AR | EN

1405-05-19 18:18

AR | EN

1405-05-19 18:18

اشتراک گذاری مطلب

نگاهی به پیمان مکه؛ ناتوی اسلامی دوام خواهد داشت؟

پیمان دفاعی سه‌جانبه‌ای که روز جمعه در مکه میان ترکیه، پاکستان و عربستان منعقد شد، با وجود ادعای مقامات آنکارا مبنی بر الگوبرداری از ماده ۵ ناتو، با یک پارادوکس راهبردی مواجه است؛ هر یک از سه ضلع این ائتلاف، دشمنان کاملاً متفاوتی را در مرزهای خود می‌بینند و هیچ «تهدید مشترک» مشخصی برای توجیه عملیاتی این پیمان وجود ندارد. این خلا، این پرسش را ایجاد می‌کند که هدف اصلی از انعقاد این توافق در مکه، چه راهبرد پنهانی را در خود جای داده است؟

علی حیدری، کارشناس مسائل ترکیه

روز جمعه سران ترکیه و پاکستان در شهر مکه گردهم آمدند تا به همراه محمد بن‌سلمان ولیعهد عربستان، توافق دفاعی را امضا کنند که بر مبنای آن، حمله به هر یک از این سه ضلع، پاسخ هر سه را در پی خواهد داشت.
این اتفاق از همان ساعات در رسانه‌ها و فضای سیاسی غرب آسیا بازتاب‌های زیادی داشت.
در ترکیه از آن به عنوان «ناتوی اسلامی» یاد شده و بر این اصل تأکید شده که این پیمان در مقابل هیچ کشوری نیست.
جودت ییلماز، معاون رئیس‌جمهور، و هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، درباره این پیمان با بیان اینکه طبق ماده ۵ پیمان ناتو است، مدعی شدند که این توافق هیچ تهدیدی علیه ایران نیست و این کشور را هدف نگرفته است.
این نوشتار تلاش دارد تا به ابعاد مختلف این پیمان بپردازد.

تهدیدات سه کشور
هر یک از این سه کشور، از سوی کشورها یا طرف‌های خاصی تهدید می‌شوند:

پاکستان: هند و طالبان افغانستان
پاکستان طی چند دهه گذشته و پس از استقلال از هندوستان در سال ۱۹۴۷، همواره زیر تهدید دهلی بوده و چند جنگ را تجربه کرده است. در دوره اخیر یعنی دو سال گذشته، طالبان افغانستان نیز به این تهدیدات اضافه شده است. بین طالبان و پاکستان طی ماه‌های گذشته درگیری‌های مرزی زیادی رخ داده و کار تا آنجا پیش رفته که پاکستان کابل را نیز بمباران کرده است.

ترکیه: یونان و قبرس
ترکیه نیز از بعد از جمهوریت در سال ۱۹۲۳ تاکنون با یونان مشکلات زیاد سرزمینی داشته و علیرغم تلاش‌هایی که در دوره‌هایی صورت گرفته، این مشکلات پا برجا مانده است. این تهدیدات اما در سطح تنش و لفاظی بوده و وارد فضای جنگی نشده است.
ترکیه همچنین بعد از عملیات در قبرس شمالی و اشغال این بخش از خاک قبرس، با جمهوری قبرس در سال ۱۹۷۴ دچار مشکلات و تنش‌های زیادی شده است.
آنکارا در دوره‌هایی نیز با عراق و سوریه دچار تنش‌هایی شد و بعدها به بهانه مبارزه با پ‌ک‌ک به شمال این کشورها لشکرکشی کرده است. با این وجود، در بغداد و دمشق تنشی منجر به جنگ پیش نیامده است.

عربستان: انصارالله و ایران
عربستان طی ۱۱ سال گذشته با حمله به یمن، درگیری سختی با انصارالله داشته است. این درگیری‌ها طی سال‌های گذشته به‌صورت دوره‌ای افزایش و کاهش یافته، اما چشم‌اندازی در کوتاه‌مدت برای عادی‌سازی آن متصور نیست.
در اثنای جنگ تحمیلی ۴۰ روزه به ایران، تهران تصمیم به پاسخ به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه گرفت که عربستان را نیز شامل می‌شد. علیرغم همه اعتراضات ریاض، تهران با این استدلال که از خاک این کشور به ایران تجاوز شده است، پاسخ خود را متوقف نکرد.

هر سه کشور بنا بر مسلمان بودن و شرایط خاص منطقه، احتمال تجاوز رژیم اسرائیل را نیز دور نمی‌دانند، اما به دلایل زیر احتمال این درگیری دو‌جانبه کم است:
ترکیه از همان ابتدای تشکیل این کیان صهیونی، آن را به رسمیت شناخته و روابط خوبی در سطوح سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی با آن داشته است. این روابط تنها در دوره‌هایی محدود شده که آخرین آن، بعد از عملیات ۷ اکتبر است که روابط فعلاً قطع شده و «به‌صورت مستقیم» دنبال نمی‌شود.
البته دو طرف در سوریه با چالش‌هایی روبرو بوده‌اند و در چند نوبت مواضع نیروهای ترکیه در خاک سوریه مورد حمله اسرائیل قرار گرفته است.
پاکستان به دلیل بعد مسافت جغرافیایی و عدم توجه به غرب آسیا، چالش چندانی با اسرائیل نداشته است.
عربستان نیز طی سال‌های گذشته روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل را دنبال کرده و اگر واقعه ۷ اکتبر رخ نمی‌داد، تاکنون باید شاهد عادی‌سازی روابط بین دو طرف بودیم.
بر این اساس نمی‌توان تهدید اسرائیل را علیه این سه کشور جدی دانست.

نگاهی به موارد بالا نشان می‌دهد که هیچ یک از این کشورها تهدید مشترکی در سطح درگیری و جنگ ندارند.

نمادگرایی در پیمان مکه
این پیمان از نظر نمادین نیز قابل توجه است. پیمان در روز جمعه منعقد شده و در خاک مکه و پس از پیمان نیز نماز جمعه مشترک سران سه کشور در مکه برگزار شده است.
این موضوع نشان می‌دهد که میزبان آن یعنی عربستان و احتمالاً ترکیه و پاکستان، توجه ویژه‌ای به نمادها داشته‌اند و احتمالاً برای افکار عمومی مسلمان منطقه در آینده برنامه‌ریزی کرده‌اند.
مثلاً اگر این پیمان علیه یک کشور اسلامی دست به کار شود، همین نمادها می‌تواند دستمایه‌ای برای مشروعیت‌بخشی تلقی شود.

هدف ترکیه از حضور در پیمان مکه چیست؟
ترکیه در سیاست خارجی منطقه‌ای خود دو راهبرد مهم را دنبال می‌کند: اقتصادی و افزایش وزن ژئوپلتیک.
در حوزه اقتصادی، آنکارا راه‌های مختلفی را دنبال کرده است: تجارت غیرنظامی و تسلیحاتی. این پیمان فرصت خوبی است برای افزایش صادرات تسلیحات و فناوری نظامی به کشورهای عضو. از آنجا که فناوری نظامی ارزش افزوده بسیار بالاتری نسبت به صادرات محصولات خام یا نیمه‌صنعتی دارد، ترکیه طی چند سال گذشته همه تلاش خود را مصروف به صادرات بیشتر تجهیزات نظامی کرده است.
همچنین، تشکیل ائتلاف‌های جدید به آنکارا این فرصت را می‌دهد که وزن ژئوپلتیک خود را در منطقه افزایش دهد. از جمله این ائتلاف‌ها می‌توان به سازمان کشورهای ترک اشاره کرد. آنکارا قصد دارد با تشکیل ائتلاف مکه و توسعه آن به کشورهای دیگر، همان نقش آسیای میانه را در غرب آسیا نیز دنبال کند.

اعتراضات در ترکیه
اگرچه رسانه وابسته به حزب حاکم به امتیازات و مزایای این پیمان اشاره می‌کنند، اما اعتراضاتی نیز نسبت به آن وجود دارد.
از جمله اینکه گفته می‌شود این پیمان در مقابل انصارالله یمن و ایران است. یمنی که در مقابل تجاوز اسرائیل به غزه ایستاد و در حالی که کشورهای سنی سکوت کرده بودند، با اسرائیل جنگید.
و ایرانی که همسایه ترکیه است و آنکارا برای منافع عربستان در مقابل آن می‌ایستد.
همچنین برخی نمایندگان مجلس نسبت به امضای این پیمان تعهدآور بدون مصوبه مجلس اعتراض کرده‌اند.

هدف از پیمان مکه چیست؟
اگرچه گفته شده پیمان مکه کارکرد ناتوی اسلامی در منطقه را خواهد داشت، اما مهم‌ترین عنصر تشکیل ناتو که دشمن مشخص و مشترک است را همراه خود ندارد، زیرا هر یک از این کشورها با تهدیدی جداگانه روبرو هستند.
به نظر می‌رسد که هدف از این ائتلاف برای هر یک از اعضا، چیزی متفاوت باشد.
از نظر عربستان، این ائتلاف احتمالاً به سپری در مقابل انصارالله تبدیل شود و تیغ تیز پاسخ‌های موشکی و پهپادی ایران را تا حدودی کُند کند که البته احتمال آن کم است.
اما به‌طور کلی، علاوه بر امتیازات اقتصادی برای ترکیه و پاکستان از جانب عربستان، می‌تواند از منظر راهبردی، آغاز دوران جدیدی از ائتلاف‌سازی در منطقه بر مبنای محور سنی باشد که در مقابل آنچه آنها سال‌ها «محور شیعی» می‌خواندند، بایستد و آن را مهار کند.
ریاض در دوره جنگ به خوبی دریافته که آمریکا اراده و توانایی حمایت از کشورهای عربی را نداشته و احتمالاً در آینده‌ای نه‌چندان دور از منطقه خواهد رفت، بنابراین، به دنبال ایجاد ائتلافی از کشورهای قدرتمند سنی است تا به زعم خود، ضمن مصون ماندن از تهدیدات محور شیعه، خلائی که از نبود آمریکا در منطقه به وجود خواهد آمد را پر کند.
اما اینکه این محور که به زودی کشورهای دیگر نظیر مصر، سوریه و احتمالاً جمهوری آذربایجان نیز به آن اضافه خواهند شد، چقدر عملیاتی خواهد بود، جای تردید دارد.
همچنین با توجه به نبود دشمن مشترک نزد این اضلاع، به نظر نمی‌رسد که همانند ناتو بتواند ساختارمندانه به حیات خود ادامه دهد.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها