سفر لاوروف به تهران را باید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمولی دید؛ سفری که در میانه تحولات پرشتاب منطقهای و بینالمللی، پرسشهای مهمی درباره اولویتهای مسکو، آینده همکاری با تهران و معادلات پیشروی دو کشور مطرح میکند. مسکو در تهران به دنبال چیست و پیام اصلی کرملین برای ایران کدام است؟
ایرانویو24- رسانه
«عفیفه عابدی» کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با ایسنا، درباره اهمیت سفر «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه به تهران در شرایط کنونی و دلایل انجام این سفر در مقطع فعلی اظهار کرد: اهمیت این سفر را باید در پیوند سه سطح از تحولات بررسی کرد؛ روابط دوجانبه ایران و روسیه، تحولات امنیتی غرب آسیا پیرامون جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جنگ اوکراین و مناسبات گستردهتر قدرتهای بینالمللی، شامل روابط روسیه، چین و آمریکا.
وی افزود: در سطح دوجانبه، این سفر نشانه تمایل و تلاش تهران و مسکو برای پیشبرد توافق جامع مشارکت راهبردی است. در سطح منطقهای نیز زمانبندی سفر اهمیت ویژهای دارد. در شرایطی که احتمال حمله دوباره آمریکا و اسرائیل به ایران وجود دارد، سفر وزیر امور خارجه روسیه به تهران، هم نشاندهنده مناسبات نزدیک دو کشور است و هم بیانگر آن است که مسکو میخواهد در تحولات منطقهای بازیگری اثرگذار باشد.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: وزارت امور خارجه روسیه نیز اعلام کرده است که بررسی وضعیت پیرامون ایران و اقدامهای دیپلماتیک برای کاهش تنش، از محورهای اصلی مذاکرات خواهد بود. بنابراین، این سفر را نمیتوان صرفاً یک دیدار دوجانبه ارزیابی کرد.
عابدی در پاسخ به پرسشی درباره نقش روسیه در کاهش تنشهای ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی و میزان توانایی مسکو برای اثرگذاری بر تصمیمهای واشنگتن گفت: روسیه از چند ظرفیت مهم برخوردار است؛ عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل، مناسبات قویتر با چین، روابط گسترده و عمیق با سایر بازیگران منطقه، روابط نزدیک با ایران و ارتباط مستقیم با واشنگتن، از جمله این ظرفیتهاست. همچنین روسیه توانایی انتقال پیامها و تسهیل گفتوگوهای سیاسی را دارد.
وی تصریح کرد: این ظرفیتها میتوانند در جلوگیری از سوءبرداشتهای امنیتی، ایجاد کانالهای ارتباطی و فراهم کردن زمینه برای مذاکرات مؤثر باشند.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه ایران و روسیه در برابر آمریکا و غرب تقریباً با مسائل مشابهی مواجه هستند، اظهار کرد: برخلاف بدبینیهای واقعبینانه بینالمللی، تضعیف هر یک از این دو کشور در برابر غرب، بر سرنوشت دیگری نیز تأثیر مستقیم و منفی خواهد داشت.
عابدی با تأکید بر ضرورت تفکیک ظرفیت دیپلماتیک روسیه از توانایی این کشور برای تغییر تصمیمهای آمریکا و اسرائیل، گفت: مسکو میتواند به واسطه اعتمادی که بین ایران و روسیه وجود دارد و توانایی تحمیل هزینههای سیاسی به آمریکا و اسرائیل، میانجیگر توانمندتری باشد؛ اما نمیتواند تضمین کند که واشنگتن یا تلآویو مطابق با توافق با روسیه به هر نوع موافقتنامهای پایبند باشند، چراکه روسیه نیز با رویکرد خصمانه آمریکا و اسرائیل مواجه است.
وی خاطرنشان کرد: از نگاه ایران، ابتکارهای روسیه قابل ارزیابی است، اما آمریکا و اسرائیل قابل اعتماد نیستند؛ حتی اگر میانجیگری روسیه در میان باشد.
همکاری اقتصادی و دفاعی؛ محور مهم توافق راهبردی ایران و روسیه
عابدی در ادامه، درباره جایگاه توافق جامع مشارکت راهبردی ایران و روسیه در سفر لاوروف و فرصتها و موانع تبدیل این توافق به دستاوردهای ملموس در حوزههای اقتصادی، انرژی، حملونقل و سرمایهگذاری اظهار کرد: توافق جامع مشارکت راهبردی که در ژانویه ۲۰۲۵ میان دو کشور امضا شد، چارچوبی برای گسترش همکاریهای سیاسی، اقتصادی، علمی، فنی و امنیتی فراهم کرده است و باید بهعنوان نقشه راه در تمام مناسبات به کار گرفته شود.
وی افزود: از نظر من، در شرایط فعلی که دو کشور تحت تحریمهای شدید قرار دارند، مهمترین جنبه این توافق راهبردی، همکاری برای افزایش تابآوری اقتصادی و دفاعی است. ایران و روسیه ناگزیرند با ابتکارهای دوجانبه و نهادی در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، سیستم تحریمی غرب را مغلوب کنند.
روسیه به دنبال ارتقای جایگاه خود در مسائل امنیتی خلیج فارس است
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به پرسشی درباره پیام سفر لاوروف به منامه پیش از سفر به تهران و احتمال ایفای نقش میانجی میان ایران و کشورهای عربی منطقه گفت: سفر لاوروف به منامه پیش از سفر به تهران را میتوان در چارچوب سیاست منطقهای روسیه در غرب آسیا ارزیابی کرد. روسیه برای ارتقای جایگاه خود در مسائل امنیتی خلیج فارس، مسلماً باید با همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس گفتوگو و رایزنی داشته باشد.
عابدی ادامه داد: در عین حال، اولویت ایران نیز همواره حل مسائل از مسیر دیپلماتیک بوده است و آنچه موجب توسل ایران به موشک شد، خیانت برخی کشورهای منطقه به مسیر دیپلماتیک بود.
وی با بیان اینکه تهران همواره اعلام کرده است که میداند نباید تا ابد با همسایگان خود در جنگ باشد، تأکید کرد: این امر مشروط به آن است که همسایگان ایران نیز با تعهد به اصل حسن همجواری و ارزشهای برادری دینی، از همدستی با توطئههای دشمنان ایران خودداری کنند.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: با اینکه بازیگرانی مانند بحرین هنوز هیچ نوع سیگنال آشکار و مثبتی از خود نشان ندادهاند، ایران همچنان بهصورت شبکهای همه راهبردهای دیپلماتیک و دفاعی را در مسیر حل مناقشه دنبال میکند.
عابدی با اشاره به سابقه تلاشهای روسیه برای میانجیگری میان ایران و کشورهای عربی گفت: تلاش روسیه برای میانجیگری میان ایران و کشورهای عربی منحصر به شرایط فعلی نبوده و در دهه گذشته نیز دنبال شده است. در شرایط کنونی، این رویکرد میتواند نهتنها برای ایران، بلکه برای این کشورها نیز فرصتی ایجاد کند تا بتوانند با ایران گفتوگو داشته باشند و از سوق دادن منطقه به جنگ ویرانگر خودداری کنند؛ جنگی که برای همه کشورهای مسلمان منطقه هزینه خواهد داشت.
تضعیف ایران، امنیت روسیه و چین را نیز تضعیف میکند
عابدی در پاسخ به پرسشی درباره حدود همکاری راهبردی تهران و مسکو، ملاحظات مستقل روسیه در مناسبات بینالمللی و اینکه آیا این کشور منافع ایران را در اولویت قرار میدهد؟ اظهار کرد: من پیش از این نیز همواره بر اهمیت نقش جغرافیای مشترک در روابط ایران و روسیه تأکید داشتم؛ موضوعی که چندان مورد توجه قرار نمیگرفت.
وی افزود: بحرانهای دهه اخیر، اهمیت نقش جغرافیای مشترک بر سرنوشت ژئوپلیتیکی مشترک را اثبات کرد و بالعکس و حتما سرنوشت ژئوپلیتیکی غرب آسیا بر امنیت روسیه و چین تأثیر مستقیم خواهد داشت.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: تضعیف ایران و تغییر ژئوپلیتیک غرب آسیا به نفع آمریکا، امنیت روسیه و چین را کاملاً تضعیف خواهد کرد. بنابراین، مفروض این است که مسکو و پکن تمایلی به تضعیف ایران ندارند.
عابدی با اشاره به مناسبات روسیه و چین با کشورهای عربی منطقه گفت: در ارزیابی ژئوپلیتیکی باید در نظر داشت که شاید روابط روسیه و چین با کشورهای عربی منطقه خوب باشد، اما این مناسبات از پایداری تضمینشده برخوردار نیست. اکثریت کشورهای عربی متحدان منطقهای آمریکا محسوب میشوند و توانایی دنبال کردن سیاست مستقل را ندارند.
وی ادامه داد: اگر روزی آمریکا به این کشورها دستور دهد که روابط خود را با روسیه و چین قطع کنند، حتی با وجود هزینههای زیاد، ناگزیر به پذیرش دستور واشنگتن خواهند بود؛ در غیر این صورت، با براندازی سریع مواجه خواهند شد.
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر اینکه روسیه و ایران هر دو قدرتهایی با ملاحظات مستقل هستند، گفت: روسیه به دلیل برخورداری از قدرت اتمی میتواند برخی توافقها و معاملات تاکتیکی با آمریکا را مدیریت کند، اما ایران به دلیل سطح بازدارندگی پایینتر نباید با هر توافق تاکتیکی با آمریکا موافقت کند، مگر اینکه امتیازی کاملاً ملموس دریافت کند.
عابدی خاطرنشان کرد: روسیه و البته چین باید شرایط ایران را درک کنند و از تحمیل شرایطی که به نفع آمریکا، اسرائیل و متحدان عربی آنهاست به ایران خودداری کنند؛ چراکه در نهایت مسکو و پکن نیز متضرر خواهند شد.
وی افزود: ایران، روسیه و چین ــ که من عمداً بارها در پاسخ به پرسشهای شما چین را وارد بحث میکنم ــ مجبورند ابتکارهایی اتخاذ کنند که روابطشان را مستحکمتر کند و به تقویت هر سه طرف بینجامد.
جنگ اوکراین و جنگ علیه ایران از نگاه مسکو و تهران به یکدیگر مرتبطاند
عابدی در ادامه، درباره تأثیر تداوم جنگ اوکراین و اختلافات روسیه با کشورهای غربی بر روابط تهران و مسکو گفت: زمانی که جنگ اوکراین آغاز شد، من بارها متذکر شدم که این جنگ، جنگی مشترک است. هیچگاه قائل به این نبودم که عدم همکاری ایران با روسیه در اوکراین میتواند دیدگاه اروپا نسبت به ایران را تغییر دهد.
وی ادامه داد: به همین ترتیب، تأکید دارم که عدم همکاری چین و روسیه با ایران در جنگ جاری نیز هیچ تأثیری بر دیدگاه آمریکا و اروپا در قبال آنها ندارد.
این کارشناس مسائل بینالملل اظهار کرد: جنگ اوکراین، جنگ علیه ایران و احتمالاً جنگ تایوان، جنگهای تمدنی غرب علیه شرق هستند. شکست روسیه در جنگ اوکراین به زیان ایران و چین خواهد بود؛ شکست ایران در جنگ جاری به زیان روسیه و چین خواهد بود و شکست چین در برابر آمریکا نیز به زیان ایران و روسیه تمام خواهد شد.
عابدی تصریح کرد: این کشورها حتی اگر نمیتوانند اتحاد راهبردی به معنای واقعی داشته باشند، باید همکاریهای راهبردی به معنای واقعی داشته باشند.
وی با بیان اینکه جنگ اوکراین با توافق پایان نخواهد یافت، افزود: همانطور که جنگ علیه ایران با وجود توقف آتشباری پایان نخواهد یافت، جنگ تایوان نیز از زمان آغاز جنگ اوکراین در واقع آغاز شده است و با جنگ علیه ایران ادامه دارد.
این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: تنها افزایش بازدارندگی سه کشور میتواند مانع تداوم آتش و گسترش جنگ به جنگ جهانی شود.
همکاریهای دفاعی ایران و روسیه در کنار تأکید بر استقلال نظامی دو کشور
عابدی در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه همکاریهای دفاعی و امنیتی ایران و روسیه در شرایط فعلی و احتمال طرح موضوع تقویت این همکاریها در سفر لاوروف گفت: همکاریهای دفاعی و امنیتی یکی از ابعاد مهم روابط دو کشور است؛ بهویژه در زمینه تبادل تجربه، همکاریهای علمی و فنی و مقابله با تهدیدهای مشترک در چارچوب همکاریهای نهادی.
وی افزود: همکاریهای دفاعی و امنیتی در مسیری موازی با همکاریهای سیاسی ایران و روسیه و از طریق نهادهای ذیربط ادامه دارد؛ بنابراین، این همکاریها محدود به دستور کار سفر وزیر امور خارجه روسیه به ایران نیست.
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: همکاریهای سیاسی، دفاعی و امنیتی میتوانند یکدیگر را تقویت کنند. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که ایران و روسیه، با وجود اذعان به همکاریهای دفاعی و امنیتی، همواره بر استقلال نظامی و امنیتی خود تأکید دارند.
عابدی ادامه داد: روسیه یک قدرت نظامی بزرگ است و ایران نیز با تکیه بر بومیسازی صنعت دفاعی خود، در حال تبدیل شدن به یک قدرت نظامی در منطقه و جهان است. در عین حال، تابآوری نظامی و دفاعی هر دو کشور مستلزم توسعه و تعمیق همکاریهاست.
مهمترین پیام سفر لاوروف به تهران چیست؟
عابدی در پاسخ به پرسشی درباره مهمترین دستاوردی که ایران باید از سفر لاوروف دنبال کند و نشانههای موفقیت مذاکرات تهران و مسکو گفت: با وجود اینکه تأکید کردم سفر آقای لاوروف را باید در پیوند سه سطح از تحولات ارزیابی کرد، معتقدم مهمترین پیامی که باید از سفر وزیر امور خارجه روسیه به تهران ارسال شود، این است که روابط تهران و مسکو، بدون تأثیرپذیری از عوامل ثانویه، در مسیر توسعه و تعمیق در همه ابعاد قرار دارد.


