حمله آمریکا به ایران نه یک عملیات محدود، نه «ضربهای تنبیهی» و نه اقدامی بازدارنده با دامنه کنترلشده است؛ بلکه نشانهی یک گسیختگی استراتژیک است. تحلیلگر سیاسی ابراهیم ماجد میگوید مسئله اصلی این نیست که آمریکا میتواند به ایران حمله کند یا نه، بلکه این است که در لحظهی انجام این کار چه چیزهایی را از دست میدهد. از سوی دیگر، جنگ با ایران نه تنها اسرائیل را از «پایگاه عملیاتی پیشرو» به یک نقطه پرهزینه و غیرقابل اطمینان تبدیل میکند، بلکه آمریکا را به چرخهای از تنشهای بیدستاورد، فرسایش اقتصادی و تضعیف توان نظامی میکشاند؛ در حالی که بزرگترین برنده این جنگ نه ایران، بلکه چین خواهد بود.
ایرانویو۲۴-بینالملل
حمله آمریکا به ایران نه یک عملیات نظامی محدود است، نه «ضربهای تنبیهی» و نه اقدامی بازدارنده با دامنهای کنترلشده. بهگفته ابراهیم ماجد، تحلیلگر سیاسی، چنین حملهای نشانهی یک گسیختگی استراتژیک خواهد بود. مسئله اصلی این نیست که آیا ایالات متحده میتواند به ایران حمله کند یا نه؛ بلکه این است که در لحظهی انجام این کار، چه چیزهایی را از دست میدهد.
ماجد گفته است که برای دههها، واشنگتن با اسرائیل نه صرفاً بهعنوان یک متحد، بلکه بهمثابه یک «پایگاه عملیاتی پیشرو» رفتار کرده است؛ ناو هواپیمابرِ غرقنشدنی، مرکز عصبی اطلاعاتی و لنگر تکنولوژیک قدرت آمریکا در خاورمیانه. بهگفته او، جنگ با ایران این منطق را وارونه میکند و پاسخ ایران نمادین یا نمایشی نخواهد بود، بلکه کارکردی و عملیاتی است؛ نتیجه آنکه اسرائیل به پایگاهی پرهزینه و غیرقابل اطمینان تبدیل میشود.
این تحلیلگر سیاسی همچنین گفته است که ارتش آمریکا برای تسلط از مسیر سرعت، دقت و نیروی خردکننده ساخته شده، در حالی که ایران برای تابآوری و استقامت طراحی شده است. بهگفته ماجد، ایران در جایی که آمریکا برتری دارد نخواهد جنگید، بلکه نبرد را به زمان، عمق و پراکندگی میکشاند و ایالات متحده را در چرخهای از تنش بدون دستاورد نهایی گرفتار میکند.

ماجد در ادامه گفته است که جنگ با ایران از مسیر فداکاری همگانی تأمین مالی نمیشود، بلکه با چاپ پول و بدهی پیش میرود؛ امری که پیامدهای قابل پیشبینی دارد: فشار تورمی، افزایش هزینههای انرژی و انحراف سرمایه از تابآوری داخلی. بهگفته او، زیرساختها، نوآوری و انسجام اجتماعی در چنین درگیریای فرسوده میشوند، بیآنکه دستاورد استراتژیکی حاصل شود.
️ او تأکید کرده است که بزرگترین برنده جنگ آمریکا و ایران، خودِ ایران نخواهد بود، بلکه چین است. بهگفته ماجد، در حالی که تمرکز استراتژیک واشنگتن به خاورمیانه کشیده میشود، پکن آزادی عمل پیدا میکند؛ ایندوپاسیفیک به حاشیه میرود، نفوذ چین گسترش مییابد، مشارکتها عمیقتر میشوند و بازدارندگی آمریکا تضعیف میگردد. او گفته است هر موشکی که در خلیج فارس شلیک شود، در شرق آسیا در دسترس نخواهد بود و چین بدون شلیک حتی یک گلوله، سود خود را جمع میکند.
در جمعبندی، ماجد گفته است که ارزیابی نهایی بیرحمانه ساده است: بزرگترین تهدید برای قدرت آمریکا، برنامه موشکی ایران نیست؛ بلکه تصمیم خودِ آمریکا برای حمله به ایران است. بهگفته او، ایالات متحده با چنین اقدامی پایگاه پیشرو خود را خنثی میکند، ارتش خود را فرسوده میسازد، اقتصادش را توخالی میکند، به ظهور چین شتاب میبخشد و مقاومت در برابر حضور خود را جهانی میکند؛ شکستی که نه تحمیلی، بلکه خودخواسته است.



