با وجود تشدید تنشها در لبنان و حملات اخیر آمریکا و اسرائیل، همچنان نشانههایی از تداوم مسیر دیپلماتیک میان ایران و آمریکا دیده میشود؛ هرچند چشمانداز دستیابی به توافق نهایی همچنان با ابهامات جدی روبهرو است.
برخی از کارشناسان معتقدند ادامه درگیریهای منطقهای، بهویژه در جبهه لبنان، اگرچه لزوماً مذاکرات فنی را متوقف نمیکند، اما میتواند روند رسیدن به توافق جامع درباره پرونده هستهای و تحریمها را پیچیدهتر سازد.
در این میان، سیاست دوگانه آمریکا در قبال اسرائیل و لبنان نیز به یکی از عوامل اصلی بیثباتی تبدیل شده است.
ایران ویو۲۴، دیپلماسی
امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با ایرانویو۲۴، درباره تأثیر تحولات اخیر منطقه بر مذاکرات ایران و آمریکا پاسخ داد: با توجه به نقض اخیر آتشبس از سوی اسرائیل در جنوب لبنان و همچنین حملات اخیر آمریکا به تأسیسات ایران، این پرسش مطرح است که آیا ادامه مذاکرات فنی همچنان امکانپذیر خواهد بود یا این تنشها مسیر گفتوگوها را به بنبست میکشاند.
وی گفت: ایران و آمریکا در سطح رؤسای جمهور به متنی دست یافته و آن را امضا کردهاند و متعهد شدهاند مفاد آن را پیش ببرند. یکی از بندهای اصلی این تفاهم، رسیدن به توافق نهایی درباره برنامه هستهای ایران است. بر همین اساس مذاکرات فنی نیز آغاز شده و برخی رسانهها از برگزاری دور بعدی این مذاکرات در روزهای آینده خبر دادهاند.
ابوالفتح افزود: البته همزمان با پیشرفت مذاکرات، درگیریها نیز ادامه دارد. در بند نخست تفاهمنامه تصریح شده که جنگ باید در تمام جبههها، از جمله لبنان، پایان پیدا کند؛ یعنی هم در جبهه ایران و هم در جبهه لبنان. اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداده است. در لبنان شاهد نقضهای مکرر آتشبس بودهایم و در ایران نیز طی روزهای اخیر تنشها ادامه داشته است.
وی ادامه داد: با وجود این شرایط، تصور میکنم ایران و آمریکا همچنان اراده کافی برای ادامه مذاکرات فنی را دارند. با این حال، درباره اینکه این مذاکرات در نهایت به توافقی جامع و نهایی منجر شود. توافقی که هم ایران و هم آمریکا بتوانند با آن کنار بیایند. که در همین زمینه تردیدهای جدی وجود دارد. بنابراین، ادامه مذاکرات فنی محتمل است، مگر آنکه تحول بزرگی رخ دهد؛ برای مثال اگر آمریکا یا اسرائیل بار دیگر جنگی گسترده و پرشدت علیه ایران آغاز کنند.
این کارشناس مسائل بینالملل درباره تأثیر تحولات لبنان بر روند مذاکرات نیز گفت: اسرائیل مدعی است پرونده لبنان ارتباطی با ایران ندارد و جدا از مفاد تفاهمنامه است. این موضع، ادعای رسمی اسرائیل است. اما در متن توافق، بهصراحت به لبنان اشاره شده و رئیسجمهور آمریکا نیز آن را امضا کرده است. بنابراین، چه آمریکا بخواهد چه نخواهد، بر اساس متن مکتوب، جنگ در لبنان نیز باید متوقف شود.
وی افزود: حتی توافقهای اخیر میان لبنان و اسرائیل نیز نتوانسته این تناقض را برطرف کند. اسرائیل مدعی است حملاتش متوجه لبنان نیست بلکه علیه حزب الله انجام میشود، اما نه افکار عمومی لبنان و نه افکار عمومی جهانی این تفکیک را میپذیرند. حمله اسرائیل به خاک لبنان، در عمل حمله به لبنان تلقی میشود.
ابوالفتح در ادامه با اشاره به نقش آمریکا در مدیریت رفتار اسرائیل اظهار کرد: دونالد ترامپ دستکم در مواضع اعلامی خود گفته که توان کنترل اسرائیل را دارد، اما مشخص نیست این کنترل تا چه اندازه پایدار باشد. این احتمال وجود دارد که اسرائیل اقداماتی انجام دهد که ایران را به واکنش نظامی وادار کند؛ برای مثال حملهای صورت گیرد که پاسخ موشکی ایران را در پی داشته باشد و در ادامه اسرائیل نیز حملات گستردهتری انجام دهد. تمام این سناریوها محتمل هستند و نمیتوان با قطعیت درباره وقوع یا عدم وقوع آنها سخن گفت.
وی تصریح کرد: به نظر میرسد آمریکاییها در لبنان به دنبال نوعی «تنش مدیریتشده» هستند؛ به این معنا که از یک سو نمیخواهند یا شاید نمیتوانند اسرائیل را بهطور کامل وادار به خروج از لبنان یا توقف حملات علیه حزبالله کنند، و از سوی دیگر نیز مایل نیستند جنگی گسترده با تلفات بالا شکل بگیرد؛ زیرا صحنههایی مانند بمبارانهای گسترده در ضاحیه یا عمق بیروت با پروژه بزرگ منطقهای ترامپ در تضاد است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل افزود: آمریکا در وضعیتی متناقض قرار گرفته است. از یک سو سندی را امضا میکند که بر پایان جنگ تأکید دارد، اما از سوی دیگر حمایت سیاسی و تسلیحاتی خود از اسرائیل را ادامه میدهد. حتی وزیر خارجه آمریکا نیز حملات اسرائیل را در چارچوب مبارزه با تروریسم و مقابله با حزبالله توجیه میکند. این دوگانگی، یکی از دلایل اصلی ناکامی سیاست آمریکا در منطقه تا امروز بوده است.
ابوالفتح درباره چشمانداز دوره ۶۰ روزه توافق نیز پاسخ داد: این بازه زمانی با حوادث دو روز اخیر تا حدی تحت فشار قرار گرفته است و ممکن است با چالش مواجه شود. اما اگر فرض کنیم این دوره ۶۰ روزه ادامه پیدا کند و مذاکرات نیز برقرار بماند، من نسبت به دستیابی به توافق نهایی چندان خوشبین نیستم.
وی افزود: حلوفصل کامل موضوع هستهای ایران در بازهای ۶۰ روزه بسیار بعید به نظر میرسد و شاید تنها یک تحول غیرمنتظره بتواند چنین نتیجهای رقم بزند. به همین دلیل، محتملترین سناریو این است که در صورت جلوگیری از آغاز جنگی پرشدت، این دوره زمانی تمدید شود.
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان خاطرنشان کرد: اگر آمریکا نخواهد وارد جنگ گسترده دیگری شود، به احتمال زیاد دوره ۶۰ روزه تمدید خواهد شد؛ شاید ۴۰ روز، ۵۰ روز یا حتی ۶۰ روز دیگر، تا مذاکرات برای رسیدن به توافق ادامه پیدا کند. در مجموع، در شرایط فعلی احتمال تمدید مذاکرات بیش از احتمال دستیابی سریع به توافق نهایی است.


