AR | EN

1405-06-15 19:01

AR | EN

1405-06-15 19:01

اشتراک گذاری مطلب

طرح جبهه کردی علیه ایران؛ آیا «PKK 2.0» تهدیدی برای ترکیه نیست؟

هم‌زمان با تلاش ترکیه برای پایان دادن به چهار دهه منازعه مسلحانه با پ.ک.ک و بازتعریف ترتیبات امنیتی در شمال سوریه، هرگونه تلاش برای ایجاد یا تقویت یک شبکه مسلح کردی در غرب ایران می‌تواند پیامدهایی فراتر از منازعه تهران با گروه‌های معارض و تروریست داشته باشد. اگر این روند به ایجاد پیوندهای سازمانی، لجستیکی و عملیاتی میان گروه‌های مسلح کرد در ایران، ترکیه، عراق و سوریه منجر شود، آنکارا ممکن است با پدیده‌ای مواجه شود که از نظر کارکردی به «PKK 2.0» شباهت دارد؛ شبکه‌ای جدید که بدون احیای رسمی پ.ک.ک، بخشی از همان معماری امنیتی فرامرزی را بازتولید کند.

ایران‌ویو24- دفاعی و امنیتی

گروه‌های تجزیه طلب و تروریست کردی در اقلیم کردستان عراق، همچنان زیر ضربات ایران قرار دارند، اما شواهد نشان می‌دهند این گروه‌ها همچنان یکی از ابزارهای آمریکایی-صهیونیستی در سناریو گسترش جنگ در زمین علیه ایران محسوب می‌شوند؛ سناریویی که در ماه‌های گذشته با همکاری غیرمستقیم ترکیه با ایران، به تعویق افتاد.

اما اکنون به نظر می‌رسد شرایط به شکل دیگری در حال مدیریت است تا در صورت فعال شدن این سناریو، ترکیه به بازیگری منفعل تبدیل شود.

در حالی که ترکیه طی ماه‌های اخیر یکی از مهم‌ترین پروژه‌های امنیتی خود برای پایان دادن به منازعه مسلحانه با حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) را دنبال کرده و پارلمان این کشور نیز در مردادماه قانونی را برای تسهیل روند خلع سلاح، انحلال و بازگشت اعضای سابق این گروه به جامعه تصویب کرده است، تحولات مربوط به گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی ایران در سایه مداخله آمریکا و اسرائیل، در حال تقویت شدن است.

اینجاست که به نظر می‌رسد یک دست نامرئی در حال شکل دادن به یک روند بی طرف سازی ترکیه در معادلات جدید منطقه است. اما این سناریویی است که می‌تواند یک تناقض راهبردی برای آنکارا ایجاد کند.

از یک سو، ترکیه در حال تلاش برای بستن پرونده امنیتی پ.ک.ک در مرزهای خود است و از سوی دیگر، در همسایگی شرقی این کشور، گروه‌های مسلح کرد مستقر در اقلیم کردستان عراق بار دیگر در کانون تحولات امنیتی ایران قرار گرفته‌اند.

این وضعیت این پرسش را مطرح می‌کند که آیا تلاش آمریکا و اسرائیل برای استفاده از ظرفیت گروه‌های مسلح کرد ایرانی، در صورت تداوم، می‌تواند به بازتولید ساختاری شبیه پ.ک.ک در منطقه منجر شود؛ ساختاری که این بار به جای جنوب ترکیه، از غرب ایران قدرت بگیرد اما آثار امنیتی آن مستقیماً به ترکیه نیز سرایت کند.

از پایان پ.ک.ک تا احتمال ظهور یک معماری جدید

پ.ک.ک در سال ۲۰۲۵ روند پایان دادن به مبارزه مسلحانه و انحلال خود را آغاز کرد و ترکیه نیز در سال ۲۰۲۶ در مسیر ایجاد چارچوب حقوقی و سیاسی برای تسهیل این فرایند حرکت کرده است. هم‌زمان، ترتیبات جدید در سوریه و روند ادغام ساختارهای نظامی کردی در ساختار دولت دمشق، چشم‌انداز متفاوتی را برای محیط امنیتی جنوب ترکیه ایجاد کرده است.

از دید آنکارا، موفقیت این روندها می‌تواند به معنای کاهش یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی چند دهه گذشته باشد. اما همین تحول، یک پرسش جدید ایجاد می‌کند: اگر یک ساختار مسلح کردی از صحنه خارج شود، آیا خلأ ایجادشده همزمان با دخالت آمریکا و اسرائیل و احتمالا برخی کشورهای منطقه، می‌تواند توسط شبکه‌ای متفاوت، با جغرافیا و نامی متفاوت، اما با برخی کارکردهای مشابه پر شود؟

این دقیقاً جایی است که مفهوم «PKK 2.0» به ذهن تحلیلگر خطور می‌کند و اهمیت پیدا می‌کند.

منظور از «PKK 2.0» لزوماً احیای رسمی پ.ک.ک یا بازسازی همان سازمان با نامی جدید نیست. این اصطلاح می‌تواند به یک الگوی تهدید اشاره کند: شکل‌گیری یک شبکه مسلح فرامرزی که دارای چهار ویژگی اصلی باشد:

  1. عمق جغرافیایی: برخورداری از مناطق مرزی و کوهستانی به‌عنوان فضای مانور و پناهگاه؛
  2. اتصال فرامرزی: امکان جابه‌جایی نیرو، منابع و اطلاعات میان چند حوزه جغرافیایی؛
  3. پشتیبانی خارجی: دسترسی مستقیم یا غیرمستقیم به منابع مالی، تسلیحاتی، آموزشی یا اطلاعاتی خارجی؛
  4. استقلال عملیاتی: جذب اسپانسرهای مختلف برای توانایی اجرای عملیات و تداوم فعالیت بدون وابستگی کامل به یک حامی خارجی یا یک مرکز فرماندهی واحد.

اگر چنین ساختاری شکل بگیرد، حتی تغییر نام، پرچم یا سازمان رسمی آن نیز الزاماً ماهیت تهدید را تغییر نخواهد داد.

چرا پژاک و سایر گروه‌های کرد ایرانی اهمیت دارند؟

هر چند از سویی ضربات ایران به هسته‌های تروریستی و تجزیه طلب کردی ادامه دارد. و البته گروه‌های کرد ایرانی همه یکسان نیستند و نمی‌توان تمام گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی ایران را معادل پ.ک.ک دانست. حزب دموکرات کردستان ایران، کومله، حزب آزادی کردستان و پژاک، از نظر تاریخچه، ساختار سازمانی و رابطه با بازیگران منطقه‌ای تفاوت‌های مهمی دارند. با این حال، تلاش آمریکایی-صهیونیستی برای استفاده از ظرفیت این گروهک‌ها ادامه دارد. در همین حال، به‌ویژه درباره پژاک، پیوندهای تاریخی و سازمانی با پ.ک.ک موجب شده است که هرگونه تقویت نظامی آن از سوی بازیگران خارجی، احتمال شکلگیری  «PKK 2.0» را افزایش دهد.

بنابراین، مسئله اصلی نه وجود یک «ارتش کردی واحد علیه یکی از کشورهای منطقه»، بلکه امکان ایجاد تدریجی یک اکوسیستم مسلح فرامرزی است؛ اکوسیستمی که می‌تواند از ترکیب چند گروه، شبکه‌های قدیمی، نیروهای آموزش‌دیده، منابع خارجی و جغرافیای اقلیم کردستان عراق شکل بگیرد و تهدیدی علیه تمامیت سرزمینی هر سه کشور ایران، ترکیه و عراق باشد.

در این سناریو، حتی اگر نام و پرچم این نیروها با پ.ک.ک متفاوت باشد، کارکرد آنها می‌تواند به تدریج مشابه شود: حضور مسلحانه در مناطق مرزی، فعالیت در عمق خاک ایران، استفاده از پناهگاه‌های فرامرزی و ایجاد ارتباط با سایر شبکه‌های کردی. این همان چیزی است که می‌توان از آن با عنوان «PKK 2.0» یاد کرد؛ نه احیای حقوقی یا رسمی پ.ک.ک، بلکه بازتولید یک معماری امنیتی مشابه آن.

با این حال، روند تحولات سال ۲۰۲۶ یک پارادوکس مهم در سیاست امنیتی منطقه ایجاد کرده است. ترکیه در حال نزدیک شدن به پایان یکی از طولانی‌ترین منازعات مسلحانه خود با پ.ک.ک است و همزمان با ادغام ساختار نظامی کردی در سوریه، یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی در مرز جنوبی خود را در حال کاهش می‌بیند. اما به نظر می‌رسد در سوی دیگر مرزهای منطقه، گروه‌های مسلح کرد ایرانی با ترکیب شورشیان کردی منطقه‌ای و با حمایت آمریکایی-صهیونیستی و عربی می‌توانند به یک ساختار نظامی پایدار علیه منطقه تبدیل شوند.

آیا صلح کردی در ترکیه و سوریه مقدمه فعال‌تر‌شدن پژاک علیه ایران است؟

 

تحولات سوریه چه عایدی برای ترکیه داشت؟

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها