سیانان پس از پوشش امضای تفاهمنامه در ورسای، ۱۰۷ سال به عقب بازگشت؛ به رئیسجمهوری که توافقی تاریخی امضا کرد اما بهای سنگینی پرداخت.
ایران ویو ۲۴-بینالملل
شبکه سیانان در پوشش امضای تفاهمنامه در کاخ ورسای ابتدا همان کاری را کرد که از یک رسانه خبری انتظار میرود؛ خبر را روایت کرد، محل امضا را توضیح داد و به اهمیت توافق پرداخت. اما در یک خبر دیگر، سفر به زمان کرد و بیش از یک قرن به عقب بازگشت.
براساس گزارش زومان، این شبکه آمریکایی مخاطبانش را از ورسای سال ۲۰۲۶ به ورسای سال ۱۹۱۹ برد؛ جایی که وودرو ویلسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، یکی از مهمترین توافقهای قرن بیستم را امضا کرد. سیانان سراغ سرنوشت رئیسجمهور دیگری رفت که بیش از یک قرن پیش در همان کاخ تصور میکرد صلحی ماندگار ساخته است.
برای مخاطب آمریکایی، این یک روایت تاریخی ساده نیست. ویلسون در حافظه سیاسی آمریکا فقط رئیسجمهوری نیست که پیمان ورسای را امضا کرد؛ او نماد سیاستمداری است که در روز امضا در اوج قدرت ایستاده بود اما در ماههای بعد نتوانست مهمترین توافق عمرش را در داخل کشور خود تثبیت کند.
در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹، ویلسون در کاخ ورسای به همراه رهبران فرانسه و بریتانیا «پیمان ورسای» را امضا کرد؛ توافقی که قرار بود به جنگ جهانی اول پایان دهد و نظم تازهای برای جهان بسازد. مهمترین دستاورد مورد نظر او نیز تشکیل «جامعه ملل» بود؛ نهادی که قرار بود اختلافات کشورها را از مسیر دیپلماسی حل کند و مانع وقوع جنگهای آینده شود.
در آن روزها، ویلسون در اوج شهرت و نفوذ سیاسی قرار داشت. بسیاری او را معمار نظم جدید جهانی میدانستند و تصور میشد پیمان ورسای آغاز فصل تازهای در روابط بینالملل باشد. اما آنچه در تالارهای باشکوه ورسای رقم خورد، در واشنگتن با استقبال مشابهی روبهرو نشد.
پس از بازگشت ویلسون به آمریکا، مخالفتها با پیمان آغاز شد. منتقدان استدلال میکردند عضویت در جامعه ملل میتواند آمریکا را وارد جنگها و بحرانهای خارجی کند و بخشی از استقلال تصمیمگیری این کشور را از بین ببرد. همین مخالفتها به سرعت به کنگره راه یافت.
ویلسون برای نجات توافق خود وارد کارزاری گسترده شد. او هزاران کیلومتر در سراسر آمریکا سفر کرد، در شهرهای مختلف سخنرانی کرد و کوشید افکار عمومی را برای حمایت از پیمان ورسای با خود همراه کند. اما نتیجه چیزی نبود که انتظارش را داشت.
کنگره آمریکا دو بار، در سالهای ۱۹۱۹ و ۱۹۲۰، از تصویب پیمان خودداری کرد. در نهایت آمریکا هرگز به جامعه ملل نپیوست و مهمترین ابتکار بینالمللی ویلسون بدون همراهی کشور خودش ادامه یافت.
شکست سیاسی تنها بخشی از داستان بود. فشارهای ناشی از این نبرد طولانی سلامت رئیسجمهور آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داد. در دوم اکتبر ۱۹۱۹، حدود سه ماه بعد از امضای پیمان، ویلسون دچار سکته مغزی شد؛ سکتهای که عملاً توانایی او را برای ایفای نقش فعال در ادامه ریاستجمهوری از بین برد.
همین سرنوشت است که سیانان را بیش از یک قرن به عقب برده است.در ظاهر، این شبکه در حال روایت بخشی از تاریخ جنگ جهانی اول است. اما انتخاب ویلسون و ورسای اتفاقی به نظر نمیرسد. سیانان که از منتقدان ترامپ به شمار میرود، به جای تمرکز بر متن توافق یا مفاد آن، رئیسجمهوری را به یاد مخاطبانش میآورد که در همان کاخ توافقی تاریخی امضا کرد اما خیلی زود دریافت که امضای یک سند پایان راه نیست.
در واقع، کنایه اصلی گزارش نه متوجه ورسای، بلکه متوجه دشواریهای پس از امضای توافق است. برای بسیاری از آمریکاییها، ویلسون یادآور این واقعیت است که توافقها در روز امضا قضاوت نمیشوند. آزمون واقعی زمانی آغاز میشود که توافق باید از سد مخالفتهای سیاسی، افکار عمومی و تحولات داخلی عبور کند.
از این منظر، اشاره سیانان به ویلسون را میتوان تلاشی برای به چالش کشیدن روایت پیروزی دانست؛ روایتی که معمولاً در ساعات نخست پس از امضای توافقها شکل میگیرد. این شبکه با یادآوری سرنوشت رئیسجمهوری که در ورسای صلح را امضا کرد، تلویحاً این پرسش را مطرح میکند که آیا موفقیت یک توافق را میتوان در همان روز امضا سنجید؟
تاریخ پاسخ قطعی به این پرسش نمیدهد. اما داستان وودرو ویلسون یک درس روشن در خود دارد؛ گاهی دشوارترین بخش هر توافق، نه رسیدن به امضا، بلکه عبور از روزهای پس از امضاست.



