3، نزدیک به ۱۱۶۰ فروندSM-6، حدود ۳۶۰ رهگیر تاد و ۲۳۳۰ رهگیر پاتریوت در اختیار داشت.

در ۳۹ روز نخست جنگ، بیش از هزار تاماهاوک، بیش از ۱۱۰۰ موشک JASSM، بین ۴۰ تا ۷۰ فروندPrSM، بین ۱۳۰ تا ۲۵۰ فروندSM-3، بین ۱۹۰ تا ۳۷۰ فروندSM-6، بین ۱۹۰ تا ۲۹۰ رهگیر تاد و بین ۱۰۶۰ تا ۱۴۳۰ رهگیر پاتریوت مصرف شد. در چهار رده تسلیحاتی، مصرف از نصف ذخیره پیش از جنگ عبور کرد.

برآورد منتشرشده در واشنگتن‌پست نیز موجودی پاتریوت را از حدود ۲۲۰۰ فروند پیش از جنگ به کمتر از ۸۲۷ فروند و موجودی تاد را از ۴۵۲ فروند به کمتر از ۲۷۸ فروند کاهش داد. رویترز نیز مصرف حدود ۶۵ درصد پاتریوت‌ها و کاهش دست‌کم ۳۸ درصدی تاد را همخوان با داده‌های داخلی دولت آمریکا اعلام کرد. هم‌جهتی این ارقام با قراردادهای اضطراری و درخواست‌های بودجه‌ای، اصل کمبود را تأیید می‌کند.

ادعای تمام‌شدن موشک‌های آمریکا از نظر فنی نادرست است؛ کمبود به سلاح‌های دوربرد و رهگیرهای گران‌قیمت مربوط می‌شود، نه همه مهمات. آمریکا همچنان هزاران بمب هدایت‌شونده، موشک هوا‌به‌هوا، مهمات کوتاه‌برد و قدیمی و احتمالاً حدود ۸۰۰ ATACMS کوتاه‌بردتر دارد. بحران اصلی، کاهش ابزارهای حمله از فاصله امن و مقابله با موشک‌های بالستیک است؛ جایگزین‌ها نیز هواپیما، خدمه و پایگاه‌ها را بیشتر در معرض خطر قرار می‌دهند.

اهداف پشت پرده چیست؟

بازی سیاسی با انتشار درصدها بدون اعلام موجودی واقعی

واشنگتن درصدهایی مانند ۶۵ درصد و «تقریباً همه» را منتشر می‌کند، اما موجودی پایه را محرمانه نگه می‌دارد. معلوم نیست موشک‌های تعمیری و آموزشی، ذخایر متحدان، تسلیحات شناورها و ذخیره جنگ احتمالی با چین در محاسبات آمده‌اند یا نه. این ابهام امکان بزرگ یا کوچک‌نمایی سیاسی ارقام را فراهم می‌کند و ادعای داشتن مهمات «بیش از نیاز» نیز کاهشPrSM، پاتریوت و تاماهاوک را رد نمی‌کند.

 مدیریت شکست سیاسی در واشنگتن

دولت ترامپ جنگ را کوتاه تصور کرد، اما در ماه پنجم با کمبود موشک، فشار متحدان و افت آمادگی برابر چین و روسیه روبه‌رو شد. در مناقشه داخلی بر سر ادامه حملات، افشای ذخایر برای مهار عملیات، سوق‌دادن رئیس‌جمهور به آتش‌بس و انتقال مسئولیت شکست به کنگره و صنایع دفاعی به کار رفت. پنتاگون نیز با برجسته‌کردن کاهش پاتریوت، ذخایر دوربرد و آمادگی شرق آسیا، «وتوی غیررسمی» ساخت و حمله تازه را تهدیدی برای امنیت آمریکا برابر چین و روسیه جلوه داد. بنابراین مخاطب اصلی خبر، کاخ سفید و کنگره بود، نه تهران.

تله اطلاعاتی برای آشکارکردن توان ایران

انتشار خبر کمبود رهگیرها، هم‌زمان کارکرد اطلاعاتی علیه ایران دارد. آمریکا از اندازه واقعی ذخایر زیرزمینی، تعداد پرتابگرهای باقی‌مانده و توان بازسازی ایران اطلاع کامل ندارد. القای رسیدن پاتریوت و تاد به مرز بحرانی می‌تواند تهران را به انجام حمله‌ای گسترده برای اشباع پدافند ترغیب کند. چنین حمله‌ای محل پرتابگرها، زنجیره فرماندهی، ارتباطات، شیوه هماهنگی و ترکیب واقعی زرادخانه ایران را آشکار می‌کند. واشنگتن به‌اندازه‌ای از کمبود سخن می‌گوید که ایران را به موفقیت خوش‌بین کند، اما جزئیات نقطه شکست پدافند را مخفی نگه می‌دارد. تعداد رهگیرهای مستقر در منطقه، اروپا و شرق آسیا و همچنین ذخایر حذف‌شده از محاسبات رسانه‌ای همچنان نامعلوم است.

انتقال مسئولیت کمبود به ایران

در یک جابه‌جایی روایی، پرسش از ورود آمریکا به جنگ بدون آمادگی مهماتی جای خود را به خطر زرادخانه ایران می‌دهد؛ حمله واشنگتن، استقرار نیرو و دفاع از پایگاه‌ها به حاشیه می‌رود و موشک‌های ایران عامل بحران معرفی می‌شوند. این روایت زمینه محدودیت برد، تعداد، استقرار و آزمایش‌های موشکی ایران را می‌سازد و هم‌زمان با مذاکرات هرمز، نیاز آمریکا به پایان جنگ را در قالب «آخرین فرصت ایران» به اهرم فشار تبدیل می‌کند.

پوشش رسانه‌ای برای تغییر دکترین حمله

کاهش تاماهاوک و PrSM هم‌زمان یک تهدید ضمنی است: حملات بعدی می‌تواند با هواپیماهای سرنشین‌دار، بمب‌افکن‌های سنگین، مهمات بزرگ‌تر و خسارات جانبی بیشتر انجام شود. واشنگتن با این روایت، مسئولیت تشدید را از پیش بر دوش تهران می‌گذارد و کاهش ابزارهای محدودتر را بهانه تغییر شیوه حمله و افزایش دامنه تخریب می‌کند.

 تبدیل جنگ به برنامه انتقال منابع عمومی

جنگ ایران به برنامه‌ای برای انتقال گسترده منابع عمومی آمریکا به صنایع تسلیحاتی تبدیل شده است. کاخ سفید ۶۷.۱ میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای پنتاگون درخواست کرده که ۲۱ میلیارد دلار آن مستقیماً برای مهمات و ۱۲.۱ میلیارد دلار برای برنامه‌های محرمانه در نظر گرفته شده است. ارتش آمریکا همچنین قراردادی تا سقف ۵۸.۶ میلیارد دلار برای پاتریوت و توافقی بیش از سه میلیارد دلار برای قطعات پاتریوت و تاد منعقد کرده است. دولت ذخایر تسلیحاتی را در جنگی بدون مجوز تازه کنگره کاهش داد و اکنون هزینه بازسازی این ذخایر را از بودجه عمومی مطالبه می‌کند.

تعارض منافع در برآوردهای اندیشکده‌ای

بر اساس آخرین گزارش‌ها؛ درآمد موشکی لاکهید مارتین ۲۰ درصد افزایش یافت و به ۴.۱ میلیارد دلار رسید؛ سفارش‌های معوق آن با رشد ۳۸.۳ درصدی به ۲۳۰.۴ میلیارد دلار و سفارش‌های RTX با رشد ۲۲ درصدی به ۲۸۹ میلیارد دلار رسید. سهام لاکهید ۱۰.۶ درصد و RTX حدود ۷.۷ درصد رشد کرد. کمبود برای دولت بحران آمادگی و برای مجتمع نظامی-‌صنعتی بازاری چندصد میلیارد دلاری است. بی‌طرفی CSIS نیز محل تردید است، زیرا حامیان مالی سال ۲۰۲۵ آن شامل لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن و RTX، تولیدکنندگان پاتریوت، تاد، PrSM  و تاماهاوک‌ هستند. بنابراین، اندیشکده دریافت‌کننده منابع صنایع تسلیحاتی، خرید فوری محصولات همان صنایع را توصیه کرده است.

انتقال مسئولیت تامین هزینه بحران به متحدان

متحدان نیز هزینه کمبود را می‌پردازند. آمریکا به برخی کشورهای بالتیک و اسکاندیناوی از تأخیر تحویل تسلیحات به‌دلیل جنگ ایران خبر داده و تحویل ۴۰۰ تاماهاوک ژاپن و ارسال پاتریوت و PrSM به اوکراین را متوقف، کاهش یا عقب انداخته است. واشنگتن با تنزل اولویت قراردادهای متحدان و بازتوزیع ذخایر جهانی، اعتبار خود را تضعیف و بدعهدی را «وضعیت اضطراری جهانی» معرفی می‌کند. اروپا، ژاپن و کشورهای عربی نیز برای توسعه خطوط تولید، پذیرش تحویل دیرتر و خرید ذخایر بیشتر تحت فشارند؛ با این حال، تخصیص ذخایر و حق تقدم عملیاتی همچنان در اختیار آمریکا می‌ماند.

آمریکا در چند رده حیاتی به کمبود خطرناک رسیده، اما زرادخانه‌اش نابود نشده و فروپاشی نظامی رخ نداده است. این خبر اگرچه جعلی نیست، حقیقتی گزینشی و مهندسی‌شده برای مهار هزینه سیاسی جنگ، فشار بر ایران، محدودکردن رئیس‌جمهور، بازسازی زرادخانه چین‌محور و تقویت مجتمع نظامی‌ـ‌صنعتی آمریکاست.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها