در حالی که سایه تهدید نظامی آمریکا بار دیگر بر خلیج فارس سنگینی میکند و تحولات داخلی ایران به متغیری اثرگذار در معادلات منطقهای تبدیل شده است، آنکارا با یک ابتکار دیپلماتیک پرریسک وارد میدان شده است؛ ابتکاری که میتواند یا به مهار یک بحران بزرگ در آستانه انفجار منجر شود، یا آخرین تلاش نافرجام برای جلوگیری از ورود منطقه به چرخهای تازه از تنش و بیثباتی باشد. اما چرا آنکارا نهایت تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ به کار بسته است؟
علی حیدری، کارشناس مسائل منطقه
فردا جمعه سید عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان برای گفتوگو درباره برنامه هستهای ایران به ترکیه خواهد رفت. این خبر امروز در صدر اخبار ایران و منطقه قرار گرفته و سؤالاتی را با خود به همراه داشته است؛ اینکه چرا ترکیه تا این اندازه نگران تحولات در ایران و حمله احتمالی آمریکا به ایران است و اینکه چرا ترکیه پیشگام دور جدید مذاکرات هستهای شده و ایران بهجای عمان و قطر با ترکیه این پرونده را دنبال خواهد کرد.
در این نوشتار تلاش میشود تا بهصورت اجمالی به این سؤالات پاسخ داده شود.
موضع ترکیه در قبال ناآرامیها در ایران چه بود؟
همزمان با آغاز ناآرامیها در ایران، ترکیه یکی از کشورهایی بود که از نزدیک تحولات را دنبال میکرد و در سطوح مختلف اعم از دولتی، رسانهای و حزبی، ضمن ابراز نگرانیها از ناآرامیها، با این تحلیل که اعتراضات اولیه ناشی از وضعیت اقتصادی ایران بوده که آن هم عمدتاً به سبب تحریمهای اعمالشده از سوی آمریکا است، حمایت خود را از دولت و ملت ایران در قبال اغتشاشات اعلام کردند.
رجب طیب اردوغان رئیسجمهور و هاکان فیدان وزیر خارجه در بالاترین سطوح دولتی بارها حمایت خود را از ایران در مقابل طرح اسرائیلی-آمریکایی اعلام کردند. در سطح احزاب نیز رهبران احزاب مختلف اعم از ملیگرا، اسلامگرا و دموکرات این حمایت را اعلام داشتند.
رسانههای ترکیه نیز اگرچه آغاز اعتراضات را مردمی خواندند، اما ادامه و سطح آن را ناشی از طراحی خارجی دانستند.
چرا ترکیه نگران تشدید ناآرامیها یا حمله احتمالی آمریکا به ایران است؟
اگرچه بهصورت سنتی، ترکیه و ایران رقبای منطقهای یکدیگر بوده و در سطح منطقه پروندههای مختلفی اعم از سوریه و عراق را با یکدیگر داشتهاند که عرصه رقابت بوده، اما در موضوعات دیگری هم با یکدیگر همکاری داشته و دارند که از جمله آنها میتوان به پرونده کردهای سوریه یا اقدامات رژیم صهیونیستی در منطقه و بهخصوص غزه اشاره کرد. ایران و ترکیه در سطح جهان اسلام و بینالمللی نیز اقدامات زیادی در همکاری با یکدیگر انجام دادهاند.
این موارد نشان میدهد که روابط ترکیه و ایران را باید در قالب «همکاری-رقابت» دید که در آن هیچیک از طرفین حاضر نیست باعث آسیب به کیان حکومت طرف مقابل شده یا با تهدید منجر به تجزیه روبهرو شود.
از این زاویه، نگرانی ترکیه نسبت به تحولات اخیر در ایران و نیز احتمال حمله نظامی آمریکا به کشورمان قابل ارزیابی است.
بهخصوص اینکه تهدید ناشی از حمله منجر به تغییر ساختار در ایران یا تجزیه کشورمان برای ترکها بسیار عمیق بوده و حاضر نیستند در این شرایط قرار گیرند. تجزیه ایران منجر به موج جدید آوارگان به ترکیه خواهد شد که بسیار بیشتر و جدیتر از موج آوارگان سوری است.
از نظر ترکیه، چند میلیون شهروند ترکزبان در ایران زندگی میکنند که در صورت ناآرامی و جنگ، بخشی از آنها به سمت ترکیه خواهند رفت و ترکها بهدلیل همتباری با شهروندان ترک ایرانی، نمیتوانند مانع ورودشان شوند؛ در حالیکه جامعه و اقتصاد ترکیه توان هضم آوارگان جدید را ندارد و این اقدام میتواند سبب افزایش نارضایتیها و پایان دولت اردوغان شود.
همچنین با احتمال تجزیه ایران، مناطق کردی نیز متأثر شده و احتمال سوءاستفاده عناصر تجزیهطلب کرد مانند پژاک در ایران افزایش مییابد و این اقدامات تجزیهطلبانه، بخش کردی ترکیه را نیز متأثر خواهد کرد. این موضوع یک تهدید امنیتی جدی متوجه آنکارا خواهد کرد.
ناآرامی در ایران میتواند وضعیت افغانستان، عراق و سوریه را در منطقه دوباره تکرار کند، با این تفاوت که این ناآرامی بهدلیل عمق استراتژیک ایران، جمعیت کشورمان و تنوع قومی، تمامی منطقه را به شکلی عمیقتر در ناآرامی و بیثباتی فرو خواهد برد که برای ترکیه بهعنوان یک کشور مبتنی بر تجارت خارجی و توریسم بسیار خطرناک است.
چرا ترکیه پیشگام مذاکرات هستهای ایران و آمریکا شده است؟
در راستای همین نگرانیها، ترکیه تلاش کرده تا با اقدامات دیپلماتیک مانع بروز جنگ جدید در منطقه شود. رجب طیب اردوغان رئیسجمهور ترکیه طی هفته گذشته دو بار با دونالد ترامپ همتای آمریکایی خود بهصورت تلفنی گفتوگو کرد تا درباره ایران بتواند راهحلی بیابد.
اردوغان تلاش دارد تا از رفاقت خود با ترامپ نهایت استفاده را ببرد و این پرونده را در چارچوب همین رفاقت دنبال کند.
اردوغان تصور میکند که میتواند با استفاده از ظرفیت دوستی با ترامپ، این پرونده را نیز مانند پرونده جنگ اوکراین تا جایی پیش ببرد و استانبول میزبان مذاکرات هستهای آمریکا و ایران باشد.
از اظهارات هاکان فیدان طی روزهای اخیر و بهخصوص مصاحبه با الجزیره، اینطور استنباط میشود که ترکیه طرحی برای این موضوع نیز دارد که عبارت است از گفتوگو بین ایران و آمریکا اما نه بهصورت جامع؛ بلکه بهصورت مرحلهبهمرحله که همه جنبههای مورد نظر آمریکا را در بر بگیرد؛ با این مقدمه که یک طرح موقت تفاهم بین طرفین شکل بگیرد و در آن چارچوب، موارد اختلافی بررسی و حلوفصل شود.
چرا ترکیه در زمان فعلی جای عمان و قطر را گرفته است؟
با توجه به اتفاقات رخداده در گذشته مانند حمله اسرائیل به قطر که منجر به ضربه حیثیتی به دوحه شد، تغییر سلطان عمان که بازیگری آن را کمتر کرده و همچنین افزایش بیسابقه آرایش جنگی شکلگرفته، ترکیه میتواند نقش مؤثرتری در منطقه ایفا کند؛ چرا که روابط شخصی ترامپ و اردوغان، این اجازه را به آنکارا میدهد.
نتیجه ابتکار ترکیه چه خواهد شد؟
اگرچه این ابتکار تا حدودی منجر به کاهش التهاب در جامعه شده، اما باید دید که آیا ترکیه میتواند نقشآفرینیای را که در جنگ اوکراین داشته، بین آمریکا و ایران ایفا کند. با توجه به خواسته رژیم صهیونیستی برای جنگ آمریکا با ایران، غیرقابلپیشبینی بودن ترامپ و همچنین یکبار تلاش ترکیه برای حلوفصل پرونده هستهای ایران که منجر به توافق سهجانبه ایران، برزیل و ترکیه در سال ۱۳۸۹ شد که عملاً نتیجه خاصی به همراه نداشت، این ابتکار ترکیه را نیز باید با دیدی واقعنگرانه دنبال کرد؛ نه با خوشبینی و نه بدبینی.
سه سناریوی پیشرو
در این خصوص میتوان به سه سناریوی مشخص برای نتیجه اقدامات اردوغان و فیدان اشاره کرد:
سناریوی اول: موفقیت محدود شامل کاهش تنش موقت و مذاکراتی غیرمستقیم با میانجیگری فیدان در استانبول یا آنکارا.
سناریوی دوم: موفقیت متوسط شامل توافق هستهای.
سناریوی سوم: عدم موفقیت ترکیه بهعنوان میانجی و افزایش دوباره تنش.
با این وجود آنچه مسلم است این است که اردوغان همه تلاش خود را به کار خواهد بست تا دوباره جنگی در منطقه شکل نگیرد؛ چرا که این موضوع هم باعث دور ماندن کشورش از ناآرامیها و بحرانهای جدید خواهد شد و هم اعتبار سیاسی او را در سطح منطقهای و جهانی افزایش خواهد داد.


