ایرانویو24-سیاسی
عصر دوشنبه 4 آبان، نشست تهران به پیشنهاد پاکستان و با مساعدت و همراهی جمهوری اسلامی ایران برگزار شده است؛ نشستی که نگاه همه ناظران بینالمللی را به خود جلب کرد. سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با حضور رئیس جمهور مسعود پزشکیان، میزبانی این نشست را برعهده داشت و عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، نمایندگان سه کشور دیگر در این رایزنیها بودند.
ترکیب هیئتهای حاضر نشان میداد که گفتوگوها در سطحی فراتر از مناسبات دیپلماتیک متعارف دنبال میشود و ابعاد امنیتی، نظامی و اطلاعاتی تحولات منطقه در کانون توجه قرار دارد. هرچند صرف برگزاری این نشست به معنای شکلگیری توافقی جدید میان چهار کشور نیست، اما حضور مقامهای ارشد امنیتی و دفاعی در شرایط تشدید تنش، برای اغلب تحلیلگران غیرقابل انتظار بود.
امنیت منطقهای، پیامدهای تجاوز نظامی، تداوم تجاوزگریها و کمک به مردم فلسطین و لبنان از جمله محورهای اعلامشده این نشست است؛ موضوعاتی که در شرایط کنونی غرب آسیا، ارتباطی مستقیم با ثبات منطقه، موازنه قدرت و آینده ترتیبات امنیتی دارند.
امنیت درونزا؛ محور اصلی ابتکار تهران
علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، پیش از این با اشاره به سفر مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه به تهران، اعلام کرده بود که این سفرها در چارچوب اجرای ایده «امنیت درونزا» در غرب آسیا انجام میشود.
باقری با اشاره به موفقیت ملت ایران و نیروهای مسلح در مقابله با تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی و ناکامی آنان در دستیابی به اهدافشان، تأکید کرده است که الگوی دفاعی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر توانمندیهای داخلی، به الگویی برای امنیتسازی ملی تبدیل شده است.
از منظر تهران، این تجربه میتواند مبنایی برای توسعه همکاریهای امنیتی میان کشورهای منطقه باشد؛ رویکردی که بر اساس آن، تأمین امنیت غرب آسیا باید بیش از آنکه به حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقهای وابسته باشد، بر ظرفیتها، توافقها و همکاریهای کشورهای خود منطقه استوار شود. با این حال، تبدیل این رویکرد به یک سازوکار مشترک، مستلزم توافق کشورهای حاضر درباره تعریف تهدیدها، اولویتهای امنیتی و تعهد عملی به امنیت متقابل خواهد بود.
چرا حضور عربستان، پاکستان و ترکیه اهمیت دارد؟
اهمیت نشست تهران تنها به موضوعات مورد بحث محدود نمیشود؛ بلکه حضور همزمان سه کشور با جایگاهها و ملاحظات متفاوت در معادلات منطقهای نیز قابل توجه است؛ به ویژه اینکه اخیرا انعقاد پیمان مکه میان این کشورها، این گمانه زنی را ایجاد کرده بود که پیمان مکه علیه ایران طراحی شده است.
پاکستان از طریق پیشنهاد برگزاری این نشست، در شکلگیری یک کانال رایزنی چهارجانبه نقشآفرینی کرده است. عربستان سعودی، بهعنوان یکی از بازیگران مهم جهان عرب و منطقه خلیج فارس، در هرگونه بحث درباره ثبات منطقهای و ترتیبات امنیتی غرب آسیا جایگاهی تعیینکننده دارد. ترکیه نیز با ظرفیتهای سیاسی، نظامی و اطلاعاتی خود، یکی از بازیگران مؤثر در تحولات منطقه به شمار میرود.
همزمانی حضور این سه کشور در تهران میتواند فرصتی برای نزدیکتر کردن دیدگاهها درباره پیامدهای بحرانهای جاری و بررسی زمینههای همکاری و جلوگیری از اقدامات جنگ افروزانه جدید آمریکا و اسرائیل در منطقه باشد. با این حال، نباید تفاوت رویکردها و برداشتهای امنیتی و روابط خارجی این کشورها را نادیده گرفت. همین تفاوتها سبب میشود که میزان موفقیت نشست، نه صرفاً با برگزاری آن، بلکه با نتایج عملی و استمرار گفتوگوهای پس از آن سنجیده شود.
فلسطین و لبنان؛ آزمون عملی همکاری منطقهای
کمک به مردم فلسطین و لبنان و بررسی پیامدهای تداوم تجاوزگریها از دیگر محورهای اعلامشده نشست است. این موضوعات، علاوه بر ابعاد انسانی، به یکی از مسائل محوری جهان اسلام، امنیت و ثبات غرب آسیا تبدیل شدهاند و میتوانند زمینهای برای سنجش میزان همگرایی کشورهای حاضر فراهم کنند.
در این چارچوب، دستیابی به تفاهم درباره ضرورت کاهش تنشها، حمایت از غیرنظامیان و تقویت هماهنگیهای منطقهای میتواند از جمله زمینههای بالقوه همکاری باشد. با این حال، تفاوت رویکردهای سیاسی کشورهای شرکتکننده درباره تحولات فلسطین و لبنان ممکن است دستیابی به مواضع مشترک و اقدامات هماهنگ را با پیچیدگیهایی همراه کند.
از این رو، اهمیت نشست تهران در این است که آیا گفتوگوها میتوانند از سطح تبادل نظر درباره بحرانهای موجود فراتر بروند و به توافقهایی مشخص برای همکاری و مدیریت تنشها به ویژه در جلوگیری از ادامه رنج مردم فلسطین و لبنان منتهی شوند یا خیر.
از ابتکار دیپلماتیک تا سازوکار پایدار امنیتی
نشست چهارجانبه تهران را میتوان تلاشی برای گشودن مسیری تازه در رایزنیهای امنیتی منطقهای ارزیابی کرد. با این حال، شکلگیری یک چارچوب پایدار امنیتی، نیازمند تداوم گفتوگوها، تعریف منافع مشترک، تعهد عملی به امنیت یکدیگر و عدم تکرار همکاری با آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ایجاد کانالهای ارتباطی مؤثر در زمان بحران و توافق بر سر حداقلی از اصول همکاری است. در واقع میزان آمادگی کشورهای حاضر برای تبدیل تفاهمهای سیاسی به اقدامات عملی، نقش تعیینکنندهای در آینده این ابتکار خواهد داشت.
در نهایت، نشست تهران در گام اول، زمانی میتواند به نقطه عطفی در معادلات امنیتی غرب آسیا تبدیل شود که علاوه بر ارسال پیام سیاسی درباره ضرورت همکاری منطقهای، حداقل به تعهد عملی کشوری مثل عربستان و ترکیه برای خودداری از همکاری با آمریکا و اسرائیل علیه ایران تبدیل شود.


