در پی افزایش تحرکات دیپلماتیک قطر و رایزنیهای منطقهای درباره مهار تنش میان تهران و واشنگتن، نشانهها از بازگشت فعالتر برخی کشورهای عربی به مسیر میانجیگری حکایت دارد؛ تحرکی که بیش از آنکه صرفاً دیپلماتیک باشد، ریشه در نگرانی عمیق این کشورها از گسترش جنگ به زیرساختهای حیاتی انرژی، پایگاههای نظامی و شریانهای اقتصادی خلیج فارس دارد.
ایرانویو۲۴ – زهرا غفوری
در حالیکه برخی شایعات تأییدنشده از سفر کوتاه یک مقام ارشد قطری، احتمالاً وزیر خارجه قطر، به تهران حکایت دارد، هنوز این خبر بهصورت رسمی تأیید نشده است. با این حال، تماس تلفنی امیر قطر با دونالد ترامپ و افزایش رایزنیهای منطقهای نشان میدهد دوحه عملاً بار دیگر در مسیر میانجیگری میان تهران و واشنگتن فعال شده است.
همزمان، برخی نشانهها از حمایت عربستان از این مسیر دیپلماتیک حکایت دارد؛ موضوعی که نشان میدهد بخشی از کشورهای عربی منطقه، بیش از گذشته برای جلوگیری از گسترش جنگ و مهار تنش فعال شدهاند.
این تحرکات در شرایطی انجام میشود که کشورهای عربی منطقه بهخوبی میدانند هرگونه درگیری گستردهتر، میتواند مستقیماً امنیت انرژی، پایگاههای نظامی، مسیرهای تجاری و ثبات داخلی آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
محاسبات امنیتی کشورهای عربی
دلیل اصلی این تلاشها را میتوان در نگرانی جدی این کشورها از پیامدهای جنگ احتمالی بعدی جستوجو کرد؛ جنگی که در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی ایران، ممکن است جمهوری اسلامی ایران را به سمت پاسخ گسترده علیه پایگاهها و منافع آمریکا در منطقه و همچنین ضربه متقابل به زیرساختهای انرژی کشورهای عربی سوق دهد.
تجربه ضربه به تأسیسات انرژی قطر، ابعاد این نگرانی را روشنتر کرده است. بر اساس گزارش رویترز به نقل از مدیرعامل قطر انرژی، حملات به تأسیسات رأسلفان، دو واحد تولید الانجی قطر را از مدار خارج کرد؛ ظرفیتی معادل ۱۲.۸ میلیون تن الانجی در سال که حدود ۱۷ درصد صادرات الانجی قطر را شامل میشود. مدت تعمیر این بخشها نیز بین ۳ تا ۵ سال برآورد شده و زیان سالانه ناشی از این اختلال حدود ۲۰ میلیارد دلار اعلام شده است.
این آسیب فقط محدود به الانجی نبود؛ طبق گزارشها، یک واحد از تأسیسات گاز به مایعات نیز آسیب دید و صادرات محصولات جانبی انرژی قطر از جمله میعانات گازی، الپیجی و هلیوم هم تحت تأثیر قرار گرفت. همین مسئله نشان داد که جنگ در خلیج فارس، حتی بدون گسترش کامل، میتواند بهسرعت به امنیت انرژی جهانی و درآمدهای حیاتی دولتهای عربی ضربه بزند.
این زیرساختها صرفاً مراکز نظامی یا اقتصادی نیستند، بلکه از پایههای ثبات و بقای حکومتهای عربی به شمار میروند و هرگونه آسیب جدی به آنها میتواند پیامدهای امنیتی، اقتصادی و حتی سیاسی گستردهای برای این کشورها داشته باشد.
از این رو، تلاش برخی دولتهای عربی برای جلوگیری از افزایش تنش، بیش از آنکه صرفاً یک ابتکار دیپلماتیک باشد، اقدامی برای پیشگیری از بحرانی است که میتواند کل ساختار امنیتی و اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.



