AR | EN

1404-10-11 21:31

AR | EN

1404-10-11 21:31

اشتراک گذاری مطلب

«جمهوری اسلامی» آلترناتیو ندارد

تحلیل رویدادهای ۱۴۰۱ نشان داد برخلاف تصور رایج، قدرت جمهوری اسلامی نه فقط در مدیریت بحران، بلکه در پایگاه اجتماعی منحصربه‌فرد آن است. اگر شبکه‌های اجتماعی رهبر تحولات سیاسی بودند، امروز ایران باید جای دیگری ایستاده باشد؛ اما واقعیت چیز دیگری می‌گوید.

دکتر سید رسول موسوی- دیپلمات بازنشسته وزارت خارجه

در جریان رویدادهای تابستان سال ١۴۰١ در ٣١ شهریورماه توییتی نوشتم با این مضمون:
‏یک تحلیل علمی از تحولات‌ اخیر و راهپیمایی امروز، جمهوری اسلامی هنوز:
۱- قدرت بسیج مردمی دارد
۲- پایگاه اجتماعی خود را حفظ کرده است
۳- قدرت مدیریت شورشگری را دارد
۴- مخالفین رهبر، هدف و خواسته واحد ندارند
۵- شبکه‌های اجتماعی نمی‌توانند رهبر تحولات سیاسی باشند.
نتیجه: جمهوری اسلامی ایران صبور باشد.

سابقه این توییت سه سال پیش را می‌توانید در صفحه ایکس من بیابید. چند روز بعد از این توییت یکی از سفرای غرب جهانی! با من دیدار داشت. از آنجا که تصور می‌کرد من آن نوشته را نه از روی باور بلکه به جهت نوعی تکلیف ناشی از پست اداری نوشته‌ام، از من پرسید: آیا واقعاً به این مطلبی که در ایکس نوشتی اعتقاد داری؟

پاسخ دادم صددرصد بدون کوچک‌ترین تردیدی.
سفیر تعجب کرد و باز پرسید: واقعاً! …. چرا؟

گفتم دقیقاً به همان دلایلی که در توییت نوشتم و اضافه کردم مهم‌ترین دلیل من پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی است که نظیر ندارد. شما چه دوست داشته باشید چه دوست نداشته باشید، جمهوری اسلامی ایران پایگاه اجتماعی خاصی دارد که در مصاف نهایی هیچ نیروی مخالفی نمی‌تواند در مقابل آن عرض اندام کند.

قدرت جمهوری اسلامی ایران فقط در توان مدیریت شورشگری‌اش نیست بلکه از پایگاه اجتماعی‌اش است.
این پایگاه اجتماعی به‌خوبی مرز بین نقد حکومت هرچقدر هم شدید باشد، با تلاش برای اسقاط آن را می‌شناسد و به‌خوبی خطوط قرمز را رعایت می‌کند و در لحظات حساس تصمیم راهبردی می‌گیرد.

بعد اضافه کردم مردم ایران تاریخ کشور خود را می‌دانند؛ آن‌ها از ذلت دوران قاجار خبر دارند، از اشغال کشورشان توسط شوروی و انگلیس و آمریکا که نزدیک بود به تجزیه کشور بیانجامد خبر دارند، آن‌ها ٢٨ مرداد را تجربه کرده‌اند و می‌دانند که برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور خود باید هزینه بدهند و می‌دهند و انقلاب اسلامی ثمره تجارب تاریخی ملت ایران بود.

سفیر پرسید پس این‌ها که در خیابان‌ها علیه حکومت شعار می‌دهند چه کسانی هستند؟
گفتم آن‌ها هم بخشی از ملت ایران هستند که اولویت‌های دیگری برای خود انتخاب کرده‌اند که با اولویت‌های جمهوری اسلامی متفاوت است. آن‌ها می‌توانند با اولویت‌های خود در جمهوری اسلامی ایران زندگی کنند، اما اگر بخواهند به زور خواسته‌های خود را به مردم و نظام تحمیل کنند، قطعاً نخواهند توانست.

سفیر باورش نشد و با این تصور که من احساسی صحبت می‌کنم ملاقات را تمام کرد و رفت تا روزی که برای خداحافظی پایان مأموریتش آمد. این بار من از او پرسیدم: خوب تحلیل مرا از جامعه ایران و پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی چگونه دیدی؟ سکوت کرد و با سرش حرف مرا تأیید کرد و گفت: خودت سفیر بودی می‌دانی که ما سفرا باید نظرات دولت خود را بگوییم.

پاسخ دادم درست است اما اینجا من نظرات مطالعاتی و کارشناسی خود را می‌گویم.

بیش از سه سال پیش در آن توییت نوشتم «شبکه‌های اجتماعی نمی‌توانند رهبر تحولات سیاسی باشند». الان با اطمینان بیشتری می‌گویم حتی اگر امروز نسبت به سه سال پیش شبکه‌های اجتماعی پیشرفته‌تر شده و هوش مصنوعی را به خدمت گرفته باشند.

باید قبول کرد که فشار اقتصادی روی مردم بسیار زیاد و بر روی قشری از آن‌ها طاقت‌فرساست. باید پذیرفت که در کنار تحریم‌های ظالمانه غرب جهانی به‌خصوص آمریکا، بخش قابل توجهی از مشکلات امروز ثمره کار مدیران نالایقی است که جز به فکر جیب خود به چیز دیگری فکر نکرده‌اند. نمی‌توان انکار کرد که مردم از تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌ها دلگیرند، ولی همزمان همین مردم بودند که در جنگ تحمیلی ١٢ روزه حماسه آفریدند و دشمن صهیونیستی را به سخره گرفتند تا جایی که امروز نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دیگر حرف‌های ادعایی آن وقت را تکرار نمی‌کند و ادعاهای جدیدی دارد.

اما باید قبول کرد که در کشور مشکلات زیادی داریم و با ناترازی‌های زیادی در آب و برق و گاز و… روبه‌رو هستیم، ولی همه می‌دانیم که حل این مشکلات و رفع این ناترازی‌ها با خشونت ممکن نیست بلکه نیازمند آن است که هوشیارانه به طرق مختلف و به روش‌های مسالمت‌آمیز هشدارهای لازم را به دولت و دولتیان داد تا با چشم باز بر روی مشکلات موجود سیاست‌گذاری کنند.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها