تحلیلگر مسائل بینالملل، سفر اخیر علی لاریجانی به قطر و عمان را حامل دو پیام داخلی و خارجی ارزیابی میکند و معتقد است این تحرکات نشاندهنده جمعبندی حاکمیت ایران برای پیشبرد مذاکرات هستهای و کاهش تنشهاست. او همزمان اقدامات نظامی و سیاسی آمریکا در منطقه را در چارچوب راهبرد قدرت برای صلح از سوی ترامپ تحلیل میکند؛ راهبردی که با وجود تناقضهای ظاهری، با هدف کسب امتیاز حداکثری در میز مذاکره دنبال میشود.
زهرا ترابی – سیاست خارجی
مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با ایرانویو۲۴ ، درباره سفر اخیر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به قطر و عمان و تأثیر آن بر روند مذاکرات پیشرو اظهار کرد: از زمان انتخاب لاریجانی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و آغاز تحرکات و رایزنیهای سیاسی ایشان، بهویژه سفرهای متعدد به روسیه، عمان و قطر، میتوان این پیام را دریافت کرد که جمهوری اسلامی ایران با این انتخاب، جدیت خود را در خصوص مذاکرات با آمریکا نشان داده است. این تحرکات به نوعی دارای دو پیام است؛ هم پیام خارجی و هم پیام داخلی.
وی افزود: دبیر شورای عالی امنیت ملی به دلیل جایگاه خود، میتواند این پیام را به طرفهای خارجی منتقل کند که شاکله حاکمیت ایران به دنبال مذاکره، گفتوگو، تفاهم و ایجاد ثبات در منطقه است. در گذشته این انتقاد مطرح بود که هر زمان وزیر امور خارجه ایران در مذاکرات حضور پیدا میکرد، این اتهام همراه او بود که از حمایت کامل حاکمیت برخوردار نیست. این بدبینیها بهویژه در جریان گفتوگوهای هستهای ایران و اروپا، پیش از جنگ ۱۲روزه و طرح برخی ابتکارات از سوی امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، مطرح شد؛ ابتکاراتی که هرچند با حمایت ایران روبهرو شد، اما به دلیل نبود جمعبندی نهایی در سطح حاکمیت، عملاً به حاشیه رفت.
مکی ادامه داد: سفر آقای لاریجانی به قطر و عمان از این جهت اهمیت دارد که پس از سفر آقای عراقچی و گفتوگوهای ایشان با نمایندگان آمریکا در مسقط انجام میشود. همزمانی این سفر با تحرکات بنیامین نتانیاهو نیز قابل توجه است. به نظر میرسد ایران در برابر تلاشهای سیاسی رژیم صهیونیستی برای اثرگذاری بر لابیهای خود در واشنگتن، در حال تقویت رایزنی با بازیگران منطقهای از جمله امیر قطر است تا کارشکنیهای احتمالی نتانیاهو در روند مذاکرات ایران و آمریکا را کمرنگتر کند.
وی تأکید کرد: پیام داخلی این سفر نیز بسیار مهم است. حضور آقای لاریجانی بهعنوان نماینده رهبری و چهرهای نزدیک به ساختار عالی تصمیمگیری، نشان میدهد که حاکمیت به جمعبندی مشخصی درباره مذاکره برای حل مسئله هستهای و رفع تحریمها رسیده است. این موضوع میتواند از شدت انتقادات جریانهای رادیکال داخلی که همواره نسبت به گفتوگو با غرب بدبین بودهاند بکاهد و مانع از ایجاد حاشیههایی شود که در گذشته بر تصمیمگیریهای سیاست خارجی اثر میگذاشت. به نوعی میتوان گفت تقسیم کاری میان دستگاه دیپلماسی و شورای عالی امنیت ملی شکل گرفته که مکمل یکدیگر و تقویتکننده روند مذاکرات است.
مکی درباره سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به آمریکا و گمانهزنیها درباره بینتیجه بودن آن گفت: به نظر میرسد این سفر آنگونه که مدنظر نتانیاهو بود، دستاورد مشخصی نداشته است. در مقایسه با سفرهای پیشین، واکنشهای دونالد ترامپ متفاوت بوده و همین تفاوتها باعث شکلگیری این گمانهزنی شده که نتانیاهو نتوانسته پیشرفت مورد انتظار خود را حاصل کند.
این کارشناس افزود: با این حال، ترامپ شخصیتی غیرقابل پیشبینی دارد و در اظهارات اخیر خود نیز مواضع متناقضی مطرح کرده است. او تصمیمگیر اصلی در حوزه صلح و جنگ در آمریکا محسوب میشود و باید این واقعیت را در نظر گرفت. با وجود تناقضها و ویژگیهای شخصیتی خاص ترامپ، هر روزنهای که بتواند به گشایش در روند مذاکرات منجر شود، باید مورد توجه و استقبال قرار گیرد. این به معنای نادیده گرفتن تحرکات صهیونیستها برای اثرگذاری بر دیدگاههای ترامپ نیست، اما در عین حال به معنای ترک مذاکره هم نخواهد بود. در شرایط فعلی، مذاکره یکی از مهمترین ابزارها برای جلوگیری از تشدید تنش و جنگ است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به پرسشی درباره تناقض میان سخنان ترامپ درباره مذاکره و همزمان اعزام ناو هواپیمابر به خاورمیانه تصریح کرد: این الزاماً تناقض نیست، بلکه بخشی از روش ترامپ است. او معتقد به صلح از مسیر قدرت است و تلاش میکند از طریق نمایش قدرت نظامی، در میز مذاکره امتیاز بیشتری کسب کند. این شیوهای است که بسیاری از قدرتهای بزرگ در مذاکرات به کار میگیرند تا بتوانند حداقل به بخشی از مطالبات خود دست یابند.
مکی خاطرنشان کرد: ایران به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک بسیار مهم و توانمندیهای موشکی خود، بازیگری تأثیرگذار در منطقه است. همین متغیرها موجب میشود هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با واکنشهای غیرقابل پیشبینی همراه باشد. این مسئله میتواند ترامپ را به سمت پذیرش حداقلی از مطالبات سوق دهد که برای او کفایت کند.
وی در پایان تأکید کرد: با این حال نباید تهدیدات را نادیده گرفت. تجربه گذشته نشان داده که حتی در میانه مذاکرات نیز امکان بروز تنش وجود دارد. بنابراین ایران باید ضمن حفظ آمادگی کامل برای مقابله با هرگونه تجاوز احتمالی، آمادگی خود را برای پیشبرد مذاکره و گفتوگو نیز حفظ کند.


