AR | EN

1405-08-13 16:13

AR | EN

1405-08-13 16:13

اشتراک گذاری مطلب

بازگشت هزینه‌های یک سیاست؛ وقتی رأی‌دهندگان آمریکایی به ترامپ نه گفتند

نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را می‌توان فراتر از یک جابه‌جایی ساده در کرسی‌های کنگره دانست؛ رأیی که در آن، نارضایتی از تورم و فشارهای اقتصادی، هزینه‌های جنگ، سیاست‌های خارجی واشنگتن و شیوه حکمرانی دونالد ترامپ، خود را در صندوق‌های رأی نشان داده است. حالا پرسش این است: آیا آمریکایی‌ها فقط به سیاست‌های ترامپ نه گفته‌اند یا پیامدهای سیاستی را هدف گرفته‌اند که سال‌هاست در واشنگتن دنبال می‌شود؟

محمودرضا گلشن‌پژوه-پژوهشگر مسائل بین‌الملل

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا امسال فراتر از رقابتی معمول برای جابه‌جایی کرسی‌های کنگره بود. نتایج نشان می‌دهد جامعه آمریکا، کمتر از دو سال پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، پاسخی جدی به سیاست‌های او داده است. طبق آخرین اخباری که تا زمان نگارش این متن منتشر شده، دموکرات‌ها کنترل سنا و مجلس نمایندگان را از جمهوری‌خواهان گرفته‌اند؛ اتفاقی که دامنه آن حتی بسیاری از ناظران سیاسی را غافلگیر کرد. البته شمارش آرای برخی حوزه‌ها هنوز ادامه دارد، اما ظاهرا دیگر اصل تغییر اکثریت در هر دو مجلس روشن شده است.

اهمیت این شکست را زمانی بهتر درمی‌یابیم که به نقشه انتخاباتی نگاه کنیم. تگزاس که از سال ۱۹۹۳ سناتور دموکرات به واشنگتن نفرستاده بود، این بار جیمز تالاریکو را برگزید. کانزاس که آخرین پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات سنای آن به سال ۱۹۳۲ بازمی‌گشت، به آدام همیلتون رأی داد. در کارولینای جنوبی نیز پس از چند دهه سلطه جمهوری‌خواهان، آنی اندروز پیروز شد. دموکرات‌ها در آیووا، اوهایو و کارولینای شمالی هم کرسی‌های جمهوری‌خواهان را تصاحب کردند.

در مجلس نمایندگان نیز ماجرا محدود به مناطق دموکرات‌نشین نبود. در بخش‌هایی از کنتاکی، نبراسکا، آیووا، اوهایو، کارولینای شمالی و حتی بخش‌هایی از پنسیلوانیا نیز کرسی‌هایی از دست جمهوری‌خواهان خارج شد. البته پیروزی یک دموکرات در یک حوزه انتخاباتی به معنای دموکرات‌شدن تمام آن ایالت نیست؛ اما همین جابه‌جایی‌ها نشان می‌دهد نارضایتی تا چه اندازه در جغرافیای سیاسی آمریکا گسترش یافته است.

به نظر می‌رسد پنج عامل اصلی در شکل‌گیری این نتیجه نقش داشته‌اند: فشار اقتصادی و گرانی زندگی، نارضایتی از رفتار و شیوه حکمرانی ترامپ، هزینه‌های تجاوز مشترک با اسرائیل به ایران و اثرات این جنگ بر قیمت‌های انرژی، تغییر رفتار رأی‌دهندگان جوان و اقلیت‌های قومی و سرانجام عملکرد نامزدها و رقابت‌های محلی. در کنار این عوامل، مسئله فساد حکومتی نیز به نگرانی مهمی تبدیل شده که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

برای مردم آمریکا، اقتصاد همچنان مسئله نخست است. خانواده‌ای که با اجاره‌خانه، هزینه درمان، قیمت مواد غذایی و بنزین دست‌وپنجه نرم می‌کند، از رئیس‌جمهورش انتظار دارد به زندگی او توجه کند. ترامپ با وعده بهبود معیشت و پرهیز از جنگ‌های پرهزینه بازگشته بود، اما بسیاری از رأی‌دهندگان امروز احساس می‌کنند فاصله وعده‌ها و واقعیت بیشتر شده است. نظرسنجی‌های انتخاباتی نیز نشان می‌دهند بخش بزرگی از مردم خواهان محدودشدن قدرت رئیس‌جمهور و نظارت جدی‌تر کنگره بر دولت هستند.

در این میان، تجاوز علیه ایران را نمی‌توان نادیده گرفت. حملات نظامی، تلفات انسانی، هزینه‌های هنگفت و پیامدهای اقتصادی جنگ، به‌ویژه افزایش قیمت انرژی، برای جامعه آمریکا بی‌اهمیت نبوده است. این به‌آن معنا نیست که نویسنده معتقد است آمریکایی‌ها صرفاً به دلیل تجاوز نظامی به ایران به دموکرات‌ها رأی داده‌اند، اما این جنگ یکی از نشانه‌های آشکار تناقض میان وعده‌های ترامپ و عملکرد او بود. میلیاردها دلار صرف عملیات نظامی می‌شود، در حالی که میلیون‌ها آمریکایی همچنان نگران آینده اقتصادی و امنیت اجتماعی خود هستند.

در فضای بین‌المللی نیز تصویری که ترامپ از آمریکا ساخته بسیار مخدوش و نامتناسب است. تحقیر کشورهای دیگر، تهدید به استفاده از زور، برخورد متکبرانه با متحدان، کاهش کمک‌های بشردوستانه و تلاش برای تضعیف نهادهای بین‌المللی از طریق قطع یا کاهش تعهدات مالی نیز بخشی از همین تصویر است. پیامد این سیاست‌ها تنها متوجه دولت‌ها نیست؛ بلکه پس از قطع سهمیه‌ها و کمک‌های داوطلبانه آمریکا، انسان‌های آسیب‌پذیری که به این نوع کمک‌های درمانی، غذایی و توسعه‌ای وابسته‌اند نیز هزینه آن را می‌پردازند. آیا کشوری که دهه‌هاست خود را مدافع حقوق بشر دانسته و در بسیاری موارد قوانین داخلی خود را دارای استانداردهایی بالاتر از کنوانسیون‌ها و میثاق‌های حقوق بشری می‌داند و به همین دلیل به آن ها نمی‌پیوندد، می‌تواند نسبت به چنین پیامدهایی بی‌تفاوت باشد؟

همین حمایت گسترده واشنگتن از بنیامین نتانیاهو، با وجود حکم بازداشت صادرشده از سوی دیوان کیفری بین‌المللی در نوامبر ۲۰۲۴ به اتهام جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت، اعتبار ادعاهای حقوق بشری آمریکا را آسیب‌پذیر نمی‌کند؟

در داخل آمریکا نیز پرونده جفری اپستین همچنان زنده است. نارضایتی از نحوه برخورد دولت ترامپ با اسناد و تحقیقات این پرونده، به‌ویژه مسئله شفافیت و احتمال پنهان‌کاری، بخشی از فضای بی‌اعتمادی عمومی شده است. دشوار است تصور کنیم مسئله‌ای که چنین حساسیتی درباره فساد و پاسخگویی ایجاد کرده، هیچ تأثیری بر ذهن رأی‌دهندگان نداشته باشد.

به گمان من، این حجم از خودرأیی، غرور سیاسی، مداخله نظامی و بی‌اعتنایی به رنج دیگران نمی‌توانست برای همیشه بدون واکنش باقی بماند. اکنون بخشی از آن واکنش را در صندوق‌های رأی می‌بینیم. البته نباید همه چیز را به ترامپ محدود کرد. حمایت از اسرائیل، مداخلات خارجی و برخورد دوگانه با حقوق بین‌الملل، پیشینه‌ای طولانی در سیاست هر دو حزب آمریکا دارد. پیروزی دموکرات‌ها نیز به‌خودی‌خود تضمین‌کننده تغییری بنیادین در این سیاست‌ها نیست.

اما پیام انتخابات را نباید کوچک شمرد. مردم آمریکا، پیش از هر چیز، خواهان زندگی قابل‌تحمل، امنیت اقتصادی و حکومتی پاسخگو هستند. شاید مهم‌ترین درس این انتخابات آن باشد که سیاست خارجی را نمی‌توان برای همیشه از زندگی داخلی جدا کرد. هزینه جنگ‌ها، بی‌اعتنایی به حقوق انسان‌ها و تحقیر دیگر ملت‌ها سرانجام بازمی‌گردد؛ گاهی به شکل انزوای بین‌المللی و گاهی به شکل رأی مردمی که دیگر حاضر نیستند بهای این سیاست‌ها را بپردازند.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها