انتخابات میاندورهای آمریکا را میتوان از سه زاویه خواند: نسبت اقتصاد و افکار عمومی، سازوکار کمپینهای طولانی و فرسایشی، و شیوه برگزاری رأیگیری که با انتخابات زودهنگام و پستی، معادلات را پیچیدهتر کرده است.
دکتر رحمان قهرمانپور، کارشناس مسائل آمریکا
در مورد انتخابات آمریکا میتوانیم از سه زاویه یا منظر به انتخابات میاندورهای آمریکا نگاه کنیم. قبل از این باید در نظر داشته باشیم که معمولاً در انتخابات میاندورهای، رئیسجمهور و حزب مستقر شانس کمتری برای برنده شدن دارند که دلایل مختلفی دارد که یکیشان برمیگردد به آن فرهنگ سیاسی در آمریکا که تلاش میکند اگر قوه مجریه را به یک حزبی داد، قوه مقننه را به یک حزب دیگر بدهد که در واقع یک نوع توازن و نظارت بین آنها وجود داشته باشد.
اما از منظر اول میتوان انتخابات را از زاویه موضوعات کمپین یا موضوعات حساس برای رأیدهندهها تحلیل کرد. مثلاً اگر به آمریکای لاتین نگاه کنیم، اخیراً در کلمبیا، یا در شیلی یا در پرو، موضوع جرم و جنایت و افزایش ناامنی اصلیترین دغدغه رأیدهندگان بود و نامزدهایی که در این موضوع مزیت و امتیاز زیادی داشتند، به یروزی رسیدند. تا الان بر اساس نتایج نظرسنجیهای انجام شده در آمریکا نشان میدهند که دو موضوع سیاست خارجی و اقتصاد برای رأیدهندهها اهمیت زیادی دارند. البته به صورت سنتی در آمریکا گفته میشود که مسئله اقتصاد همیشه برای آمریکاییها مسئله شماره یک بوده است. حالا همین نظرسنجیها نشان میدهد عملکرد هر دو حزب در حوزه اقتصاد خیلی به هم نزدیک است، یعنی این به این معناست که حزب جمهوریخواه در حوزه اقتصاد نه مزیت ویژه دارد و نه امتیاز منفی ویژه.
همینطور در موضوع سیاست خارجی هم نظر رأیدهندگان این است که عملکرد حزب دموکرات و جمهوریخواه تقریباً شبیه هم بوده، یعنی بعضی نظرسنجیها میگویند دو درصد، بعضیها میگویند یک درصد یا سه درصد تفاوت وجود دارد. این به این معناست که الآن در انتخابات میاندورهای، حزب دموکرات در موضوع اقتصاد و سیاست خارجی مزیت خاصی ندارد و خیلی نمیتواند روی این موضوعات مانور دهد.
از طرف دیگر، عملکرد ترامپ هم نه به روشنی مثبت و نه به روشنی منفی است. این نکته مهمی است؛ به عبارت دیگر، رأیدهندگان نمیتوانند — اکثریت رأیدهندگان — با قاطعیت بگویند که آمریکای اقتصادی ترامپ خوب بوده یا بد بوده است. یعنی هیچ حزبی در اقتصاد و سیاست خارجی برتری خاصی بر دیگری ندارد؛ لذا رقابت به هم نزدیک شده و نظرسنجیها تقریباً این را نشان میدهد. هرچند در انتخابات سنا برخی ایالتهای شناور در حال تغییرند، ولی عموم نظرسنجیها نشان میدهد که رقابت هر دو حزب مخصوصاً در سنا به هم نزدیک است و هیچکدام از ما مزیت خاصی ندارند.
نکته مهم و حائز اهمیت این است که از نظر کمپینی، معنای این حرف این است که نه حزب جمهوریخواه به سختی شکست میخورد و نه حزب دموکرات با فاصله بیشتر برنده میشود. به عبارت دیگر، در هیچیک از دو مجلس — یا دو مجلس — دموکراتها یا جمهوریخواهان برتری قاطعی نخواهند داشت.
زاویه دید دوم، زاویه کمپین است و این که از زاویه کارزار انتخاباتی و تبلیغات به انتخابات میاندورهای نگاه کنیم. ویژگی بارز و متمایز کمپینهای انتخاباتی در آمریکا طولانیتر بودن آنهاست؛ یعنی آمریکا به تعبیری میشود، گفت همیشه در حال انتخابات است. همین انتخابات میاندورهای وقتی نگاه میکنیم، از پنجشش ماه قبل رقابتها شروع شده است. از طرف دیگر، در آمریکا انتخابات درونحزبی یا مقدماتی هم شکل عمومی و علنی دارد و حالت بسته و درونحزبی نیست؛ یعنی مردم میروند رأی میدهند. پس اعضا — یعنی دو حزب اصلی — دو نوع انتخابات دارند: یکی انتخابات درونحزبی مقدماتی خودشان که نامزدهای جمهوریخواه با هم رقابت میکنند تا نامزد نهایی یا نامزدهای نهایی معلوم بشوند، و یکی انتخابات و کمپین اصلی که رقابت میان حزب جمهوریخواه و دموکرات است.
این شکل از کارزار انتخاباتی در آمریکا که تقریباً منحصربهفرد است، مزایا و معایب خاصی را دارد. مهمترین عیب این شیوه کارزار انتخاباتی، خسته شدن نامزدها و شدت بالای تخریبهای انتخاباتی است که نامزدها علیه همدیگر دارند؛ یعنی به عنوان مثال در انتخابات مقدماتی حتی نامزدهای حزب دموکرات و جمهوریخواه با هم درگیر میشوند. این باعث میشود آن فردی که به عنوان نامزد نهایی حزب دموکرات برگزیده میشود — به اصطلاح — فرد زخمی باشد، تخریب شده باشد و ممکن است آرای مردد در رأی دادن به این فرد دچار تردید شوند. اما مزیتی که این انتخابات دارد، مزیت شناختی است؛ یعنی طولانیتر شدن زمان رقابتهای انتخاباتی، به رأیدهنده این فرصت را میدهد که شناخت مطمئنتر، بیشتر و محکمتری از نامزدها داشته باشد. ولی تغییر نظر رأیدهنده نسبت به نامزد دشوارتر میشود.
این در حالی است که تحقیقات نشان میدهد در کارزارهای انتخاباتی یا در کمپینهای انتخاباتی کوتاهمدت که فرض کنید نامزدها در طول ده روز یا پانزده روز با هم رقابت میکنند، شناخت از نامزدها کمتر یا شکنندهتر است و در نتیجه ممکن است رای دهندگان بر اثر تخریبها نظر خود را تغییر دهند اما در آمریکا شرایط اینگونه نیست. چون دوران و زمان و بازی زمانی تبلیغات انتخابات طولانی است، بنابراین رأیدهندگان به شناخت نسبتاً مطمئنتری از نامزدها دست پیدا میکنند و در نتیجه میزان آرای مردد معمولا کمتر از سایر کشورها است.
نهایتاً از منظر سوم، اگر به انتخابات آمریکا نگاه کنیم، شیوه برگزاری و اجرای انتخابات در آمریکا است. در آمریکا هم انتخابات زودهنگام داریم و هم رأیگیری پُستی. در انتخابات پستی، افراد میتوانند چهل روز، چهل و پنج روز قبل از روز رأیگیری که سوم نوامبر به حساب میآید — ۱۳ آبان — در صندوقها بیندازند و به قول معروف دیگر رأیشان تغییر نکند. این مسئله تبعات مهمی بر نحوه رفتار رأیدهنده دارد.
فرض کنید رأیدهنده در ۱۴ روز قبل از ۱۳ آبان رأی خودشان را در صندوق میاندازد؛ ۱۵ روز بعد از اینکه به صندوق میاندازد، وضعیت تورم بدتر میشود یا اتفاق دیگری میافتد، ولی این فرد رأی خودش را در صندوق انداخته؛ بنابراین نمیتواند تغییرش بدهد. از سالهای گذشته تمایل رأیدهندگان به انتخابات زود هنگام در حال افزایش است. در سال ۲۰۲۴، ۶۰ درصد رأیدهندگان آمریکایی پیش از روز رأیگیری رأی خودشان را در صندوق انداختند؛ لذا شما زمان و ساعت معین ندارید که بر اساس آن بگویید در این لحظه حوادث و اتفاقات بیرونی بیشترین تأثیر را بر رأیدهنده داشته باشد.
نکته دوم درباره رأیدهی پستی است؛ خب بخشی از پای صندوق رأی نمیدهند بلکه رأی خودشان را از طریق پست میفرستند. اما این شیوه منجر به بحثهایی در آمریکا شده است، آقای ترامپ اعتراض کرده، گفته رأیدهی پستی باید محدود شود. زمانی که برگههای تعرفه رأیدهی به اداره پست ایالت ارائه میشود، باید محدود شود. چرا که این باعث میشود که تعداد کسانی که در روز رأیگیری در پای صندوق رأی حاضر میشوند، کمتر شود و در نتیجه همانطور که گفتم این باعث میشود اثرگذاری حوادث بیرونی بر انتخابات کمتر شود. نهایتاً پدیده منحصربهفردی که در این دوره از انتخابات در آمریکا داریم، دخالتهای قانونی رئیسجمهور در نحوه اجرای انتخابات و رأیگیری است که باز شده؛ انجمنهای مدنی اعتراضات شدیدی داشته باشند.
به عنوان مثال محدود کردن تعداد صندوقهای رأیگیری مخصوصاً در جاهایی که دموکراتها دست بالا را دارند میتواند به نفع جمهوریخواه و به ضرر دموکراتها باشد. این سادهترین گونه دخالت در اجرای انتخابات است.
از موارد دیگر، موضوع تطبیق مدارک شناسایی با برگه رأی است؛ ممکن است اسامی افراد با عکسشان تطبیق نداشته باشد و کسی که متصدی صندوق است، ممکن است رای طرف را نگیرد. همینطور در این راستا، درباره این دخالت ترامپ باید به حملات مداوم به نظام انتخاباتی آمریکا اشاره کرد که اعتماد به نظام انتخاباتی را کاهش میدهد. برخی هم معتقدند که میتواند باعث کاهش مشارکت در انتخابات شود. در مجموع با دخالتهای ترامپ، احتمال پیروزی قاطع دموکراتها کمتر شده و در نتیجه ما احتمالاً در هر دو مجلس — با مجلس با برتری اندک دموکراتها و جمهوریخواهان مواجه خواهیم شد.


