مصطفی فتور در یادداشتی با ادبیاتی هنری با اشاره به برگزاری باشکوه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1404 تأکید کرد آنچه در تهران دیده شد «آگهی ترحیم» نبود، بلکه نشانهای از تابآوری ساختاری جمهوری اسلامی در برابر سالها فشار حداکثری و شکست دوباره پیشبینیهای مکرر درباره فروپاشی بود؛ روایتی که از نگاه این تحلیلگر، معادلات منطقهای را ناگزیر از پذیرش نقش ماندگار ایران میکند.
ایران ویو24 – رسانه
در چهلوهفتمین سالگرد انقلاب اسلامی، آنچه بیش از هر چیز در صحنه خارجی برجسته شد، تداوم و ثبات ساختاری نظام در برابر ترکیبی از فشارهای بیسابقه بود. در حالی که طی سالهای گذشته بارها دشمنان جمهوری اسلامی ایران از «فروپاشی قریبالوقوع» سخن گفتند، برگزاری گسترده مراسم ۲۲ بهمن 1404 پس از جنگ 12 روزه تحمیلی آمریکا و اسرائیل در تابستان و جنگ شهری سازمان یافته توسط دشمنان در دی ماه و حفظ انسجام نهادی کشور نشان داد جمهوری اسلامی توانسته از پیچیدهترین مقاطع تحریمی، امنیتی و اجتماعی عبور کند. بدین ترتیب حتی منتقدان خارجی نیز ناگزیر به اذعان شدهاند که ایران برخلاف برخی سناریوهای طراحیشده، نهتنها دچار فروپاشی نشده بلکه با اتکا به عمق نهادی، ساختار امنیتی منسجم و سازوکارهای «اقتصاد مقاومتی» توانسته ثبات حاکمیتی خود را حفظ کند.
مصطفی فتور در پایگاه «میدل ایست مانیتور» در یادداشتی با اشاره به برگزاری باشکوه چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران نوشت: «آنچه امروز در تهران دیده میشود نه آگهی ترحیم، بلکه گواهی بر توانایی آزموده جمهوری اسلامی در عبور از بحرانهای وجودی است.»
وی با اشاره به پیشبینیهای چندینساله درباره فروپاشی نظام افزود: «در حالی که منتقدان طی دههها از سقوط قریبالوقوع سخن گفتهاند، جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داده است که از عمق نهادی و ظرفیت لازم برای بقا در برابر فشارهای حداکثری برخوردار است.»
ترجمه متن یادداشت مصطفی فتور در میدل ایست مانیتور را در زیر بخوانید:
با طلوع خورشید بر فراز تهران در روز گذشته، ۱۱ فوریه، پژواک آشنای شعارهای انقلابی بار دیگر میدان آزادی را پر کرد؛ نشانهای از چهلوهفتمین سالگرد انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ – نه فروپاشی آن. دهههاست که ناظران از پسِ مهِ تحریمها و ناآرامیهای اجتماعی، هر سال میپرسند آیا این سالگرد آخرینِ جمهوری خواهد بود یا نه. با این حال، با فرارسیدن سال چهلوهفتم، «آگهی ترحیم» مورد انتظار بار دیگر کنار گذاشته شد و جای خود را به «جشنی» پیچیده داد.
امسال اما اهمیت ویژهای دارد. در حالی که فشارهای داخلی و خاطره سرکوبهای اخیر همچنان پابرجاست، صحنه خارجی بار دیگر به نمایش آشنایی – هرچند بیثباتتر – بازگشته است. با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، جهان خود را برای «فشار حداکثری ۲.۰» آماده میکرد. با این حال، سالگرد امسال در میان انبوهی از سیگنالهای دیپلماتیک فرا رسید: مذاکرات پشتپرده در عمان بیسروصدا آغاز شده، آن هم در شرایطی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای اعمال حداکثر فشار تلاش میکند و مصمم است ترامپ را به جنگی دیگر در منطقه بکشاند.
در حالی که منتقدان طی دههها فروپاشی قریبالوقوع نظام را زیر فشار «فشار حداکثری» و تنگنای اقتصادی پیشبینی میکردند، دولت بار دیگر عمق نهادی خود را به نمایش گذاشته است.
بقای تهران تا این نقطه عطف چهلوهفتم نشاندهنده نظامی است که هنر «زیستن در بحران» را آموخته است. اما با خاموش شدن آتشبازیها، پرسش بنیادین همچنان باقی است: آیا این واقعاً نمایش تابآوری است یا صرفاً تعویق اجرای حکم؟ ایالات متحده با انتخاب میز مذاکره در عمان به جای «ناوگان نظامی» در خلیج فارس، اکسیژن لازم را برای رسیدن جمهوری اسلامی به امروز فراهم کرده است. با این حال، در حالی که سایه جنگ منطقهای سنگینتر میشود و جمعیت جوان و بیقرار از حاشیه نظارهگر است، باید پرسید مسیر رسیدن به سالگرد چهلوهشتم با دیپلماسی هموار خواهد شد یا با فصلهای پایانی دولتی که سالهاست با بحران دستوپنجه نرم میکند؟
صحنه امروز تهران بیش از آنکه به آگهی ترحیم شباهت داشته باشد، گواهی بر توان آزموده جمهوری اسلامی در عبور از بحرانهای وجودی است. همزمان با برگزاری مراسم چهلوهفتمین سالگرد در سراسر کشور، فضای حاکم آمیخته به حس بقا و ایستادگی است. در حالی که منتقدان سالها فروپاشی نظام را پیشبینی میکردند، دولت بار دیگر عمق نهادی خود را نشان داده است. سالگرد امسال بهطور ویژه حامل پیامی از حاکمیت ملی است؛ آن هم در زمانی که نقشه منطقه در حال بازترسیم است. تصویری که امروز ارائه میشود نه از نظامی در آستانه سقوط، بلکه از قدرتی منطقهای است که دههها خصومت را جذب کرده و به شهروندان و رقبای خود پیام میدهد پروژه انقلابی همچنان تعیینکننده سرنوشت ایران است، هرچند با لحنی نرمتر.
مسیر رسیدن به این سالگرد نه با فروپاشی، بلکه با بازگشتی راهبردی به میز مذاکره هموار شد. با وجود سایه «ناوگان» آمریکایی در خلیج فارس و تهدید مداوم تشدید نظامی، کانال دیپلماتیک عمان به حیاتیترین شریان جمهوری تبدیل شده است. طنز ماجرا آنجاست که در حالی که نتانیاهو در واشنگتن خواستار ضربهای نهایی به نفوذ منطقهای تهران بود، دولت ترامپ بیش از پیش به چشمانداز یک «توافق بزرگ» تمایل نشان داده است. تسهیل این گفتوگوهای غیرمستقیم در مسقط عملاً به معنای اذعان واشنگتن به این واقعیت است که جمهوری اسلامی را نمیتوان صرفاً با تحریم از صحنه حذف کرد. همچنین به این معناست که برنامه هستهای ایران ــ که بهانه تشدید تنشهای اخیر بوده ــ تنها از مسیر مذاکره قابل مهار یا پایان دادن است؛ نتیجهای که قدرتهای اروپایی پیشتر به آن رسیده بودند.
برای تهران، ۱۱ فوریه نماد پیروزی صبر بر فشار است؛ تأکیدی بر اینکه از رهگذر اهرمهای منطقهای و سیاست «پوشش هستهای»، اکسیژن دیپلماتیک لازم برای دوام آوردن در برابر تهاجمیترین کارزارهای «فشار حداکثری» فراهم شده است.
راه رسیدن به این سال چهلوهفتم با فداکاریهای فراوان و بازتنظیم جایگاه منطقهای ایران همراه بوده است. منتقدان به تضعیف اخیر «محور مقاومت» و تغییر معادلات در دمشق بهعنوان نشانه افول اشاره میکنند. بیتردید جمهوری اسلامی از موجی از حملات مستقیم اسرائیل و صفآرایی نظامی آمریکا عبور کرده؛ فشارهایی که میتوانست هر دولت کمانسجامتری را سرنگون کند. در بسیاری جهات، تهران با «سناریوی ونزوئلا» روبهرو بوده است: تلاش سیستماتیک برای فلجسازی کشور از طریق تحریمهای خفهکننده، مسدودسازی داراییهای خارجی و تهدید دائمی تهاجم گسترده. با این حال، برخلاف کاراکاس، تهران توانسته دستگاه امنیتی منسجم و «اقتصاد مقاومتی» خود را ــ هرچند تحت فشار ــ حفظ کند. نظام گسترش منطقهای را با تثبیت داخلی معاوضه کرده و نشان داده که اگرچه «سپر» بیرونیاش آسیب دیده، اما هسته حاکمیتش همچنان برای رقبا هضمناپذیر است.
موفقیت این بازتنظیمها همان عاملی است که به تهران امکان داده از «سناریوی ونزوئلا» بگریزد. در حالی که کاراکاس زیر فشار مشابه دچار فروپاشی گسترده شد، تهران با اتکا به عمق نهادی و شبکههای متنوع تجاری منطقهای پابرجا مانده است. جمهوری اسلامی نهتنها با مقاومت، بلکه با سازگاری در برابر فشار آمریکا و اسرائیل دوام آورده است. این تابآوری «دژگونه» در ناآرامیهای ژانویه و جنگ ۱۲روزه ۲۰۲۵ آزموده شد، اما دولت با حفظ ساختار امنیتی خود از آن عبور کرد. با واداشتن جهان به پذیرش تداومش، ایران «آگهی ترحیم» را به گفتوگو بدل کرده است، هرچند تهدید «مداخله هوشمند» یا بازگشت ناوگان نظامی ثبات را شکننده نگاه میدارد.
در نهایت، سالگرد چهلوهفتم آن آگهی ترحیمی نیست که برخی در واشنگتن و تلآویو انتظارش را داشتند، بلکه مکثی راهبردی در نمایشی طولانی است. در حالی که نتانیاهو در آمریکا درباره «محور مقاومت» و توان موشکی تهران هشدار میدهد، راهروهای آرام مسقط روایت دیگری را بازگو میکنند: بقایی عملگرایانه که تهاجمیترین تلاشها برای تغییر رژیم را پشت سر گذاشته است. تهران با بازگرداندن تمرکز به پرونده هستهای و گشودن کانال گفتوگو با دولت ترامپ نشان داده پروژه انقلابیاش از دوام خاصی برخوردار است، هرچند زیر فشار. اما با آغاز سال چهلوهفتم، بقا تا چهلوهشتم به همین مذاکرات گره خورده است. اگر «توافق بزرگ» در عمان به بهبود ملموس اقتصادی برای جامعه خسته ایران منجر نشود، یا اگر «ناوگان» در خلیج فارس به حرکت درآید، شاید جشنهای امروز بهعنوان آخرین نقطه اوج به یاد آورده شوند. اکنون پرسش دیگر این نیست که جمهوری میتواند به سال چهلوهفتم برسد یا نه؛ بلکه این است که آیا دیپلماسی متولدشده در عمان برای تضمین چهلوهشتمین سالگرد کافی خواهد بود یا خیر.


