جروزالمپست با استناد به دادهکاوی هزاران پست منتشرشده در شبکه اجتماعی «ایکس»، الگوی انتشار روایت «پرچم دروغین» پس از حادثه فلایدبی را بررسی کرده است؛ دادههایی که نشان میدهد نخستین پست درباره نقش اسرائیل، تنها ۶۷ دقیقه پس از ارسال سیگنال اضطراری هواپیما منتشر شده است.
ایرانویو24- جهان
با گسترش شبکههای اجتماعی دیگر تنها در کسری از ثانیه هر حادثه امنیتی و هوایی میتواند به میدان تازهای برای جنگ روایتها تبدیل شود؛ جنگی که اگر بهطور طبیعی در اختیار وجدان عمومی باشد و از سوی الگوریتمها دستکاری نشود، میتواند به شفافیت بیشتر صحنه جهانی کمک کند.
واکنشهای افکار عمومی جهان به حادثه پرواز فلایدبی در مسیر دبی به تلآویو، در آستانه سالگرد ساحل بوندای در سیدنی استرالیا، مصادیق قابلتوجهی از نقش افکار عمومی جهانی در جلوگیری از مصادره به مطلوب وقایع و یا سناریونگاری برای دستکاری افکار عمومی توسط اسرائیل و متحدانش هستند.
قبل از پرداختن به روایتهای پیرامون فلایدبی، لازم به یادآوری است که پس از حادثه ساحل بوندای در سیدنی استرالیا، بلافاصله کاربران ایکس، نظرسنجیهای آنلاین منتشر کردند با این پرسش که آیا حادثه سیدنی کار موساد است؟ که بیش از چند میلیون بازدید داشتند.
در هر دو حادثه حادثه پرواز فلایدبی و ساحل بوندای در سیدنی استرالیا، اسرائیل تلاش داشت نام ایران را مطرح کند، اما در سوی دیگر، موجی از کاربران شبکههای اجتماعی از اقصا نقاط جهان، به واکاوی مستقل واقعه پرداختند که احتمال یک عملیات «پرچم دروغین» را برجستهتر نشان میداد.
در واکنش به این تحول قابلتوجه در افکار عمومی جهان، جروزالمپست با انتشار گزارشی مفصل، بخش قابلتوجهی از این واکنشها را «نظریه توطئه یهودستیزانه» توصیف کرده است. اما خود این گزارش، ناخواسته پرسش بزرگتری را پیش روی مخاطب قرار میدهد:
چرا روایتهای مرتبط با عملیات پرچم دروغین علیه اسرائیل با چنین سرعتی در افکار عمومی جهانی بازتولید میشوند و پاسخ این پرسش را نمیتوان صرفاً در «یهودستیزی» جستوجو کرد.
۶۷ دقیقه؛ عددی که جروزالمپست روی آن تأکید دارد
بر اساس گزارشی که جروزالمپست با استناد به مرکز تحقیقات ضدیهودستیزی (ARC) منتشر کرده، درباره حادثه فلای دبی، نخستین پست مشخصی که حادثه را یک «عملیات پرچم دروغین اسرائیل» معرفی میکرد، تنها ۶۷ دقیقه پس از ارسال نخستین سیگنال اضطراری هواپیما منتشر شد.
حادثه فلای دبی ساعت ۱:۲۱ بامداد به وقت شرق آمریکا آغاز شد. رسانههای اسرائیلی در همان ابتدا گزارش دادند؛ «یک بوئینگ ۷۳۷ مکس ۸ شرکت فلایدبی که ۱۷۴ مسافر داشت، پس از آنکه کمکخلبان بنا بر گزارشها به خلبان حمله کرد و تلاش کرد کنترل هواپیما را به دست بگیرد، پیام اضطراری ارسال کرد. مسافران و خدمه توانستند مهاجم را مهار کنند و هواپیما پس از تغییر مسیر، در فرودگاه تبوک عربستان سعودی فرود آمد.»
این مرکز در یک دوره ۱۲ ساعته، ۴ هزار و ۱۳۶ پست در شبکه اجتماعی ایکس را که عبارت «false flag» یا پرچم دروغ در آنها به کار رفته بود، بررسی کرده است. از این میان، ۲ هزار و ۹۶۳ پست، اسرائیل، موساد، بنیامین نتانیاهو، صهیونیستها یا یهودیان را به نوعی مسئول یا مرتبط با حادثه معرفی میکردند.
بر اساس همین گزارش، حجم این محتوا با سرعت قابلتوجهی افزایش پیدا کرد:
• تا ساعت ۳:۰۷، تعداد پستهای مورد رصد درباره دخالت اسرائیل در حادثه به ۱۰۰ مورد رسید؛
• در ساعت ۵:۴۲ این نوع پستها از ۵۰۰ پست عبور کرد؛
• ساعت ۷:۳۵ تعداد پستهایی که اسرائیل را پشت صحنه حادثه میدانستند به هزار پست رسید؛
• و تعداد این پستها ساعت ۹:۳۶ از مرز دو هزار پست عبور کرد.در فاصله ساعت ۹ تا ۱۰ صبح نیز ۶۲۳ پست دیگر درباره این موضوع منتشر شد.
جروزالمپست میگوید حدود ۷۲ درصد از کل ۴ هزار و ۱۳۶ پست مورد بررسی، روایتهای توطئهآمیز درباره اسرائیل و موساد مورد اشاره را تأکید میکردند و این رقم در ساعت پایانی به ۸۲ درصد رسید.
لازم به ذکر است که یک منبع مستقل نیز در گزارشی اشاره میکند طی ۴۸ ساعت نخست پس از حادثه فلایدبی، دستکم ۲۵ هزار پست در ایکس حاوی روایت پرچم دروغین اسرائیل منتشر شده و میلیونها بار این پستها مشاهده شدند.
این آمار یک واقعیت مهم را نشان میدهد: افکار عمومی جهانی دیگر روایت اسرائیلی از وقایع را نمیپذیرد. چرا که اسرائیل سابقه طولانی در عملیاتهای پرچم دروغین داشته و همواره در تلاش برای متهم نشان دادن دیگر کشورها برای اهداف جنگطلبانه است.
جروزالمپست مینویسد: در همان ساعات اولیه، بنیامین نتانیاهو اعلام کرد اسرائیل در تحقیقات حادثه مشارکت خواهد داشت و در پاسخ به پرسشی درباره احتمال نقش ایران گفت باید مشخص شود آیا تهران پشت این حادثه بوده است یا خیر.
جروزالمپست برای تصحیح این روند که به ضد اسرائیل تبدیل شده، مدعی است که در آن زمان هیچ ادعای رسمی و مستندی از سوی اسرائیل درباره دخالت ایران ارائه نشده بود و تحقیقات همچنان در جریان بود.
چرا روایت «پرچم دروغین» اینقدر سریع شکل گرفت؟
جروزالمپست با استناد به مرکز تحقیقات ضدیهودستیزی (ARC) و جنبش مقابله با یهودستیزی، مدعی است چنین روایتهایی از قبل وجود داشتهاند و حادثه صرفاً فرصتی برای فعال شدن آنها فراهم کرده است.
اولیور مارکس، پژوهشگر مرکز تحقیقات ضدیهودستیزی (ARC)، حتی گفته است آنچه اهمیت دارد فقط حجم این محتوا نیست، بلکه سرعت آن است؛ از نگاه او، این روایت نه در واکنش به حادثه بلکه بر اساس یک «فیلمنامه از پیش موجود» شکل گرفته است.
اسرائیلیها بدون توجه به سیاستهای نفرتانگیز تلآویو، این ادعاها را بخشی از یک الگوی توطئهآمیز علیه یهودیان توصیف میکنند.
اما مسئلهای که جروزالمپست کمتر درباره آن صحبت میکند این است که اگر قرار است سرعت انتشار نظریههای توطئه بررسی شود، یک پرسش طبیعی نیز باید مطرح شود: چرا چنین نظریههایی در مورد اسرائیل با سرعت زیادی مخاطب پیدا میکنند؟
چه در مورد حادثه 2025 در سیدنی و چه در حادثه اخیر فلایدبی، بسیاری از افکار عمومی بطور طبیعی این پرسش را مطرح کردند که حادثه به نفع چه کسی است؟ چنانچه ایندیپندنت مینویسد؛ بسیاری از خبرنگاران مستقل درباره فلایدبی معتقد هستند که این حادثه تنها به نفع یک نفر بوده است؛ بنیامین نتانیاهو
در واقع اسرائیلیها نمیتوانند صورت مسئله را صرفاً با اتهام یهودستیزی یا عملیات نفوذ پاک کنند.
حافظه تاریخی به خوبی میداند؛ نهادهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل سابقه طولانی و شناختهشدهای در انجام عملیات مخفی تروریستی در دیگر کشورها دارند، حتی علیه یهودیان. موساد به عنوان یکی سازمانهای اطلاعاتی شناخته میشود که در بسیاری از عملیاتهای تروریستی و حذفی دخالت داشته و چه بسا درگیر عملیاتهایی بوده که جزئیات بسیاری از آنها بعدها در رسانهها یا اسناد منتشر شود.
لذا افکار عمومی امروز روایتهای مربوط به سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل را در خلأ تاریخی دریافت نمیکند.
مخاطب، عملکرد گذشته را نیز در قضاوت خود دخالت میدهد.
نکتهای که جروزالمپست ناخواسته آشکار میکند
جروزالمپست میخواهد نشان دهد که چگونه حادثه فلادی دبی در کمتر از یک ساعت به بستری برای انتشار روایتهای ضداسرائیلی تبدیل شده است، اما دادههای همین گزارش میتواند از زاویه دیگری نیز ارزیابی شود.
این اعداد نشان میدهند که اعتماد به روایتهای اسرائیلی، در بخش مهمی از فضای عمومی جهانی با بحران مواجه شده است.
اینکه بخشی از کاربران چنین احتمالی را مطرح میکنند، یک پدیده اجتماعی و رسانهای واقعی است و نمیتوان صرفاً با برچسب «یهودستیزی» آن را توضیح داد.
برای فهم این پدیده باید مجموعهای از عوامل را در نظر گرفت: سابقه عملیاتهای اطلاعاتی-تروریستی اسرائیل، جنایات اسرائیل در جنگ غزه، جنایات در جنگ لبنان، جنایات در ایران در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه.
آرشیو رسمی وزارت دفاع/جنگ رژیم اسرائیل درباره پرونده مشهور لاون، عملیات «سوزانا» را صراحتاً یک عملیات پرچم دروغ توصیف میکند. بر اساس همین سند رسمی، در سال ۱۹۵۴ شبکهای از یهودیان مصری که توسط اطلاعات نظامی اسرائیل به کار گرفته شده بودند، مأمور بمبگذاری در سینماها، کتابخانهها و مراکز آموزشی آمریکایی و بریتانیایی در مصر شدند تا مسئولیت حملات متوجه اخوانالمسلمین، کمونیستها یا گروههای ملیگرای مصری شود. این عملیات شکست خورد و به یکی از بحرانهای بزرگ سیاسی و امنیتی تاریخ اسرائیل تبدیل شد.
بر اساس این تجربیات اثباتشده تاریخی و بر اساس نظرسنجیهای معتبر، اسرائیل امروزه از دیدگاه اکثریت افکار عمومی جهان موجود نامطلوب و غیرقابلاعتماد است.
یافتهها نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو که از ۸ فوریه تا ۱۳ مه ۲۰۲۶ انجام شده، نشان میدهد اکثریت مردم در قارههای مختلف جهان نسبت به اسرائیل دیدگاه نامطلوب دارند که بخشی از آن به این ترتیب است: کانادا ۶۵ درصد، ایالات متحده ۶۰ درصد، سوئد ۷۸ درصد، اسپانیا ۷۸ درصد، هلند ۷۶ درصد، ایتالیا ۷۵ درصد، آلمان ۷۳ درصد، لهستان ۷۰ درصد، بریتانیا ۶۹ درصد، فرانسه ۶۸ درصد، یونان ۶۵ درصد، مجارستان ۵۴ درصد، پاکستان ۹۵ درصد، مالزی ۸۹ درصد، اندونزی ۸۶ درصد، ژاپن ۸۳ درصد، استرالیا ۷۹ درصد، بنگلادش ۷۹ درصد، سنگاپور ۷۲ درصد، کره جنوبی ۷۰ درصد، فیلیپین ۶۴ درصد، تایلند ۵۹ درصد، سریلانکا ۴۱ درصد، هند ۲۸ درصد، ترکیه ۹۷ درصد، کرانه باختری فلسطین ۸۵ درصد، آفریقای جنوبی ۵۸ درصد، کنیا ۴۷ درصد، نیجریه ۴۱ درصد، غنا ۳۶ درصد، شیلی ۶۰ درصد، مکزیک ۵۹ درصد، کلمبیا ۵۶ درصد، آرژانتین ۵۵ درصد، برزیل ۵۲ درصد و پرو ۵۰ درصد.
بر اساس دادههای این نظرسنجی، عدم اعتماد به نتانیاهو در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ و میزان تغییر آن به این ترتیب است: کره جنوبی از ۶۴ به ۷۶ درصد (۱۲ واحد افزایش)، ایتالیا از ۸۰ به ۸۸ درصد (۸ واحد افزایش)، مجارستان از ۵۷ به ۶۵ درصد (۸ واحد افزایش)، آرژانتین از ۵۵ به ۶۳ درصد (۸ واحد افزایش)، آلمان از ۷۶ به ۸۳ درصد (۷ واحد افزایش)، اندونزی از ۷۶ به ۸۳ درصد (۷ واحد افزایش)، لهستان از ۷۰ به ۷۷ درصد (۷ واحد افزایش)، بریتانیا از ۶۸ به ۷۵ درصد (۷ واحد افزایش)، ایالات متحده از ۵۲ به ۵۹ درصد (۷ واحد افزایش)، نیجریه از ۳۸ به ۴۵ درصد (۷ واحد افزایش)، سوئد از ۷۸ به ۸۴ درصد (۶ واحد افزایش)، استرالیا از ۷۲ به ۷۸ درصد (۶ واحد افزایش) و کانادا از ۶۶ به ۷۲ درصد (۶ واحد افزایش).


