AR | EN

1405-03-20 04:40

AR | EN

1405-03-20 04:40

اشتراک گذاری مطلب
حسین آجرلو، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایران ویو۲۴:

 جنگ وارد منطقه خاکستری شده است

تحلیلگر مسائل بین‌الملل، با اشاره به تشدید تنش‌های اخیر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی گفت که جنگ وارد «منطقه خاکستری» شامل جنگ‌های اطلاعاتی، امنیتی و رسانه‌ای گردیده است. همچنین سه سناریوی محتمل را شامل جنگ تمام‌عیار، درگیری‌های کنترل شده و تداوم تهدیدات لفاظی تشریح کرد و سناریوی درگیری‌های کنترل شده را محتمل‌تر دانست.

ایران ویو۲۴، دیپلماسی

حسین آجرلو، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایران ویو۲۴، در خصوص تحلیل و ارزیابی گزارش‌های اخیر و احتمال تشدید تنش آمریکا و اسرائیل علیه ایران پاسخ داد: سطح تنش‌های میان ایران، ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از مرحله «تکانه تنش» به سطح «تنازع» کشیده شده است. به نوعی طرفین با توجه به دو مسئله مهم، هیچ‌کدام قادر نیستند، به ویژه بعد از جنگ ۴۰ روزه که تقریباً به اثبات رسیده است یا باید سطح تنش را به قدری بالا ببرند که آمریکا با نیروی نظامی گسترده به ایران حمله کند (مانند عراق که نزدیک ۵۰۰ هزار نیروی زمینی به منطقه آورد) یا وارد عرصه‌های دیگری از جنگ شوند که باید تغییر ایجاد شود.

وی افزود: با وضعیت فعلی و لجستیک موجود در منطقه، طرفین بعضاً می‌توانند به ایران ضربه بزنند، اما تغییر راهبردی ایجاد نمی‌شود. این یک بن‌بست است. به همین دلیل، جنگ وارد «منطقه خاکستری» شده است.

آجرلو تصریح کرد: در این منطقه خاکستری، جنگ وارد بحث‌هایی مثل جنگ‌های اطلاعاتی، جنگ‌های امنیتی، جنگ‌های رسانه‌ای و موارد مختلف می‌شود. بخشی از این موضوع به این دلیل است که طرفین در مذاکرات نیز به دلیل خط قرمزهای پررنگ خود، نمی‌توانند به نقطه توافق برسند. ایران و آمریکا شروطی دارند. ایران شروط آمریکا را نمی‌پذیرد، زیرا آن را به معنای نوعی تغییر تحولات و به نوعی سازش می‌داند.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل ادامه داد: وقتی این مسائل را کنار هم می‌گذاریم، جنگ وارد منطقه خاکستری شده است. یکی از اتفاقاتی که در این منطقه خاکستری رخ می‌دهد، این است که طرفین برای اینکه بتوانند تحرک ببخشند و طرف مقابل را در عرصه مذاکرات به امتیازدهی برسانند، دست به اقدامات نظامی می‌زنند؛ درگیری‌های کنترل شده و مدیریت شده نظامی که بعضاً در تنگه هرمز و خلیج فارس در هفته پیش مشاهده شد. احتمال دارد این درگیری‌ها کمی گسترده‌تر شود.

این استاد دانشگاه در خصوص سناریوهای محتمل پیش رو مطرح کرد: به نظر می‌رسد ما می‌توانیم چند سناریو را تحلیل کنیم. سناریوی اول، درگیری‌های موجود با هر عنوانی که شروع شود به یک درگیری گسترده بین طرفین تبدیل شود، شبیه جنگ ۴۰ روزه، اما این بار احتمالاً وارد زیرساخت‌ها شود. سناریوی دوم، یک جنگ کنترل شده و مدیریت شده در بعضی از مناطق خاص (مثل تنگه هرمز) شکل بگیرد که مدیریت شده و از کنترل خارج نشود. سناریوی سوم، اساساً این درگیری‌ها به صورت لفاظی بماند، یعنی درگیری فقط در سطح اعلام باشد و همواره تهدید جنگ وجود داشته باشد، ولی درگیری نظامی قابل توجهی شکل نگیرد. نهایتاً چیزهایی مثل همان هفته پیش اتفاق افتاد که یک سری درگیری‌های محدود و بیشتر شبیه زدوخورد مرزی باشد. سناریوی چهارم، رسیدن به توافق مرحله‌ای کوتاه‌مدت یا بلندمدت است.

او تأکید کرد: همه این سناریوها محتمل است و نمی‌توان گفت کدام یک بیشترین درصد را دارد. اما از نوع ادبیاتی که وجود دارد، به نظر می‌رسد احتمال درگیری‌های کنترل شده بین طرفین در حال افزایش است. چرا؟ چون هم با بن‌بست مذاکرات روبرو هستیم و هم در حوزه جنگ، جنگی که تعیین‌کننده و باعث عقب‌نشینی کسی از خطوط قرمز باشد، به نظر نمی‌رسد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در خصوص محتمل‌ترین سناریوها گفت: به نظر من، نهایتاً ما بین دو سناریوی بسیار قوی قرار داریم؛ یکی درگیری‌های کنترل شده بین طرفین در سطوح مختلف، و دیگری نهایتاً همین وضعیت موجود و تهدیداتی که فعلاً وجود دارد. این دو سناریو قوی‌تر هستند.

آجرلو در پاسخ به این سؤال که استراتژی راهبردی که ایران باید در پیش بگیرد چیست، گفت: در این پرونده باید به چند متغیر تأثیرگذار دقت کنیم. اولاً کسانی که این اقدامات را انجام می‌دهند به خصوص ایالات متحده آمریکا ابرقدرت هستند و نقش مهاجم را دارند و ما در وضعیت دفاعی قرار داریم. همانطور که آقای قالیباف نیز اشاره کرد، نهایتاً پیروزی ما در این است که به نوعی مانع از اهداف آنها شویم. ما در دفاع پیروزی داریم. آمریکایی‌ها چون طرف مهاجم هستند، باید دستاوردهای ویژه‌ای برای رسیدن به اهدافشان داشته باشند. کار ما برای اینکه آمریکایی‌ها را مجبور کنیم به سمت اهدافمان حرکت کنیم، اگرچه سخت است، اما از کار آمریکا راحت‌تر است، زیرا آنها تا الان نشان داده‌اند ابزارهای لازم را ندارند.

وی افزود: استراتژی که جمهوری اسلامی ایران باید در پیش بگیرد این است که نیروهای نظامی و امنیتی ایران باید خود را برای یک درگیری در آینده به شدت بالا آماده کنند. ما دیگر عنصری به نام غافلگیری نداریم. باید کاملاً برای حوزه دفاع در حوزه سیاسی و امنیتی آماده باشیم.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: واقعیت امر این است که پیروزی ایران در دفاع نیازمند یک طرح سیاسی ویژه است. کشور بلاخره باید از حالت جنگ خارج شود. طرح سیاسی اگرچه شاید فقط ما نیستیم و طرف مقابل نیز باید وارد این بحث شود، فلذا باید به گونه‌ای باشد که هم منافع ایران را تأمین کند و هم خطر جنگ را از کشور دور سازد.

این تحلیلگر مطرح کرد: این طرح سیاسی مبتنی بر دو اصل است: اولاً اصل «تعهد در برابر تعهد». آن اشکالی که در برجام وجود داشت این بود که ما تعهدات خود را عمل کردیم اما آنها انجام ندادند. بنابراین، در این دور، هر طرح سیاسی باید الزام به تعهد در برابر تعهد داشته باشد. دوماً، این طرح سیاسی باید چندلایه‌گی داشته باشد؛ یعنی اگر در یک لایه توافق سخت است، در لایه دیگری بتوانیم این روند سیاسی را به نقطه‌ای برسانیم و در این ابتکار سیاسی، کشور را شکل دهیم.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پایان خاطرنشان کرد: در بحث دیپلماتیک، باید با ابزارهای دیگر دیپلماتیک نیز فعال باشیم. باید یک کمپین بین‌المللی داشته باشیم؛ هم در سیاست همسایگی، هم کمپین با قدرت‌هایی مثل روسیه و چین، و هم کمپینی با کشورهای جهان که مانع از اجماع بین‌المللی علیه ایران شویم.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها