اظهارات اخیر سردار حسین محبی، سخنگو و معاون روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، درباره بهکارگیری تسلیحات جدید و تغییر جغرافیای جنگ در صورت حمله مجدد آمریکا، حامل پیامی راهبردی به واشنگتن است: ایران برای تکرار سناریوی گذشته آماده نمیشود، بلکه خود را برای مواجههای متفاوت با معادلات و ابزارهای جدید نظامی آماده کرده است.
محبی با تأکید بر اینکه در صورت ازسرگیری جنگ، راهبردهای دفاعی و تهاجمی ایران، نوع تسلیحات و جغرافیای درگیری تغییر خواهد کرد، از مرحلهای تازه در رویکرد نظامی تهران سخن گفته است. تأکید او بر اینکه تسلیحات بهکاررفته در جنگهای اخیر عمدتاً محصول دهههای گذشته بودهاند و در شرایط جدید، تسلیحات تازه و ناشناخته به میدان خواهند آمد، بیانگر تلاش ایران برای انتقال این پیام است که توان نظامی کشور به ظرفیتهای آشکارشده در رویارویی قبلی محدود نمیشود.
این موضعگیری را باید در چارچوب راهبرد ایران برای بازتعریف بازدارندگی و جلوگیری از تکرار محاسبات نظامی گذشته آمریکا ارزیابی کرد؛ راهبردی که در آن، افزایش هزینههای احتمالی جنگ و تغییر پیشبینیپذیری میدان نبرد، جایگاه محوری دارد.
بازدارندگی؛ پایان محاسبات تکراری واشنگتن
به ارزیابی یک منبع آگاه در گفتوگو با ایرانویو۲۴، پیام اصلی اظهارات سردار محبی این است که واشنگتن نمیتواند با اتکا به تجربه عملیات نظامی گذشته، درباره شکل، دامنه و نتیجه درگیری احتمالی آینده تصمیمگیری کند.
این منبع آگاه تأکید میکند که تغییر در نوع تسلیحات، شیوه پاسخ و جغرافیای درگیری، سه مؤلفه اصلی پیام بازدارنده ایران به آمریکا محسوب میشوند. بر این اساس، هرگونه تصمیم برای حمله مجدد باید با در نظر گرفتن سناریوهایی انجام شود که در آنها ابتکار عمل، زمانبندی پاسخ و گستره اهداف احتمالی، الزاماً مطابق الگوهای پیشین نخواهد بود.
از این منظر، تأکید بر تسلیحات جدید و ناشناخته صرفاً اعلام برخورداری از تجهیزات تازه نیست؛ بلکه بخشی از دیپلماسی دفاعی ایران برای جلوگیری از تکرار محاسبات اشتباه طرف مقابل و جلوگیری از شکلگیری این تصور است که تکرار حملات قبلی میتواند همان نتایج را به دنبال داشته باشد.
در این چارچوب، پیام تهران دو مخاطب اصلی دارد: نخست، مراکز تصمیمگیری نظامی و سیاسی آمریکا که باید هزینههای یک رویارویی تازه را در محاسبات خود لحاظ کنند؛ دوم، افکار عمومی ایران که پیام آمادگی دفاعی و تداوم ظرفیت پاسخگویی کشور را دریافت میکند.
تغییر جغرافیای جنگ؛ گسترش میدان فشار بر آمریکا
یکی از مهمترین ابعاد اظهارات محبی، تأکید بر تغییر جغرافیای جنگ است؛ مفهومی که نشان میدهد تهران در صورت حمله مجدد، خود را به الگوی پاسخگویی در میدانهای قبلی محدود نمیداند.
در شرایطی که تهدیدهای آمریکا علیه زیرساختهای ایران مطرح شده است، مقامهای ایرانی نیز درباره پیامدهای گستردهتر جنگ و آسیبپذیری زیرساختهای راهبردی منطقه هشدار دادهاند. در این چارچوب، مراکز داده، تأسیسات مرتبط با هوش مصنوعی، زیرساختهای انرژی و مسیرهای راهبردی انتقال نفت و گاز، در محاسبات مربوط به پیامدهای یک درگیری منطقهای اهمیت ویژهای پیدا میکنند.
به ارزیابی یک منبع آگاه نظامی در گفتوگو با ایرانویو۲۴، اهمیت این رویکرد در آن است که با تداوم خصومت دشمنان، ایران میخواهد هزینه جنگ را از سطح تقابل مستقیم نظامی فراتر ببرد و پیامدهای اقتصادی، امنیتی و راهبردی آن را نیز وارد محاسبات واشنگتن کند.
این منبع آگاه معتقد است که ناامنی نمیتواند منحصر به ایران باشد و در منطقهای که امنیت انرژی، کشتیرانی و ارتباطات دیجیتال با منافع قدرتهای بزرگ پیوند خورده است، گسترش دامنه درگیری میتواند هزینههای آن را به سطحی فراتر از میدان نبرد منتقل کند. در چنین شرایطی، تصمیم برای آغاز جنگ دیگر صرفاً با ارزیابی توان تخریب نظامی سنجیده نمیشود، بلکه پیامدهای آن برای منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا و شرکای منطقهای این کشور نیز اهمیت پیدا میکند.
بر همین اساس، تغییر جغرافیای جنگ را میتوان بخشی از تلاش ایران برای ایجاد بازدارندگی چندلایه دانست؛ رویکردی که در آن، توان پاسخ نظامی با پیامدهای منطقهای و اقتصادی درهمتنیده میشود.
تسلیحات جدید؛ پیام آمادگی برای مرحلهای متفاوت
تأکید سخنگوی سپاه بر دستیابی ایران به تسلیحات پیشرفتهتر پس از جنگ اخیر، بخش دیگری از این پیام راهبردی است. در روایت رسمی تهران، تجربه رویارویی نظامی گذشته به بازنگری در شیوههای دفاعی و تهاجمی و تقویت ظرفیتهای عملیاتی منجر شده است.
اهمیت این موضع در آن است که ایران میخواهد محاسبات نظامی آمریکا بر مبنای توانمندیهای آشکارشده در گذشته باقی نماند. اعلام برخورداری از تسلیحات جدید و تغییر شیوه بهکارگیری آنها، در کنار تأکید بر آمادگی برای یک جنگ طولانی، تصویری از راهبردی ارائه میدهد که هدف آن جلوگیری از تکرار یک حمله با فرضیات و برآوردهای اشتباه قبلی است.
در این چارچوب، بازدارندگی تنها به شمار تسلیحات یا قدرت تخریب آنها وابسته نیست؛ بلکه توان تغییر الگوی پاسخ، حفظ آمادگی در طول زمان و تحمیل هزینههای پیشبینینشده به طرف مقابل نیز در آن نقش دارد.
دیپلماسی در کنار آمادگی نظامی
رویکرد تهران به معنای کنار گذاشتن دیپلماسی نیست. مواضع اعلامشده ایران نشان میدهد که آمادگی دفاعی و پیگیری مسیر سیاسی میتوانند بهطور همزمان دنبال شوند؛ مشروط بر آنکه مذاکرات بر مبنای منافع ملی و شروط مورد تأکید تهران پیش برود.
در این چارچوب، همانگونه که ایران آغازگر جنگ نبوده، خواهان تداوم جنگ نیست و نمایش آمادگی نظامی بخشی از معادله چانهزنی سیاسی نیز محسوب میشود. ایران با تأکید بر حق دفع مشروع و هزینههای احتمالی حمله مجدد، تلاش میکند شرایطی ایجاد کند که گزینه دیپلماتیک برای طرف مقابل نیز بر مبنای واقعیتهای جدید امنیتی و نظامی تعریف شود.
به بیان دیگر، پیام تهران این است که مسیر مذاکره از محاسبات مربوط به قدرت دفاعی ایران جدا نیست و هرگونه تصمیم سیاسی درباره آینده روابط، باید واقعیتهای میدانی و هزینههای یک رویارویی تازه را در نظر بگیرد.
جمعبندی؛ واشنگتن با معادلات متفاوتی روبهرو است
اظهارات سردار حسین محبی را میتوان بخشی از راهبرد ایران برای بازتعریف بازدارندگی، جلوگیری از تکرار حملات و تغییر محاسبات نظامی آمریکا دانست. تأکید بر تسلیحات جدید، آمادگی برای جنگ طولانی و تغییر جغرافیای درگیری، اجزای اصلی این پیام را تشکیل میدهند.
از نگاه تهران، هرگونه رویارویی احتمالی آینده قرار نیست الزاماً در همان چارچوب و با همان محدودیتهای جنگ گذشته دنبال شود و تصمیم برای حمله مجدد، با مجموعهای متفاوت از ملاحظات نظامی، منطقهای و اقتصادی روبهرو خواهد بود.
پیام نهایی تهران به واشنگتن روشن است: معادلات جنگ تغییر کرده و محاسبات مبتنی بر تجربه گذشته، برای تصمیمگیری درباره رویارویی آینده کافی نیست.


