AR | EN

1404-09-10 02:43

AR | EN

1404-09-10 02:43

اشتراک گذاری مطلب

وقتی آسمان پاسخی ندارد؟

اظهار بی‌سابقه‌ مسعود پزشکیان درباره احتمال تخلیه تهران، فقط یک هشدار اقلیمی نبود؛ نشانه‌ای بود از ورود ایران به مرحله‌ای که آب، نه‌تنها مسئله‌ای زیست‌محیطی، بلکه متغیری سیاسی و مدیریتی، اجتماعی و حتی امنیتی شده است. از تیترهای رسانه‌های غربی درباره «پایتختی در آستانه بی‌آبی» تا موج روایت‌های توطئه در فضای مجازی درباره «سرقت ابرها»، بحران آب ایران این‌بار نه در آسمان، بلکه در زمین و در ساختار سیاست‌گذاری و اعتماد عمومی معنا یافته است.

ایران ویو24- محیط زیست

اظهار بی‌سابقه‌ مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران مبنی بر اینکه «اگر وضعیت آب به همین شکل ادامه یابد، شاید ناچار شویم تهران را تخلیه کنیم»، انعکاس زیادی در رسانه‌های بین‌المللی داشته و موجی از نگرانی داخلی را نیز برانگیخت.

رسانه های غربی و صهیونیستی همگی با تیترهایی درباره «پایتخت ایران در آستانه بی‌آبی»؛ پدیده‌ عدم بارش باران را نه‌فقط چالشی زیست‌محیطی، بلکه مسئله‌ای امنیتی و اجتماعی برای ایران توصیف کردند.

از سوی دیگر همزمان با انتشار آمار رسمی، در فضای مجازی ایران موجی از تئوری‌های توطئه درباره‌ی «دستکاری در آسمان» و «سرقت ابرها» بالا گرفت؛ روایاتی که این هم بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی داشت. برخی نوشتند: «در کشوری که موضوع کمبود آب با اضطراب اجتماعی درهم تنیده است، نظریه‌ دخالت خارجی در بارش‌ها بیش از همیشه مخاطب دارد.»

البته روشن است پیامی که از دل تمام این گزارش‌ها شنیده می‌شود همدلانه نیست، سناریوی مطلوب آنها این است که: بحران آب در ایران، می تواند به فروپاشی سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شود؛ همان هدفی که دشمنان در کمین آن نشسته اند.

با این حال پاییز بی‌باران و آمارهای هشداردهنده غیر قابل کتمان هستند. طبق داده‌های رسمی سازمان هواشناسی ایران، تا هفته دوم آبان میانگین بارش سراسری تنها ۲.۳ میلی‌متر بوده است؛ رقمی که ۸۱ درصد پایین‌تر از میانگین بلندمدت قرار دارد. در تهران، بارش ثبت‌شده ۱.۱ میلی‌متر است؛ یعنی حدود ۹۵ درصد کمتر از میانگین تاریخی.

در عین حال ۱۹ سد بزرگ — که قبلاً ۹ سد بودند — در آستانه خشک‌شدن قرار دارند و ظرفیتشان به زیر ۵ ٪ رسیده است. بیشتر از پنج سد عمده تأمین‌کننده آب تهران (سدهای لار، لتیان، کارج (امیرکبیر)، طالقان و ماملو) با میانگین ظرفیت حدود ۱۰ ٪ کار می‌کنند. این ارقام نشانه‌ ورود ایران به مرحله‌ای بحرانی از «روز صفر آبی» تلقی شده است.

در حالی که برخی کارشناسان این وضعیت را بخشی از تغییر الگوی اقلیمی منطقه خاورمیانه می دانند؛ اغلب ناظران چنین گزارش می دهند که ایران بیش از آنکه قربانی تغییرات اقلیمی جهانی باشد، قربانی ضعف مدیریت منابع و غیبت یک راهبرد ملی آب است. این کشور باید از آسمان به زمین بازگردد و اصلاحات را از خاک آغاز کند.

یک عضو اندیشکده تدبیر آب در ایران می گوید: «بر اساس بررسی‌های علمی، حداکثر ۱۰ تا ۱۵ درصد از وضعیت فعلی ناشی از تغییرات اقلیمی در سطح جهان است، اما بیش از ۸۰ درصد بحران کنونی، نتیجه سیاست‌گذاری‌ها و رفتارهای ناهماهنگ با ظرفیت طبیعی ایران بوده است.»

مجموع برآوردها بر این نکته اجماع دارند که ریشه‌ بحران کنونی در سیاست‌های آبی چند دهه‌ اخیر نهفته است: برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی، فقدان الگوی کشت پایدار، و اتکای بیش از اندازه به پروژه‌های پرهزینه‌ی انتقال آب. در واقع خشکسالی در ایران دیگر یک پدیده‌ طبیعی نیست، بلکه به بخشی از ساختار اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. اگر الگوهای مدیریت و مصرف تغییر نکند، تهران ممکن است نخستین کلان‌شهری باشد که بر اثر بی‌آبی، از درون فرو می‌پاشد.

کارشناسان می‌گویند که اقدامات فعلی دولت کافی نیست و اصلاحات فوری و جدی در سیاست‌های آب مورد نیاز است. لذا بحران کم‌آبی ایران در پائیز ۲۰۲۵ تنها مسئله‌ای زیست‌محیطی نیست؛ اکنون به آزمونی برای کارآمدی حاکمیت، شفافیت علمی و اعتماد و انسجام عمومی بدل شده است.

مجموع نظرات تخصصی نشان می‌دهد که بحران آب در ایران به‌لحاظ ساختاری عمیق‌تر از آن است که تنها با بارش بیشتر جبران شود؛ این بحران ریشه در تصمیمات کلان اقتصادی، کشاورزی و مدیریتی دارد. اقدام عاجل در جهت اصلاح الگوی مصرف آب، بازیافت منابع و بازسازی مخازن آب زیرزمینی ضروری به نظر می‌رسد.

با این حال لازم به تاکید است در حالی که داده‌ها از یک خشکسالی ساختاری حکایت دارند و البته وظایف مدیریتی ایران بسیار سنگین است، اما روایت‌های رسانه‌ای غربی-صهیونیستی بر شکاف میان واقعیت علمی و ادراک اجتماعی در ایران تمرکز کرده‌اند.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها