AR | EN

1405-05-18 20:59

AR | EN

1405-05-18 20:59

اشتراک گذاری مطلب

پس از توافق موقت؛ سناریوهای آمریکا برای مهار تثبیت موقعیت ایران در تنگه هرمز

توافق موقت میان ایران و عمان بر سر نحوه بازگشایی و مدیریت عبور و مرور در تنگه هرمز، در صورت نهایی‌شدن و اجرای پایدار، می‌تواند یکی از مهم‌ترین پیامدهای ژئوپلیتیکی بحران جاری در خلیج فارس باشد. اهمیت موضوع صرفاً به بازگشت کشتی‌ها به یک مسیر دریایی محدود نمی‌شود؛ مسئله اصلی این است که آیا ترتیبات موقت موجود در نهایت به نوعی واقعیت جدید در مدیریت تنگه هرمز تبدیل خواهد شد یا خیر.

ایران ویو24- جهان

بر اساس گزارش‌های اخیر، هرچند عمان با پیشنهاد مسیر میانی از سوی ایران موافقت کرده، اما مسقط در حال پیشبرد طرحی برای مدیریت منطقه‌ای تنگه است؛ طرحی که با دیدگاه تهران درباره حاکمیت سرزمینی و اختیار ایران در مدیریت مسیر دریایی تنگه هرمز تفاوت‌هایی دارد. رویترز گزارش داده است که پیشنهاد عمان بر مدیریت منطقه‌ای و دریافت هزینه‌های داوطلبانه برای خدمات عبور تأکید دارد، در حالی که مسئله عوارض و کنترل مسیرهای عبور همچنان از اصلی‌ترین نقاط اختلاف است.

در همین حال، موضع ایران نشان می‌دهد که مسئله از نظر تهران صرفاً یک توافق فنی درباره کشتیرانی نیست. سپاه پاسداران در بیانیه اخیر اعلام کرد که بازگشایی تنگه به مذاکرات ایران و عمان وابسته نیست و به پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا بستگی دارد.

از این منظر، تحلیلگران آمریکایی می‌گویند واشنگتن با یک معضل راهبردی روبه‌رو است: از یک سو به بازگشت جریان انرژی و تجارت از هرمز نیاز دارد و از سوی دیگر نمی‌خواهد یک توافق موقت به تثبیت این برداشت منجر شود که ایران توانسته است پس از بحران، نقش مسلط و پایدار در مدیریت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به دست آورد.

بنابراین، محتمل‌ترین رویکرد آمریکا در مرحله بعد لزوماً بازگشت فوری به تقابل نظامی نیست؛ بلکه اعلام موضع پیروزمندانه درباره تحمیل توافق موقت به ایران و تداوم ترکیبی از فشارهای سیاسی، اقتصادی، حقوقی، امنیتی و دیپلماتیک خواهد بود. مهم‌ترین هدف واشنگتن احتمالاً این خواهد بود که ترتیبات موقت ایران و عمان به یک عرف یا سازوکار دائمی تبدیل نشود.

به بیان دیگر، آمریکا ممکن است در مذاکرات کنونی به طرح پیشنهادی ایران نظر مثبت نشان دهد، اما در مرحله بعد تلاش کند میان بازگشایی تنگه و پذیرش نقش دائمی ایران در مدیریت آن فاصله ایجاد کند. این دو موضوع برای تهران ممکن است به یکدیگر پیوند خورده باشند، اما واشنگتن احتمالاً خواهد کوشید آنها را از یکدیگر تفکیک کند.

در این چارچوب، پیش‌بینی می‌شود آمریکا مواضع و اقدامات زیر را دنبال کند:

۱. اعلام موضع در مخالفت با تبدیل توافق موقت به‌مثابه «حق تثبیت‌شده» ایران

نشانه مهم این رویکرد را می‌توان در اختلاف بر سر نحوه توصیف توافق مشاهده کرد. در حالی که گزارش‌هایی درباره مسیرهایی تحت کنترل یا نظارت ایران منتشر شده، مقام‌های آمریکایی روایت مربوط به «تأیید یا اجازه ایران برای عبور» را رد کرده‌اند. این اختلاف واژگانی در ظاهر حقوقی است، اما در واقع اهمیت ژئوپلیتیکی دارد: واشنگتن نمی‌خواهد عبور کشتی‌ها از هرمز به معنای شناسایی یک اختیار جدید برای تهران تلقی شود. در نتیجه، آمریکا احتمالاً بر موقت، فنی و غیرسیاسی بودن هرگونه ترتیبات عبور تأکید خواهد کرد.

۲. فشار بر عمان و کشورهای ساحلی برای بین‌المللی‌کردن مدیریت هرمز

واشنگتن در ادامه تلاش‌های اخیر تلاش می‌کند چارچوب مورد نظر عمان را به سمت یک سازوکار چندجانبه منطقه‌ای سوق دهد. این سناریو برای آمریکا جذابیت زیادی دارد، زیرا در صورت تحقق آن، موضوع مدیریت هرمز از یک توافق دوجانبه ایران ـ عمان خارج شده و به مسئله‌ای میان ایران، عمان و سایر کشورهای ساحلی، همراه با مشارکت نهادهای بین‌المللی و بازیگران دریایی تبدیل می‌شود.

عمان پیش‌تر نیز اعلام کرده بود که درباره آینده مدیریت کشتیرانی در هرمز با ایران گفت‌وگو خواهد کرد، اما متمایل به مشارکت نهادهای بین‌المللی در این موضوع است. برای واشنگتن، چنین روندی یک مزیت اساسی دارد: کاهش امکان انحصاری‌شدن تصمیم‌گیری درباره هرمز توسط تهران.

بنابراین، احتمال دارد آمریکا به جای تلاش برای حذف کامل نقش ایران، از الگویی حمایت کند که در آن ایران یکی از بازیگران اصلی باشد، اما نه بازیگر تعیین‌کننده نهایی. از این رو، آمریکا احتمالا تلاش می‌کند مسئله را از عرصه نظامی به عرصه حقوق بین‌الملل، کشتیرانی و استانداردهای ایمنی منتقل کند.

۳. حفظ فشار اقتصادی حتی در صورت کاهش تنش دریایی

حتی اگر عبور و مرور دریایی به حالت نسبتاً عادی بازگردد، واشنگتن دست از اعتیاد به تحریم ایران بر نمی‌دارد و ضمن ادامه محاصره دریایی محسوس یا نامحسوس، تلاش می‌کند تحریم‌های مرتبط با نفت، شبکه‌های مالی و درآمدهای ارزی ایران را به اشکال گوناگون افزایش دهد تا تهران نتواند از کاهش تنش در هرمز برای بازسازی سریع توان اقتصادی و نظامی خود استفاده کند.

این سناریو با روند اقدامات اخیر آمریکا نیز سازگار است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در دو ماه اخیر علیه شبکه‌هایی که به ادعای واشنگتن درآمدهای نفتی مرتبط با توان نظامی ایران را تأمین می‌کنند، تحریم‌های جدیدی اعمال کرده و صراحتاً اعلام کرده است که فشار بر فروش نفت ایران برای محدود کردن منابع مالی بازسازی توان نظامی ادامه خواهد یافت.

از منظر واشنگتن، مسئله اصلی این خواهد بود که بازگشت کشتیرانی به هرمز نباید به بازگشت سریع ظرفیت ایران برای اعمال فشار مجدد بر هرمز منجر شود.

۴. تقویت معماری امنیت دریایی بدون ورود فوری به جنگ جدید

آمریکا تلاش دارد حضور و توان نظارتی خود و شرکای منطقه‌ای را در خلیج فارس حفظ کند، اما تا حد امکان از اقدامی که توافق موقت را به شکست بکشاند، پرهیز خواهد کرد. این رویکرد می‌تواند شامل تقویت سازوکارهای نظارت دریایی، تبادل اطلاعات، هماهنگی با کشورهای ساحلی و افزایش ظرفیت واکنش سریع به بحران‌های احتمالی باشد. هدف اصلی این است که نشان دهد هرگونه تلاش برای تبدیل موقعیت موقت ایران به کنترل پایدار و یک‌جانبه، با هزینه مواجه خواهد شد.

۵. ادامه تلاش‌های دیپلماتیک برای ایجاد ائتلاف منطقه‌ای علیه انحصار ژئوپلیتیکی ایران

در صورت تثبیت نسبی وضعیت جدید، تلاش آمریکا برای اینکه کشورهای عربی خلیج فارس را به این جمع‌بندی برساند که مسئله هرمز نباید صرفاً به توافق تهران و مسقط محدود شود، افزایش خواهد یافت. در این چارچوب، احتمال تقویت همکاری آمریکا با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، عمان و سایر شرکای دریایی وجود دارد؛ اما فشار بیش از اندازه به تشدید تنش دوباره در تنگه هرمز منجر خواهد شد.

۶. بازگشت تدریجی به فشار نظامی

می‌توان گفت اگر توافق موقت شکست بخورد، یا تهران تلاش کند ترتیبات موقت را به کنترل دائمی تبدیل کند، احتمال بازگشت فشار نظامی افزایش خواهد یافت. اما در واقع، بر اساس محاسبات راهبردی، یکی از محتمل‌ترین سناریوها درباره آینده، بازگشت آمریکا به گزینه نظامی پس از یک دوره بازیابی است.

با این حال، حتی در این شرایط نیز اقدام نظامی برای آمریکا هزینه بالایی دارد. تنگه هرمز تنها یک مسئله امنیتی نیست؛ با بازار جهانی انرژی، قیمت سوخت، تجارت دریایی و امنیت متحدان آمریکا در منطقه پیوند خورده است. به همین دلیل، احتمالاً واشنگتن تلاش خواهد کرد پیش از رسیدن به این مرحله، مجموعه‌ای از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی را به کار گیرد.

جمع‌بندی

از این منظر، توافق موقت ایران و عمان را نباید پایان بحران دانست. این توافق بیشتر شبیه مرحله انتقالی در نبرد بر سر شکل آینده نظم امنیتی هرمز است.

استراتژیست‌های آمریکایی می‌گویند اگر تهران موفق شود نقش فعلی خود را به یک قاعده پذیرفته‌شده و دائمی تبدیل کند، آمریکا با مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر از امنیت کشتیرانی مواجه خواهد شد: ظهور یک موازنه جدید قدرت در مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان.

در چنین شرایطی، خطر اصلی نه لزوماً آغاز یک جنگ جدید، بلکه بی‌اثر شدن چند دهه فشارهای اقتصادی، حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک بر ایران خواهد بود.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها