کمتر از یک ماه پس از آنکه رسانهها از تماس پنهان اردوغان با ترامپ برای توقف «کردهای مسلح ضدایرانی» خبر دادند، حالا اسناد تازهای پرده از پشتپرده این ماجرا برمیدارد: آیا رئیسجمهور ترکیه تنها به خاطر همسایگی با ایران وارد عمل شد، یا «پروژه محرمانه ترکیه بدون ترور» او را مجبور به ایفای نقشی فراتر از یک متحد منطقهای کرد؟
علی حیدری، کارشناس مسائل ترکیه
طی چند روز گذشته اخباری منتشر شد که مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی در مصاحبه با رسانهها مدعی شده بودند که در اثنای جنگ با ایران، بهدلیل مخالفت اردوغان و تماس او با ترامپ، نتوانستند از ظرفیت کردهای مسلح ضدایرانی برای ورود به خاک ایران و انجام عملیات استفاده کنند.
بر اساس این گزارش، تماس اردوغان با ترامپ و اقناع او در انصراف از عملیات گروههای مسلح کردی در خاک ایران، باعث شد تا برنامهریزی رژیم اسرائیل در این مورد نقش بر آب شود.
این خبر از جنبههای مختلفی قابل بررسی است، اما در این نوشتار تلاش میشود تا به دو سؤال اساسی در این باره پاسخ داده شود: اول اینکه آیا اساساً این خبر صحت دارد؟ دوم اینکه در صورت درستی خبر، دلایل و انگیزههای اردوغان برای این اقدام چه بوده است؟
اقدام ترکیه برای جلوگیری از حمله کردهای مسلح به ایران صحت دارد؟
در اثنای جنگ ۴۰ روزه رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران، اخباری منتشر شد مبنی بر تماس مقامات نظامی ترکیه از جمله وزیر دفاع این کشور با همتایان ایرانی خود. عنوان شد که این تماسها درباره بررسی آخرین وضعیت جنگ و تحولات منطقه است. این تماسها البته محدود به جنگ ۴۰ روزه نبوده، بلکه در جنگ ۱۲ روزه نیز دنبال میشد.
یاشار گولر، وزیر دفاع ترکیه مدتی پیش اعلام کرد که در جریان جنگ ۱۲ روزه، گروههای تروریستی تحت حمایت اسرائیل قصد داشتند از کردستان عراق وارد ایران شوند، اما نیروهای ایرانی با مقابله قاطع، خسارات سنگینی به آنها وارد کردند.
برخی گزارشها در رسانههای ترکیه نیز از هماهنگی بین آنکارا و تهران برای ضربه زدن به این گروههای مسلح کرد در اقلیم کردستان عراق حکایت داشت.
با توجه به اینکه در جریان پرونده «ترکیه بدون ترور» که خلع سلاح گروه پ.ک.ک را دنبال میکند، برخی از عناصر این گروه احتمالاً به شاخه ایرانی (پژاک) آن منتقل شده باشند، میتوان حدس زد که ترکیه اطلاعاتی درباره حداقل بخشی از این گروه کردی در اختیار داشته باشد که به ایران منتقل کند.
چرا ترکیه در ماجرای کردهای مسلح باید با ایران همکاری کند؟
گروههای کردی مسلح در عراق، سوریه، ترکیه و ایران برای تهران و آنکارا تهدید مشترکی محسوب میشوند. ترکیه طی دو دهه گذشته بارها با طرف ایرانی برای مقابله با این گروهها دستور کار همکاری داشته و بعضاً مشاهده شده که عملیاتهای مشترکی در منطقه علیه این گروهها انجام گرفته است.
نمونه آشکار این همکاری در ماجرای کردهای منطقه، همهپرسی جدایی اقلیم کردستان عراق در سال ۲۰۱۷ بود که با هماهنگی ایران، ترکیه، بغداد و نقش مهم حشدالشعبی عراق ناکام ماند.
همچنین در سالهای گذشته عملیاتهایی در منطقه ارتفاعات قندیل واقع در مرز مشترک ایران، ترکیه و عراق توسط تهران و آنکارا انجام گرفته است.
با این تفاصیل میتوان گفت که ادامه این همکاریها در دوره دو جنگ تحمیلی بر ایران نیز دور از انتظار نیست.
دلیل و انگیزه اردوغان برای این اقدام چه بود؟
ترکیه طی دو سال گذشته، روند خلع سلاح پ.ک.ک تحت عنوان «ترکیه بدون ترور» را دنبال کرده و پیش میبرد. این پرونده زمانی میتواند با موفقیت دنبال شود که علاوه بر موضوعات داخلی، متغیرهای منطقهای آن نیز تحت مدیریت و کنترل آنکارا باشد.
به این معنی که پ.ک.ک را نمیتوان مجبور به خلع سلاح یا دست کشیدن از سلاح کرد، مگر اینکه شاخههای سوری و ایرانی آن نیز مهار شده باشند. زیرا تا زمانیکه شاخه سوری آن دارای قدرت حاکمیتی بر بخشی از خاک سوریه است و از حمایت بینالمللی برخوردار بوده و انگیزهای برای دست کشیدن از سلاح نداشته باشد، و همچنین شاخه ایرانی آن در منطقه اقلیم به صورت آزادانه و تحت حمایت رژیم اسرائیل و آمریکا فعالیت میکند، کنار کشیدن پ.ک.ک از فعالیتهای مسلحانه بعید است.
همچنین اگر شاخه ایرانی آن بتواند در داخل مرزهای ایران صاحب منطقهای برای حاکمیت شود، پ.ک.ک انگیزههای خود برای ادامه فعالیت را بازخواهد یافت.
ترکیه برای مقابله با این پدیده، علیرغم مخالفت و تحریم آمریکا، اقدام به چهار بار لشکرکشی به شمال سوریه کرد تا با گرفتن بخشهایی از خاک سوریه که در حاکمیت کردها بود، (به ادعای خود) امنیت ملیاش را تأمین کند.
بر همین اساس هر نوع اقدامی که منجر به قدرتگیری کردهای مسلح در منطقه شود، در نهایت به زیان امنیت ملی ترکیه تمام خواهد شد، زیرا انگیزهبخشی به کردهای مسلح ترکی و موضوع تجزیه این کشور را دوباره پررنگ میکند.
سابقه همکاری رژیم اسرائیل با کردهای منطقه
همکاری رژیم اسرائیل با کردهای مسلح منطقه سابقهای بیش از نیمقرن دارد، اما در دوره اخیر با تحولات سوریه و بعد از سقوط دولت اسد، رسانههای ترکیه پرده از همکاری جدید تلآویو با کردهای مسلح در شمال سوریه برداشتند که عبارت بود از «کریدور داوود».
کریدور داوود مسیری زمینی است که از شمال فلسطین اشغالی آغاز شده، از بلندیهای جولان (اشغالشده از ۱۹۶۷) میگذرد و سپس استانهای «درعا» و السویداء در جنوب سوریه را در بر میگیرد. مسیر آن تا بیابانهای شرقی «حمص» و «دیرالزور» امتداد یافته و در شرق فرات، به مرزهای ترکیه و عراق و در نهایت به کردستان عراق متصل میشود.
رسانههای ترکیه درباره این طرح عنوان میکنند که این کریدور ضمن ارتباط زمینی رژیم اسرائیل با کردها، زمینه استفاده از منابع زیرزمینی این منطقه را نیز فراهم کرده و این رژیم را در همسایگی با ترکیه و ایران دارای بازوهای بلند زمینی میکند.
در همین راستا، آبان ماه سال ۱۴۰۳ وزیر خارجه رژیم اسرائیل با توصیف کُردها به عنوان «متحد طبیعی» و قربانیان سرکوب حکومتهای ترکیه و ایران گفته بود: «باید دست دوستی به سوی آنها دراز و روابط خود با آنها را تقویت کنیم؛ زیرا تقویت روابط اسرائیل با کُردها از جنبه «سیاسی و امنیتی» حائز اهمیت است.»
حتی رسانههای ترکیه مدعی شدند که برخی از کردهای مسلح در شمال سوریه دارای روادید اسرائیلی شدهاند تا به راحتی بتوانند به سرزمینهای اشغالی سفر کنند.
آیا اردوغان به تنهایی مانع عملیات کردها شد؟
البته نباید این موضوع را نیز فراموش کرد که تنها یک عامل باعث خنثیسازی این طرح نشده، بلکه عوامل دیگری هم نقشآفرین بودهاند که اتفاقاً آنها پررنگتر هستند، از جمله:
-
ایران از همان روزهای ابتدایی دو جنگ، اقدام به بمباران موشکی و پهپادی محلهای تجمع و حضور کردهای مسلح ضدایرانی در خاک عراق کرد که به صورت مداوم در جریان بود و اجازه تحرک به آنها نداد.
-
به موازات اقدامات نظامی، تهران در عرصه سیاسی نیز بارها به مقامات اقلیم هشدار داد که هرگونه اقدام این گروهها را از چشم آنها خواهد دید و مقامات این منطقه از جمله نیچروان و مسرور بارزانی، رئیس و نخستوزیر اقلیم کردستان عراق به ایران تعهد دادند که مانع اقدامات این گروهها شوند.
-
همچنین گروههای مقاومتی عراقی و کردی بارها مواضع این گروههای کردی مسلح ضدایرانی را مورد حمله قرار داده و تلفات زیادی به آنها تحمیل کردند.
مجموعه این عوامل باعث شد تا تهران در اثنای دو جنگ در مرزهای غربی خود تهدید مهمی را از سوی گروههای کردی مسلح شاهد نباشد، در حالیکه از مدتها قبل این گروهها از سوی آمریکا مسلح شده بودند و با طراحی رژیم اسرائیل قرار بود مناطق غربی کشورمان را ناامن کنند.
عصبانیت ترامپ از عدم انتقال سلاح از سوی این گروهها به داخل مرزهای ایران که بارها در مصاحبه با رسانههای آمریکایی عنوان شده را نیز میتوان از نتایج اقدامات ترکیبی ایران دانست که حتی مجال انتقال سلاح را نیز به آنها نداد.
اقدامات ترکیبی ایران، عملیاتهای حشدالشعبی در اقلیم و تماس اردوغان
در مجموع میتوان گفت که مقامات آنکارا به دلایل مختلف از جمله: نگرانی از ابتر ماندن پروسه «ترکیه بدون ترور» که با پ.ک.ک آغاز کرده بود، نگرانی از قدرتگیری شاخه ایرانی پ.ک.ک، و در نهایت نگرانی از بیدار شدن هستههای خفته و منفعل کردی مسلح در سرزمین ترکیه و انگیزهیابی مجدد پ.ک.ک برای درگیری، ضمن همکاری با ایران برای مقابله مؤثر با این گروهها در مخفیگاههایشان در اقلیم کردستان عراق، با رئیسجمهور آمریکا نیز گفتگوهایی برای عدم استفاده از این برگه داشتند که ترامپ نیز با مشاهده شرایط پیشآمده برای این گروهها ناچار به پذیرش این درخواست اردوغان شد.



