تحولات اخیر مذاکرات سوئیس، بار دیگر پرونده لبنان را به یکی از گرههای اصلی در روابط تهران و واشنگتن تبدیل کرده است. در شرایطی که خطر بازگشت درگیریها همچنان وجود دارد، این پرسش مطرح است که ایران تا چه اندازه از اهرمهای کافی برای اثرگذاری بر معادلات لبنان برخوردار است و آیا این ابزارها میتوانند به یک آتشبس پایدار منجر شوند یا خیر. برخی تحلیلگران معتقدند هرگونه تشدید تنش میتواند تفاهمات شکننده فعلی را با خطر فروپاشی مواجه کند، در حالی که مسیر دیپلماسی همچنان فرصتهایی برای کاهش بحران فراهم کرده است. یک تحلیلگر مسائل بینالملل معتقد است موفقیت تهران در این مسیر بیش از هر عامل دیگری به اراده آمریکا برای مهار اسرائیل و همچنین سرعت پیشبرد توافقات با دولت دونالد ترامپ وابسته خواهد بود.
زهرا ترابی – ایران ویو24
سینا عضدی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با ایران ویو24، در پاسخ به این پرسش که با توجه به تحولات اخیر مذاکرات سوئیس، ایران چه اهرمهایی برای حل مسئله لبنان در تفاهمنامه با آمریکا دارد؛ توضیح داد: «حقیقت این است که فشار اصلی که ایران میتواند بر آمریکا وارد کند، بیشتر از مسیر افزایش ریسک آغاز دوباره جنگ است. به این معنا که اگر اسرائیل به لبنان حمله کند، گزینههایی که پیش روی ایران قرار میگیرد میتواند شامل حمله به اسرائیل، هدف قرار دادن منافع آمریکا یا حتی ایجاد اختلال در تنگه هرمز باشد.»
وی ادامه داد: «اما این گزینهها ریسک بسیار بالایی دارند و ممکن است خودشان باعث فروپاشی تفاهمنامه شوند؛ آن هم در شرایطی که آقای ترامپ در داخل آمریکا تحت فشار است تا امتیاز زیادی به ایران ندهد. بنابراین، به نظر من انتخابهایی که ایران در اختیار دارد، انتخابهایی پرهزینه و پرریسک هستند.»
عضدی اضافه کرد: «گزینه دیگر این است که ایران مانند گذشته پیشنهاد دهد در روندی سیاسی کمک کند تا حزبالله لبنان بیشتر به یک حزب سیاسی در چارچوب قانون اساسی لبنان تبدیل شود؛ مشروط بر اینکه آمریکا نیز بر اسرائیل فشار وارد کند تا از حمله به جنوب لبنان خودداری کند. این هم یکی از مسیرهای قابل تصور است.»
این استاد دانشگاه در آمریکا تصریح کرد: «با این حال، من شخصاً بعید میدانم ایران بخواهد به سادگی از نفوذ خود در لبنان دست بکشد. مسئله شیعیان جنوب لبنان برای ایران موضوعی تاریخی است که حتی به دوران پیش از انقلاب و زمان شاه بازمیگردد. در آن دوره نیز ایران برای حفظ نفوذ خود در میان شیعیان لبنان سرمایهگذاری کرده بود. بنابراین تصور نمیکنم تهران به راحتی از تلاشهای خود برای حفظ نفوذ در لبنان دست بردارد.»
سینا عضدی گفت: «سناریویی که من بیشتر محتمل میدانم این است که اسرائیل تلاش کند فشارها را افزایش دهد تا این تفاهمنامه از هم بپاشد و دوباره زمینه جنگ فراهم شود. این دقیقاً همان سناریویی است که به نظر میرسد اسرائیل به دنبال آن است، اما آقای ترامپ ظاهراً چنین هدفی ندارد. با توجه به وضعیت اقتصاد جهانی و همچنین اقتصاد آمریکا، آغاز جنگ جدید میتواند به منافع ترامپ، بهویژه در انتخابات میاندورهای پیش رو، آسیب بزند.»
وی اظهار کرد: «شروع دوباره جنگ چیزی است که اسرائیل به آن تمایل دارد، اما برای ایران در شرایط فعلی بسیار پرهزینه خواهد بود؛ بهویژه با توجه به فشارهای اقتصادی و آسیبهایی که کشور در جنگ اخیر متحمل شده است.»
عضدی در ادامه افزود: «به نظر من، شانس موفقیت ایران کاملاً به این بستگی دارد که دولت آمریکا تا چه اندازه بخواهد بر اسرائیل فشار وارد کند. قاعدتاً آمریکا یک ابرقدرت است و اسرائیل متحد کوچکتر آن محسوب میشود. در روزهای اخیر نیز شاهد بودهایم که انتقادات برخی مقامات آمریکایی از اسرائیل افزایش یافته است؛ از جمله آقای جیدی ونس و جریان «آمریکا اول» یا همان MAGA.»
او تصریح کرد: «آقای جیدی ونس نیز طبیعتاً به انتخابات ۲۰۲۸ نگاه میکند. اگر این تفاهمنامه فروبپاشد، از نظر سیاسی برای او نیز تبعاتی خواهد داشت و میتواند بر شانس انتخاباتیاش اثر منفی بگذارد.»
این تحلیلگر مسائل بینالملل گفت که «یکی از دلایلی که میبینیم افرادی مانند مارکو روبیو فاصله بیشتری از این مذاکرات گرفتهاند، همین است؛ زیرا هرگونه توافق با ایران در فضای سیاسی آمریکا موضوعی بسیار حساس و حتی سمی محسوب میشود و میتواند آینده سیاسی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.»
عضدی افزود: «در هر صورت، اگر این تفاهمنامه پیش برود و منابع ارزی ایران آزاد شود، طبیعتاً برای اقتصاد ایران مفید خواهد بود. روند بازسازی کشور سریعتر میشود و ایران نیز از جنگ با این برداشت خارج میشود که شکست نخورده است؛ مسئلهای که میتواند اعتمادبهنفس بیشتری به سیاست منطقهای ایران بدهد.»
این استاد دانشگاه در آمریکا مطرح کرد: «اگر نگاه کنیم، نزدیک به ۲۰ سال یکی از ابزارهای فشار آمریکا علیه ایران این بود که همواره میگفت گزینه نظامی روی میز است. اکنون این تهدید عملاً آزموده شده است. به همین دلیل فکر میکنم رفتار منطقهای ایران در چند سال آینده، بهویژه در خلیج فارس، با اعتمادبهنفس بیشتری همراه باشد.»
وی افزود: «به نظر من، بهترین استراتژی این است که تا زمانی که فرصت وجود دارد و تا وقتی آقای ترامپ تمرکز و علاقه خود را از دست نداده، این معامله با آمریکا هرچه سریعتر به نتیجه برسد. زیرا شرایط در ماههای آینده ممکن است تغییر کند.»
عضدی با اشاره به انتخابات میاندورهای آمریکا پاسخ داد: «در انتخابات میاندورهای آمریکا احتمال اینکه دموکراتها کنترل کنگره را به دست بگیرند، قابل توجه است. در آن صورت آنها احتمالاً تلاش خواهند کرد مانع اقدامات ترامپ شوند. بنابراین بهترین فرصت برای نهایی کردن این توافق، همین حالاست.»
این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه استراتژی ایران در این باره باید چگونه باشد بیان کرد: «با توجه به نگاه تجاری و بیزینسی ترامپ، بهترین راه این است که به او نشان داده شود فرصتهای اقتصادی قابل توجهی در ایران وجود دارد و سرمایهگذاری در ایران میتواند برای آمریکا سودآور باشد. این مسئله میتواند توجه او را جلب کند.»
عضدی در پایان خاطرنشان کرد: «در مورد شرایط منطقه نیز باید گفت تعیین بهترین استراتژی برای ایران ساده نیست، اما از نظر من مهمترین نکته این است که ایران از هر اقدام یا شعاری که ریسک جنگ با اسرائیل را افزایش دهد و بهانه در اختیار طرف مقابل بگذارد، پرهیز کند. در شرایط فعلی، این محتاطانهترین و منطقیترین مسیر برای ایران است.»
توضیح: دیدگاههای مطرحشده در مصاحبه صرفاً نظرات و تحلیلهای شخصی مصاحبهشونده است و لزوماً بازتابدهنده دیدگاه یا مواضع ایران ویو24 نیست.


