AR | EN

1405-05-06 18:06

AR | EN

1405-05-06 18:06

اشتراک گذاری مطلب

سناریوهای پیشروی تنگه هرمز؛ تداوم درگیری مهارشده یا توافق؟

تنش‌های نظامی در تنگهٔ هرمز طی روزهای اخیر به کانون اصلی رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شده و نگرانی‌ها از گسترش درگیری، منطقهٔ خلیج‌فارس را در بر گرفته است.

ایران‌ویو24- دفاعی و امنیتی
در چنین فضای پرنوسانی، بررسی سناریوهای محتمل و پیامدهای اقتصادی و امنیتی هرکدام از اهمیتی ویژه برخوردار شده است. برخی از وقوع جنگی گسترده و حتی فرامنطقه‌ای ابراز نگرانی می‌کنند و برخی دیگر همچنان به تداوم مذاکرات و یافتن راه‌حلی سیاسی امیدوارند. در این میان، نقش کشورهای منطقه نظیر عمان به‌عنوان میانجی‌گر تاریخی و نیز امکان ایجاد سازوکار امنیتی بومی در خلیج‌فارس برای مدیریت تنگهٔ هرمز، از معدود راه‌کارهای پایدار برای خروج از بن‌بست فعلی قلمداد می‌شود.
صادق دهقان از روزنامهٔ ایران‌دیلی در گفت‌وگو با «عفیفه عابدی»، کارشناس مسائل بین‌الملل و مدیرمسئول ایران‌ویو24، ابعاد کمتر دیده‌شدهٔ این مناقشه را از زوایای گوناگون واکاوی کرده است که مشروح آن به شرح زیر است:

 

ایران‌دیلی: برخی تحلیلگران معتقدند اهمیت راهبردی تنگه هرمز برای ایران حتی از پرونده هسته‌ای نیز فراتر است. از نگاه شما این گزاره تا چه اندازه درست است؟ کنترل و نفوذ ایران بر تنگه هرمز چه منافع، اهرم‌های بازدارنده و امتیازات ژئوپلیتیکی برای کشور ایجاد می‌کند که تهران حاضر نیست به‌راحتی درباره آن کوتاه بیاید؟

عابدی: ایجاد معادله بین حق هسته‌ای ایران و حق مالکیت ایران بر تنگه هرمز درست نیست. در دنیای تکنولوژی و عصر پیشرفت فناوری‌ها، ایران حق دارد از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای برخوردار شود. سیاسی سازی موضوع هسته ای ایران از سوی آمریکا و اسرائیل برای اهداف مغرضانه ژئوپلیتیکی نه تنها علیه ایران، بلکه همه کشورهای منطقه است. در این مورد می توان به همین ادعاها درباره توافق هسته ای آمریکا با عربستان اشاره کرد که مشروط به شناسایی اسرائیل است. من شک ندارم حتی اگر عربستان هزینه شناسایی اسرائیل را بپردازد، آمریکا تکنولوژی در اختیار عربستان قرار نمی‌دهد. اما درباره موضوع تنگه هرمز، موضوع حاکمیت سرزمینی ایران است. ایران در حال مبارزه برای حفظ قلمرو خود است. موضوع این است که شرایط ژئوپلیتیک تنگه هرمز بعد از جنگ متجاوزانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران تغییر کرده است و ایران حق دارد با حساسیت بسیار از این بخش سرزمین خود محافظت کند.

 

ایران‌دیلی: در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، افزایش حضور نظامی آمریکا و برخی متحدانش در منطقه و هم‌زمان تشدید فشارهای سیاسی و دیپلماتیک، گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال یک رویارویی گسترده را تقویت کرده است. از نظر شما این تحرکات تا چه اندازه نشانه آمادگی برای یک درگیری نظامی است و تا چه اندازه می‌توان آن را بخشی از جنگ روانی و سیاست فشار حداکثری برای وادار کردن ایران به پذیرش مذاکرات و اعطای امتیاز دانست؟

به نظر می‌رسد این تحرکات ترکیبی از هر دو هدف را دنبال می‌کند. استقرار تجهیزات و نیروهای نظامی به معنای ایجاد آمادگی عملیاتی است و طبیعتاً امکان وقوع درگیری گسترده را نمی‌توان منتفی دانست. با این حال، تجربه جنگ‌های اخیر و مجموع شرایط ژئوپلیتیکی، انسانی و نظامی، نشان می‌دهد آمریکا در موضوع جنگ با محدودیت‌های زیادی مواجه است و یک جنگ گسترده نیز نمی‌تواند تامین اهداف راهبردی آمریکا را تضمین کند. لذا افزایش تجهیزات و تدارک جنگ در سطح دوم به دنبال افزایش فشار روانی بر ایران است. اما درباره اطمینان بخشیدن به متحدان منطقه‌ای باید پرسید کدام متحدان منظور است، اگر منظور اسرائیل است، بله اما اگر منظور کشورهای عربی است، باید تصریح کرد که جنگ‌های اخیر نشان داد آمریکا هدفی جز سواستفاده از کشورهای منطقه در این جنگ ندارد. یادآوری می‌کنم ترامپ در اظهارات اخیر گفت ترجیح می‌دهد اسرائیل وارد جنگ تنگه هرمز نشود، چون آسیب می‌بیند. اما آمریکا ترجیح می‌دهد کشورهای عربی منطقه از جنگ با ایران آسیب زیادی ببینند و در برابر اسرائیل تضعیف شوند. اساسا آمریکا اسرائیل را تاکنون با دو انگیزه وارد جنگ نکرده است. اول اینکه ایران می تواند با هدف قرار دادن اسرائیل فشار بیشتری به آمریکا بیاورد و دوم اینکه وجود اسرائیل در جنگ تنگه هرمز، مردم منطقه را نسبت به آینده منطقه نگران کرده و آنها حمایت بیشتری از ایران می‌کنند.

 

ایران‌دیلی: بر اساس تجربهٔ سال‌های اخیر، در شرایط کنونی کدام سناریو را محتمل‌تر می‌دانید؛ حرکت به سمت توافق سیاسی و دیپلماتیک یا تشدید تنش‌ها و رویارویی نظامی؟ چه عواملی می‌توانند تعادل را به نفع هر یک از این سناریوها بر هم بزنند؟

محتمل‌ترین سناریو، ادامه کنترل‌شده منازعه و مذاکره است. چون اساسا آمریکا دنبال توافق با ایران نیست بلکه به دنبال تحمیل اراده بر ایران است. اما در موضوع پیشبرد اهداف راهبردی خود از مسیر نظامی با بن بست بزرگی مواجه است. امریکا با اعمال جنگ های پراکنده و مذاکرات پراکنده چند هدف تاکتیکی را دنبال می کند. اول اینکه مانع فشار بیشتر بر بهای نفت و اقتصاد جهانی شود. امریکا جنگ را شروع می کند و هر بار قیمت نفت به سمت شوک بزرگ به اقتصاد جهانی نزدیک می شود موضوع مذاکره را مطرح می کند و بعد از کاهش قابل توجه قیمت نفت، دوباره شروع به جنگ جدید می کند. در این مسیر آمریکا به دنبال تحمیل هزینه های اصلی جنگ به متحدان عربی خود در خلیج فارس است و این هزینه را از طرق مختلف از جیب ملت های منطقه تامین می کند. این وضعیتی است که در آن مذاکرات، فشارهای سیاسی، بازدارندگی نظامی و تنش‌های مقطعی به‌صورت هم‌زمان ادامه پیدا می‌کنند. تا موضوع تلفات انسانی زیاد آمریکا و فشار داخلی در آمریکا و یا برخی وقایع غیرقابل پیش‌بینی دیگر شاید این مسیر جنگ فرسایشی را تغییر دهد.

 

ایران‌دیلی: اگر تنش‌های پیرامون تنگهٔ هرمز ادامه یابد، چه پیامدهایی برای امنیت انرژی جهانی، بازارهای نفت، اقتصاد کشورهای منطقه و حتی تجارت ایران خواهد داشت؟ آیا این پیامدها می‌توانند از وقوع یک درگیری بزرگ جلوگیری کنند؟

هرگونه بی‌ثباتی در تنگه هرمز، آثار فوری بر اقتصاد جهانی دارد. افزایش قیمت نفت، رشد هزینه حمل‌ونقل دریایی، افزایش حق بیمه کشتی‌ها و اختلال در زنجیره تأمین انرژی از نخستین پیامدهای آن خواهد بود. کشورهای صادرکننده نفت در خلیج فارس نیز از این وضعیت متضرر خواهند شد، زیرا صادرات آن‌ها به این آبراه وابسته است. در عین حال، ایران نیز از پیامدهای اقتصادی چنین شرایطی مصون نخواهد بود و تجارت خارجی و صادرات انرژی آن نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. همین وابستگی متقابل سبب شده است که آمریکا مسیر جنگ فرسایشی در این منطقه را هم دنبال کند تا شوک به اقتصاد جهانی کنترل شود. اما آمریکا به روش‌های مختلف به دنبال کاهش هزینه های خود از جنگ فرسایشی در تنگهٔ هرمز است و به نظرم اهمیتی به افزایش هزینه‌های سایر کشورها در منطقه نمی‌دهد.

 

ایران‌دیلی: در نهایت، راه‌حل پایدار برای کاهش تنش در تنگه هرمز را چه می‌دانید؟ آیا امکان دستیابی به توافقی وجود دارد که هم نگرانی‌های امنیتی ایران را برطرف کند و هم دغدغه‌های کشورهای مصرف‌کننده انرژی و قدرت‌های جهانی را پاسخ دهد؟

راه حل پایدار در واگذاری امنیت تنگه هرمز به دو کشور ساحلی یعنی ایران و عمان است. این همکاری در شرایط قبل از جنگ بدون ذره ای اختلاف نظر وجود داشت و در شرایط جنگ نیز ادامه داشت و برای شرایط پس از جنگ نیز بین ایران و عمان توافق شده بود اما دخالت آمریکا در این موضوع و فشار بر عمان باعث برهم خوردن مکانیزم توافق شده شد. چون آمریکا دنبال فرمولی بود که امنیت و مزیت پایدار ایران در تنگه هرمز را از بین ببرد. در واقع اگر امریکا به دخالت خود در منطقه پایان دهد صلح در منطقه برقرار می‌شود. امنیت پایدار در خلیج فارس تنها از طریق همکاری کشورهای منطقه امکان‌پذیر است، نه از مسیر افزایش حضور نظامی بازیگران فرامنطقه‌ای.ایران بارها تأکید کرده است که امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای ساحلی تأمین شود و هرگونه ترتیبات امنیتی که منافع و نگرانی‌های مشروع همه بازیگران را در نظر بگیرد، می‌تواند زمینه کاهش پایدار تنش را فراهم کند.

 

ایران‌دیلی: عمان تاکنون بارها نقش میانجی قابل اعتمادی میان ایران و غرب را ایفا کرده است. این کشور چگونه می‌تواند در کاهش تنش‌های مربوط به تنگه هرمز نقش‌آفرینی کند؟ آیا ظرفیت شکل‌گیری یک سازوکار مشترک امنیتی میان ایران، عمان برای مدیریت این آبراه وجود دارد و این سازوکار می تواند منجر به حل موضوع شود؟

عمان طی دهه‌های گذشته نشان داده است که یکی از معدود بازیگران منطقه‌ای است که اعتماد نسبی همه طرف‌ها را حفظ کرده است. سیاست خارجی متوازن، بی‌طرفی فعال و روابط سازنده با ایران، کشورهای عربی و غرب، این کشور را به میانجی مؤثری تبدیل کرده است. اما دخالت های اخیر آمریکا و تاثیر فشار امریکا بر برخی مواضع عمان، این موقعیت را تحت تاثیر قرار داد. البته امریکا دقیقا با هدف برهم زدن اعتماد بین تهران و مسقط شروع به دخالت در این رابطه کرده است. اما مسقط می‌تواند علاوه بر تسهیل مذاکرات سیاسی، با رویکرد مستقل در ایجاد سازوکارهای مشترک برای مدیریت امنیت دریایی، هماهنگی میان نیروهای دریایی، پیشگیری از حوادث ناخواسته و حفاظت از کشتیرانی تجاری نیز نقش مهمی ایفا کند. در مجموع عمان نباید اجازه دهد آمریکا بر این کشور اعمال فشار کند.

 

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها