AR | EN

1405-03-20 14:41

AR | EN

1405-03-20 14:41

اشتراک گذاری مطلب

سه مانع بزرگ ترامپ برای تحمیل «تسلیم» به ایران

مقام اسرائیلی اذعان می‌کند: تحلیل‌ها نشان می‌دهد ترامپ برای خروج از جنگ با ایران با دو معمای بزرگ روبروست: اول، «حداقل دستاورد» قابل قبول برای اعلام پیروزی چیست؟ دوم، اولویت با بازگشایی تنگه هرمز است یا مهار برنامه هسته‌ای؟ آنچه مسلم است، تحمیل «تسلیم» به ایران ممکن نیست.

ایران‌ویو۲۴- دفاعی و امنیتی

راز میت، مسئول میز ایران در موسسه امنیت ملی رژیم صهیونیستی در تحلیلی نوشت:

در روزهای پیش رو، به نظر می‌رسد ترامپ ناچار شود به این نتیجه ناامیدکننده برسد که در شرایط فعلی، نمی‌توان آنچه را که ایران تسلیم می‌داند، بر آن کشور تحمیل کرد؛ نه در موضوع هسته‌ای و نه در مسئله کنترل تنگه هرمز.

دلایل متعددی برای این ادعا وجود دارد، اما مهم‌ترین دلیل از نگاه من این است: شما نمی‌توانید کشوری را که باور دارد (و مهم نیست این باور درست باشد یا غلط) که پیروز میدان است یا حداقل دست بالا را دارد، وادار به تسلیم کنید. این باور در ایران وجود دارد که حتی اگر حملات نظامی از سر گرفته شود، وضعیت به نفع آنها تغییر نخواهد کرد؛ چراکه به ارزیابی خودشان، توانایی آنها برای وارد کردن خسارت بیشتر از طرف مقابل است و آستانه تحملشان نیز بالاتر.

از سوی دیگر، ترامپ در شرایطی قرار ندارد که بتواند به سادگی اعلام «پیروزی» کند و بدون ارائه حداقل یک دستاورد مهم در هر دو حوزه هسته‌ای و هرمز، به جنگ پایان دهد. بنابراین او باید دو تصمیم کلیدی بگیرد:

اول: تعیین کند که آیا و چگونه می‌توان حداقل الزامات برای ارائه یک «تصویر پیروزی» را به دست آورد.

دوم: بین دو هدف اصلی یعنی هرمز و مسئله هسته‌ای اولویت‌بندی کند.

در مورد مسئله هسته‌ای

تردید جدی وجود دارد که بتوان با ایران «توافق هسته‌ای خوبی» به دست آورد. از طریق دیپلماسی شاید بتوان کاری کرد که تهدید فوری گریز به سوی سلاح هسته‌ای از بین برود؛ مثلاً از طریق:

➖️ خارج کردن اورانیوم غنی‌شده (نه فقط ۶۰ درصد، بلکه ۲۰ درصد)

➖️ یا حداقل رقیق‌سازی آن به سطوح پایین‌تر

➖️ بازگرداندن بازرسی‌های آژانس به تأسیسات اعلام‌شده ایران

➖️ تعلیق غنی‌سازی اورانیوم برای یک دوره نسبتاً طولانی

اما من هیچ سناریویی را نمی‌بینم (نه امروز و نه پس از ازسرگیری جنگ) که در آن بتوان توافقی کرد که کاملاً توانایی ایران برای دستیابی نهایی به سلاح هسته‌ای را در آینده از بین ببرد. چنین توافقی مستلزم مواردی است که ایران هرگز نمی‌پذیرد:

➖️ حذف تمام اورانیوم غنی‌شده (حتی مواد با غنای پایین)

➖️ برچیدن زیرساخت‌های زیرزمینی غنی‌سازی

➖️ نظارت گسترده آژانس در همه جا (حتی خارج از تأسیسات اعلام‌شده)

در عوض، می‌توان گزینه نظامی را دنبال کرد (که حتی اگر عملی باشد، کار ساده‌ای نیست) تا تهدید فوری گریز کاهش یابد. اما حتی این هم تهدید را کاملاً از بین نمی‌برد. بنابراین ترامپ باید تصمیم بگیرد «حداقل دستاورد» قابل قبول چیست، حتی اگر راه‌حل بهینه نباشد.

 در مورد تنگه هرمز

به احتمال زیاد، تنها راه تضمین بازگشایی تنگه، توافق با ایران در ازای رفع محاصره دریایی است. سه مانع اصلی بر سر راه چنین راه‌حلی وجود دارد:

۱. تقاضای حاکمیت: ایران خواستار به رسمیت شناخته شدن حاکمیت خود بر تنگه است (که آمریکا نمی‌پذیرد، هرچند شاید به رسمیت شناختن «نفوذ» ایران ممکن باشد).

۲. عوارض عبور: ایران بر اساس همان حاکمیت، خواستار دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری است.

۳. توالی مذاکرات: ایران از بحث درباره جزئیات توافق هسته‌ای در مرحله اولیه (همزمان با هرمز، محاصره و تحریم‌ها) خودداری می‌کند.

گزینه نظامی برای بازگشایی تنگه شاید ممکن باشد، اما بسیار پیچیده است. این کار حداقل نیاز دارد به:

➖️ کنترل نسبی زمینی بر مناطق مسلط بر تنگه

➖️ همکاری نزدیک با کشورهای حاشیه خلیج فارس (که تردید زیادی وجود دارد همه یا بیشتر آنها موافقت کنند)

حتی در آن صورت هم مشخص نیست بتوان توانایی ایران برای اختلال در حرکت کشتی‌ها با پهپاد یا موشک را خنثی کرد.

بنابراین ترامپ باید در اینجا هم مشخص کند که حداقل خواسته او چیست: صرفاً بازگشایی تنگه کافی است، یا باید ایران را از توانایی بهره‌مندی اقتصادی آتی از آن نیز محروم کرد؟

اولویت‌بندی؛ کاری که هیچ‌کس دوست ندارد

ترامپ ناچار است بین دو هدف اصلی اولویت‌بندی کند:

اگر اولویت اول، هرمز باشد (که به احتمال زیاد چنین است، با توجه به ملاحظات آمریکا و اقتصاد جهانی)، او ممکن است مجبور شود:

➖️ امتیازات بیشتری در مورد مسئله هسته‌ای بپذیرد (یعنی به امتیازات کم‌اهمیت‌تر ایران رضایت دهد، حداقل در مرحله اولیه)

➖️ یا با یک عملیات نظامی (ترکیب شده با فعالیت زمینی) موافقت کند که اهرم هسته‌ای ایران را کاهش یا حذف کند

البته حتی این موارد هم حل بحران هرمز را تضمین نمی‌کند، چون ایران ممکن است همچنان در کنار بازگشایی تنگه، خواهان منافع اقتصادی باشد. اما حداقل در تئوری، حرکت بر اساس معادله «بازگشایی تنگه در ازای رفع محاصره» آسان‌تر خواهد بود.

اگر اولویت اول، مسئله هسته‌ای باشد، ترامپ باید اطمینان حاصل کند که راه‌حل نظامی، اهرم هرمز ایران را به میزان قابل توجهی کاهش یا حذف می‌کند. هدف این است که بتوان روی مسئله هسته‌ای پیشرفت کرد، بدون اینکه شمشیر ایران بر فراز اقتصاد جهانی آویخته باشد.

به هیچ وجه قطعی نیست که یک اقدام نظامی – هرچند بزرگ و دردناک – که دستاورد ملموسی در هیچ‌کدام از این دو هدف (بازگشایی تنگه و/یا حذف مواد شکافت‌پذیر) تضمین نکند، بتواند «تصویر پیروزی» مورد نیاز ترامپ را فراهم کند.

مگر اینکه ترامپ خودش باور داشته باشد که تخریب چند نیروگاه و تضعیف بیشتر توانایی‌های نظامی ایران، جایگزین کافی برای حل بحران هرمز یا مسئله هسته‌ای است.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها