با اعلام توافق پایان جنگ میان ایران و آمریکا، موجی از امید به ثبات در بازارهای انرژی و تجارت جهانی شکل گرفته است؛ رویدادی که اگرچه در غرب آسیا رقم خورد، اما بازتاب اقتصادی آن از توکیو و سئول تا دهلینو و سنگاپور امتداد یافته و بسیاری از اقتصادهای آسیایی را به کاهش هزینههای انرژی، رونق تجارت دریایی و مهار فشارهای تورمی امیدوار کرده است.
ایران ویو۲۴-اقتصادی
اعلام توافق پایان جنگ بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در ۲۵ خرداد ، اگر چه از منظر پیامد های ژئوپلیتیکی در غرب آسیا حائز اهمیت است، اما بازتاب این رویداد فراتر از مرز های منطقه بوده و نگاه ها را در سراسر قاره آسیا به سوی پیامد های اقتصادی آن دوخته است.
بررسی واکنش رسانه ها و تحلیل های منتشر شده در شرق، جنوب، جنوب شرق و مرکز آسیا نشان می دهد که این توافق عمدتا به عنوان «نفس تازه ای» برای اقتصاد های وابسته به انرژی و تجارت دریایی ارزیابی می شود؛ هر چند که احتیاط و هوشیاری نسبت به پایداری آن، بارز ترین وجه مشترک این تحلیل هاست.
شرق آسیا: کره جنوبی و ژاپن در انتظار فروکش کردن امواج بحران
براساس گزارش خبرگزاری ایرنا، در شرق آسیا که غول های صنعتی و فناوری جهان در آن جای گرفته اند، هر گونه نوسان در قیمت انرژی، مستقیماً تار و پود تولید و تجارت را تحت تأثیر قرار می دهد. خبرگزاری ونهاپ (Yonhap) کره جنوبی در گزارشی که در تاریخ ۱۵ ژوئن منتشر شد، با اذعان به اینکه توافق آتش بس و برنامه ریزی برای بازگشایی تنگه هرمز «یکی از بزرگ ترین ریسک های خارجی پیش روی اقتصاد کره جنوبی را کاهش داده است» ، بلافاصله به این نکته نیز اشاره کرد که کاهش قیمت انرژی و ثبات در این آبراه حیاتی به زمان نیاز دارد.
به گزارش یونهاپ، کره جنوبی که نزدیک به ۱۰۰ درصد نفت خام خود را وارد می کند و حدود ۷۰ درصد آن از خاورمیانه و از مسیر تنگه هرمز تأمین می شود، در طول درگیری های اخیر با مشکلات جدی برای تأمین سوخت جایگزین و مسیر های کشتیرانی مواجه بود. تحلیلگران این خبرگزاری تأکید دارند که با کاهش حق بیمه ریسک جنگ و هزینه حمل و نقل، فشار بر صنایع پالایش و پتروشیمی این کشور کاهش خواهد یافت. با این حال، یک مقام صنعتی در گفت و گو با یونهاپ اظهار داشت: «مهم ترین چیز، دستیابی به یک راه حل پایدار برای درگیری آمریکا و ایران فراتر از یک توافق آتش بس است. شرکت های کره ای رویکردی محتاطانه در پیش گرفته و افزایش واردات نفت را تا حصول اطمینان کامل از امنیت مسیر، آغاز نخواهند کرد».
در ژاپن نیز رویکردی مشابه اما با ادبیاتی رسمی تر دنبال می شود. نخست وزیر ژاپن **«سانائه تاکایچی»** در واکنش به این توافق اعلام کرد که کشورش «به شدت امیدوار است که ناوبری آزاد و ایمن از طریق تنگه هرمز عملاً تضمین شود و در اسرع وقت به توافق نهایی در مورد برنامه هسته ای ایران و سایر مسائل دست یابد» . تحلیلگران حاضر در گزارشی از روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست (SCMP) اذعان دارند که عدم قطعیت پیرامون این توافق، کشور های آسیایی را به سمت متنوع سازی منابع انرژی خود سوق خواهد داد، اقدامی که در ژاپن و کره جنوبی به صورت جدی در دستور کار قرار گرفته است.
شبه قاره هند: هند از کاهش فشار ارزی تا نگرانی از ناهنجاری اقلیمی
هند به عنوان یکی از بزرگ ترین وارد کنندگان نفت جهان، بیشترین بهره کوتاه مدت را از این توافق برد. روزنامه اکونومیک تایمز (The Economic Times) هند در تاریخ ۱۵ ژوئن در تحلیلی ابعاد این پیروزی دیپلماتیک را برای دهلی نو تشریح کرد. بر اساس این گزارش، بازگشایی تنگه هرمز بلافاصله باعث کاهش قیمت نفت خام برنت به حدود ۸۰ دلار، تقویت روپیه و کاهش نرخ تورم وارداتی شده است.
تحلیلگران ارشد اقتصادی در گفت و گو با این روزنامه تأکید کرده اند که هند بیش از ۸۸ درصد از نیاز نفتی خود را وارد می کند و تنگه هرمز برای تأمین حدود ۵۰ درصد نفت خام، ۷۰ درصد گاز مایع (LPG) و ۹۰ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) این کشور حیاتی است. «اس. سی. رالهان» رئیس فدراسیون سازمان های صادرات هند (FIEO)، در این زمینه گفت: «کاهش تنش های ژئوپلیتیکی در منطقه باید به بازگشت به وضع عادی در تأمین انرژی جهانی و تعدیل قیمت ها کمک کند. برای هند، این امر فشار بر صورت حساب واردات را کاهش می دهد، صادرات را عادی می سازد، از ثبات روپیه حمایت کرده و نگرانی های تورمی را کاهش می دهد» .
با این حال، گزارش های هندی به این نکته نیز اشاره دارند که مزایای کامل این توافق، سریعاً محقق نخواهد شد. اختلال در لجستیک جهانی، سرگردانی نفتکش ها در خلیج فارس و آسیب به برخی تأسیسات تولیدی، به معنای آن است که جریان عادی نفت زمان بر خواهد بود.
آسیای جنوب شرقی (آسه آن): درس های تلخ از شکنندگی اقتصاد وابسته
کشور های عضو آسه آن که در ماه های اخیر به شدت از افزایش هزینه های حمل و نقل و قیمت انرژی ضربه دیده بودند، توافق ایران و آمریکا را با آغوش باز استقبال کردند، اما این استقبال همراه با یک خود آگاهی استراتژیک است. تحلیل های منتشر شده در روزنامه **استریتس تایمز (The Straits Times) سنگاپور و گزارش های ساوت چاینا مورنینگ پست نشان می دهد که این بحران یک درس بزرگ برای این منطقه داشته است.
به نوشته SCMP، «بحران خلیج فارس به وضوح نشان داد که اقتصاد های جنوب شرق آسیا چقدر نسبت به بی ثباتی در این منطقه حساس هستند»«کالینز چونگ یو کیت» ، تحلیلگر مسائل امنیت و استراتژی در دانشگاه مالایا، در این زمینه گفت: واکنش فوری به این توافق، احساس آرامش است، زیرا فشار فوری بر قیمت انرژی، اطمینان از حمل و نقل، آسیب پذیری بازار و ریسک های تورمی را کاهش می دهد.
«انریکو گلوریا» ، استاد دانشگاه فیلیپین، نیز در گفت و گو با SCMP خاطر نشان کرد که کشور های جنوب شرق آسیا نه تنها از توافق استقبال می کنند، بلکه با هوشیاری به آن می نگرند. از نظر او، **«نکته مهم این است که آیا این توافق می تواند صلحی پایدار و قابل اعتماد ایجاد کند»** . یکی از پیامد های بلند مدت این بحران برای آسه آن، حرکت به سمت تنوع بخشیدن به منابع انرژی، از جمله افزایش خرید نفت از روسیه، حتی با وجود مخالفت های احتمالی آمریکا، بوده است.
قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی: رقابت بر سر کریدور های ترانزیتی و کاهش فشار تورمی
در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی، اثرات این توافق در دو سطح تحلیل می شود؛ نخست کاهش فشار اقتصادی فوری بر این کشور ها و دوم، تأثیر آن بر رقابت قدرت های جهانی برای تسلط بر کریدور های ترانزیتی.
تحلیلگران خبرگزاری ترند (Trend) در جمهوری آذربایجان و رسانه های تاجیکستان مانند آسیا پلاس (Asia-Plus) ، توافق اخیر را فرصتی برای مهار تورم و کاهش هزینه ها ارزیابی کرده اند. در گزارشی که پیش از این در آسیا پلاس منتشر شده بود، سناریو های مختلف جنگ علیه ایران بررسی شده و تأکید گردیده بود که هر گونه درگیری در خلیج فارس از سه کانال انرژی، لجستیک و مالی، اقتصاد کشور های محصور در خشکی را تحت فشار قرار می دهد. با حصول توافق، نگرانی از افزایش قیمت بنزین و مواد اولیه در این کشور ها تا حد زیادی مرتفع شده است.
از سوی دیگر، روزنامه نگزاویمایا گازتا (Nezavisimaya Gazeta) روسیه در گزارشی ابعاد ژئوپلیتیکی این توافق را به رقابت بر سر کریدور های ترانزیتی مرتبط دانسته است. این رسانه به ابتکار آمریکا تحت عنوان «ابریشم هفت به علاوه» (Silk Seven Plus) اشاره می کند که با هدف توسعه مسیر های تجاری و کاهش وابستگی منطقه آسیای مرکزی به یک شریک خارجی محدود طراحی شده است.
تشدید تنش ها در ماه های اخیر، ارزش استراتژیک کریدور میانی (Middle Corridor) را که از قفقاز می گذرد، دو چندان کرده بود. اکنون با حصول صلح در غرب آسیا، انتظار می رود رقابت برای توسعه این مسیر ها که از طریق دریای خزر کشور های آسیای مرکزی را به اروپا متصل می کند، شدت یابد. به عبارت دیگر، پایان جنگ در جنوب، توجه قدرت های جهانی را به رقابت برای تسلط بر مسیر های شمالی و مرکزی تجارت معطوف خواهد کرد.
از رهایی فوری تا هوشمندی راهبردی
واکاوی واکنش رسانه های آسیایی به توافق ایران و آمریکا نشان می دهد که این رویداد تاریخی، با وجود تفاوت های منطقه ای، در چهار محور اصلی برای کشور های آسیایی (به جز خاورمیانه) دارای منفعت بوده است:
احیای ثبات انرژی: کاهش فوری حق بیمه ریسک و عقب نشینی قیمت نفت از سطوح بحرانی بالای ۱۰۰ دلار، نفس های اقتصاد های صنعتی و در حال توسعه آسیا را راحت کرد.
بازگشایی مسیر های دریایی: با عادی شدن تردد در تنگه هرمز، هزینه های سرسام آور حمل و نقل و بیمه که تجارت دریایی را فلج کرده بود، به تدریج کاهش یافته و صادرات مجدداً رونق می گیرد.
کاهش فشار بر بودجه و ارز ملی: کشور هایی از هند گرفته تا کره جنوبی شاهد تقویت ارزش پول ملی خود و کاهش فشار تورمی ناشی از واردات انرژی بودند.
درس راهبردی تنوع بخشی: مهم ترین دستاورد ناملموس این بحران برای آسیا، درک عمیق خطر وابستگی مفرط به یک مسیر یا منطقه خاص برای تأمین انرژی بوده است. به همین دلیل، حتی با حصول توافق، کشور های آسیایی به دنبال تنوع بخشی به زنجیره تأمین و منابع انرژی خود هستند و چشم انداز استفاده از کریدور های شمالی و مرکزی و همچنین بازار روسیه را با جدیت بیشتری دنبال می کنند.
جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) آغاز شد.پس از ۱۰۸ روز درگیری همه جانبه و در حالی که پاسخ قاطع نیرو های مسلح ایران در عملیات های مختلف از جمله سرنگونی جنگنده های پیشرفته دشمن و هدف قرار دادن ناو های جنگی آمریکایی در آب های جنوب، دشمن متجاوز را به بن بست نظامی کشانده بود، آمریکا و رژیم صهیونیستی ناچار به درخواست آتش بس و آغاز مذاکره شدند. سرانجام در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توافق آتش بس موقت با میانجیگری پاکستان اعلام شد و مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در اسلام آباد آغاز گردید. بامداد ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ (۱۵ ژوئن ۲۰۲۶) ، پاکستان به عنوان میانجی اصلی از حصول توافق صلح میان ایران و آمریکا خبر داد و اعلام شد که مراسم امضای رسمی این توافق روز جمعه ۲۹ خرداد (۱۹ ژوئن) در ژنو برگزار خواهد شد. بر اساس این توافق، جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبهه ها از جمله لبنان پایان یافته و محاصره دریایی علیه ایران نیز به طور کامل خاتمه می یابد. تحلیلگران نظامی معتقدند آن چه آمریکا را به پای میز مذاکره کشاند، ناتوانی در برابر پاسخ های قاطع و غافلگیر کننده نیرو های مسلح ایران بود که ثابت کرد هیچ تجاوزی بدون پاسخ پشیمان کننده نخواهد ماند.



