ناکامی آمریکا و اسرائیل در چند دور حملات هوایی علیه ایران، منجر به جدی شدن پیوست تروریستی در دور بعدی تشدید تنش شده است؛ الگویی که میتواند متفاوت از عملیاتهای تروریستی دی ماه 1404 باشد.
ایران ویو24- دفاعی و امنیتی
ایالات متحده و اسرائیل، در دورههای مختلف، از ترکیبی از فشار نظامی، عملیات اطلاعاتی، حمایت از بازیگران مسلح یا مخالف، عملیات پنهان، خرابکاری، جنگ سایبری، فشار اقتصادی و ارتباط با نیروهای محلی برای افزایش فشار بر دولتهای رقیب استفاده کردهاند و این الگو بارها در مورد ایران به کار گرفته شده است.
درباره سایر کشورها سوابق و شواهد تاریخی طولانی از شبکه سازی تروریستی توسط آمریکا از آمریکای لاتین تا غرب آسیا و حتی شرق آسیا وجود دارد؛ از نیکاراگوئه، شیلی، ویتنام و بسیاری کشورهای دیگر در اقصی نقاط جهان تا عراق، افغانستان و سوریه.
درباره ملموسترین مداخلات تروریستی در کشورهای منطقه میتوان به استفاده آمریکا و اسرائیل از شبکه سازی تروریستی و ظرفیتهای مسلحانه کردی در عراق و سوریه و یا شبکهسازی عربی-افغانی توسط آمریکا در افغانستان و پاکستان در دهه 1980 اشاره کرد.
اسناد رسمی آمریکا نشان میدهند که در دهه 80، سازمان اطلاعاتی تروریستی آمریکا، سیا، با همکاری پاکستان زمینه ایجاد القاعده و قدرت گرفتن طالبان علیه اتحادجماهیر شوروی را فراهم کرد. درباره عراق، اسناد رسمی منتشرشده وزارت خارجه آمریکا تائید میکنند که واشنگتن از آغاز دهه 1970 میلادی به حمایت مخفی از نیروهای کردی تجزیه طلب تحت رهبری ملامصطفی بارزانی در عراق روی آورد و این حمایت در هماهنگی با رژیم شاهنشاهی ایران و با مشارکت غیرمستقیم اسرائیل انجام میشد.
سند مارس ۱۹۷۰ وزارت خارجه آمریکا به دیدار ادریس بارزانی با نمایندگان اسرائیل و پیشنهاد ارائه سلاح به کردها اشاره میکند. اسناد سال ۱۹۷۴ نیز از تصویب کمک مالی و نظامی آمریکا به کردهای عراق حکایت دارند. در ژوئیه ۱۹۷۲، دولت نیکسون تصمیم گرفت به حمایت مخفی از کردهای عراق روی آورد. یک سند مارس ۱۹۷۳ نیز از انتقال بیش از هزار تن تجهیزات و ایجاد امکان حفظ نیرویی حدود ۲۵ هزار نفر تحت رهبری بارزانی سخن میگوید.
سند رسمی Foreign Relations of the United States (FRUS)، جلد E–4، سند شماره ۲۶۷، یک کابل اطلاعاتی سیا به تاریخ ۹ مارس ۱۹۷۰ است که در آرشیو ملی آمریکا نگهداری شده و وزارت خارجه آمریکا آن را منتشر کرده است. موضوع سند صراحتاً «Israeli Aid to Kurdish Rebels» است. به موجب این سند:
-
ادریس بارزانی در ۴ مارس ۱۹۷۰ وارد تهران شد.
-
در روزهای ۴ و ۵ مارس، ادریس بارزانی و دو تن دیگر با نمایندگان دولت اسرائیل در تهران دیدار کردند.
-
گزارش میگوید نمایندگان اسرائیل برای ازسرگیری درگیری در شمال عراق فشار میآوردند.
-
طبق همین گزارش، اسرائیلیها وعده تأمین سلاحهای ضدهوایی و توپخانه سبک را به کردها داده بودند.
-
درباره خودروهای زرهی و نفربر نیز توافق شده بود.
-
در ادامه، موضوع تأمین تانک از طریق ایران و آموزش نیروهای کردی برای استفاده از تانکها مطرح شده بود.
-
یک روز بعد، ادریس بارزانی با رئیس ساواک، نعمتالله نصیری دیدار کرد و نصیری گفت ایران کاملاً از طرح اسرائیل برای ازسرگیری جنگ در شمال عراق حمایت میکند.
- سند همچنین رقم کمک مالی ایران و اسرائیل به بارزانی در ماه قبل را ۱٫۲ میلیون دینار عراقی، معادل حدود ۳٫۳۶ میلیون دلار آن زمان گزارش میکند.
در سال ۱۹۷۴ حمایت مالی و نظامی آمریکا افزایش یافت. یادداشت کیسینجر به نیکسون در آوریل ۱۹۷۴ هدف برنامه را تقویت توان کردها برای حفظ موقعیت خود و درگیر نگه داشتن دولت عراق توصیف میکند. در ژوئن ۱۹۷۴ نیز پیشنهاد اختصاص ۸٫۰۶ میلیون دلار برای سال مالی ۱۹۷۵ مطرح و تصویب شد.
در این مرحله، هدف اصلی بازیگران خارجی تضعیف عراق و مهار نفوذ شوروی و بغداد در منطقه بود. در سال ۱۹۷۵، توافق الجزایر میان ایران و عراق موجب قطع حمایت ایران از کردهای عراق شد و متعاقب آن برنامه کمک آمریکا نیز پایان یافت. اسناد سیا تصریح میکنند که با قطع کمک ایران، مقاومت کردها فروپاشید.
سند سیا در ژوئن ۱۹۷۵ تصریح میکند که با قطع حمایت ایران، برنامه کمک آمریکا نیز پایان یافت و مقاومت کردها فروپاشید. این موضع و شواهد تاریخی بعدی در جنگ تحمیلی 8 ساله و جنگ های آمریکایی- اسرائیلی علیه ایران نشان میدهد مشارکت و یا عدم مشارکت کشورهای همسایه در این طرح های تروریستی چقدر تاثیرگذار است.
پس از آنکه به دنبال انقلاب اسلامی، ساختار امنیتی منطقه تغییر کرد. جنگ ایران و عراق، سرکوب کردهای عراق، جنگ خلیج فارس و سپس ایجاد منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق، شرایط جدیدی برای گروههای کردی ایجاد کرد. این روند بعدها به شکلگیری محیطی انجامید که در آن برخی گروههای تجزیه طلب کرد ایرانی نیز توانستند در اقلیم کردستان عراق حضور سازمانیافته داشته باشند و در جنگ تحمیلی 8 ساله نقش فعال در جنگ علیه ایران ایفا کنند.
سقوط حکومت صدام حسین نقطه عطفی در ژئوپلیتیک منطقه بود. اقلیم کردستان عراق از خودمختاری و امنیت بیشتری برخوردار شد و گروههای کرد ایرانی توانستند در محیطی کم کنترل نسبت به دهههای قبل فعالیت کنند.
به همین ترتیب، در چارچوب برنامه ضد ایرانی واشنگتن، وزارت خارجه آمریکا در سپتامبر ۲۰۱۲ سازمان مجاهدین خلق را از فهرست سازمانهای تروریستی خارجی خارج کرد تا نقش این سازمان تروریستی با استفاده از ظرفیتهای قبلی و شبکه سازی در داخل، در عملیات ضدایرانی در خاک کشور افزایش یابد.
اقدامات تروریستی آمریکا و اسرائیل علیه ایران همچنین شامل اجاره اراذل و اوباش داخلی و فعال سازی گروهکهای تروریستی تجزیه طلب از مرزهای شرقی و غربی میشود.
آسوشیتدپرس در ژوئن ۲۰۲۵ بر اساس گفتوگو با منابع اطلاعاتی و نظامی اسرائیلی از تلاش چندساله برای نفوذ، جمعآوری اطلاعات، استفاده از عوامل محلی و استقرار مخفیانه تجهیزات در ایران گزارش میدهد.
یک رسانه گمنام نیز در اوت ۲۰۲۵، بر اساس مصاحبه با منابع اطلاعاتی، از جذب مخالفان ایرانی و استفاده از آنان در عملیات علیه سامانههای دفاعی ایران گزارش داد.
در سال ۲۰۲۶، پس از آغاز جنگ دوم آمریکا و اسرائیل علیه ایران، موضوع استفاده از گروههای کردی ایرانی وارد مرحله جدیدی شد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بارها درباره حمایت مادی و تسلیحاتی آمریکا از گروههای کردی تجزیه طلب و تروریست ایرانی خبر داد
از دیدگاه صرفاً راهبردی، استفاده از بازیگران محلی میتواند برای یک دشمن خارجی چند مزیت داشته باشد:
- کاهش نیاز به استقرار گسترده نیروهای خودی و کاهش هزینه نیروی اسانی خودی؛
- افزایش فشار بر دولت هدف از چند محور؛
- استفاده از دانش جغرافیایی و اجتماعی بازیگران محلی؛
- امکان انکارپذیری بستر سیاسی برای تغییر؛
- افزایش فشار همزمان با حملات خارجی.
با توجه به سوابق تاریخی، میتوان با اطمینان گفت که استفاده دشمنان آمریکایی-صهیونیستی از شبکههای بزهکاران و اوباش، تجزیه طلب و نیروهای نیابتی یک ابزار شناختهشده سیاست امنیتی است و سابقه مستند دارد.
از این رو، در ارزیابی تهدید علیه ایران باید بیش از تمرکز صرف بر احتمال حمله هوایی، به همافزایی میان حملات هوایی، عملیات خرابکاری، جنگ سایبری، فشار اقتصادی، جنگ روانی و فعالشدن ظرفیتهای تروریستی داخلی و مرزی توجه کرد.


