ترامپ در دولت دوم، دغدغه انتخابات را ندارد؛ او میخواهد به «رهبر ماندگار تاریخ آمریکا» تبدیل شود. از همین رو، دست به ابزاری زده که روسای جمهور پیشین جرأت آن را نداشتند: «دیپلماسی اجبار» با پشتوانه محاصره دریایی و تهدید جنگ. اما ایران اعلام کرده تحت فشار مذاکره نمیکند. آیا این بنبست، ترامپ را به سمت گزینه نظامی سوق خواهد داد؟
رحمان قهرمانپور تحلیلگر مسائل بین المللی
تشدید تنشها میان ایران و آمریکا و امارات در روزهای گذشته دوباره این فرض را مطرح کرده است که آیا ما در آستانه شروع یک جنگ دیگر میان ایران از یک طرف و آمریکا و اسرائیل از طرف دیگر هستیم یا خیر؟ واقعیت امر این است که ترامپ در دستیابی به یک دستاورد سیاسی ملموس در جنگ اخیر موفق نبوده و اعتبار آمریکا در سطح جهانی به چالش کشیده شده است. ترامپ برای خروج از تله اعتبار دوباره به دیپلماسی اجبار روی آورده است. دیپلماسی اجبار از طریق محاصره دریایی و احتمالاً جنگ. اگر محاصره دریایی در مدت زمان مورد نظر جواب ندهد در آن صورت متوسل به اقدام نظامی مجدد علیه ایران گزینه ایی که ترامپ و متحدان او و مشخصاً اسرائیل درصدد استفاده از آن هستند.
وقتی در دولت دوم ترامپ سیاست فشار حداکثری یا همان سیاست اتکا به تحریمها علیه ایران به نتیجه مطلوب نرسید تیم او درصدد اتخاذ یک سیاست جدید برآمد سیاستی که بعدها عنوان دیپلماسی اجبار به آن دادند. منظور از این سیاست آن است که دولت ترامپ در وهله اول سعی میکند از طریق دیپلماسی و مذاکره به خواستههای خود برسد ولی اگر کشوری تن به خواسته های ترامپ و دولت آمریکا نداد در آن صورت استفاده از گزینه اقدام نظامی دیگر یک خط قرمز محسوب نمیشود. این در حالیست که در سیاست قبلی یعنی سیاست فشار حداکثری اقدام نظامی جز در موارد استثنایی و به صورت محدود مورد نظر نبود اما با روی کار آمدن دولت دوم ترامپ شاهد این هستیم که او دیگر دغدغه انتخاب مجدد را در انتخابات ندارد .
بنابراین، وی بیشتر سعی میکند که خود را به عنوان یک رهبر ماندگار در تاریخ آمریکا معرفی کند. در همین راستا و برای رسیدن و دستیابی به یک میراث بزرگ و ارزشمند او تلاش میکند کاری را که روسای جمهور قبلی آمریکا نخواستند یا نتوانستند انجام بدهد به سرانجام برساند و آن را به عنوان برگ برنده و اعتبار و دستاورد و میراث خود معرفی کند.
بعد از پایان جنگ اخیر، آمریکا با دو گزینه مواجه بود یا باید بلافاصله جنگ را آغاز میکرد و یا اینکه کنترل ایران بر تنگه هرمز و عدم موفقیت آمریکا در جنگ را میپذیرفت در این میان گزینه دیگری به نام محاصره دریایی مطرح شد هرچند در ونزوئلا محاصره دریایی مقدم بر حمله نظامی و ربودن مادورو بود اما در ایران ابتدا اقدام نظامی صورت گرفت و بعدا ترامپ در راستای جبران ناکامی های خود به محاصره دریایی رو آورد.
از نظر حقوق بینالملل محاصره دریایی در واقع شکل دیگری از جنگ علیه یک کشور محسوب میشود. زیرا آن را از دسترسی به امکانات و از فروش نفت و خرید کالاهای مورد نظر خود محروم میکند. استدلال ترامپ و تیم او این است که فشار و محاصره دریایی میتواند ایران را وادار کند که دوباره به میز مذاکره برگردد و امتیازاتی را که آمریکا در جنگ نتوانست به دست آورد در میز مذاکره صاحب شود. اما از آنجایی که جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که تحت فشار مذاکره نمیکند و پایان دادن معتبر به جنگ برای اسلامی ایران مقدم بر رسیدن به یک توافق در زمینه هستهای است. بنابراین، این احتمال وجود دارد که ترامپ به این جمعبندی برسد که محاصره دریایی در مدت زمانی که مد نظر دارد جوابگو نخواهد بود و لذا باید به سمت گزینه نظامی برود.
از همین رو به نظر میرسد که هم ایران، هم آمریکا و هم اسرائیل خود را برای یک رویارویی نظامی مجدد آماده میکنند. هرچند برخی کشورهای میانجی از جمله پاکستان ترکیه و مصر تلاش میکنند که ترامپ را از اقدام نظامی مجدد منصرف کنند. اما تجربه گذشته نشان میدهد که نفوذ این کشورها بر نظام تصمیم گیری در آمریکا محدود است و اسرائیل و لابی طرفدار آن میتواند دوباره ترامپ را به سمت درگیری مجدد با ایران سوق دهد.



