یک کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به استقرار ناوها و جنگندههای انگلیسی در منطقه، این تحرکات را بیش از آنکه نشانه آمادگی برای جنگ باشد، بخشی از مانورهای تبلیغاتی و امتیازگیری سیاسی دانست و تأکید کرد ایران در عین ترجیح مذاکره، برای هر سناریویی آمادگی دارد.
زهرا ترابی – بینالملل
احمد شیرزاد کارشناس مسائل بینالملل در گفتگو با ایران ویو24، در پاسخ به پرسشی درباره حضور ناوهای جنگی و جنگندههای انگلیسی در منطقه و تحلیل برخی کارشناسان مبنی بر اینکه هدف از این اقدام ایجاد وحشت و امتیازگیری از ایران است، اظهار کرد: این موضوع بستگی دارد که از چه زاویهای به آن نگاه کنیم. نیروهای مسلح باید همواره فرض را بر این بگذارند که یک جنگ قطعی در پیش است. اگر هر یک از ما بهجای تصمیمگیرندگان نیروهای مسلح باشیم، باید مبنا را بر وقوع جنگ قرار دهیم و آمادگی کامل برای دفاع از کشور و انجام مقابلهبهمثل داشته باشیم.
وی افزود: اما در سطح افکار عمومی باید توجه داشت که در بیش از ۹۰ درصد موارد، اینگونه جابهجاییهای نظامی جنبه تبلیغاتی دارد. هرچند این اقدامات برای طرف مقابل هزینهبر است، اما نیروها نیاز دارند جابهجا شوند و در یک نقطه متمرکز نمانند تا دچار رخوت نشوند. معمولاً این جابهجاییها در زمانهایی انجام میشود که بتوانند از آن بهرهبرداری سیاسی نیز داشته باشند.
این تحلیلگر بین اللملی ادامه داد: در گذشته هم در اغلب موارد، این تحرکات صرفاً با هدف ایجاد ترس در دولتهای کوچکتر، قدرتهای نظامی معمولی یا کشورهایی که در سطح آنها نیستند انجام شده تا مواضع سیاسیشان تغییر کند. جمهوری اسلامی ایران همواره برای مذاکره آمادگی داشته است. ما آمادگی داشتیم و همانطور که آقای عراقچی نیز تأکید کردهاند، هیچگاه میز مذاکره را ترک نکردهایم. ترجیح ما نیز همواره این بوده که بتوانیم تنشها را از مسیر مذاکرات مدیریت کنیم.
شیرزاد تصریح کرد: اما اگر مبنا بر تهدید باشد، تهدید رویکرد سیاسی مناسبی نیست و معمولاً به این معناست که طرف مقابل به دنبال حل مسئله از طریق گفتوگو نیست، بلکه قصد دارد فضای وحشت ایجاد کند. ایران پیشتر نیز بهصراحت اعلام کرده که مرعوب اینگونه فضاسازیها نمیشود و برای هر نوع مقابلهبهمثلی آمادگی دارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت تحلیل واقعبینانه شرایط گفت: در سطح افکار عمومی و تحلیلگران سیاسی، باید احتمال مانور سیاسی و قدرتنمایی را بیش از سایر سناریوها در نظر گرفت. البته هیچکس از آینده خبر ندارد و همه ما در زمان حال زندگی میکنیم، بنابراین نمیتوان امکان وقوع هیچ رخدادی را بهطور مطلق صفر دانست، اما احتمالات میتوانند کم یا زیاد باشند. با توجه به مجموع شرایط، احتمال اینکه بخواهند کشوری در ابعاد و وزن ایران را مورد تهاجم قرار دهند، بسیار دور از ذهن است.
این کارشناس مسائل بین المللی در پاسخ به پرسشی درباره این دیدگاه که خود دونالد ترامپ نیز میداند وقوع یک جنگ تمامعیار میان ایران و آمریکا در نهایت به ضرر او تمام خواهد شد، گفت: آمریکاییها در تصور خود اینگونه میاندیشند که با یک ضربه کوتاه، ناگهانی و در زمانی کمتر از چند روز میتوانند به نتیجه سیاسی برسند. نه مردم آمریکا و نه جناحهای سیاسی حاکم در این کشور، بههیچوجه خواهان درگیر شدن در یک جنگ طولانیمدت و تمامعیار نیستند.
وی ادامه داد: در گذشته نیز چنین جنگهایی همواره برای آمریکا خسارتبار بوده است. هرچند ممکن است به طرف مقابل ضربات جدی وارد کرده باشند، اما نمونه بارز آن جنگ ویتنام است که در نهایت بدون دستاورد مشخص از آن خارج شدند و سرخورده بازگشتند. جامعه آمریکا نسبت به ورود به جنگ واکنش منفی دارد. ممکن است بخشی از افکار عمومی از قدرتنمایی حکومتشان ناراضی نباشد، اما جنگ یک قمار تمامعیار است.
شیرزاد افزود: آقای ترامپ اگرچه فردی ریسکپذیر و اهل قمار است، اما در عین حال یک تاجر محسوب میشود و نمیخواهد سرمایههایش را به خطر بیندازد. کوچکترین تلاطم در بورسهای داخلی آمریکا برای او غیرقابلتحمل است. او فردی قابل پیشبینی نیست و هر اتفاقی ممکن است رخ دهد، اما نحوه دخالت او در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که تمایل دارد با یک اقدام محدود این پیام را منتقل کند که ضربه وارد شده و پرونده بسته شده است.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: ترامپ در شرایط فعلی توان ورود به یک جنگ واقعی را ندارد؛ بهویژه آنکه ایران نیز در برابر این ضربات، واکنش متقابل نشان داده است. ضربه متقابل برای حیثیت آمریکا بسیار هزینهزاست و اعتبار این کشور را خدشهدار میکند. حتی اگر ما در میزان تخریب و خسارتزنی با آمریکا همسطح نباشیم، قطعاً میتوانیم حیثیت آنها را زیر سؤال ببریم. به نظر من، مجموعه مدیران آمریکا نسبت به این مسئله حساس هستند.
این تحلیلگر مسائل بین الملل در پاسخ به پرسشی درباره گزارشها مبنی بر تلاش برخی دولتهای اروپایی برای ترغیب ترامپ به اتخاذ گزینههای سختتر علیه ایران، اظهار کرد: اروپاییها از بازندگان اصلی تقابل یک سال گذشته در منطقه ما بودهاند. پس از خروج آمریکا از برجام، اروپا بهعنوان طرف اصلی باقی ماند و از قدرت نفوذ برخوردار بود. ایران نیز بارها به آنها هشدار داد که در صورت استفاده از کارت اسنپبک، نقششان بهطور کامل حذف خواهد شد؛ اتفاقی که در نهایت رخ داد.
او افزود: این مسئله برای اروپا بسیار پرهزینه بود و اکنون نیز گاهی از طریق افرادی مانند آقای گروسی سیگنالهای منفی ارسال میکنند. اگر از منظر راهبردی نگاه کنیم، اروپا در این معادله بهشدت متضرر شده است. شاید آنها تلاش دارند به شکلی دوباره جای پای خود را باز کنند و گاه این کار را از مسیر مواضع تند و نسنجیده انجام میدهند تا آمریکا را به مداخله بیشتر سوق دهند. با این حال، به نظر میرسد نگرانی از وقوع یک جنگ فراگیر در منطقه، در میان اروپاییها نیز بهطور جدی وجود دارد.



