AR | EN

1404-09-10 02:09

AR | EN

1404-09-10 02:09

اشتراک گذاری مطلب
تصویری که می‌سازند، واقعیتی که می‌بینیم

چگونه اپوزیسیون خارج‌نشین حقایق جامعه ایران را تحریف می‌کند؟

گزارش‌های اندیشکده‌ای و سیاسی غربی که بر تغییر حکومت در ایران یا فشار حداکثری تأکید می‌کنند، برای اثبات ضرورت راهبرد خود به روایت‌های رسانه‌ای همسو استناد می‌کنند؛ روایت‌هایی که خود عمدتاً بر خروجی بازیگران ذی‌نفع در تغییر نظم سیاسی تکیه دارند. به این ترتیب، یک حلقه بسته شناختی شکل می‌گیرد که در آن انگاره «جامعه در آستانه فروپاشی» به طور غیرواقعی ساخته می‌شود؛ انگاره‌ای که نتیجه سنجش میدانی نیست، بلکه محصول تکرار درون‌گفتمانی است.

علی کاکادزفولی، جامعه‌شناس سیاسی

بررسی‌ها و پایش‌ها نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از محتوای تولید شده درباره جامعه ایران توسط شبکه‌های اپوزیسیون مستقر در اروپا و آمریکا در هفته‌های گذشته، حول سه محور اصلی چرخیده است؛ «جوانانی سرشار از شورش»، «جامعه‌ای در آستانه انفجار» و «حکومتی با مشروعیت صفر». این پیام‌ها نه تنها به عنوان مواضع سیاسی، بلکه در قالب بسته‌های خبری، گزارش‌های میدانی، داده‌نماها و روایت‌های احساسی منتشر می‌شوند و به سرعت در رسانه‌های غربی، گزارش‌های برخی نهادهای پژوهشی و بیانیه‌های سیاسی بازنشر می‌گردند. یادداشت حاضر تلاش می‌کند تا منطق این روایت‌ها و نسبت آن‌ها با واقعیت‌های اجتماعی داخل کشور را بررسی کند.

 

  1. الگوی ثابت روایت‌سازی 40 ساله اپوزیسیون

طی چهار دهه گذشته، از جنگ تحمیلی تا تحولات سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ و سپس منازعات منطقه‌ای اخیر به ویژه در مقطع پیش و پس از جنگ 12 روزه، اپوزیسیون سازمان‌یافته برون‌مرزی تقریباً یک الگوی ثابت در روایت‌سازی داشته است؛ بزرگ‌نمایی ظرفیت بسیج انقلابی فوری، یکدست‌سازی تصویر جامعه ایران و ارائه محاسبات حداکثری از نارضایتی به عنوان نشانه‌ای از فروپاشی قریب‌الوقوع. این الگو که همواره ثابت بوده، در شرایط کنونی هم برقرار است و فقط تغییر شکل داده است؛ ترکیب تکنیک‌های حرفه‌ای لابی‌گری، روابط سیستماتیک با برخی رسانه‌ها و اندیشکده‌ها و استفاده از واژگان علوم اجتماعی، نمودهای بصری و داده‌های انتخابی به آن ظاهری کارشناسانه و شبه علمی بخشیده است.

در هفته‌های اخیر، این شبکه‌ها با تکیه بر تصاویر گزینشی از اعتراضات پراکنده، روایت‌هایی درباره نسل جوانی کاملاً گسسته از دین و هویت ملی، جامعه‌ای در وضعیت انفجار و منتفی بودن هر نوع سرمایه اجتماعی و رضایت حداقلی مردم ایران از حکومت منتشر کرده‌اند. این خروجی‌ها مستقیماً در تحلیل‌های رسانه‌ای و برخی گزارش‌های سیاستی غربی به عنوان منبع یا شاهد ثانویه ظاهر شده‌اند. در نتیجه، نوعی کانون روایی خارجی شکل گرفته که در آن بازیگران سیاسی مخالف، رسانه‌های فراملی و بخشی از ادبیات سیاست‌گذاری غربی، یکدیگر را به هم ارجاع می‌دهند و به تکرار یک چارچوب می‌پردازند؛ ایران به مثابه جامعه‌ای کاملاً شورشی و حاکمیتی کاملاً بی‌ریشه.

 

  1. چرا و چگونه روایت‌های اپوزیسیون در رسانه‌های غربی تکرار می‌شود؟

بازچرخه شدن این روایت‌ها تصادفی نیست. دست‌کم سه مکانیزم قابل تشخیص است؛

مکانیزم سهولت منبع

رسانه‌ها و نویسندگان غربی در پوشش اخبار ایران، به دلیل محدودیت‌های میدانی و فشار زمانی، به سمت منابع آماده و انگلیسی‌زبان گرایش دارند. شبکه‌های مخالف برون‌مرزی دقیقاً برای پر کردن همین خلأ، متن‌های پرجزئیات، اصطلاحات تخصصی و روایت‌های انسانی آماده می‌کنند؛ به گونه‌ای که به راحتی در گزارش‌ها یا یادداشت‌های تحلیلی قابل استفاده هستند.

مکانیزم هم‌ارزی با مخاطب

بخشی از فضای رسانه‌ای غرب، ایران را در چارچوب تقابل هنجاری روایت می‌کند. در این چارچوب، روایت اپوزیسیون که از جامعه‌ای کاملاً قربانی و حاکمیتی کاملاً منفک از جامعه سخن می‌گوید، به صورت پیشینی همسو با انتظارات مخاطب تصور می‌شود و نیاز کمتری به راستی‌آزمایی می‌یابد.

مکانیزم ارجاع متقاطع

گزارش‌های اندیشکده‌ای و سیاسی که بر تغییر حکومت در ایران یا فشار حداکثری تأکید می‌کنند، برای اثبات ضرورت راهبرد خود به همین روایت‌های رسانه‌ای استناد می‌کنند؛ روایت‌هایی که خود عمدتاً بر خروجی بازیگران ذی‌نفع در تغییر نظم سیاسی تکیه دارند. به این ترتیب، یک حلقه بسته شناختی شکل می‌گیرد که در آن انگاره «جامعه در آستانه فروپاشی» به طور غیرواقعی ساخته می‌شود؛ انگاره‌ای که نتیجه سنجش میدانی نیست، بلکه محصول تکرار درون‌گفتمانی است.

 

  1. واقعیت‌ها در برابر ادعاها؛ سنجش سه ادعای کلیدی

برای نقد این چارچوب، باید سه ادعای محوری آن با داده‌ها و شواهد متنوع سنجیده شود؛

الف) ادعای مشروعیت صفر با اتکای صرف به آمار انتخابات

کاهش مشارکت انتخاباتی در سال‌های اخیر، واقعیتی غیرقابل انکار است اما تبدیل این روند به گزاره مشروعیت صفر، از نظر جامعه‌شناختی، نوعی ساده‌سازی است به چند دلیل؛

اول، حتی مشارکت پایین در کشوری با جمعیت بالای رأی‌دهندگان، به معنای حضور میلیون‌ها شهروند در چارچوب رسمی است. دوم، مشروعیت سیاسی تنها از صندوق رأی سنجیده نمی‌شود؛ کارکردهای حکمرانی، کارآمدی نسبی در بحران‌ها، توان بسیج در مناسبت‌های ملی و مذهبی و استمرار ساختار نهادی نیز در ارزیابی جامعه نقش دارد.

سوم، بخش‌هایی از جامعه ممکن است منتقد سازوکارهای انتخاباتی باشند اما ضرورت حفظ یکپارچگی سرزمینی و پرهیز از سناریوهای آشوب‌زده منطقه را ملاک انتخاب حداقلی خود قرار دهند. نادیده گرفتن این طیف گسترده، بیشتر یک موضع تبلیغاتی است تا تحلیل تجربی. انگیزه‌های مشارکت و عدم مشارکت در انتخابات در مقاطع گوناگون بسیار متنوع و پیچیده بوده است، به طوری که تحلیل رفتار انتخاباتی جامعه ایران به یکی از مسائل پربحث علوم سیاسی بدل گشته و هنوز صورت‌بندی درستی هم از آن ارائه نشده است. با این دلایل لزوما نمی‌توان نتیجه گرفت که هرکس در انتخابات شرکت نکرده نظام سیاسی را قبول نداشته است.

چهارم؛ روند کاهش مشارکت در انتخابات، روندی جهانی است که بخش زیادی از آن هم به تحولات جهانی برمی‌گردد. این مسئله مختص ایران نیست و در کشورهایی مثل آمریکا و اروپا هم دیده می‌شود؛ جایی که گاهی نرخ مشارکت به ۳۰ درصد هم می‌رسد، اما هیچ‌گاه از دست رفتن مشروعیت تلقی نمی‌شود. تحلیلگران این وضعیت را بیشتر ناشی از تغییر در نوع مشارکت مردم و فاصله بین انتظارات آنها و عملکرد مسئولان می‌دانند، نه انکار کلیت نظام. پس مشروعیت سیاسی تنها به درصد مشارکت وابسته نیست، بلکه ترکیبی از رعایت قوانین، توانایی حل مشکلات و حس تعلق مردم است. همان‌طور که در غرب مشارکت پایین به معنای بی‌اعتباری نظام تلقی نمی‌شود، در ایران هم این افت مشارکت، هرچند یک زنگ هشدار برای نیاز به بهبود کارایی، شفافیت و رقابت بیشتر است، اما بیشتر باید به عنوان نقدی داخلی و درخواست اصلاح در چارچوب موجود دیده شود، نه رد کامل نظام.

 

ب) ادعای جامعه کاملاً شورشی و گسست نسلی

روایت‌های اخیر، نسل جوان را به صورت یکدست در قالب سوژه‌ای برانداز، بی‌ریشه و خارج از هر نوع پیوند با دین، خانواده و حافظه ملی نشان می‌دهند، به خصوص با اتکا به صورتبندی های نسلی غیرعلمی و پر از غلطی که برای جامعه آمریکا نوشته شده، سعی دارند نسل نوجوان ایران را نسل زد بنامند، بی آن که هیچ سنخیتی بین این دسته‌بندی‌ها با واقعیت اجتماعی، سیاسی و تاریخی جامعه ایران باشد. این صورتبندی غلط البته خود آنها را هم به دام‌های غلط تحلیلی گرفتار می‌سازد.

تغییرات ارزشی در بخشی از جامعه واقعیت دارد؛ فردگرایی بیشتر، پرسشگری دینی، حساسیت نسبت به سبک زندگی و حقوق فردی. اما همین داده‌ها از تداوم لایه‌هایی از هویت ملی، حساسیت نسبت به استقلال کشور و نیز استمرار پایگاه‌های ارزشی دینی در میان بخش مهمی از جامعه نیز حکایت دارند؛ پس ما با تصویری متکثر مواجه‌ایم، نه یکدست.

فاصله نسلی در ایران وجود دارد، اما در کنار آن الگوی تداوم نسلی و انتقال حافظه تاریخی از خانواده، مدرسه و نهادهای رسمی نیز فعال است؛ از مناسبت‌های ملی و دینی تا واکنش‌های همدلانه نسبت به تهدیدهای خارجی. ادعای گسست کامل، با شواهد هم‌زمانی کنش‌های اعتراضی و کنش‌های مشارکتی، مذهبی و ملی در میان همان نسل‌های جدید سازگار نیست.

 

پ) ادعای دینداری صفر و فروپاشی هویت ملی

بخشی از شبکه‌های مخالف، نتایج نظرسنجی‌های آنلاین خاص را به گونه‌ای عرضه می‌کنند که گویی جامعه ایران یکباره به سوی بی‌هویتی یا ستیز کامل با دین و ملیت حرکت کرده است. نقد روش‌شناختی این نظرسنجی‌ها، از جمله سوگیری نمونه‌گیری و خودانتخابی بودن، بارها مطرح شده است؛ در عین حال، حتی همین مطالعات نیز از تنوع طیف‌ها و نه حذف کامل دین و هویت ملی خبر می‌دهند. در سطح میدانی، حضور گسترده در آیین‌های مذهبی، رزمایش‌های همیاری اجتماعی، حساسیت نسبت به تحقیر خارجی یا تهدید سرزمینی و استمرار شبکه‌های خویشاوندی و محلی، نشانه آن است که هویت ملی و دینی در حال بازتعریف است، نه حذف. روایت فروپاشی کامل هم تنها طرحی از پیش تعیین شده و بخشی از راهبرد بسیج سیاسی اپوزیسیون است.

 

  1. راهبردهای تقویت روایت ایران در عرصه بین‌المللی

با شناخت دقیق ابعاد و انگیزه‌های روایت‌های اپوزیسیون، می‌توان فرصت‌های ارزشمندی را برای تقویت جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی شناسایی کرد؛ برای اینکه ایران بتواند تصویر واقعی‌تر و دقیق‌تری از خود ارائه دهد و از تسلط روایت‌های رقیب جلوگیری کند، لازم است در سه حوزه کلیدی زیر گام‌های مؤثری بردارد؛

تولید فعالانه دانش قابل استناد و به‌روز

ایران می‌تواند با سرمایه‌گذاری بر تولید داده‌های معتبر، گزارش‌های تحلیلی عمیق و پژوهش‌های مستقل، خود را به عنوان منبعی قابل اعتماد برای درک وضعیت جامعه معرفی کند. ایجاد و تقویت مؤسسات افکارسنجی و تحقیقات اجتماعی با استانداردهای جهانی و انتشار شفاف نتایج آن‌ها، می‌تواند بستری فراهم آورد تا تصویری مستند، چندوجهی و به‌هنگام از تحولات ارزشی، پویایی‌های مشارکت سیاسی و ترکیب واقعی مطالبات جامعه ارائه شود. این رویکرد به ایران این امکان را می‌دهد که روایت خود را با پشتوانه علمی قوی به گوش جهان برساند و در برابر گزارش‌های بیرونی که گاه با انگیزه‌های سیاسی طراحی می‌شوند، مراجع قابل اتکایی را ارائه دهد.

افزایش حضور در فضای علمی و دانشگاهی برون‌مرزی

ایران می‌تواند با مشارکت فعالانه در مجامع علمی و دانشگاهی بین‌المللی، اثربخشی پیام‌های رسمی خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. این حضور می‌تواند شامل ارائه تحلیل‌های عقلانی و مستدل از تحولات داخلی و جلسات مستمر با نخبگان خارجی باشد. چنین رویکردی نه تنها برای محققان و دانشگاهیان خارجی، بلکه برای افکار عمومی بین‌المللی نیز قانع‌کننده‌تر و قابل استنادتر خواهد بود. با استفاده از زبان تحلیل و استدلال علمی، می‌توان در فضای گفت‌وگوهای دانشگاهی و رسانه‌ای بین‌المللی حضوری پررنگ‌تر داشت و نشان داد که جمهوری اسلامی ایران قادر است مسائل خود را در سطوح و لایه‌های عمیق‌تر تبیین کند.

ایجاد شبکه ارتباطی پایدار با رسانه‌های بین‌المللی

دیپلماسی عمومی می‌تواند با حضور فعال و مستمر در مراکز فکری و رسانه‌های بین‌المللی به اوج کارآمدی خود برسد. ارائه داده‌های روشن، پاسخ‌های مستدل به گزارش‌ها و گفت‌وگوی انتقادی و سازنده با مخاطبان از طریق ایجاد شبکه‌ای پایدار از ارتباطات، می‌تواند به ایران کمک کند تا روایت‌های خود را به صورت روشمند و پیوسته به افکار عمومی جهانی منتقل کند. این رویکرد به جای واکنش‌های مقطعی، یک استراتژی بلندمدت برای نفوذ فکری و گفت‌وگوی مؤثر با نخبگان و رسانه‌های غیرهمسو را فراهم می‌آورد و از گردش آزاد روایت‌های حداکثری اپوزیسیون جلوگیری می‌کند.

وظیفه دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای نظام، تبیین و انتقال پیچیدگی‌های سیاست و جامعه ایران است؛ نشان دادن جامعه‌ای که در آن نقد و نارضایتی وجود دارد، اما به معنای تمایل فراگیر به فروپاشی نظم، استقبال از مداخله خارجی یا حذف هویت دینی و ملی نیست. این کار تنها با زبان عدد، پژوهش، روایت‌گری حرفه‌ای و گفت‌وگوی عقلانی با افکار عمومی جهانی ممکن است؛ نه با تکرار کلیات. اگر این خلأ پر نشود، میدان روایت خارجی همچنان در اختیار بازیگرانی خواهد بود که منافع سیاسی مستقیم در سیاه‌نمایی حداکثری دارند و تصویر ایران را به صورت جامعه‌ای بدون پیوستگی درونی و آماده مهندسی بیرونی بازتعریف می‌کنند.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها