AR | EN

1405-05-24 20:22
📰 وزارت اطلاعات: دو دیپلمات فرانسوی در محل قرار مخفی متهمان پرونده نفوذ بازداشت شدند📰 نقشه راه حملات هوایی آمریکا به ایران چیست؟📰 دهمین و یازدهمین روز جنگ تحمیلی سوم؛ ایران با حملات هماهنگ، شبکه‌ای از پایگاه‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار داد📰 موج جدید نصر۲ در روز نهم: سپاه پایگاه‌های آمریکا در ۴ نقطه منطقه را هدف قرار داد📰 عملیات گسترده «نصر ۲» سپاه؛ اجرای موج‌های سوم تا هفتم و هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا در منطقه📰 وزارت اطلاعات: دو دیپلمات فرانسوی در محل قرار مخفی متهمان پرونده نفوذ بازداشت شدند📰 نقشه راه حملات هوایی آمریکا به ایران چیست؟📰 دهمین و یازدهمین روز جنگ تحمیلی سوم؛ ایران با حملات هماهنگ، شبکه‌ای از پایگاه‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار داد📰 موج جدید نصر۲ در روز نهم: سپاه پایگاه‌های آمریکا در ۴ نقطه منطقه را هدف قرار داد📰 عملیات گسترده «نصر ۲» سپاه؛ اجرای موج‌های سوم تا هفتم و هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا در منطقه

AR | EN

1405-05-24 20:22

📰 وزارت اطلاعات: دو دیپلمات فرانسوی در محل قرار مخفی متهمان پرونده نفوذ بازداشت شدند📰 نقشه راه حملات هوایی آمریکا به ایران چیست؟📰 دهمین و یازدهمین روز جنگ تحمیلی سوم؛ ایران با حملات هماهنگ، شبکه‌ای از پایگاه‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار داد📰 موج جدید نصر۲ در روز نهم: سپاه پایگاه‌های آمریکا در ۴ نقطه منطقه را هدف قرار داد📰 عملیات گسترده «نصر ۲» سپاه؛ اجرای موج‌های سوم تا هفتم و هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا در منطقه📰 وزارت اطلاعات: دو دیپلمات فرانسوی در محل قرار مخفی متهمان پرونده نفوذ بازداشت شدند📰 نقشه راه حملات هوایی آمریکا به ایران چیست؟📰 دهمین و یازدهمین روز جنگ تحمیلی سوم؛ ایران با حملات هماهنگ، شبکه‌ای از پایگاه‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار داد📰 موج جدید نصر۲ در روز نهم: سپاه پایگاه‌های آمریکا در ۴ نقطه منطقه را هدف قرار داد📰 عملیات گسترده «نصر ۲» سپاه؛ اجرای موج‌های سوم تا هفتم و هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا در منطقه

اشتراک گذاری مطلب

آیا معادله ایران برای کاخ سفید تغییر کرده است؟

جنگی که قرار بود با چند ضربه تعیین‌کننده به پایان برسد، حالا برای کاخ سفید به معادله‌ای پیچیده تبدیل شده است؛ ایران نه‌تنها از فشار نظامی کنار نرفته، بلکه تنگه هرمز را به اهرمی برای چانه‌زنی تبدیل کرده و افزایش هزینه‌های جنگ و انرژی، ترامپ را به آستانه یک انتخاب دشوار رسانده است: ادامه جنگ برای تحمیل شکست به ایران یا چرخش به سمت توافقی که بتواند پایان جنگ را به‌عنوان یک پیروزی سیاسی به افکار عمومی آمریکا بفروشد.

ایران ویو24- سیاست خارجی

جنگ آمریکا علیه ایران وارد مرحله‌ای پیچیده و فرسایشی شده که برای واشنگتن، مسئله دیگر صرفاً میزان خسارتی نیست که می‌تواند به ایران وارد کند. پرسش دشوارتری که اغلب استراتژیست‌های دولتی و غیردولتی آمریکا در حال بحث و پاسخ به آن هستند، این است که آمریکا چگونه می‌تواند از جنگی که هنوز تصویر روشنی از «پیروزی» برای دونالد ترامپ نساخته، با یک دستاورد سیاسی قابل عرضه خارج شود؟

این تغییر سؤال، بیش از هر چیز محصول مجموعه‌ای از متغیرهای هم‌زمان است: تاب‌آوری ایران، هزینه‌های اقتصادی جنگ، وضعیت تنگه هرمز، محدودیت‌های عملیاتی آمریکا، ملاحظات انتخابات میان‌دوره‌ای، فشار ایران بر متحدان منطقه‌ای آمریکا و تلاش میانجی‌گرانی مانند عمان، قطر و پاکستان برای بازگرداندن تهران و واشنگتن به میز مذاکره.

در همین حال، واشنگتن در روزهای اخیر از یک سو تهدید به ادامه محاصره و افزایش فشار اقتصادی کرده و از سوی دیگر، مسیرهای دیپلماتیک برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره، بازگشایی هرمز و احیای تفاهم پیشین را دنبال می‌کند.

به همین دلیل می‌توان گفت مسئله اصلی در محاسبات آمریکا، به‌تدریج از «آیا می‌توان ایران را شکست داد؟» به «چگونه می‌توان نتیجه جنگ را به یک دستاورد سیاسی قابل دوام تبدیل کرد؟» تغییر کرده است.

جنگی که قرار بود کوتاه باشد

در ابتدای درگیری، یکی از مفروضات مهم در محاسبات آمریکا و اسرائیل، امکان وارد کردن ضربه‌ای تعیین‌کننده به توان نظامی و راهبردی ایران و فروپاشی نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود.

اما ادامه جنگ، نه‌تنها در سطح سیاسی، بلکه در سطح نظامی نیز، این فرض را با چالش مواجه کرد. تهران نه‌تنها اهرم‌های خود را حفظ کرد، بلکه مهم‌تر از همه، تنگه هرمز را از یک موضوع صرفاً جغرافیایی به یک اهرم چانه‌زنی سیاسی و اقتصادی تبدیل کرد.

تنگه‌ای که پیش از جنگ محل عبور حدود یک‌پنجم نفت جهان بود، اکنون به یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های آمریکا از مذاکرات تبدیل شده است. رفت‌وآمد نفتکش‌ها به‌شدت کاهش یافته و واشنگتن برای بازگشت کشتیرانی به وضعیت عادی، با شروطی از سوی تهران مواجه است.

این وضعیت نشان می‌دهد که برتری نظامی آمریکا الزاماً به معنای برخورداری از قدرت مطلق برای تحمیل نتیجه سیاسی نیست.

نشانه‌های تغییر محاسبه در واشنگتن

رفتارهای اخیر دولت ترامپ نیز حاوی یک تناقض معنادار است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، روز جمعه در اظهاراتی معنادار گفت: اکنون اولویت اول آمریکا حفظ سطح قیمت انرژی است و در درجه دوم، ممانعت از برنامه هسته‌ای ایران.

ترامپ ۱۱ اوت، در تشریح گزینه‌های خود درباره ایران، از یک سو از امکان فشار اقتصادی برای فرسوده کردن تهران و از سوی دیگر از حمله بسیار شدید سخن گفت. اما چند روز پیش از آن، در گفت‌وگو با آکسیوس اعلام کرده بود که آمریکا در حال حاضر رویکرد خود را نسبت به ایران «کم‌سروصداتر» کرده و فشار اقتصادی را بر آغاز یک عملیات نظامی جدید ترجیح می‌دهد.

این نوسان را می‌توان نشانه‌ای از محدود شدن گزینه‌های آمریکا دانست.

حتی زمانی که واشنگتن در اواخر ژوئیه احتمال حمله گسترده‌تر یا حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران را بررسی می‌کرد، اعلام کرد هدف چنین حملاتی الزاماً اشغال یا جنگ تمام‌عیار نیست؛ بلکه افزایش فشار برای وادار کردن تهران به پذیرش شروط آمریکا در مذاکرات مطرح است.

در واقع، بر اساس این رویکرد، جنگ و دیپلماسی دیگر دو مسیر کاملاً جدا نیستند؛ فشار نظامی و اقتصادی در حال تبدیل شدن به ابزار چانه‌زنی برای توافق هستند.

اثبات محدودیت‌های عملیاتی آمریکا

یکی از متغیرهای مهمی که در ارزیابی آینده جنگ باید در نظر گرفته شود، هزینه نظامی عملیات برای آمریکا است. گزارش‌های اخیر درباره ذخایر مهمات دوربرد آمریکا و فشار واردشده بر برخی سامانه‌های تسلیحاتی، بحثی را درباره میزان آمادگی واشنگتن برای ادامه یک جنگ طولانی به وجود آورده است. رسانه‌های آمریکایی مانند رویترز، نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست نیز در گزارش‌های مربوط به مذاکرات هرمز به مصرف قابل‌توجه مهمات دقیق دوربرد آمریکا در جریان جنگ اشاره کرده‌اند.

هرچند در ایران، این مسئله به معنای «ناتوانی نظامی آمریکا» تعبیر نشده و همچنان منابع نظامی تأکید دارند برای سناریوهای مبتنی بر حداکثر نیات خصمانه و نظامی واشنگتن آماده هستند؛ اما در محافل آمریکایی مسئله اصلی چیز دیگری است: آیا استفاده بیشتر از برتری نظامی در برابر ایران، دستاورد سیاسی متناسب با هزینه آن ایجاد می‌کند؟ این همان پرسشی است که جنگ را برای کاخ سفید پیچیده کرده است.

انتخابات میان‌دوره‌ای؛ عامل تعیین‌کننده در محاسبات ترامپ

اگرچه ترامپ مدعی است دیگر اهمیتی به نتیجه انتخابات نمی‌دهد و به ایران ضربه اقتصادی سخت خواهد زد، اما از نگاه کاخ سفید، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد. افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های اقتصادی ناشی از بحران هرمز، اکنون به یک مسئله سیاسی داخلی برای دولت ترامپ تبدیل شده است. رویترز گزارش داده که قیمت بنزین در آمریکا نسبت به سال گذشته حدود ۲۹ درصد افزایش یافته و ترامپ از آمریکایی‌ها خواسته است افزایش قیمت را به‌عنوان هزینه مقابله با ایران بپذیرند.

دموکرات‌ها نیز در حال تبدیل هزینه‌های جنگ و افزایش قیمت انرژی به موضوعی انتخاباتی علیه دولت ترامپ هستند. از این منظر، برای ترامپ یک توافق درباره هرمز می‌تواند صرفاً یک توافق امنیتی نباشد؛ می‌تواند یک دستاورد انتخاباتی باشد.

بازگشایی هرمز، کاهش قیمت انرژی و اعلام اینکه آمریکا توانسته ایران را به پذیرش یک چارچوب جدید وادار کند، به ترامپ امکان می‌دهد جنگ را نه به‌عنوان یک بن‌بست، بلکه به‌عنوان مسیری منتهی به یک «توافق» معرفی کند.

هرمز؛ نقطه اتصال جنگ و دیپلماسی

تنگه هرمز به مهم‌ترین نقطه اتصال دو مسیر نظامی و دیپلماتیک تبدیل شده است. در روزهای گذشته، مذاکرات ایران و عمان برای ایجاد ترتیباتی درباره کشتیرانی در هرمز ادامه داشت. گزارش‌ها از نزدیک شدن طرفین به توافقی موقت حکایت داشت، اما اختلافات درباره نحوه عبور کشتی‌ها، هزینه‌ها، بازرسی محموله‌ها و سایر مسائل پابرجا ماند.

اکنون تهران نیز شروط گسترده‌تری را برای بازگشایی مطرح کرده است؛ از رفع تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده تا خروج آمریکا از منطقه، پایان محاصره دریایی، تهدیدهای نظامی و جبران خسارت‌های جنگ.

به این ترتیب، هرمز دیگر صرفاً یک «مسئله کشتیرانی» نیست؛ هرمز به صورت‌مسئله یک توافق بزرگ‌تر تبدیل شده است.

تفاهم اسلام‌آباد؛ بازگشت به نقطه‌ای که آمریکا از آن منحرف شد

یکی از مهم‌ترین نکات تحلیلی در اظهارات تحلیلگران جنگ آمریکا علیه ایران، امکان بازگشت به چارچوب تفاهمی است که در ژوئن با میانجی‌گری کشورهای منطقه شکل گرفت.

تفاهم آن دوره قرار بود به توقف عملیات نظامی و آغاز مذاکرات برای رسیدن به توافق دائمی منجر شود، اما در ادامه، با عدول آمریکا از همان مفاد اولیه، از جمله توقف جنگ در جبهه لبنان و احترام به حاکمیت ایران در تنگه هرمز، با شکست مواجه شد.

از نگاه بسیاری از ناظران، بازگشت آمریکا به چنین چارچوبی می‌تواند منطقی‌ترین راه خروج از جنگ باشد؛ اما از نگاه جناح جنگ‌طلب در واشنگتن و تل‌آویو، این بازگشت می‌تواند به معنای پذیرش این واقعیت باشد که فشار نظامی نتوانسته ایران را به پذیرش یک‌جانبه خواسته‌های آمریکا وادار کند.

فشار متحدان منطقه‌ای آمریکا

تحولات اخیر نشان می‌دهد که متحدان منطقه‌ای همچنان بر مواضع دوگانه تکیه دارند. از سویی خواستار پیروزی آمریکا در جنگ علیه ایران هستند و از سوی دیگر به این برآورد رسیده‌اند که نه‌تنها گزینه نظامی موجب عقب‌نشینی ایران نمی‌شود، بلکه این کشورها را نیز آماج حملات موشکی و پهپادی ایران قرار می‌دهد.

از سوی دیگر، تلاش میانجی‌گران ادامه دارد. عمان در مرکز رایزنی‌های مربوط به هرمز قرار دارد و قطر و پاکستان نیز در تلاش برای تسهیل ارتباط میان تهران و واشنگتن نقش داشته‌اند. عربستان نیز ظاهراً از تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش و رسیدن به یک توافق پایدار حمایت کرده، اما در عمل به دنبال فرصتی برای ضربه نظامی به ایران است.

در همین حال، عربستان بانی توافق دفاعی سه‌جانبه با پاکستان و ترکیه بود که مقام‌های پاکستانی آن را ماهیتی دفاعی و غیرمعطوف به کشور خاصی توصیف کرده‌اند. این تحول را نمی‌توان به‌طور قطعی به‌عنوان شکل‌گیری یک «ائتلاف ضدایرانی» تفسیر کرد؛ اما از منظر ژئوپلیتیکی نشان می‌دهد که عربستان در حال تلاش برای ایجاد ترتیبات امنیتی جدید است که شرایط را برای ایران پیچیده می‌کند.

اصرار اسرائیل بر تداوم جنگ آمریکا ادامه دارد

با وجود حرکت بخشی از محاسبات واشنگتن به سمت مذاکره، مسئله اسرائیل همچنان پابرجاست. اگرچه تل‌آویو نیز به دلایل سیاسی و نظامی توانایی ورود و ادامه جنگ طولانی با ایران را ندارد، اما بر حفظ و تداوم اهرم نظامی آمریکا در برابر ایران اصرار دارد.

از سوی دیگر، یکی از چالش‌های اصلی آمریکا این است که چگونه می‌توان توافقی را به دست آورد که هم برای تهران قابل پذیرش باشد، هم نگرانی‌های اسرائیل درباره بازسازی ظرفیت‌های هسته‌ای و موشکی ایران را کاهش دهد و هم‌زمان آمریکا بتواند ادعای پیروزی کند.

بنابراین، واشنگتن در حالی که مذاکرات را دنبال می‌کند، هم‌زمان از امکان ادامه محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی سخن می‌گوید.

در چنین چارچوبی، هدف واشنگتن از «شکست ایران» به سمت «تغییر محاسبات ایران» و در نهایت «تثبیت نتیجه جنگ در قالب یک توافق» حرکت کرده است.

اما در تهران چیزی تغییر نکرده است. تجربه سه جنگ اخیر در بحبوحه مذاکرات، غیرقابل‌چشم‌پوشی است؛ تنها راه ایران، تغییر واقعی در محاسبات آمریکا، خروج از منطقه و پایان تهدید علیه ایران است.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها