AR | EN

1405-07-12 20:06

AR | EN

1405-07-12 20:06

اشتراک گذاری مطلب
پشت پرده هشدار موساد به سرویس اطلاعاتی انگلیس

چرا ایران به اهرم فشار تل‌آویو بر لندن تبدیل شد؟

هشدار اخیر یک افسر ارشد سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا درباره احتمال کاهش همکاری اطلاعاتی اسرائیل و انگلیس، در ظاهر واکنشی به اختلاف سیاسی لندن و تل‌آویو بر سر سیاست‌های اسرائیل در کرانه باختری است؛ اما یک نکته در این هشدار بیش از سایر بخش‌ها اهمیت دارد: ایران.

میلاد زراعت‌کار- دفاعی و امنیتی

رالف گاف، افسر ارشد سابق سیا در گفت‌وگو با تایمز هشدار داده است که تشدید اختلافات سیاسی میان لندن و تل‌آویو می‌تواند به همکاری اطلاعاتی دو طرف آسیب بزند. او در توضیح اهمیت این همکاری گفته است که اسرائیل در برخی حوزه‌ها، به‌ویژه درباره ایران و در زمینه سایبری، توانمندی‌هایی دارد که برای بریتانیا ارزشمند است [۱].

موضوع این اظهارات شاید در ظاهر صرفا درباره آینده رابطه لندن و تل‌آویو است؛ اما مسئله مهم‌تر این است که ایران به یکی از منابع ارزش راهبردی اسرائیل در رابطه امنیتی با انگلیس و غرب تبدیل شده است.

سابقه همکاری‌های جاسوسی لندن و تل‌آویو

اظهارات گاف به اهمیت همکاری اطلاعاتی انگلیس و اسرائیل اشاره دارد که سابقه‌ای طولانی دارد و صرفاً محصول تحولات سال‌های اخیر نیست. پژوهش‌های تاریخی درباره روابط اطلاعاتی لندن و تل‌آویو نشان می‌دهد که ارتباط میان سرویس اطلاعات مخفی یا همان ام آی سیکس MI6 و نهادهای اطلاعاتی اسرائیل، از دهه‌های نخست شکل‌گیری اسرائیل آغاز شده و در مقاطع مختلف بر اساس منافع مشترک منطقه‌ای گسترش یافته است. البته این رابطه به معنای وابستگی یک‌طرفه نبوده است.

اسرائیل از شبکه جهانی، دسترسی‌ها و ظرفیت‌های اطلاعاتی بریتانیا بهره می‌برد و در مقابل، لندن نیز از اطلاعات و توانمندی‌های اسرائیل در محیط خاورمیانه، از جمله درباره ایران، استفاده می‌کند. به همین دلیل، قطع کامل همکاری برای دو طرف هزینه‌ ساز است. حتی در بحران فعلی نیز اد میلِیبند، وزیر خارجه انگلیس، تأکید کرده که همکاری اطلاعاتی با اسرائیل ادامه خواهد داشت و موضوع ایران یکی از حوزه‌های مهم این همکاری است. [۲]

در نتیجه، سخن از قطع همکاری را نباید لزوماً به معنای فروپاشی فوری رابطه اطلاعاتی انگلیس و اسرائیل دانست. اهمیت واقعی این تهدید در جای دیگری است: تلاش برای تعریف تهدید مشترک در شرایطی که روابط لندن و تل‌آویو تحت فشار افکار عمومی ناشی از جنایات اسرائیل در منطقه قرار دارد.

چرا ایران در مرکز این معادله قرار گرفته است؟

طی سال‌های گذشته، ایران به یکی از مهم‌ترین حوزه‌های فعالیت اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل با اروپا و آمریکا تبدیل شده و اسرائیل نیز توانسته است خود را در ذهن بسیاری از دولت‌های غربی به‌عنوان بازیگری دارای دسترسی و ظرفیت ویژه برای جمع‌آوری اطلاعات درباره ایران معرفی کند. این پیوند صرفا بر اساس یک رابطه ساده میان اطلاعات و قدرت ایجاد نشده؛ بلکه یک مبنای مهم‌تر نیز داشته است و آن: ارزش ادراک‌شده اطلاعات.

از نگاه تل‌آویو هرچه تهدید ایران در محاسبات امنیتی غرب برجسته‌تر شود، ارزش اطلاعاتی اسرائیل درباره ایران نیز می‌تواند افزایش پیدا کند. در این شرایط، اسرائیل فقط یک شریک اطلاعاتی نیست؛ بلکه به منبعی تبدیل می‌شود که دسترسی به اطلاعات آن برای مدیریت یک تهدید ادراک‌شده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. همین وابستگی ادراک‌شده می‌تواند در زمان اختلاف سیاسی، برای اسرائیل نوعی اهرم ایجاد کند.

به همین دلیل، جمله گاف درباره ایران مهم‌تر از هشدار کلی او درباره همکاری دستگاه‌های اطلاعاتی ام آی سیکس و موساد است. مفهوم هشدار این نیست که اسرائیل الزاماً می‌تواند جایگزین تمام ظرفیت‌های اطلاعاتی بریتانیا شود؛ بلکه مسئله این است که تل‌آویو ادعا دارد در حوزه‌ای مانند ایران، لندن باید از دست دادن بخشی از همکاری اسرائیل را هزینه‌ای امنیتی تلقی کند.

پس در اینجا یک زنجیره مهم شکل می‌گیرد: ایران به ارزش اطلاعاتی تبدیل می‌شود، این ارزش اطلاعاتی به همکاری امنیتی غرب و رژیم صهیونیستی گره می‌خورد، این همکاری منجر به وابستگی متقابل می‌شود و وابستگی متقابل هزینه اختلاف سیاسی با رژیم را افزایش می‌دهد. دقیقا به همین ترتیب اسرائیل می‌تواند پرونده مربوط به شهرک سازی غیرقانونی در فلسطین اشغالی را به ایران مرتبط کند.

فیرفورد؛ چارچوب تهدیدنمایی ایران

حادثه نزدیک پایگاه فیرفورد در ۲۷ سپتامبر، این سازوکار را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. پلیس انگلیس ابتدا پنج نفر را در ارتباط با یک حادثه مشکوک در نزدیکی پایگاه بازداشت کرد و پس از آن یک تبعه دوتابعیتی بریتانیایی ـ ایرانی نیز در لندن بازداشت شد. با این حال، تحقیقات همچنان ادامه دارد و پلیس از بررسی چندین احتمال، از جمله احتمال دخالت یک دولت خارجی، خبر داده است.[۳] در خودروهای افراد بازداشت‌شده بنزین پیدا شده، اما مواد منفجره کشف نشده و متهمان بعداً با قرار وثیقه آزاد شدند.[۴]

در همین فضای مبهم، اسرائیل تلاش کرده است پرونده را در چارچوب تهدید ایران تفسیر کند. بنیامین نتانیاهو مدعی شد که اسرائیل پیش از حادثه درباره یک حمله تحت حمایت ایران به بریتانیا هشدار داده بود. یک مقام ارشد اسرائیلی نیز بعداً مدعی شد که این هشدار مشخصاً درباره فیرفورد بوده است. [۵] در حالی که ایران این اتهام را قویا رد کرده، جزئیات اطلاعات ادعایی اسرائیل نیز به‌صورت عمومی منتشر نشده است. [۶]

اینجا باید سه مسئله را از یکدیگر جدا کرد:

نخست، خود حادثه چه بوده است،

دوم، آیا واقعاً ارتباطی میان عاملان آن و ایران وجود داشته است

و سوم، اسرائیل چگونه و با چه هدفی این حادثه را در چارچوب تهدید ایران صورت‌بندی می‌کند.

این سه پرسش الزاماً پاسخ یکسانی ندارند.

مسئله اصلی روایت‌سازی امنیتی است

اهمیت راهبردی پرونده فیرفورد از جایی آغاز می‌شود که یک حادثه هنوز در حال بررسی، می‌تواند وارد چارچوب گسترده‌تری از ادراک تهدید شود. از یک سو، صرف نظر از نتیجه تحقیقات، تبلیغات علیه ایران در ذهن شهروند انگلیسی و اروپایی رسوب کرده و نوعی احساس تهدید از سوی ایران شکل می‌گیرد. این تلاش تل‌آویو برای تغییر جهت توجه افکار عمومی غرب مهم است؛ به ویژه اینکه نتایج نظرسنجی‌ها از افکار عمومی کشورهای غربی درباره اسرائیل نشان می‌دهد که افکار و احساسات منفی نسبت به این رژیم در اروپا به شدت افزایش یافته است. بدین ترتیب تل‌آویو تلاش دارد؛ خشم از ایران جایگزین خشم از اسرائیل شود.

از سوی دیگر اگر یک حادثه در افکار عمومی و فضای سیاسی اروپا به‌عنوان نمونه‌ای از فعالیت ایران در خاک اروپا تفسیر شود، پیامد آن تنها متوجه یک پرونده قضایی نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند نه تنها جایگاه ایران را در محاسبات امنیتی برخی دولت‌های اروپایی تحت تأثیر قرار دهد، بلکه این محاسبات با حمایت عمومی بیشتری مواجه می‌شود.

در چنین شرایطی، اسرائیل از افزایش توجه امنیتی به ایران یک منفعت بالقوه دیگری نیز به دست می‌آورد: افزایش اهمیت اطلاعاتی اسرائیل در پرونده ایران.

از این منظر، تهدید به کاهش همکاری اطلاعاتی نیز به عنوان ابزار فشار عمل می‌کند، هر چند به معنای قطع فوری اطلاعات نباشد. همکاری‌های اطلاعاتی می‌توانند در سطح دسترسی، زمان‌بندی، دامنه و حساسیت اطلاعات تغییر کنند، بنابراین حتی احتمال کاهش همکاری می‌تواند برای یک دولت اهمیت داشته باشد؛ به‌خصوص زمانی که موضوع مورد بحث، تهدیدی باشد که پیشاپیش در محاسبات امنیتی آن دولت اهمیت یافته است.

آیا این روند می‌تواند زمینه فشار یا اقدام بعدی علیه ایران را بسازد؟

در این جا می‌توان یک سؤال مهم مطرح کرد: اگر تلاش‌های اسرائیل برای متهم سازی ایران و تهدیدنمایی ایران برای اروپا در این چرخه شدت یابد، چه پیامدی برای ادراک تهدید و فضای سیاسی تصمیم‌گیری غرب در قبال ایران خواهد داشت؟

به نظر می‌رسد به دنبال کاهش محسوس اعتبار ادعاهای اسرائیل علیه ایران، تل‌آویو به تلاش‌های خود برای تغییر جایگاه ایران از «تهدید منطقه‌ای»، به «تهدیدی علیه امنیت اروپا» شدت داده است.

چنین تغییری در ادراک تهدید می‌تواند فضای سیاسی مساعدتری برای تحریم، اقدامات امنیتی، فشار دیپلماتیک و حتی در شرایط بحرانی، اقدامات نظامی علیه ایران ایجاد کند. در این رابطه باید به تلاش مشترک آمریکا و اسرائیل در جنگ اوکراین برای تهدیدنمایی همکاری‌های معمول ایران و روسیه به عنوان تهدید علیه اروپا اشاره کرد که در نهایت با فعال‌سازی اسنپ‌بک از سوی اروپا و مشارکت ناتو در جنگ علیه ایران، مورد بهره برداری قرار گرفت.

اسرائیل از جمله بازیگرانی است که می‌تواند از تبدیل اختلافات امنیتی اروپا و ایران به یک چارچوب پایدار از «تهدید ایران» سود راهبردی ببرد؛ زیرا هرچه تهدید ایران در محاسبات امنیتی اروپا برجسته‌تر شود، اهمیت همکاری امنیتی و اطلاعاتی با اسرائیل نیز افزایش می‌یابد. در نتیجه، نباید حادثه فیرفورد را صرفاً یک پرونده قضایی یا امنیتی منفرد دید. این حادثه در بستری رخ داده که از یک سو رابطه لندن و تل‌آویو بر سر شهرک‌سازی در فلسطین اشغالی دچار تنش شده و از سوی دیگر، پرونده ایران همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای همکاری امنیتی اسرائیل با غرب است.

جمع‌بندی

هشدار رالف گاف درباره احتمال آسیب‌دیدن همکاری ام آی سیکس MI6 و موساد، فقط خبری درباره آینده روابط اطلاعاتی لندن و تل‌آویو نیست. اهمیت واقعی این خبر در این است که نشان می‌دهد پرونده ایران چگونه می‌تواند به یکی از مهم‌ترین منابع ارزش اطلاعاتی اسرائیل در رابطه با غرب تبدیل شود.

آنچه در حادثه فیرفورد اهمیت دارد فقط سرنوشت یک پرونده امنیتی نیست بلکه نحوه شکل گیری روایتی است که می‌تواند ایران را در مرکز یک تهدید در اروپا نشان دهد. از این منظر، برای ایران مسئله اصلی فقط جلوگیری از انتساب یک حادثه به تهران نیست. مسئله بزرگ‌تر، جلوگیری از شکل‌گیری چرخه‌ای است که در آن، هر بحران امنیتی در اروپا، به افزایش ارزش اطلاعاتی اسرائیل و سپس به افزایش فشار سیاسی و امنیتی علیه ایران منجر شود.

 

 

[۱] The Times. “Israel Could Cut Intelligence Ties with UK, Ex-CIA Chief Warns.” October 2, 2026.

[۲] Thomas Harding and Sunniva Rose, “UK Confident Israel Intelligence Sharing to Continue Despite ‘Damaging’ Sanctions Backlash,” The National, September 9, 2026.

[۳] Counter Terrorism Policing, “Update on RAF Fairford Investigation – 17:30 01 October 2026,” October 1, 2026.

[۴] Reuters, “Man Arrested in Fairford Air Base Investigation Released on Bail,” October 3, 2026.

[۵] The Jewish Chronicle, “Labour ‘Hell-Bent’ on Wrecking UK-Israel Relations, Israeli Officials Claim,” October 2, 2026.

[۶] The Times of Israel, “UK-Iranian Dual National Arrested in London over Suspected Terror Plot against US-Run Airbase,” October 1, 2026.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها