پیشنهاد هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، برای تشکیل یک پلتفرم منطقهای با حضور کشورهای عربی، پاکستان و حتی اسرائیل (به شرط بهرسمیتشناختن فلسطین)، در نگاه اول یک ابتکار دیپلماتیک مستقل به نظر میرسد. اما همزمانی این طرح با فشار ترامپ برای گسترش پیمان ابراهیم، و سابقهٔ نقشآفرینی ترکیه بهعنوان کارگزار اجرایی آمریکا در طرحهای قبلی (مانند «خاورمیانهٔ بزرگ» و سقوط بشار اسد)، این پرسش را مطرح میکند که آیا «پلتفرم منطقهای» چیزی جز نسخهٔ محلیشدهٔ همان پیمان ابراهیم است؟ تجربهٔ دو دههٔ گذشته نشان میدهد آنکارا در این مسیر، بیش از آنکه برندهٔ معادلات جدید باشد، احتمالاً بازهم هزینه میپردازد و منافع عاید دیگران میشود.
علی حیدری، کارشناس مسائل ترکیه
اخیرا هاکان فیدان، وزیر خارجهٔ ترکیه، دربارهٔ منطقه پیشنهادی را مطرح کرده که قابلتأمل است. وی گفت که میتوان ساختاری ایجاد کرد که در آن کشورهای منطقه به تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند. پاکستان، ترکیه، عربستان و کشورهای خلیجفارس میتوانند بخشی از این پلتفرم باشند و ایران نیز میتواند در صورت بازگشت اوضاع به حالت عادی به آن بپیوندد. اسرائیل نیز میتواند در این پلتفرم منطقهای شرکت کند؛ اگر یک کشور فلسطینی را بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ بهرسمیت بشناسد. در این صورت فکر میکنم امنیت اسرائیل از حمایت بسیار زیادی از سوی کشورهای منطقه برخوردار خواهد شد و این گام امنیت منطقهای را افزایش میدهد.
اظهارات مطرحشده دربارهٔ شکلگیری یک پلتفرم منطقهای در شرایط کنونی شاید در ابتدای امر یک پیشنهاد مناسب باشد، اما افزودن رژیم اسرائیل به آن را نباید از زاویهٔ اشتباه محاسباتی یا دور بودن فیدان از واقعیتهای میدانی دانست.
این پیشنهاد وقتی قابلتأمل میشود که دریابیم چند روز پیش از آن، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگو با سران کشورهای عربی و همچنین ترکیه، از آنها خواسته که در ازای توافق صلح با ایران، به پیمان ابراهیم بپیوندند.
پیمان یا توافقنامهٔ ابراهیم مجموعهای از توافقها برای عادیسازی روابط دیپلماتیک بین رژیم اسرائیل و چند کشور عربی است که در سال ۲۰۲۰ و در دورهٔ نخست ریاستجمهوری ترامپ امضا شد.
برخی کشورها نظیر امارات و بحرین در همان ابتدا به آن پیوستند و برخی کشورها نیز علیرغم موافقت پنهانی، اعلام آن را منوط به شرایطی کرده بودند.
پلتفرم منطقهای همان پیمان ابراهیم است؟
سؤالی که در این بین مطرح میشود این است که آیا منظور فیدان از پلتفرم منطقهای همان پیمان ابراهیم است؟
اگرچه بهصورت صریح نمیتوان به این سؤال جواب مثبت داد، اما نگاهی به تاریخ دو دههٔ گذشتهٔ روابط ترکیه و آمریکا در مسائل راهبردی منطقهای شاید بتواند پاسخ این سؤال را در خود داشته باشد.
ترکیه؛ کارگزار آمریکا در طرح خاورمیانهٔ بزرگ
در سالهای ابتدایی قدرتگیری حزب عدالت و توسعه، حملهٔ آمریکا به عراق اتفاق افتاد و سردمداران آمریکایی بارها از عنوان طرح خاورمیانهٔ بزرگ یا جدید برای برنامههای منطقهای خود یاد میکردند.
این طرح قرار بود که بازتعریف نقش کشورها در خاورمیانه را با چیدمان آمریکایی داشته باشد که از عراق آغاز شد و قرار بود کشورهای لبنان، سوریه و ایران را نیز دنبال کند.
رجبطیب اردوغان که در آن زمان نخستوزیر ترکیه بود و قصد داشت از زیر سایهٔ احمد نجدت سزر، رئیسجمهور، خارج شود، به دنبال بلندپروازی منطقهای بود تا از شرایط موجود برای خود کسب اعتباری داشته باشد. اردوغان در سفر جرج بوش در سال ۲۰۰۴ به ترکیه صراحتاً اعلام کرد که آمریکا به دنبال طرح خاورمیانهٔ بزرگ است و ما میتوانیم در این طرح شریک شما باشیم. بعدها اردوغان در سخنرانیهای خود بارها اعلام کرد که ما در این طرح، با آمریکا رئیسمشترک هستیم.
اگرچه آن طرح بعد از جنگ ۳۳ روزهٔ رژیم اسرائیل و حزبالله با شکست روبرو شد، اما ترکیهٔ اردوغان دست از همراهی با آمریکا در موضوعات راهبردی منطقهای برنداشت.
ترکیه؛ کارگزار آمریکا در ماجرای سقوط بشار اسد
۲۰ سال بعد، ترکیهٔ اردوغان دوباره شانس خود را برای کارگزاری منطقهای آمریکا با یک رئیسجمهور تندروی دیگر آمریکایی امتحان کرد. در ماجرای سقوط دولت بشار اسد در سوریه، میتوان گفت که آنکارا مجری طرح آمریکایی‑اسرائیلی با استفاده از نیروهای سوری وابسته به خود بود. آنکارا امید داشت که با سقوط اسد، سهم خوبی از کیک سوریه نصیبش شود و ضمن خلاصی از آوارگان سوری، در پروژههای اقتصادی این کشور نقشی مؤثر ایفا کند و نفوذ سیاسی‑امنیتی‑نظامی خود را نیز در این کشور افزایش دهد. بااینحال، اتفاقات بعد از سقوط اسد و درگیریهای رخداده با اسرائیل نشان داد که این نقشه آنطور که آنکارا میخواست پیش نرفت.
تجربهٔ سوم کارگزاری؟
به نظر میرسد که در ماجرای پیمان ابراهیم که ترامپ به شدت به دنبال گسترش آن به کشورهای منطقه است، اردوغان بازهم تصمیم گرفته که نقش یک کارگزار را بازی کند.
رئیسجمهور ترکیه و وزیر خارجهٔ این کشور گویا در هماهنگی با ترامپ، به دنبال ترغیب کشورهای مختلف برای پیوستن به این پیمان، البته با نامی دیگر هستند که ایجاد حساسیت نداشته باشد. «پلتفرم همکاری منطقهای» را شاید بتوان نام محلی پیمان ابراهیم دانست که ترکیه احتمالاً در هماهنگی با آمریکا آن را دنبال میکند. پلتفرمی که برای برخی کشورهای عربی هم پیوستن به آن بهواسطهٔ حساسیت ملتهایشان نسبت به نام رژیم اسرائیل دردسر چندانی به همراه نداشته باشد.
تکرار تجربههای گذشته یا اتفاقی جدید؟
در مجموع میتوان گفت که پیشنهاد اخیر هاکان فیدان دربارهٔ تشکیل یک پلتفرم منطقهای، صرفاً یک ابتکار دیپلماتیک مستقل نیست، بلکه باید آن را در چارچوب بازآرایی گستردهتر نظم منطقهای و تلاشهای آمریکا برای گسترش روند عادیسازی روابط با رژیم اسرائیل تحلیل کرد.
همانگونه که ترکیه در ماجرای طرح خاورمیانهٔ بزرگ جرج بوش و ماجرای سقوط دولت بشار اسد در دورهٔ ترامپ نقش کارگزار اجرایی بخشی از سیاستهای واشنگتن را بر عهده داشت، اکنون نیز به نظر میرسد که تحت عنوان «پلتفرم منطقهای» در حال ایفای نقشی مشابه است.
بااینحال، تجربههای گذشته نشان میدهد که این مسیر، علیرغم هزینههای سیاسی سنگین برای آنکارا، احتمالاً منافع قابلتوجهی برای ترکیه به همراه نخواهد داشت و ممکن است آنکارا بار دیگر در موقعیتی قرار گیرد که بیش از آنکه برندهٔ معادلات جدید باشد، مجری اهداف دیگران باشد.



