محاصره بنادر جنوبی ایران در نگاه نخست میتواند ضربهای جدی به تجارت خارجی کشور وارد کند؛ اما ایران تنها یک دروازه دریایی برای تجارت ندارد. مرزهای زمینی متعدد، بنادر شمالی، مسیرهای ریلی و رویههای تجاری جایگزین، شبکهای از مسیرهای تنفسی ایجاد کردهاند که میتواند تلاش آمریکا برای متوقفکردن جریان تجارت ایران را با چالش جدی مواجه کند؛ بهویژه آنکه تجربه ماههای اخیر نشان داده است تجارت و تولید حتی در شرایط جنگی نیز لزوماً با بستهشدن مسیرهای اصلی متوقف نمیشود.
هادی غلامنیا، کارشناس مسائل اقتصاد سیاسی بینالملل
روندنگاری تاریخی نشان میدهد پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 ایالات متحده بارها از ابزارها و راهبردهای مختلف برای تغییر، مدیریت رفتار جمهوری اسلامی و یا حتی جهت تغییر رژیم استفاده نمود که شامل تلاش برای کودتا، تحریمهای یکجانبه و بینالمللی، ایجاد ائتلافهای سیاسی و امنیتی منطقهای، اقدامات سایبری، جنگ روانی و رسانهای،)، حملات موضعی (مانند آنچه در ماههای گذشته علیه زیرساختهای مخابراتی و ارتباطی نواحی جنوبی کشور در ماه گذشته انجام شده)، حمله نظامی تمامعیار (مانند جنگ رمضان) و طیف گستردهای از نبردهای اطلاعاتی و امنیتی پیدا و پنهان در این چند دهه میشود. اما از تاریخ 24 فروردینماه 1405 در مرحله اول و از 23 تیرماه سال جاری پس از عدم دستیابی به توافق پایان جنگ با ایران، از راهبردی جدید بنام محاصره دریایی جهت نیل به اهداف خود استفاده کرد. حداقل در سیاست اعلامی مقامات کاخ سفید طی 50 روز اخیر اینطور عنوان شده است که این راهبرد چالشها، هزینهها و ریسکهای بهشدت کمتری نسبت به جنگ تمامعیار یا جنگ موضعی با ایران دارد و دستاوردهای آن میتواند مکمل جنگ اخیر باشد. اما پرسش اصلی این است که آیا راهبرد ایالات متحده جهت محاصره بنادر جنوبی ایران میتواند اثربخشی ادعایی مقامات کاخ سفید را به همراه داشته باشد که آنچه در عمل رخ میدهد ماهیتی متفاوت از ادعاهای مطرحشده دارد؟
در تحلیل نخست باید اذعان کرد که سیاست ایالات متحده برای طراحی اقدام اخیر و محاصره بنادر جنوبی ناشی از شناخت این کشور از مسیرهای حملونقل و مبادی توسعه ارزی مبادلات تجاری ایران بود؛ چراکه در عمل بنادر امام خمینی، شهید رجایی، چابهار، عسلویه، و چابهار طی سالهای اخیر نقش انکارناپذیری در تحلیه و بارگیری کالاهای وارداتی و صادراتی کشور بازی کردند و طراحی ساختار محاصره بنادر جنوبی آسیبهای جبرانناپذیری به تجارت خارجی، تولید، منابع ارزی و اشتغال در کشور وارد خواهد کرد.
در این چارچوب، بنادر یادشده به دلیل نقش گسترده در واردات کالای اساسی از مبادی آمریکای لاتین و جنوب شرق آسیا و همچنین صادرات محصولات پتروشیمیایی و معدنی به سراسر جهان، دریچهای گسترده برای اقتصاد کشور به شمار میروند. اما باید افزود که تحلیل مقامات ایالات متحده همانند پیشبینیهای غلط آنها از نتایج حمله نظامی وحشیانه به ایران اینبار نیز همراه با غلو و بزرگنمایی است دستاورد مورد انتظار را به همراه نخواهد داشت. استدلال پشتیبان ادعای این نوشته را میتوان در محورهای ذیل مورد اشاره قرار داد؛
الف: وجود مرزهای متعدد زمینی:
براساس آمارهای رسمی و منابع موجود، ایران با کشورهای همسایه بیش از 25 مرز زمینی رسمی دارد. لذا، بخش چشمگیری از تجارت خارجی از مسیرهای زمینی و به صورت کامیونی و کانتینری حمل میشود. به عنوان نمونه مرزهای ریمدان و میرجاوه با پاکستان، مرزهای میلک و دوغارون با افغانستان، مرزهای سرخس، و اینچهبرون با ترکمنستان، مرز آستارا و بیلهسوار با آذربایجان، مرز نوردوز با ارمنستان، مرزهای بازرگان و رازی با ترکیه، مرزهای پرویزخان، مهران، و شلمچه با عراق تنها بخشی از این ظرفیت تجارت زمینی ایران با کشورهای همسایه است که علاوه بر درگیرسازی منابع مردم مرزنشین هر منطقه، منافع تجار بخش خصوصی و کشورهای ثالث را درگیر ساخته است. علاوه بر مرزهای مورد اشاره، تعداد زیادی مرز سنتی و مرز غیررسمی نیز به صورت فعال یا نیمهفعال از گذشته ایجاد شده است که در صورت نیاز و تدابیر مقامات محلی دو طرف (استانهای مرزی ایران و کورهای همجوار) ظرفیت گستردهای برای تجارت فعال خواهد شد (هرچند حتی در بازه جنگ رمضان نیز این مرزها پاسخگوی نیازهای تجاری کشور بودند).
ب: ظرفیت بکر بنادر شمالی:
بنادر شمالی کشور از جمله بندر امیرآباد، فریدونکنار، نوشهر، انزلی، کاسپین و آستارا از ظرفیت بالایی برای تجارت با کشورهای حاشیه دریای خزر و همچنین کشورهای ثالث و از مسیر بنادر کشورهای ساحلی خزر برخوردار است. ظرفیت اسمی بنادر شمالی کشور در حدود 35 میلیون تن برآورد شده است که برابر آمارهای منشتره در سالهای گذشته، میزان استفاده از ظرفیت این بنادر کمتر از 30 درصد ظرفیت اسمی اعلام شده این بنادر بوده است. البته دلیل عمده عدم بهرهمندی از این بنادر نیز به ساختار تجارت خارجی کشور، وابستگی گسترده به امارات و تمرکز صادرات به کشورهای شرق آسیایی و تمرکز واردات حتی در بخش کالای اساسی به کشورهای آمریکای و جنوب آسیا بازمیگردد؛ درحالی که در بخش تأمین کالای اساسی کشاورزی ظرفیت کشورهای روسیه، قزاقستان و قرقیزستان تا حدودی نادیده گرفته شده بود.
ج: ظرفیت سایر رویههای تجاری و مسیرهای ترکیبی:
در کنار مسیرهای زمینی و دریایی یادشده نیز نباید از ظرفیت مسیرهای ریلی کشور و همچنین ظرفیت رویه تجاری کولبری و ملوانی که تلاش شده است در سالهای گذشته ساماندهی شود نیز نباید غافل شد. مسیرهای ریلی عبوری از مرز سرخس، مرز رازی و شمتیغ ظرفیت گستردهای برای تجارت فراهم کردند که باید در حداکثر ظرفیت مورد استفاده قرار گیرد. همچین براساس اعلان مقامات در هفته گذشته، خطآهن راهبردی چابهار به زاهدان نیز به صورت کامل افتتاح میشود که ظرفیت حمل بار به صورت ریلی را افزایش خواهد داد. در رویههای کولبری و ملوانی نیز با توجه به ظرفیت فراوان مردم مرزنشین و امکان تأمین برخی از اقلام سبک اما راهبردی در صنایع کشور این امکان فراهم است که مسیرهای تنفس تجاری کشور حتی در ظرفیتهای کوچک مور استفاده قرار گیرد (مانند مجوز واردات برخی اقلام پتروشیمی پس از حمله دشمن به سایتهای ماهشهر و عسلویه جهت تأمین نیازهای صنایع پاییندستی).
جمعبندی:
در جمعبندی باید به این نکته توجه داشت که هرچند هزینههای حملونقل و انتقال کالا از مسیرهای دریای به خصوص دریای جنوب به دلیل عمق آب و کشتی و امکان حمل گسترده کانتینری و فله در ابعاد بالاتر از 50 هزار تن نیز فراهم است و در این روش سرعت انتقال کالا نیز مناسبتر خواهد بود، اما در شرایط بحرانی فعلی و با توجه به چالشهای ایجادشده توسط دشمن در مسیر تجارت از بنادر جنوبی کشور، استفاده از ظرفیت بنادر شمالی، مرزهای زمینی، مسیرهای ریلی و حتی رویههای کولبری (در مواقع اضطرار) ظرفیت بسیار مناسبی برای جبران محدودیتهای موجود ایجاد مینماید.
استفاده از همین مسیرها و رویههای تجاری موجب حفظ جریان صادرات، تأمین مواد اولیه و قطعات و استمرار فعالیت خطو تولید حتی در شرایط جنگ تمامعیار شده است. بنابراین، نهتنها جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت لازم برای مقابله با راهبرد محاصره دریایی برخوردار است بلکه در عمل و طی پنج ماه گذشته و با توجه به آمارهای غیر رسیی منشتره از تجارت خارجی کشور، نشان داده است که اراده لازم برای حفظ جریان تولید و تجارت حتی در شرایط بحرانی برخوردار میباشد


