AR | EN

1405-06-02 21:51

AR | EN

1405-06-02 21:51

اشتراک گذاری مطلب

درک منطق رفتار چین در جنگ اقتصادی جدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران

چین در جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران نه در اردوگاه واشنگتن است و نه کاملاً در کنار تهران؛ پکن استراتژی «سیاست مستقل» را در پیش گرفته که در آن منافع ملی، خط‌قرمزهای خود را تعیین می‌کند.

دکتر سیدرسول موسوی، معاون بین‌الملل دانشگاه آزاد

در پی طرح موضوع تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران که از آنها به عنوان جنگ بی‌سابقه اقتصادی نام می‌برند مباحث مختلفی درباره چگونگی رفتار احتمالی کشورهای مختلف بخصوص کشورهای دوست در رسانه‌ها و اندیشکده‌های مختلف مطرح شده است. یکی از موارد مهم در این تحلیل‌ها موضع احتمالی چین و درک منطق رفتار آن در مقابل جنگ اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران است. هرگونه ساده‌سازی رفتار چین در این ارتباط و تقلیل سطح تحلیل به دوستی چین با ایران یا خصومت چین با آمریکا اشتباه خواهد بود و اشتباه در تحلیل موجب اشتباه در اتخاذ مواضع خواهد شد لذا ضرورت دارد تحلیل درست و واقع‌بینانه‌ای از رفتار چین در این ارتباط داشته باشیم.

از منظر موضع رسمی چین، این کشور استفاده از تحریم‌های یکجانبه و اجبار اقتصادی توسط ایالات متحده برای وادار کردن سایر کشورها به تغییر سیاست‌های اقتصادی و تجاری معمول خود در قبال ایران را نمی‌پذیرد. در تاریخ ۲ مه ۲۰۲۶، وزارت بازرگانی چین در پاسخ به تحریم‌های ایالات متحده علیه پنج شرکت چینی به دلیل ادعای مشارکت آنها در تجارت نفت ایران، اطلاعیه شماره ۲۱ را صادر کرد. چین اقدامات مسدودکننده‌ای را علیه تحریم‌های مربوطه ایالات متحده اعمال کرد.
دولت چین تصریح کرد که ایالات متحده نباید از قوانین و تحریم‌های داخلی خود برای محدود کردن فعالیت‌های اقتصادی و تجاری معمول بین شرکت‌های چینی و کشورهای ثالث استفاده کند. به عبارت دیگر، چین می‌پذیرد که ایالات متحده می‌تواند در حوزه قضایی خود تحریم‌هایی علیه دیگر کشورها اعمال کند، اما این ایده را که تحریم‌های ایالات متحده باید به طور خودکار برای شرکت‌های چینی الزام‌آور شوند، نمی‌پذیرد.

ایالات متحده از طریق مسائل و موضوعات مختلف، اشکال مختلفی از فشارها را بر چین اعمال می‌کند و چین نیز برای هر مسئله، ابزارهای سیاستی و مرزهای سیاستی خود را شکل می‌دهد.
اگر از منظر کلان‌تری به این موضوع نگاه کنیم، از نظر چین دلایل زیادی وجود دارد که ایالات متحده ایران را در فهرست تحریم‌های خود قرار دهد و به چین فشار وارد سازد که تحریم‌های آمریکا علیه ایران را رعایت کند.
نکته مهمی که در اینجا باید توجه نمود این است که موضوع ایران تنها موضوع مورد اختلاف آمریکا با چین نیست و ایالات متحده از ایران فقط به عنوان یک جنبه یا دلیل برای فشار بر چین استفاده می‌کند. واشنگتن به دلایل مختلفی بر چین فشار وارد می‌سازد، ایران، تایوان، نیمه‌رساناها و فناوری پیشرفته و همچنین شرکت‌های چینی درگیر در امنیت ملی و دفاع موضوعاتی مورد اختلاف آمریکا با چین است و در تمام این موضوعات آمریکا به چین فشار وارد می‌سازد.

ایالات متحده تحریم‌های شرکت‌های چینی درگیر در تجارت نفت ایران را افزایش داده و از چین خواسته است تا با سیاست فشار حداکثری خود همکاری کند. با این حال، چین به سادگی این رویکرد را نپذیرفته است. پکن همچنان استدلال می‌کند که تحریم‌ها و فشار اقتصادی نمی‌توانند مسئله ایران را حل کنند و راه‌حل‌های سیاسی و دیپلماتیک ضروری هستند. چین همچنین اقدامات قانونی را برای محافظت از شرکت‌های چینی در برابر اعمال فراسرزمینی تحریم‌های ایالات متحده انجام داده است.

تایوان مورد مهم دیگری است. ایالات متحده همچنان به تایوان سلاح می‌دهد، در حالی که چین این عمل آمریکا را نقض اصل چین واحد و منافع راهبردی خود می‌داند. چین با تحریم‌ها و سایر اقدامات علیه شرکت‌های دفاعی ایالات متحده که در فروش اسلحه به تایوان نقش دارند با سیاست‌های آمریکا در تایوان به مقابله برخاسته است. برای مثال، پس از آخرین بسته بزرگ تسلیحاتی ایالات متحده، چین ۲۰ شرکت دفاعی و ۱۰ شخص حقیقی آمریکایی را تحریم کرده است.

مسئله نیمه‌هادی‌ها و فناوری‌های پیشرفته نیز بسیار مهم است. ایالات متحده کنترل‌های صادراتی فزاینده‌ای را بر تراشه‌های پیشرفته و تجهیزات تولید نیمه‌هادی اعمال کرده است تا دسترسی چین به فناوری‌های حیاتی را محدود کند. چین این محدودیت‌ها را نپذیرفته است و در مقابله با آن، به توسعه قابلیت‌های نیمه‌هادی‌ها و فناوری خود ادامه داده و در صورت لزوم از ابزارهای نظارتی و تجاری خود استفاده کرده است.

بنابراین، ویژگی مشترک سیاست چین در مقابل امریکا صرفاً این نیست که “چین با ایالات متحده مخالف است”. بلکه این است که چین به طور خودکار سیاست‌های ایالات متحده را به عنوان سیاست‌های خود اتخاذ نمی‌کند. در مورد ایران، چین رویکرد خود را در قبال تحریم‌ها و همکاری‌های اقتصادی دارد. در مورد تایوان، چین خطوط قرمز و چارچوب سیاستی خود را دارد. در مورد فناوری، چین در حال توسعه قابلیت‌های صنعتی و فناوری خود است.

به همین دلیل است که می‌شود گفت رویکرد چین در موارد فوق از جمله در موضوع ایران سیاستی مستقل و مخصوص خود است، نه صرفاً طرفدار یا ضد آمریکایی بودن.
چین خواهان رویارویی جامع با ایالات متحده نیست، اما این ایده را نیز نمی‌پذیرد که واشنگتن باید سیاست خارجی، روابط اقتصادی یا گزینه‌های راهبردی چین را تعیین کند.
بنابراین، در مورد ایران، نباید موضع چین را صرفاً به این صورت تحلیل کرد که «چین طرف ایران را خواهد گرفت» بلکه باید دقیق‌تر سخن گفت و سیاست چین را این گونه توصیف کرد: چین سیاست خود را در قبال ایران حفظ خواهد کرد، از منافع اقتصادی مشروع خود محافظت خواهد کرد، با تحریم‌های یکجانبه مخالفت خواهد کرد و در عین حال سعی خواهد کرد از تبدیل مسئله ایران به یک رویارویی مستقیم بین چین و ایالات متحده جلوگیری کند.
خلاصه اینکه چین معتقد است پایبندی چین به سیاست‌های مستقل خودش باعث پیشرفت‌های فعلی اش شده است. کشورهایی که از سیاست‌های آمریکا پیروی می‌کنند، عاقبت خوبی نخواهند داشت و فقط به چیزی تبدیل می‌شوند که آمریکا هر زمان بخواهد از آنها استفاده کند و هر زمان نخواست آنها را رها کند.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها