AR | EN

1405-03-17 02:18

AR | EN

1405-03-17 02:18

اشتراک گذاری مطلب

الگوی سیاست جهانی ترامپ

دستور حمله به ایران در آستانه دور ششم مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا، دستور بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران، دستور محاصره ونزوئلا و بعد ربودن رئیس‌جمهور این کشور، اعتراف به دست داشتن در اغتشاشات ایران و تهدید نظامی دوباره، و حالا درخواست الحاق گرینلند به آمریکا یا با معامله یا جنگ؛ این‌ها در نگاه اول اپیزودهایی پراکنده از دونالد ترامپ رئیس‌جمهور جنجالی آمریکا به نظر می‌رسند، اما در واقع فصل‌های مختلف یک الگوی واحد هستند؛ که سیاست خارجی را به‌مثابه صحنه‌ای برای اعمال اراده اجبار و قدرت می‌بیند. البته منطق نظام بین‌الملل منطق قدرت است اما حداقل در حدود 80 سال گذشته هیچگاه چنین عریان نبوده است.

ایران‌ویو24 – بین‌الملل
در تحلیل سیاست جهانی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا می‌توان از سه سطح و لایه به‌هم‌پیوسته سخن گفت: الگوی بینشی (نگاه به جهان)، الگوی روشی (شیوه عمل سیاسی) و الگوی منشی (تاثیر خلق‌وخوی فردی و رفتاری). این سه لایه در کنار هم تصویری نسبتاً منسجم از برخورد ترامپ به‌عنوان یک پدیده نامتعارف با مسائل و موضوعات سیاست بین‌الملل ارائه می‌دهند.
۱. الگوی بینشی: جهان به‌مثابه میدان معامله
در سطح بینشی، ترامپ جهان را نه یک نظام هنجاری یا حقوقی، بلکه میدان رقابت حاصل جمع صفر می‌بیند؛ جایی که کشورها یا «برنده‌ هستند» یا «بازنده». این نگاه ریشه در ذهنیت و پیشینه تاجرانه‌ او دارد. برخلاف سنت ادعایی لیبرال آمریکایی که حداقل بطور ظاهری بر نهادهای بین‌المللی و قواعد مشترک تأکید می‌کند، ترامپ به‌شدت به مفهوم «اول آمریکا» پایبند است.
در این چارچوب، اتحادها ارزش ذاتی ندارند؛ تنها زمانی معتبر هستند که سود مستقیم، به شدت محسوس و قابل اندازه‌گیری برای آمریکا داشته باشند. به همین دلیل، ناتو، سازمان تجارت جهانی، توافق اقلیمی پاریس یا حتی روابط سنتی با اروپا و ژاپن، همگی از منظر ترامپ «قراردادهای بد» تلقی می‌شوند که باید بازنگری یا ترک شوند. در نگاه او، قدرت نه از مشروعیت، بلکه از اهرم فشار می‌آید: اقتصاد بزرگ، ارتش قوی و توانایی اعمال قدرت.
۲. الگوی روشی: فشار حداکثری و دیپلماسی شوک و فریب
در سطح روشی، ترامپ از الگویی استفاده می‌کند که می‌توان آن را دیپلماسی شوک و فشار حداکثری نامید. او معمولاً با مواضع بسیار تند، تهدیدهای علنی و گمراه کننده آغاز می‌کند تا طرف مقابل را از نظر روانی و سیاسی در وضعیت بیم و امید و سپس تسلیم قرار دهد. اگر ترامپ امتیاز خواسته شده را دریافت کرد، آماده‌ چرخش ناگهانی و حتی توافق نمایشی است. نمونه‌ی روشن این روش را می‌توان مورد کره شمالی دانست. کره شمالی هیچ سود اقتصادی برای ترامپ نداشت جز همان دیدار مستقیم با کیم جونگ‌اون و دیپلماسی نمایشی.
با این حال آنجایی که موضوع قدرت و سرپیچی طعمه یا هزینه و فایده مطرح باشد، ترامپ بازی قدرت را به فریب و نیرنگ بیشتر آغشته می‌کند؛ مانند موضوع اخیر ونزوئلا که ثابت کرد در برابر این الگوی روشی تنها باید از موضع قدرت مقاومت کرد و هر نوع سهل‌انگاری و نرمش یعنی افتادن در دام؛ یادآوری می‌شود نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا تنها دو روز پس از مذاکره تلفنی با ترامپ و ادعای پیشرفت در مذاکرات ربوده شد. این در حالی است که تا قبل از آن، بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند آمریکا به دلیل هزینه جنگ، قادر به حمله به ونزوئلا نیست. اما گشوده شدن باب دیپلماسی از سوی مادورو، زمینه را برای عملیات کم هزینه در ونزوئلا فراهم کرد.

به عبارت دیگر طرف مقابل ترامپ از موضع قدرت مقاومت کند و هزینه را در نگاه ترامپ بزرگ جلوه دهد؛ ریسک پذیری ترامپ را برای هر اقدام ضربتی کاهش خواهد داد. چنانچه برخی از سیاست‌ نظامی ترامپ با عبارت «بزن و دررو» هم یاد می‌کنند، یعنی ترامپ تمایل ندارد حمله‌ آمریکا با واکنش و هزینه مواجه شود.
۳. الگوی منشی: شخصی‌سازی سیاست
در سطح منشی، ترامپ سیاست را عمیقاً شخصی می‌کند. او تمایل دارد رهبران جهان را نه به‌عنوان نمایندگان ساختارها، بلکه به‌مثابه افراد قوی یا ضعیف، دوست یا دشمن دسته‌بندی کند. تحسین او از رهبران اقتدارگرا (مانند پوتین یا کیم) و هم‌زمان تنش با رهبران دموکراتیک متحد آمریکا، ریشه در همین ویژگی دارد.
ترامپ شخصیتی تقابلی، هیجانی و رسانه‌محور دارد. توییتر و تروث سوشیال برای او نه صرفاً ابزار ارتباطی، بلکه صحنه خودنمایی و عرصه وجود جهانی هستند. اظهارنظرهای ناگهانی او می‌تواند بازارها، متحدان و حتی دستگاه دیپلماسی آمریکا را غافلگیر کند؛ تا جایی که کارلین لیویت سخنگوی صریح اللهجه کاخ سفید اعتراف می‌کند در هر موردی کسی جز ترامپ نمی‌داند قرار است که آمریکا چه کار کند. این منش باعث شده سیاست خارجی آمریکا در دوران او غیرقابل پیش‌بینی، اما در عین حال شدیداً متمرکز بر شخصیت و ادراک رئیس‌جمهور آمریکا از هر سوژه باشد.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها