شکست در میدان جنگ به شکست در میدان سیاسی متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی تبدیل شد. از بحران گروگانگیری و شکست جیمی کارتر تا جنگ با ایران و شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میان دورهای ۲۰۲۶؛ تاریخ سیاسی آمریکا بارها نشان داده است که تحولات مرتبط با ایران میتوانند از مرزهای سیاست خارجی عبور کنند و به یکی از متغیرهای اثرگذار بر موازنه قدرت در واشنگتن تبدیل شوند. انتخابات اخیر بار دیگر این واقعیت را به نمایش گذاشت که ایران میتواند روندهای منطقه و جهان را تغییر دهد و به یک بازیگر نظمبخش در نظام بینالملل تبدیل شود.
ایران ویو24- سیاسی
انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ آمریکا، با کسب اکثریت هر دو مجلس کنگره از سوی دموکراتها، بار دیگر مسئله ایران را به یکی از موضوعات مهم تحلیل سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده تبدیل کرده است. در حالی که همزمان به تمام دنیا این پیام را ارسال کرده که ایران نقشی موثر در تغییر روندهای منطقه ای و بین المللی یافته است.
1-چرا ایران موازنه داخلی آمریکا را برهم زد؟
انتخابات میان دورهای کنگره در شرایطی برگزار شد که جنگ متجاوزانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پیامدهای اقتصادی و افزایش قیمت انرژی، به موضوعاتی تأثیرگذار در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شده بودند.
نتایج انتخابات و نظرسنجیهای مربوط به رأیدهندگان نیز نشان میدهند که نارضایتی از جنگ ایران، در کنار تورم، هزینههای زندگی و نگرانی درباره فساد، در شکلگیری نتیجه انتخابات نقش داشته است.
با اعلام نتیجه انتخابات، نه تنها افکار عمومی جهان، بلکه اکثریت قاطع کاربران آمریکایی در شبکه های اجتماعی، جنگ علیه ایران را به عنوان عامل رای به دموکراتها و شکست حزب ترامپ در انتخابات عنوان کردند.
پس از اعلام نتیجه اولیه انتخابات، پیامهای زیادی در شبکههای اجتماعی منتشر شد، مبنی بر اینکه؛
- ایران پیروز انتخابات آمریکا شد
- ایران رژیم آمریکا را تغییر داد
این نخستین بار نیست که ایران از یک بحران دیپلماتیک و امنیتی، نه تنها به یک موضوع محوری در مناظرههای انتخاباتی، بلکه به عامل تعیین کننده در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است.
در واقع، رابطه ایران و آمریکا در مقاطع مختلف بر اعتبار رؤسایجمهور، رقابت جمهوریخواهان و دموکراتها، برداشت افکار عمومی از امنیت ملی و حتی اولویتهای سیاست خارجی و داخلی رأیدهندگان آمریکایی تأثیر گذاشته است.
2- انتخابات ۱۹۸۰؛ ایران و شکست جیمی کارتر
انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۰ و رقابت جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، با رونالد ریگان، نامزد جمهوریخواهان، روشنترین نمونه قبل از این، درباره تأثیر مستقیم یک بحران مرتبط با ایران بر سرنوشت انتخاباتی یک رئیسجمهور آمریکا بود.
این انتخابات در شرایطی برگزار شد که روابط تهران و واشنگتن پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران وارد مرحلهای کاملاً متفاوت شده بود. پذیرش محمدرضا شاه پهلوی در آمریکا برای درمان پزشکی در اکتبر ۱۹۷۹، زمینهساز تشدید خشم مردم انقلابی ایران شد. در چهارم نوامبر همان سال، گروهی از دانشجویان ایرانی سفارت آمریکا در تهران را تسخیر کردند و ۵۲ آمریکایی را به گروگان گرفتند.
بحران گروگانگیری ۴۴۴ روز ادامه یافت و به یکی از مهمترین چالشهای سیاست خارجی دولت کارتر تبدیل شد. دولت آمریکا تلاش کرد بدون تامین شروط ایران، با مجموعهای از فشارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی گروگانها را آزاد کند، اما این فشارها، تغییری در تصمیم تهران نداشت. عملیات نظامی برای نجات گروگانها در آوریل ۱۹۸۰ نیز با شکست مفتضحانه مواجه شد و به مرگ هشت نظامی آمریکایی در صحرای طبس انجامید.
در این شرایط، مسئله ایران به موضوعی محوری در رقابتهای انتخاباتی آمریکا تبدیل شد. جمهوریخواهان، کارتر را به ناتوانی در مدیریت بحران و تضعیف موقعیت بینالمللی آمریکا متهم میکردند. برای رأیدهنده آمریکایی نیز گروگانگیری تنها یک اختلاف دیپلماتیک نبود؛ تصاویر گروگانهای آمریکایی و ادامه بحران، به نمادی از ناتوانی آمریکا در حفاظت از شهروندان و منافع ملی تبدیل شده بود.
در نهایت، جیمی کارترانتخابات نوامبر ۱۹۸۰ را با اختلاف قابلتوجهی به ریگان باخت و دولت آمریکا مجبور به قبول شروط ایران شد تا گروگانها نیز در ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱، همزمان با مراسم تحلیف ریگان، آزاد شوند. البته بعدا ایران هزینههای سیاسی زیادی نیز به دونالد ریگان وارد کرد.
در سالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶، دولت ریگان متهم شد که بهصورت محرمانه اقدام به انتقال تسلیحات به ایران کرده است، پروندهای که ایرانکنترا نام گرفت. ریگان متهم شد که در شرایط رسمی تحریم تسلیحاتی و خصومت آشکار با ایران، اقدام به فروش تسلیحات به ایران کرده و بخشی از درآمد حاصل از این معاملات نیز بهطور غیرقانونی برای حمایت از نیروهای کنترا در نیکاراگوئه اختصاص یافته است؛ نیروهایی که علیه دولت ساندینیستی آن کشور میجنگیدند. افشای این پرونده در سال ۱۹۸۶ به یکی از بزرگترین رسواییهای سیاسی دولت ریگان تبدیل شد.
3- انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶؛ نقش ایران در تغییر نتیجه صندوقهای رأی آمریکا
انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ را باید یکی از مهمترین مقاطع تاثیرگذاری ایران بر سیاست داخلی و انتخابات آمریکا محسوب کرد؛ با این تفاوت که این بار مسئله ایران از یک موضوع مهم در سیاست خارجی به یکی از مسائل ملموس زندگی روزمره آمریکاییها تبدیل شده بود.
دولت ترامپ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، همراه با اسرائیل، حملات متجاوزانه نظامی علیه ایران را آغاز کرد. جنگی که پیامدهای آن از سطح نظامی و امنیتی فراتر رفت و با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران به حوزه اقتصاد، بازار انرژی، هزینههای زندگی و مناسبات بینالمللی آمریکا کشیده شد.
یکی از مهمترین یافتههای نظرسنجیهای پیش از انتخابات ۲۰۲۶، ارتباطی است که رأیدهندگان آمریکایی میان جنگ آمریکا علیه ایران و وضعیت اقتصادی خود قائل هستند. در میان تحلیلهای منتشرشده درباره نتایج انتخابات میان دورهای آمریکا نیز جنگ علیه ایران و افزایش قیمت سوخت از عوامل مؤثر در کاهش حمایت از جمهوریخواهان معرفی شدهاند.
4- نگاه ایران به تغییر ترکیب کنگره آمریکا
از نگاه تهران بازگشت دموکراتها به اکثریت کنگره، بهخودیخود به معنای تغییر فوری سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران نیست. چنانچه مقام معظم رهبری ایران نیز در پیام خود به مناسبت روز مبارزه با استکبار جهانی در سالگرد تسخیر سفارت آمریکا که همزمان با انتخابات میان دورهای آمریکا شد، میفرماید:
اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابهجاییهای حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصوّر میکنند با امتیاز دادن به امریکا میتوانند او را از دشمنی با ملّت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباهاند.
در نظام سیاسی آمریکا، رئیسجمهور اختیارات گستردهای در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح دارد. کنگره نیز از طریق اختیارات قانونی، بودجهای، نظارتی و نقش خود در تصویب قوانین، میتواند بر تصمیمات دولت تأثیر بگذارد. اما مهمتر از آن، تاریخ سیاست آمریکا در قبال ایران است که نشان میدهد؛ تفاوتی میان خصومت جمهوری خواهان و دموکراتها علیه ایران نیست.
چنانچه نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا از حزب دموکرات در نشست امنیتی مونیخ آلمان در سال 2026، طی سخنانی اعتراف کرد هدف از تحریمها علیه ایران، گرسنگی دادن به مردم ایران حتی در روستاهای دوردست است.
بنابراین، اکثریت جدید دموکراتها میتواند محدودیتهای سیاسی و قانونی بیشتری برای دولت ترامپ ایجاد کند، که حتما در چارچوب رقابتهای دو حزب آمریکا است، اما لزوماً به معنای پایان جنگ علیه ایران نیست.
با این حال بسیاری از تحلیلگران آمریکایی نیز به حزب دموکرات توصیه میکنند از شکست جمهوری خواهان درس بگیرند و از این پیروزی برای مهار ترامپ و جلوگیری از شروع جنگ دوباره استفاده کند، وگرنه بازنده انتخابات بعدی نیز دموکراتها خواهند بود.
در هر صورت، نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا را میتوان نشانهای از افزایش فشار داخلی بر سیاست مداخلهگرایانه واشنگتن و مطالبه بازنگری در اولویتهای امنیتی این کشور، به ویژه کاهش اثر اسرائیل در سیاستهای آمریکا دانست؛ به گونهای که بسیاری از کاربران آمریکایی از شکست جمهوری خواهان به معنای شکست لابی صهیونیستی آیپک در انتخابات آمریکا ابراز شادمانی کردند.
بازگشت آمریکا به خانه، میتواند به معنای کاهش مداخلات نظامی پرهزینه، کاهش تنشآفرینی و احترام به حاکمیت و استقلال کشورهای منطقه باشد؛ مسیری که میتواند زمینهساز ثبات و امنیت پایدارتر در غرب آسیا، خلیج فارس و جهان باشد.


