پاکستان از یک همسایه شرقی، ناگهان به بازیگر محوری در دیپلماسی پنهان تهران-واشنگتن بدل شده است. در هفتهای که ترامپ ایران را تهدید میکند، ژنرالهای پاکستانی و وزیر کشورش در سفری فشرده و بیسروصدا، میان تهران و کاخ سفید پل زدهاند؛ نقشی که با استقبال ایران مواجه شده است؟ اما چرا؟
ایرانویو۲۴ – سیاست خارجی
در هفته اخیر، همزمان با تشدید گزافهگوییهای تهدیدآمیز دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا علیه ایران، پاکستان با شدتبخشی به دیپلماسی، چندین سفر سطح بالا به تهران انجام داده تا شکافها را کاهش دهد و دور جدید مذاکرات را تسهیل کند.
«محسن نقوی» وزیر کشور پاکستان دو بار در کمتر از یک هفته به تهران سفر کرده است. این سفرها برای تبادل پیامها، ارائه توضیحات تکمیلی و هماهنگی با مقامات ایرانی از جمله رئیسجمهور، وزیر کشور و وزیر خارجه انجام شده است.
روز گذشته نیز ارتشبد عاصم منیر برای دومین بار از زمان برقراری آتش بس موقت به تهران سفر کرده و شب گذشته دیداری چند ساعته و طولانی با سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران داشت.
هر چند منابع رسمی تهران و اسلامآباد در روزهای اخیر کمترین اظهارات رسانهای را درباره این رایزنیها داشتند، طبق نظر کارشناسان، این سفرها بخشی از تلاش فشرده اسلامآباد برای جلوگیری از بازگشت به درگیری و پیشبرد توافق برای ازسرگیری مذاکرات دوباره پیرامون مسائل کلیدی مانند برنامه هستهای ایران، تحریمها و آزادی ناوبری در تنگه هرمز است.
گفتنی است؛ پاکستان در پی جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، ناگهان به عنوان یک بازیگر غیرمنتظره اما کلیدی در دیپلماسی بینالمللی ظاهر شده و نقش میانجی اصلی بین تهران و واشنگتن را بر عهده گرفته است. این میانجیگری در میانه تنشهای شدید منطقهای و تلاش برای برقراری آتشبس و مذاکرات صلح رخ داده است. و در عین حال نشاندهنده وزن امنیتی-نظامی پاکستان در میانجیگری است که با استقبال مقامات ایرانی همراه بوده است.
پاکستان با بهرهگیری از روابط تاریخی، جغرافیایی و دیپلماتیک خود با هر دو طرف، توانسته کانال ارتباطی مؤثری ایجاد کند.
البته اسلامآباد یک سابقه تاریخی بزرگ در میانجیگری دارد. پاکستان یکی از مهمترین نقشهای تاریخی خود را در دیپلماسی جهانی در اوایل دهه ۱۹۷۰ ایفا کرد و به عنوان کانال ارتباطی محرمانه و میانجی اصلی بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چین عمل کرد. پس از آن، هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی وقت آمریکا، در ژوئیه ۱۹۷۱ از اسلامآباد سوار هواپیمایی متعلق به هواپیمایی بینالمللی پاکستان (PIA) شد و مخفیانه به پکن سفر کرد. این سفر مقدمه سفر تاریخی ریچارد نیکسون رئیسجمهور آمریکا به چین در فوریه ۱۹۷۲ بود و به عادیسازی روابط دو کشور انجامید.
پس از جنگ ۴۰ روزه نیز پاکستان میزبان مذاکرات در اسلامآباد بوده، پیامها را منتقل کرده و در برقراری آتشبس موقت نقش محوری داشته است. این تلاشها بخشی از دیپلماسی گستردهتر با همکاری قطر، ترکیه و مصر بوده، اما پاکستان به عنوان بازیگر اصلی برجسته شده است.
دلایل اصلی موفقیت نسبی پاکستان در پرونده مذاکرات ایران و آمریکا را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد.
بیطرفی نسبی: پاکستان میزبان پایگاه نظامی آمریکا نیست و همزمان روابط خوبی با ایران به عنوان همسایه و آمریکا به ویژه در دوره دوم ترامپ حفظ کرده است.
کانالهای ارتباطی: سفارت پاکستان در واشنگتن حافظ منافع ایران است و بدین ترتیب یک کانال ارتباطی پایدار ایجاد کرده است.
اعتماد طرفین: ایران پاکستان را به دلیل همسایگی و درک فرهنگی-مذهبی قابل اعتماد میداند. آمریکا نیز با دعوت از ارتشبد «عاصم منیر» به کاخ سفید و ستایش ترامپ از «درک پاکستان از ایران»، این نقش را تأیید کرده است.
با این حال، چالشهایی نیز در این زمینه وجود دارد. برخی کارشناسان ایرانی گاهی مواضع خنثی بودن پاکستان را زیر سؤال بردهاند و برخی تحلیلگران با اشاره به اینکه ارتش پاکستان تا سال ۲۰۲۲ همچنان دهها میلیارد دلار کمک نظامی از آمریکا دریافت میکرد، نگران هستند ژنرالهای پاکستانی ناخواسته به سود ترامپ وارد فرآیند مذاکرات شده باشند.
اما نقش میانجیگری پاکستان نشاندهنده تغییر در دیپلماسی جنوب آسیا و همچنین غرب آسیاست. با وجود چالشها، تلاشهای مستمر اسلامآباد به ویژه از طریق سفرهای مقامات ارشد به تهران، امیدهایی برای دستیابی به توافق ایجاد کرده است.
موفقیت یا شکست این میانجیگری نه تنها بر امنیت منطقه، بلکه بر موقعیت ژئوپلیتیک پاکستان نیز تأثیر خواهد گذاشت.
تهران به دلایل متعدد دوجانبه، منطقهای و بینالمللی متمایل به موفقیت مذاکرات بهواسطهگری پاکستان است.
نخست، در سطح داخلی پاکستان، افکار عمومی و گروههای سیاسی-مذهبی این کشور همواره حمایت قوی و نمادینی از جمهوری اسلامی ایران داشتهاند و شکست مذاکرات میتواند این سرمایه اجتماعی ارزشمند را خدشهدار کند.
دوم، در سطح منطقهای و فرامنطقهای، ایران و پاکستان هر دو از شرکای کلیدی چین هستند و موفقیت این گفتگوها ثبات لازم برای تکمیل پروژههای مشترک سهجانبه (ایران، پاکستان، چین) از جمله در همکاریهای ترانزیتی را فراهم میآورد. ضمن اینکه لازم به یادآوری است پاکستان تنها کشور مسلمان دارای تسلیحات هستهای است.
اما سوم، تهران تمایل دارد با مدیریت مثبت تنشهای مرزی و امنیتی با اسلامآباد، توطئههای آمریکایی و صهیونیستی برای «ایجاد بیثباتی در همسایگی شرقی» را خنثی کند. از این رو، موفقیت میانجیگری پاکستان نه تنها یک اولویت دیپلماتیک، بلکه ضرورتی برای حفظ همسویی راهبردی در ثبات و امنیت منطقهای و تقویت محور شرق (چین، پاکستان، ایران) و پشتیبانی مردمی از این همگرایی است.
لذا ایران نگاه همدلانهتری به میانجیگری پاکستان دارد.
انتهای پیام



