AR | EN

1405-03-17 00:08

AR | EN

1405-03-17 00:08

اشتراک گذاری مطلب

جنگ رمضان و صورت بندی نظم امنیتی آتی

«آمریکا و رژیم صهیونیستی راهبرد خود را از «تغییر نظام» به «تغییر محاسبات» تغییر داده‌اند. تحلیل سه‌لایه از هدف‌گذاری دشمن نشان می‌دهد که جنگ کنونی، آزمونی سرنوشت‌ساز برای «ثبات راهبردی» ایران و تعیین‌کننده نظم امنیتی آینده غرب آسیا است.»

دکتر امیر عباسی خوشکار، تحلیلگر مسائل منطقه

حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را در سه لایه هدف‌گذاری‌شده می‌توان بررسی کرد. لایه اول را نقطه مطلوبیت حداکثری هدف‌گذاری تشکیل می‌دهد که عبارتند از تغییر نظام و شکل‌گیری نظامی حامی منافع منطقه‌ای آمریکا و متحدین منطقه‌ای آن. لایه دوم نابودی قدرت نظامی و توانمندی‌های هسته‌ای به نقطه بی‌بازگشت. لایه سوم تضعیف توانمندی‌های نظامی، تضعیف توانمندی‌های هسته‌ای و تعمیق شکاف‌های اجتماعی و سیاسی در داخل کشور. هدف‌گذاری‌های مذکور در دهه‌های گذشته از طریق ابزارهای تحریم‌های یکجانبه و چندجانبه و جنگ ترکیبی دنبال شده‌اند.

به نظر می‌رسد با طولانی‌شدن جنگ و انطباق جامعه ایرانی با شرایط جنگی، آمریکایی‌ها به دنبال تأمین منافع در لایه سوم باشند. تغییر محاسبات جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات آتی را آمریکایی‌ها در جریان جنگ حاضر دنبال کرده‌اند. دو تاکتیک جنگی تکراری نابودسازی منابع راهبردی (چمن‌زنی) و تزریق درد به نخبگان و طبقات مختلف جامعه (انهدام زیرساخت‌های عمراتی و رفاهی) به منظور افزایش هزینه‌های نه گفتن و مقاومت تیم مذاکره‌کننده در مذاکرات احتمالی آینده انجام می‌شود. به باور آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها با جابجایی نقطه ثبات راهبردی (مجموعه‌ای از توانمندی‌های مادی و تاب‌آوری‌های ملی) در جریان جنگ رمضان جاده برای توافقی مطلوب و یک‌طرفه صاف خواهد شد. عقیم‌سازی بلندمدت توانمندی‌های نظامی و عمرانی ایران مانند آنچه در سوریه اتفاق افتاده است از دیگر اهداف حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی و آمریکا است.

در سمت دیگر طرف درگیری، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که خاک و بقای نظام را در نتیجه حمله غافلگیرانه و ناجوانمردانه جبهه صهیونی و آمریکایی در خطر می‌بیند. افزایش هزینه‌های ادامه جنگ و انتقال پیام شکست‌ناپذیر بودن انقلاب اسلامی مهمترین اهداف اتخاذشده توسط جمهوری اسلامی ایران از استمرار جنگ است. مهمترین برگ‌های برنده ائتلاف آمریکایی-صهیونی جهت تعیین صورت‌بندی امتیازات دریافتی در مذاکرات آتی در برتری هوایی، اطلاعاتی و قدرت آتش است. در نقطه مقابل آن جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که در سه حوزه موشکی، دسترسی به تنگه هرمز و انسجام اجتماعی و سیاسی در شرایط جنگی از برتری قابل‌ملاحظه‌ای برخوردار است.

زورآزمایی نظامی در جنگ اخیر را می‌توان در ابعاد اطلاعاتی، اعتبار تهدیدات، حجم آتش و تخریب نقاط نظامی و غیرنظامی به همراه جنگ روایت‌ها مشاهده نمود. اطلاعات یکی از مهمترین بازوهای اجرای عملیات موفق نظامی محسوب می‌شود. شهادت نخبگان نظامی و سیاسی در نتیجه بهره‌گیری از ابزارهای جاسوسی ماهواره‌ای و جاسوس‌های میدانی نشان‌دهنده برنامه‌ریزی متمرکز ائتلاف صهیونیستی-آمریکا جهت تسریع فروپاشی نظام اسلامی در بازه زمانی اندک است. حملات غافلگیرانه و سریع با دست‌آوردهای نظامی بالا یکی از اهرم‌های فشار صهیونیست‌ها در جنگ‌های منطقه‌ای بوده است. اعتباربخشی به تهدید منابع راهبردی در قالب مورد اصابت قرار دادن آنها بخش دیگری از لایه پیچیده نبرد حاضر است.

حمله به زیرساخت‌های نظامی و عمرانی به صورت ماراتونی تعیین‌کننده چگونگی پایان جنگ درآمده است. هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی مکمل جنگ روایت‌ها جهت افزایش تأثیر دردهای اقتصادی و جانی است تا تاب‌آوری اجتماعی را کاهش داده و سرچشمه‌های شورش‌های شهری و تقویت مواضع طرفداران پهلوی فراهم شود. از سه‌ضلعی جنگ شناختی حضور در کف خیابان، اینترنت و ماهواره تاکنون دو ضلع آن تحت کنترل بوده است. با توجه به قطعی اینترنت و اقبال برخی از مردم به ماهواره این ابزار جنگ شناختی دشمن پس از یک دهه دوباره مورد استفاده گسترده برخی طبقات جامعه قرار گرفته است. نبرد هوایی، نبرد اطلاعاتی، نبرد رسانه‌ای و احتمالاً نبرد زمینی چهارضلعی جنگ حاضر را تشکیل می‌دهند که در آن جایگاه نیروی انسانی همچنان دست بالا را خواهد داشت.

پایان‌بندی مطلوب جمهوری اسلامی ایران برای جنگ حاضر دست‌یابی به سه هدف کلیدی است. اول؛ افزایش هزینه‌های حمله احتمالی به گونه‌ای که ضمن تقویت بازدارندگی، هزینه هرگونه حمله احتمالی جهت دست‌یابی به اهداف بعدی را برای آمریکا و صهیونیست‌ها افزایش دهد. دوم؛ پذیرش حق غنی‌سازی هسته‌ای و تقویت تسلط بر تنگه هرمز. آمریکا و رژیم صهیونیستی در ابتدا به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی ایران و تغییر نقشه سیاسی و امنیتی در غرب آسیا هستند. در صورت عدم تحقق هدف نخست، تضعیف موقعیت و موضع ایران در مذاکرات احتمالی آتی و نقد کردن تمامی مطالبات انجام‌نشده قبلی دنبال می‌شود. سیاست ایجاد صلح از طریق قدرت در امتداد سیاست فشار حداکثری اقتصادی و فناورانه انجام می‌شود تا زمان دست‌یابی به هدف نهایی که سرنگونی جمهوری اسلامی ایران باشد کوتاه‌تر شود. اکنون این ادراک راهبردی نزد صهیونیست‌های حامیان مداخله نظامی در ایران شکل گرفته است که پایه‌های انقلاب اسلامی متزلزل شده است و برخورد نظامی زمان فروپاشی را کوتاه‌تر می‌کند. آتش‌بس و پیشنهادهای تکراری جهت توافق که در دوره‌های قبلی مذاکرات مطرح شده است آزمونی است برای سنجش اراده مقامات و جامعه ایرانی جهت ادامه جهت‌گیری‌های انقلابی و مخالفت با سلطه آمریکا بر منطقه.

نظم‌های امنیتی همواره از درون جنگ‌های منطقه‌ای و جهانی سربرمی‌آورند. نظم امنیتی غرب آسیا پس از جنگ حاضر بر مبنای دو سناریوی محتمل بازصورت‌بندی خواهد شد. سناریوی اول مطلوب آمریکا و رژیم صهیونیستی است. در این سناریو نظم امنیتی بر اساس همراهی و در اختیار قرار گرفتن منابع راهبردی ایران پساانقلاب جهت مقابله با چین و روسیه شکل می‌گیرد. ایران مانند دوره پهلوی متحد منطقه‌ای محسوب می‌شود و از طریق همراهی با غرب منافع اقتصادی خود را تأمین می‌کند. سناریوی دوم نظم آتی امنیتی، مطلوب ایران است و در آن معماری نظم امنیتی منطقه با محاسبه قدرت و ظرفیت بازیگری ایران انجام می‌شود و بازدارندگی نظامی مبتنی بر معتبر بودن تهدیدات مهمترین محور کنش‌گری منطقه‌ای ایران جهت نظم‌سازی خواهد بود. جنگ حاضر سنگ محکی است برای آزمون اراده انقلاب اسلامی در پیش‌برد سیاست خارجی منطقه‌ای ضد نظام سلطه و یا عدول از آن.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها