AR | EN

1405-04-11 21:51

AR | EN

1405-04-11 21:51

اشتراک گذاری مطلب

چگونه «استقلال» به مهم‌ترین میراث رهبر شهید تبدیل شد؟

جمهوری اسلامی در حالی به آستانه نیم‌قرن حیات خود رسیده که بقا و حفظ استقلال در یکی از پرتلاطم‌ترین مناطق جهان، به مهم‌ترین شاخص ارزیابی کارنامه آن تبدیل شده است. در این میان، دوران ۳۶ ساله زمامداری شهید آیت‌الله خامنه‌ای را می‌توان فصلی تعیین‌کننده در تاریخ معاصر ایران دانست؛ دوره‌ای که از بازسازی پس از جنگ تا مواجهه با چالش‌های امنیتی و بین‌المللی، با محوریت راهبرد «استقلال» شکل گرفت و به یکی از ماندگارترین روایت‌های سیاسی جمهوری اسلامی بدل شد.

مازیار بالائی، فعال و تحلیلگر سیاسی

نظام جمهوری اسلامی ایران وارد ۴۸مین سال حیات خود شده است. برای نظام‌های سیاسی برآمده از انقلاب‌های مردمی، ۴۸ سال دوام، عمری مناسب و قابل اعتناست اما برای کشوری که موقعیت جغرافیایی خاصی دارد و همواره در طول تاریخ جوینده امنیت و بقا و دغدغه‌اش قطع دست اجنبی بر خاک وطن بوده و در طول ۴۸ سال اخیر سه جنگ سنگین بر آن تحمیل شده، یک آمار استثنایی رقم خورده است.

شاید از همین منظر بود که در ملاقات بین امام خمینی(ره) و سران جبهه ملی در پاریس، امام(ره) تاکید بسیاری بر واژه “استقلال” داشت. تجربه تاریخی کشور و تجربه زیسته امام(ره)، اهمیت مفهوم استقلال را از یک واژه فراتر بُرد و آن را تبدیل به یک راهبرد اساسی و مطلع سه شعار اصلی انقلاب یعنی “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” کرد.

واقعیت این است که این ۴۸ سال حکومت‌داری در ایرانی که در طول تاریخش، دریایی متلاطم از جابجایی سلسله‌ها و نظام‌های حکمرانی بوده، نهایتاً یک پاراگراف در کتاب تاریخ خواهد بود. از همین باب است که روایت دوران زمامداری شهید آیت‌الله خامنه‌ای، دورانی پُراهمیت در تاریخ کشور تلقی خواهد شد.

ایشان در شرایطی به رهبری جمهوری اسلامی انتخاب شدند که دو بحران بزرگ را پیش روی خود می‌دیدند. اولی بازسازی کشوری که از یک جنگ ۸ ساله بیرون آمده و اولویت‌هایش بسیار متفاوت از یک کشور نرمال بود و دومی نشستن بر مسندی بود که تا پیش از آن، یک شخصیت بی‌بدیل و استثنایی، رهبر بزرگترین انقلاب قرن بیستم و یک کاریزمای خالص بر آن تکیه زده بود.

خامنه‌ای شهید اما منطقی‌ترین شیوه مواجهه با این دو بحران را برگزید؛ نخست اینکه برای بازسازی یک کشور جنگ‌زده فضا را برای طیفی از نیروهای وفادار به آرمان انقلاب اسلامی فراهم کرد و دولت‌های سازندگی و اصلاحات را همراهی نمود و دوم اینکه هیچ‌گاه تلاش نکرد تا از ذیل سایه بسیط بنیان‌گزار انقلاب خارج شود، کما اینکه همواره هرگاه صحبت درباره امام(ره) و قیاس بین دو رهبر پیش می‌آمد، ایشان می‌فرمود:”در مقابل امام ما قطره‌ای هستیم در برابر اقیانوس”.

در بین شاگردان امام(ره)، او نزدیک‌ترین حامل اندیشه‌های مراد خود، بالاخص در عرصه‌های بین‌المللی بود. استکبارستیزی، توجه به مستضعفان جهان، توجه به مصائب دنیای اسلام، توجه به اقشار ضعیف جامعه، حمایت از جریانات رهایی‌بخش و … از مولفه‌های اصلی فکری اندیشه امام(ره) بود که شهید خامنه‌ای سرلوحه دوران زمام‌داری خویش ساخت.

چنانچه هر دو رهبر کبیر و شهید انقلاب نیز بارها به این مساله اشاره کرده‌اند؛ دوران زمام‌داری آنها به دلیل کثرت مسائل عاری از اشکال نبوده، اما رسم سپاسگزاری آن است که به مناسبت مراسم تشییع رهبری که در مقابل شقی‌ترین اشیقای عصر، ایستاده و همراه با خانواده، جان خود را به پیشگاه ملت ایران تقدیم کرد، چند نکته از برجسته‌ترین ویژگی‌های عصر زمام‌داری ایشان را تشریح کنیم:

۱-شهید آیت‌الله خامنه‌ای شخصیتی اهل مطالعه و به ترجمه عرفی، بسیار “کتاب باز” بودند. شور و شوق زایدالوصف ایشان به مطالعه، خاصه مطالعه تاریخ، فرهنگ و ادبیات ایران و جهان، در کنار حافظه قدرتمند، توانی بسیار بالا در تحلیل مسائل به ایشان اعطا کرده بود. این توان تحلیلی منجر به اتخاذ تصمیمات مهم و اثرگذاری در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی شد. در حقیقت ایشان از دو منبع مطالعه فراوان و راهبرد امام خمینی(ره)، قصه دنیای امروز را به درستی متوجه شده بودند و منظومه ۳۶ ساله حکومتشان را بر اساس همان تحلیل تاریخی و راهبرد نظری بنا نهادند. منظومه‌ای که پس از جنگ رمضان، به عنوان پرده آخر حیات ایشان، درستی و کارآمدی‌اش را اثبات شد.

۲-برخلاف فضاسازی رسانه‌های غربی، آیت‌الله خامنه‌ای شخصیتی به غایت ایران‌دوست بود. حتی برخلاف بسیاری از روحانیون متحجر که اسلام را بر ایران اولویت می‌دانستند، رهبری شهید براساس شناخت دقیق از یک سنت تاریخی، ایران و اسلام را منطبق بر هم، و حیات یکدیگر را به هم وابسته تفسیر می‌نمود که بقای هرکدام باعث بقای دیگری می‌شد. از همین‌رو بود که به صورت همزمان سدی بودند در برابر ایران‌ستیزان و اسلام‌ستیزان. آیت‌الله خامنه‌ای به واسطه همان جهد مطالعاتی و تجربیات تاریخی، اهمیت موقعیت ژئوپولیتیکی ایران را به درستی درک کرد و بر همین اساس عمیقاً به تقویت مولفه‌های امنیت ملی در منطقه پرتلاطم غرب آسیا تاکید داشتند.

۳-یکی از ویژگی‌هایی که تقریباً رفته رفته در بین روحانیون نسل اول انقلاب کمرنگ شد اما در ذهن رهبری شهید تا لحظه آخر پُررنگ ماند، ذات‌شناسی غرب و تحلیل دقیق از ذات امپریالیستی امریکا بود. این جنبه مهم‌ترین جنبه وفاداری رهبر شهید به راهبرد امام(ره) بود. آیت‌الله خامنه‌ای هیچ‌گاه درب تعامل با غرب را نبست اما همواره مراقب مکر غربی‌ها بود. این امر ناشی از وفاداری ایشان به آرمان‌های انقلاب اسلامی و در عین حال عدم خوش‌خیالی منبعث از تجربیات مطالعاتی بود. ایشان هر کجا که از بابت تامین منافع و امنیت ملی لازم بود در مقابل غرب و غربی‌ها نرمش‌های تاکتیکی به خرج می‌دادند، اما چون استراتژی غرب را -به درستی- اعمال سلطه بر ایران می‌دانستند، استراتژی خود را بر بی‌اعتمادی و مقابله با سلطه بنا کردند. این راهبرد نزدیک‌ترین راهبرد به شیوه امام خمینی(ره) در مواجهه با غرب بود.

۴- شهید آیت‌الله خامنه‌ای ذاتاً یا براساس علاقه و مطالعه، یک نظامی درون داشتند. معاونت وزارت دفاع و نمایندگی امام(ره) در ارتش، از ایشان یک نظامی تحلیلگر و راهبردی ساخته بود که با توجه به تحلیل “ناگزیر بودن رویارویی نهایی با بلوک غرب-اسرائیل”، دکترینی متناسب را اتخاذ کردند. دکترین دفاع نامتقارن در کنار توسعه توان‌مندی موشکی، پهپادی، تقویت و توسعه بی‌نظیر محور مقاومت و هلال شیعی، فرماندهی موزائیکی میدان نبرد و … جملگی چنان در خدمت دفاع از ایران و مرزهایش درآمدند که علی‌الحساب ایران عزیز را در یک جنگ وجودی که با هدف تجزیه جغرافیایی و نابودی تمدنی آغاز شده بود، نه تنها حفظ کردند، بلکه آن را به پیروز قطعی نبرد تبدیل کردند. فراموش نکنیم که همه اینها در شرایط ۴۷ سال تحریم ظالمانه و با تکیه بر توان داخلی که از قضا این بومی‌سازی نظامی هم از دستاوردهای ایشان بود، حاصل شده است.
هر ایرانی بر مبنای درک خود می‌تواند ساعت‌ها در باب شخصیت ایشان صحبت کند و بنویسد، اما ناظر به جنگ رمضان که منجر به شهادت ایشان شد، ذکر چهار نکته فوق سزاوارتر بود.
در جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت که میراث ۳۶ ساله حکومت آیت‌الله خامنه‌ای تحقق شعار نخستین انقلاب یعنی “استقلال” بود. می‌شود هزاران نقد ریز و درشت و چند برابر آنها نکات مثبت در ساحات مختلف ذکر کرد، اما همه اینها در مقابل تحقق استقلال کشوری که در طول تاریخش همواره با جنگ‌های وجودی درگیر بوده، چنان واجد اهمیت است که در کتاب‌های تاریخ از آن به عنوان یک نقطه عطف یاد می‌کنند.

تاریخ، شهید آیت‌الله خامنه‌ای را به عنوان رهبری راست‌آئین و ایستاده در میدان خواهد شناخت که ایران را در دوران پرتلاطمی هدایت کرد و در نهایت مرگی را برگزید که علاوه بر الهام‌بخشی، منجر به جاودانگی‌اش در جهان شد.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها