اعلام ارتش جمهوری اسلامی ایران درباره هدف قرار دادن پایگاه آمریکایی المنهاد در امارات با دهها پهپاد انتحاری، فراتر از یک پاسخ تلافیجویانه به حمله آمریکا به جزیره لارک، از تغییر در محاسبات بازدارندگی تهران حکایت دارد.
ایرانویو24- دفاعی و امنیتی
بر اساس اطلاعیه روابط عمومی ارتش، عملیات تلافیجویانه علیه المنهاد از نخستین ساعات روز دوشنبه و با استفاده از دهها فروند پهپاد انفجاری علیه محل استقرار نیروها و بالگردهای آمریکایی در پایگاه المنهاد انجام شده است. ارتش اعلام کرده این عملیات در پاسخ به حمله آمریکا به جزیره لارک و شهادت و زخمی شدن نیروهای سپاه پاسداران و غیرنظامیان انجام شده و نیروهای مسلح ایران تا رفع تهدید دشمن از منطقه، آمادگی خود را حفظ خواهند کرد.
اما اهمیت این تحول را باید در سطحی فراتر از اصابت یا عدم اصابت یک پهپاد به یک تأسیسات مشخص بررسی کرد.
المنهاد چرا مهم است؟
المنهاد در جنوب دبی قرار دارد و یکی از پایگاههای مهم شبکه پشتیبانی هوایی و لجستیکی نیروهای خارجی در منطقه محسوب میشود. اهمیت آن صرفاً به حضور نیروهای آمریکایی محدود نیست؛ این تأسیسات در شبکهای از پایگاهها، مراکز انتقال نیرو، پشتیبانی لجستیکی، ارتباطات و عملیات هوایی قرار گرفته که امکان حضور و تحرک نظامی آمریکا و متحدانش در غرب آسیا را فراهم میکند.
سابقه استفاده ناتو و حضور طولانیمدت نیروهای خارجی در این پایگاه نشان میدهد که ارزش المنهاد بیش از یک «محل استقرار» و در واقع بخشی از زنجیره عملیاتی نیروهای فرامنطقهای است.
از این منظر، هدف قرار دادن المنهاد، یک پیام روشن دارد: هر پایگاه و هر مرکز لجستیکی عملیاتی که در خدمت عملیات نظامی علیه ایران قرار گیرد، میتواند در محاسبات دفاعی جمهوری اسلامی ایران وارد شود. این پیام، از نظر بازدارندگی، از خسارت فیزیکی واردشده به یک پایگاه مهمتر است.
تغییر در هندسه عملیات تلافی جویانه ایران
در منطق بازدارندگی، مهمترین مسئله این نیست که یک طرف تا چه اندازه قادر به وارد کردن خسارت است؛ بلکه مسئله این است که آیا طرف مقابل میتواند بدون پرداخت هزینه قابلقبول، از قدرت نظامی خود استفاده کند یا خیر.
راهبرد آمریکا در منطقه طی دهههای گذشته تا حد زیادی بر ایجاد شبکهای از پایگاهها و تسهیلات نظامی در کشورهای پیرامون ایران استوار بوده است. این شبکه به واشنگتن امکان میدهد بدون اتکا به خاک اصلی آمریکا، نیرو، هواپیما، تجهیزات، مهمات و سامانههای اطلاعاتی خود را در فاصلهای نزدیک از محیط امنیتی ایران مستقر کند. عملیات اعلامشده ارتش ایران علیه المنهاد را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.
پیام تهران این است که ایران قادر به شناسایی تغییر عمق عملیاتی آمریکا در منطقه است، و هر نوع تغییر در پایگاه و کانون استقرار آمریکاییها لزوماً به معنای مصونیت آن نیست. به بیان دقیقتر، ایران تلاش میکند معادله را از «توان آمریکا برای حمله به ایران» به «توان آمریکا برای حمله به ایران در شرایطی که پایگاههای پشتیبانی و استقرار آن نیز در معرض پاسخ قرار دارند» تغییر دهد.
این تغییر در محاسبات میتواند بر تصمیمگیری فرماندهان و سیاستگذاران آمریکایی درباره نحوه استفاده از زیرساختهای منطقهای تأثیر بگذارد. در همین چارچوب، همزمانی اعلام عملیات سپاه در اردن و عملیات ارتش در امارات نشان میدهد پاسخ ایران، در روایت رسمی نیروهای مسلح، ماهیتی چندمحوره دارد.
این مسئله از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد: ایران تلاش میکند نشان دهد پاسخ به تجاوز نظامی الزاماً در همان جغرافیایی که حمله اولیه انجام شده، محدود نمیماند.
چرا پهپاد؟
انتخاب پهپاد نیز از منظر نظامی قابل توجه است.
پهپادهای انتحاری نسبت به برخی گزینههای موشکی، امکان استفاده انبوهتر و انعطافپذیرتر علیه اهداف ثابت را فراهم میکنند و میتوانند سامانههای پدافندی را با مسئله «اشباع» مواجه کنند.
اعلام استفاده از دهها پهپاد علیه یک مجموعه نظامی، بنابراین واجد یک مؤلفه تاکتیکی و یک مؤلفه راهبردی است.
در سطح تاکتیکی، هدف میتواند ایجاد خسارت یا اختلال در تجهیزات، محاسبات و نیروهای مستقر باشد.
در سطح عملیاتی، هدف میتواند تحمیل فشار بر شبکه پدافند و وادار کردن طرف مقابل به تخصیص منابع بیشتر برای حفاظت از پایگاهها باشد.
و در سطح راهبردی، پیام این است که واشنگتن میتواند از مجموعهای از پایگاهها در کشورهای مختلف برای جابهجایی نیرو، سوخترسانی، تعمیر و نگهداری هواپیما، انتقال تجهیزات، جمعآوری اطلاعات و پشتیبانی عملیات استفاده کند. اما همین شبکه، در شرایط جنگ مستقیم با ایران، میتواند به یک آسیبپذیری تبدیل شود. هرچه وابستگی عملیات آمریکا به تعداد بیشتری از گرههای منطقهای افزایش یابد، تعداد نقاطی که باید در برابر حمله محافظت شوند نیز افزایش پیدا میکند. از این منظر، راهبرد ایران مبتنی بر افزایش «هزینه حفاظت از شبکه» است.
اگر آمریکا مجبور شود برای حفظ قابلیت عملیاتی خود، منابع بیشتری را به دفاع از پایگاهها، پراکندگی تجهیزات، جابهجایی نیروها و حفاظت از خطوط لجستیکی اختصاص دهد، بخشی از مزیت ناشی از تمرکز و دسترسی عملیاتی خود را از دست خواهد داد.
مسئله امارات؛ یک ملاحظه راهبردی مهم
با این حال، در ارزیابی عملیات المنهاد باید میان هدف اعلامشده ایران و میزان خسارت تأییدشده تفکیک قائل شد.
ارتش ایران از هدف قرار دادن محل استقرار نیروها و بالگردهای آمریکایی در المنهاد خبر داده است. در مقابل، وزارت دفاع امارات اعلام کرده یک پهپاد را بر فراز آبهای سرزمینی خود و در مسیر نزدیکشدن از سمت ایران رهگیری کرده و گزارش اصابت به پایگاه را رد کرده است.
این اختلاف روایت بهخودیخود از اهمیت عملیات کم نمیکند؛ زیرا حتی تهدید معتبر علیه یک پایگاه مهم میتواند محاسبات امنیتی کشور میزبان و نیروهای خارجی مستقر در آن را تغییر دهد.
اما از منظر حرفهای، تا زمان انتشار شواهد مستقل، نمیتوان میزان خسارت واردشده به المنهاد یا اصابت دقیق به تجهیزات آمریکایی را قطعی دانست.
پیام عملیات برای کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا
یک بُعد مهمتر ماجرا متوجه کشورهای منطقه است.
ایران بارها تأکید کرده است که کشورهای منطقه را دشمن خود نمیداند و امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود. اما از منظر تهران، اگر خاک یک کشور برای عملیات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد، مسئله صرفاً حضور یک کشور خارجی در آن سرزمین نیست؛ بلکه کارکرد نظامی آن زیرساخت اهمیت پیدا میکند.
این مسئله کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا را با یک معادله دشوار روبهرو میکند:
از یک طرف، همکاری امنیتی با واشنگتن برای آنها مزایایی دارد؛ از طرف دیگر، تبدیل شدن زیرساختهای آنها به بخشی از زنجیره عملیات علیه ایران میتواند آنها را در معرض پیامدهای جنگ قرار دهد.
از این منظر، عملیات اعلامشده علیه المنهاد میتواند یک پیام غیرمستقیم نیز برای دولتهای منطقه داشته باشد: آمریکا از برتری قابل توجه در اطلاعات، شناسایی، قدرت هوایی و مهمات دقیق برخوردار است؛ ایران در مقابل، از جغرافیای منطقه، شبکهای از ظرفیتهای موشکی و پهپادی، عمق سرزمینی و امکان تهدید زیرساختهای نظامی و اقتصادی پیرامونی بهره میبرد.
در چنین معادلهای، هرچه جنگ طولانیتر شود، اهمیت هزینه حفاظت از پایگاهها، خطوط لجستیکی و زیرساختهای منطقهای افزایش مییابد. در واقع، تهران میخواهد هزینه استفاده از شبکه پایگاههای منطقهای برای حمله به ایران را به بخشی از معادله تصمیمگیری آمریکا تبدیل کند.
و این دقیقاً همان نقطهای است که عملیات المنهاد را از یک «حمله تلافیجویانه» فراتر برده و به یک تحول قابل توجه در معادله بازدارندگی ایران و آمریکا در خلیج فارس تبدیل میکند.


