نیم قرن حضور آمریکا در همسایگی ایران؛ در حالی که جنگ 40 روزه دست ایران را در غرب آسیا آنقدر برتر کرده که در میز مذاکرات خواستار برچیده شده پایگاههای آمریکا از منطقه است، معادله جدیدی در همسایگی شمالی ایران در حال رخ دادن است.
پروژه «مسیر ترامپ» که به تازگی توسط وزرای خارجه ارمنستان و آمریکا پاراف شده، کنترل عملیاتی گذرگاهی راهبردی در جنوب ارمنستان را به مدت ۴۹ تا ۹۹ سال به شرکتهای آمریکایی واگذار میکند؛ کریدوری که در آن نه تنها مأموران مرزی ارمنستان جای خود را به اپراتورهای خصوصی بینالمللی میدهند، بلکه با حضور پایگاهها و شرکتهای امنیتی آمریکا در مرزهای شمالی ایران، تهران را با جدیترین تهدید ژئوپلیتیکی در دهههای اخیر روبرو کرده است.
علی حیدری، کارشناس مسائل منطقه
سفر روزهای گذشته مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا به ارمنستان و امضای تفاهمنامه دوجانبه دربارهٔ توسعهٔ روابط تجاری و اقتصادی با محوریت مسیر ترامپ یا پروژه تریپ، بازتاب رسانهای گستردهای در رسانههای ارمنستان، آذربایجان و منطقه داشته است.
امضای پاراف پروژهٔ «TRIPP» یا «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» توسط آرارات میرزویان و مارکو روبیو وزرای خارجهٔ ارمنستان و آمریکا آغاز مسیری است که میتواند منطقهٔ قفقاز جنوبی را دچار تحولات زیادی کند.
پروژهای که قرار است یک مسیر ترانزیتی ۴۳ کیلومتری در جنوب ارمنستان (استان سیونیک) ایجاد کند و جمهوری آذربایجان را به نخجوان وصل کند و انتقال انرژی، بار و مسافر را نیز بر عهده دارد.
این طرح بخشی از چارچوب صلحی است که پس از توافق ماه آگوست سال گذشتهٔ میلادی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان با حضور ترامپ در آمریکا شکل گرفت و اکنون واشنگتن آن را بهعنوان نمادی از نقش خود در ثبات قفقاز جنوبی معرفی میکند.
ارمنستان عنوان کرده که این پروژه صرفاً یک مسیر جادهای یا ریلی نیست، بلکه بخشی از یک پروژهٔ بزرگتر همکاری راهبردی با آمریکا است.
رسانههای ارمنی گزارش دادهاند که در سفر روبیو به ایروان علاوه بر موضوع پروژهٔ تریپ، یک توافق همکاری در حوزهٔ انرژی هستهای غیرنظامی هم امضا شده و همزمان فروش فناوری پهپادی به ارزش ۱۱ میلیون دلار نیز توافق شده است.
در گزارشهای منتشرشده آمده که مسیر ترامپ با حفظ حاکمیت ارمنستان بر قلمرو خود تعریف شده، اما بهرهبرداری و توسعهٔ زیرساختی آن قرار است با مشارکت و نقشآفرینی آمریکا و یک کنسرسیوم یا شرکت توسعهای انجام شود.
جزئیات توافق مسیر ترامپ
دربارهٔ جزئیات این توافق میتوان گفت که شامل موارد زیر میشود:
– تأسیس شرکت توسعهٔ تریپ: توافق بر سر ایجاد یک شرکت سرمایهگذاری مشترک جهت توسعهٔ راهآهن، جاده، خطوط لولهٔ نفت و گاز و فیبر نوری در طول مسیر. در این پروژه سهم ایالات متحده ۷۴ درصد و سهم ارمنستان ۲۶ درصد تعیین شده است.
– اعطای امتیاز بهرهبرداری: واگذاری حقوق توسعه و بهرهبرداری این گذرگاه بینالمللی با قراردادهای بلندمدت (حقوق توسعهٔ اولیه ۴۹ ساله با امکان تمدید ۵۰ ساله) به کنسرسیوم تحت مدیریت آمریکا. در صورت تمدید ۵۰ سالهٔ قرارداد، سهم طرف ارمنی از ۲۶ درصد به ۴۹ درصد افزایش خواهد یافت.
– حفظ حاکمیت ملی ارمنستان: در متن توافقنامه تصریح شده که ارمنستان حاکمیت، تمامیت ارضی و صلاحیت قانونی کامل را روی تمام بخشهای این مسیر در داخل مرزهای شناختهشدهٔ بینالمللی خود حفظ خواهد کرد.
– تعهدات مهندسی و اجرایی: آغاز بررسیهای میدانی و پروژههای مهندسی توسط شرکتهای آمریکایی از جمله شرکت (AECOM) برای تسریع در احداث زیرساختها با هدف تکمیل اتصال ریلی تا پیش از پایان دوران ریاستجمهوری ترامپ.
همچنین بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای ارمنستان، مقرر شده که ارمنستان برای ارائهٔ خدمات روادید، امور گمرکی و مدیریت مراجعین در ایستگاههای بازرسی مرزی «مسیر ترامپ»، از اپراتورهای خصوصی بینالمللی استفاده کند.
اگرچه وزیر خارجهٔ ارمنستان در پاسخ به سؤالات رسانهها در کنفرانس خبری، مدعی شد که هنوز توافق قطعی و مکتوبی دربارهٔ هویت کشور ثالثی که قرار است خدمات روادید ارائه کند، وجود ندارد، اما ساختار تعریفشده در توافقنامه، موسوم به مدلهای «فرانت آفیس» (خدمات حضوری مرزی) و «بک آفیس» (امور اداری و دفتری پسزمینه)، عملاً مدیریت اجرایی مرزها را از سیطرهٔ نهادهای حاکمیتی ارمنستان خارج میکند.
این در حالیاست که دولت پاشینیان همچنان اصرار دارد که ارمنستان حاکمیت کامل خود را حفظ کرده و در تمام نقاط کنترل مرزی حضور فیزیکی خواهد داشت، اما اعلام کرده که به منظور «بهینهسازی»، سیستمهای نظارتی را به ابزارهای دیجیتال آمریکایی مجهز میکند تا اتصال شبکهٔ «مسیر ترامپ» با شبکههای ترانزیت منطقهای تسهیل شود.
در واقع این بند را میتوان همان خواستهٔ باکو خواند که سالهاست بر این نکته پافشاری دارد که شهروندان آذری نباید در طول مسیر خود با مرزبانان یا مأموران ارمنی روبرو شوند و بدون معطلی از طریق این کریدور از خاک اصلی به نخجوان برسند.
موضع کشورهای همسایه نسبت به این اتفاق چیست؟
آذربایجان: رئیسجمهور آذربایجان بارها عنوان کرده که این کریدور باید بازگشایی شود؛ یا با گفتگو یا با زور. همچنین تأکید داشته که شهروندان آذری نباید با مأموران ارمنی روبرو شوند و بدون معطلی از این کریدور عبور کنند. به نظر میرسد که توافق صورتگرفته بین وزرای خارجهٔ ارمنستان و آمریکا هر دوی این خواستههای باکو را تأمین کرده است.
روسیه: مسکو بارها نسبت به اقدامات ایروان در فاصله گرفتن از سازوکار پیمان امنیت جمعی یا خروج ارمنستان از مدار کنترلی خود و نزدیکی به غرب به دولتمردان ارمنستان هشدار داده است. این توافق نیز یکی از گامهای مهم پاشینیان در راستای اقدامات دو سه سالهٔ اخیر در نزدیکی به غرب تلقی میشود. بهخصوص اینکه در حالیکه انحصار بهرهبرداری از راهآهن ارمنستان بر اساس توافقی در دست روسیه است، ایروان قصد ندارد که پروژهٔ جدید ریلی مسیر سیونیک یا پروژهٔ ترامپ را به مسکو واگذار کند.
این توافق میتواند نفوذ روسیه را از سه جهت تضعیف کند: کاهش نقش امنیتی مسکو در مسیرهای ترانزیتی، کمرنگ شدن جایگاه آن بهعنوان میانجی اصلی درگیریها و افزایش حضور دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی آمریکا در منطقه.
ایران: تهران بارها هشدار داده که با تغییرات مرزی و ژئوپلتیک در مرزهای شمالی خود مخالف است و با برگزاری چند رزمایش نیز جدیت خود را در این مخالفت اعلام کرده است. اگرچه مقامات ارمنستان مدعی هستند که این پروژه هیچ نگرانی برای ایران ایجاد نخواهد کرد و به تهران در این خصوص توضیحات قانعکنندهای دادهاند، اما تهران همچنان نسبت به این موضوع بدبین است.
با مشخص شدن بخشهایی از مفاد توافق امضا شده بین وزرای خارجهٔ ارمنستان و آمریکا که متن نهایی آن به زودی بین سران دو کشور به امضا خواهد رسید، نگرانیهای تهران نیز تشدید خواهد شد.
تهدید امنیتی مرزهای شمالی برای حداقل ۵۰ سال آینده
کارشناسان در ایران با هشدار نسبت به ایجاد یک کریدور در مرزهای شمالی که انتقال انرژی (نفت، گاز و برق)، راهآهن و جاده و همچنین خطوط فیبر نوری را بر عهده دارد، این کریدور را عاملی برای اختلال در مسیر عبور و مرور مرزی بین ایران و ارمنستان میدانستند که اگرچه نه در ابتدا اما بهتدریج مشکلاتش برای ایران نمایان خواهد شد.
ایجاد سازوکار امنیتی با حضور شرکتهای بینالمللی برای این پروژه را نیز باید یکی از مصادیق شکلگیری کانونهای ناامنی برای ایران دانست، زیرا این شرکتهای امنیتی خصوصی اولاً میتوانند تحت پوشش فعالیت در این پروژه به امر جاسوسی در مناطق شمالی ایران بپردازند و ثانیاً اقدامات ضد امنیتی خود را نیز در همین مناطق دنبال کنند.
حضور شرکتهای امنیتی آمریکایی در منطقه و به تبع آن ساخت پایگاههایی برای اسکان و حمایت از آنها در مرزهای شمالی ایران آن هم به مدت حداقل ۴۹ سال، امری نیست که تهران به سادگی از کنار آن عبور کند؛ بهخصوص اینکه کنترل این گذرگاه و نحوهٔ اداره و مدیریت آن برای نیم قرن آینده (حداقل) در اختیار طرف آمریکایی خواهد بود.



