AR | EN

1405-04-18 21:30

AR | EN

1405-04-18 21:30

اشتراک گذاری مطلب
حسین اجرلو، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایران‌ویو۲۴

آینده تفاهم ایران و آمریکا میان دو سناریوی توافق و تقابل قرار دارد

همزمان با افزایش تحرکات سیاسی و امنیتی آمریکا و تداوم تنش‌ها در منطقه، آینده تفاهم میان تهران و واشنگتن بار دیگر به یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه تحلیلگران تبدیل شده است. در حالی که برخی تحولات اخیر را نشانه شکننده بودن مسیر دیپلماسی و احتمال بازگشت به تقابل می‌دانند، گروهی دیگر معتقدند دو طرف همچنان برای حفظ کانال‌های مذاکره و رسیدن به توافق تلاش می‌کنند. کارشناسان بر این باورند که تا زمان روشن شدن سرنوشت مذاکرات، رقابت و فشارهای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی در قالب یک «جنگ کنترل‌شده» ادامه خواهد یافت؛ وضعیتی که می‌تواند هم با هدف کسب امتیاز در مذاکرات و هم به‌عنوان بسترسازی برای سناریوهای آینده دنبال شود.

ایران‌ویو24- سیاست خارجی

حسین اجرلو، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایران‌ویو۲۴ درباره آینده تفاهم ایران و آمریکا با توجه به تحرکات اخیر واشنگتن توضیح داد: آینده این تفاهم را می‌توان در قالب دو سناریوی اصلی بررسی کرد؛ نخست اینکه تفاهم به مرحله اجرا برسد و دوم اینکه این روند به نتیجه نرسد. در حال حاضر شرایط در وضعیت عدم قطعیت قرار دارد و هر دو سناریو همچنان قابل تصور هستند.

وی افزود: درباره آینده این تفاهم دو نگاه عمده وجود دارد. برخی تحلیلگران با توجه به شکاف‌های عمیق میان ایران و آمریکا، اختلافات اساسی و خطوط قرمز دو طرف، معتقدند امید چندانی به دستیابی به توافق وجود ندارد و هر دو کشور خود را برای یک رویارویی احتمالی آماده می‌کنند. بر اساس این تحلیل، تحولات و درگیری‌های کنونی در منطقه خاکستری، بخشی از بسترسازی برای یک جنگ احتمالی در آینده است.

اجرلو ادامه داد: این دیدگاه هم در میان برخی تحلیلگران داخلی و هم در محافل خارجی مطرح است و حتی در اظهارات برخی سیاستگذاران نیز می‌توان نشانه‌هایی از آن را مشاهده کرد. بر اساس این تحلیل، دیپلماسی بیش از آنکه هدف نهایی باشد، فرصتی برای خرید زمان، تقویت توان لجستیکی و آماده‌سازی برای مرحله بعدی تقابل محسوب می‌شود.

وی تصریح کرد: در مقابل، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که معتقد است دو طرف اساساً به دنبال توافق هستند و تلاش می‌کنند از ابزارهای سیاسی، دیپلماتیک و حتی قدرت بازدارندگی برای پیشبرد روند مذاکرات استفاده کنند. در این نگاه، توان نظامی نه جایگزین دیپلماسی، بلکه پشتوانه آن است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل خاطرنشان کرد: در ایالات متحده نیز افرادی وجود دارند که از ادامه مسیر دیپلماسی حمایت می‌کنند، هرچند مخالفانی نیز دارند. در ایران نیز با وجود بی‌اعتمادی نسبت به آمریکا، بخشی از تصمیم‌گیران همچنان معتقدند باید مسیر مذاکرات را دنبال کرد و امکان رسیدن به نتیجه را از دست نداد.

وی با بیان اینکه این دو رویکرد از نظر مبانی و نتایج کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند، گفت: در سناریوی نخست، دیپلماسی ابزاری برای آماده‌سازی میدان نبرد تلقی می‌شود، اما در سناریوی دوم، قدرت نظامی نقش پشتیبان دیپلماسی را ایفا می‌کند. با این حال، در هر دو حالت، میزان عدم قطعیت بسیار بالاست و نمی‌توان با قاطعیت درباره آینده این تفاهم اظهار نظر کرد.

اجرلو افزود: آنچه دست‌کم در بازه زمانی ۶۰ روزه پیش‌بینی‌شده که احتمال تمدید آن نیز وجود دارد قابل مشاهده است، ادامه درگیری‌ها در منطقه خاکستری است. این تحرکات ممکن است با هدف تضعیف طرف مقابل و فراهم کردن زمینه برای درگیری احتمالی آینده باشد یا با هدف افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات دنبال شود.

وی ادامه داد: اکنون شاهد جنگی چندوجهی با ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، رسانه‌ای و امنیتی هستیم؛ جنگی که به‌صورت کنترل‌شده مدیریت می‌شود تا هیچ‌یک از طرفین سرمایه‌ها و ابزارهای خود را پیش از تعیین تکلیف نهایی از دست ندهند. این وضعیت چه با هدف دستیابی به توافق و چه با هدف آماده‌سازی برای جنگ، همچنان ادامه دارد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل اظهار کرد: از زمان آغاز اجرای تفاهم ۱۴ بندی نیز این وضعیت قابل مشاهده بوده است؛ به‌گونه‌ای که در برخی مقاطع شاهد آرامش نسبی در عرصه سیاسی و در مقاطع دیگر شاهد افزایش تنش‌ها بوده‌ایم.

وی تأکید کرد: به نظر می‌رسد تا زمانی که تکلیف نهایی این روند، چه در قالب توافق و چه در قالب تقابل، مشخص نشود، این تحولات ادامه خواهد یافت. همچنین هرچه مذاکرات به مراحل حساس‌تر نزدیک شود، احتمال افزایش تنش‌های کنترل‌شده، به‌ویژه در حوزه نظامی و به‌خصوص در خلیج فارس و تنگه هرمز، بیشتر خواهد شد.

اجرلو درباره نقش میانجی‌گران در کاهش تنش‌ها نیز گفت: اگر اراده واقعی برای رسیدن به توافق وجود داشته باشد، میانجی‌گران می‌توانند زمینه گفت‌وگو و نزدیک شدن دیدگاه‌ها را فراهم کنند، اما اگر هدف اصلی طرف مقابل، به‌ویژه آمریکا، آماده‌سازی برای یک تقابل جدید باشد، نقش میانجی‌گران بیشتر به خرید زمان محدود خواهد شد.

وی در پاسخ به این پرسش که بهترین راهبرد ایران در شرایط کنونی چیست، اظهار کرد: نخستین ضرورت، رصد دقیق و مستمر تحولات آینده است. جمهوری اسلامی ایران باید با شناخت واقع‌بینانه از شرایط، اجازه ندهد عدم قطعیت موجود به عرصه سیاستگذاری منتقل شود.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل افزود: از منظر امنیتی و دفاعی، کشور باید با رویکردی مبتنی بر احتیاط، آمادگی کامل برای هرگونه سناریوی احتمالی را حفظ کند، اما در حوزه دیپلماسی باید مسیر گفت‌وگو همچنان فعال بماند.

وی تصریح کرد: اگر ارزیابی‌ها نشان دهد طرف مقابل به دنبال جنگ است، دیپلماسی می‌تواند برای خرید زمان، تقویت روابط خارجی و افزایش ظرفیت‌های کشور مورد استفاده قرار گیرد؛ اما اگر مشخص شود هنوز امکان پیشبرد مذاکرات وجود دارد، دستگاه دیپلماسی باید فرصت لازم را برای ادامه گفت‌وگوها فراهم کند.

اجرلو در پایان گفت: در این میان باید مراقب بازیگران مداخله‌گر، برخی کشورهای منطقه و جریان‌های جنگ‌طلب در آمریکا بود که ممکن است در مسیر دیپلماسی اخلال ایجاد کنند. همچنین فعالیت رسانه‌ای در این حوزه اهمیت بالایی دارد. در مجموع، به نظر می‌رسد تا پایان بازه زمانی تعیین‌شده، مگر آنکه تحول غیرمنتظره‌ای رخ دهد، تفاهم موجود با وجود تنش‌ها و جنگ کنترل‌شده همچنان ادامه یابد و احتمال فروپاشی کامل آن در کوتاه‌مدت چندان بالا نباشد.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها