AR | EN

1404-06-09 18:20

AR | EN

1404-06-09 18:20

اشتراک گذاری مطلب
گفت‌وگوی اختصاصی ایران ویو24 با سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان

از تهران–باکو تا برجام و مکانیزم ماشه؛ روایت سید عباس موسوی از دیپلماسی در میدان سخت

سید عباس موسوی، دیپلمات ارشد، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان و سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه، با حضور در خبرگزاری ایران ویو24 بار دیگر بر اهمیت نقش رسانه‌ها در عرصه سیاست داخلی و خارجی تأکید کرد. موسوی که همواره به‌عنوان یکی از حامیان جدی رسانه‌ها شناخته می‌شود، در این گفت‌وگو به تبیین دیدگاه‌های خود درباره تحولات دیپلماسی و جایگاه رسانه در پیشبرد منافع ملی پرداخت.

عفیفه عابدی، ایران ویو24

سید عباس موسوی؛ دیپلماتی که سال‌ها در قلب تحولات سیاست خارجی ایران، از سخنگویی وزارت امور خارجه تا سفارت در جمهوری آذربایجان، نقش‌آفرینی کرده است. او روایتگر روزهایی است که برجام در پیچ‌های سخت گرفتار شد، تنش‌های منطقه‌ای اوج گرفت و روابط تهران–باکو در مسیر پر فراز و نشیب قرار گرفت و بالگرد رئیس جمهور سابق ایران سقوط کرد. گفت‌وگوی پیش رو نه فقط مرور خاطرات یک دیپلمات ارشد، بلکه بازخوانی صریحی از فرصت‌ها و تهدیدها از سوی کسی است که سیاست خارجی تخصص او است.

با تشکر از حضور شما در این خبرگزاری نوپا، تمایل دارم یک گفتگوی صریح درباره مهمترین مسائل روز جامعه ایرانی و سیاست خارجی کشور داشته باشم. همان طور که می دانید مهم‌ترین دغدغه عمومی و نخبگانی ایران اکنون بحث اروپا و تهدید مکانیزم پس گشت (ماشه) است که نه تنها اذهان قشر متوسط حتی قشر ضعیف و کارگری را درگیر کرده است که فعال شدن این مکانیزم چه تاثیری بر زندگی آنها خواهد داشت. یک پرسش خیلی مهم وجود دارد که پس از خروج آمریکا از برجام از سال ۲۰۱۸ یعنی در حدود ۷ سال گذشته، چرا پیش بینی چنین روزی را نمی‌کردیم و یا اگر می‌کردیم چه سناریوهایی در ذهنمان بود که اقدام موثری برای مصون ماندن از آن نداشتیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم. از دعوت شما به خبرگزاری وزین ایران ویو24 سپاسگزارم که به نظرم در کمتر از یک سال گذشته پیشرفت خوبی داشته و برای آن، آینده بسیار روشن و موفقیت آمیزی پیش بینی می شود. اما درباره پرسش شما، در این مورد هر چند دیر ولی اخیر زیاد توضیح داده شد. خلاصه آن این است که اصل اسنپ بک یا پس گشت یا مکانیزم ماشه به سازو کاری باز می گردد که در بندهای ۳۶ و ۳۷ توافق هسته ای 2015 یا برجام ( البته نه با همین اسامی) قرار داده شده است که ضمانت اجرای توافق محسوب می شود و به موجب آن اگر یکی از طرفین به تعهداتش عمل نکرد از این فرآیند استفاده شود. پس از اینکه آمریکا از برجام خارج شد، اروپایی ها از ایران بسیار خواهش کردند که در توافق بماند و وعده دادند که ما جبران خواهیم کرد که بر اساس تصمیم نظام فرصت دیگری به دیپلماسی داده شد، اما شاهد بودیم که بعد از تقریباً یک سال آنها به تعهداتشان عمل نکردند. هیچ کدام از وعده های آنها از جمله مکانیزم‌های مختلف مالی که پیشنهاد داده بودند، عملی نشد یعنی عملاً آمریکا اجازه نداد، یا آنها نخواستند یا نتوانستند به تعهدات خود عمل کنند که باعث شد که جمهوری اسلامی ایران مکانیزم ماشه را فعال کند.

ایران بر اساس بندهای ۳۶ و ۳۷ روند حقوقی فعال سازی مکانیزم به اصطلاح ماشه را با نوشتن نامه به اعضای برجام و شورای امنیت منهای آمریکا و به دبیرکل‌های سازمان ملل متحد و آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرد که ما بخشی از تعهدات خود را کاهش می دهیم چون که از برجام منتفع نمی‌شویم. اگر اشتباه نکنم ما بخشی از تعهداتمان را در  ۵ یا ۶ مرحله و دو ماه یک بار کاهش دادیم و بدین ترتیب در غنی سازی حتی ما بیشتر از قبل از برجام جلو رفتیم یعنی ما پیش از آنها مکانیزم ماشه یا پس‌گشت را فعال کردیم که پس از آن عملاً دیگر برجامی وجود نداشت. اما این شهامت یا جسارت را نداشتیم پایان برجام را اعلام کنیم، این شهامت در آمریکا و اروپایی ها نیز نبود. شاید دلیلش این بود که مثلاً آنها امیدی داشتند که جمهوری اسلامی به تعهداتش بازگردد و یا ما هم فکر می کردیم با بند غروب برجام پش از ۱۰ سال ، پرونده هسته ای و تحریم های ایران عادی شده و از دستور کار شورای امنیت خارج می شود. اروپایی‌ها هم بطور اسمی در برجام ماندند در حالی که به هیچ تعهدی عمل نمی‌کردند ما هم که از غنی سازی 3 درصد به غنی سازی تا ۶۰% هم رسیده بودیم. حتی وقتی دولت هم عوض شد در دولت شهید رئیسی هم به امید اینکه بتوانند برجام را احیا کنند، پایان آن را اعلام نکردند. برای اینکه بتوانیم جلوی این سوء استفاده را بگیریم ما می توانستیم پایان برجام را زودتر اعلام کنیم.

با توجه به پیش بینی ها، به نظرتان اعلام فعال سازی اسنپ بک اتفاق شوک آوری برای ایران خواهد بود و چگونه باید از آن عبور کرد، مثلا دوستان ما در چین و روسیه از ایران حمایت خواهند کرد؟

حتما اینگونه خواهد بود و من انکار نمی‌کنم؛ اما دیدگاهی در کشور ما وجود دارد که دیگر بالاتر از سیاهی رنگی نیست. اینکه دیگر چه کار می‌خواهند انجام دهند که نکردند، چه تحریمی مانده که انجام نداده اند. درباره بازگشت تحریم ها و اینکه چین و روسیه به عنوان اعضای دایم شورای امنیت قادر به جلوگیری از بازگشت آنها هستند، محل بحث حقوقی است عده ای معتقدند بر اساس مکانیزم ماشه این‌ها هم نمی‌توانند چون هر عضو برجام می تواند مستقل عمل کند و این خطر بازگشت پذیری تحریم‌های شورای امنیت را به همراه دارد که تحریم‌های سختی هستند. ما تاکنون تحت تحریم های آمریکا بودیم و اگر تحریم‌های شورای امنیت افزوده شود، با کاهش مبادلات تجاری با کشورهای مستقل یا غیر مستقل مواجه خواهیم شد.

در سال ۲۰۱۰ یکی از گسترده‌ترین تحریم‌ها علیه ایران اعمال شد و در آن مقطع یک اتفاق مهم که روسیه با ریاست جمهوری دیمیتری مدودف اعلام کرد که از این تحریم‌ها تبعیت می‌کند. در واقع این سوال مطرح است که بازگشت تحریم‌ها از طریق شورای امنیت آیا به معنی الزام آور بودن برای کشورهایی مانند روسیه نیز است؟ آیا مثلاً این کشورها می توانند ابتکاری برای عبور از تحریم ها داشته باشند؟ آیا مثلاً روندهای منطقه‌ای می تواند تاثیرگذار باشد. بطور نمونه ما الان شاهد بحث جنگ اقتصادی آمریکا و هند یا جنگ اقتصادی آمریکا و برزیل هستیم یعنی در واقع آمریکا با کشورهای عضو بریکس وارد یک منازعه اقتصادی شده و آیا این خودش یه فرصت نیست؟

من خیلی امیدوار و خوشبین نیستم به ابتکارهایی مثل اختلافات تجاری آمریکا و بریکس، آمریکا و شانگهای آمریکا و چین و روسیه دل ببندیم. همیشه بازی میان قدرت های بزرگ اقتصادی و نظامی در دنیا پیچیده و چند لایه است و دفعتا می بینید توافقاتی کردند و مشکلات شان را حل کردند. شاید بشود بهره مقطعی برد و کارهایی انجام داد اما این دائمی نیست. نباید به اختلافات مقطعی دیگران دل ببندیم، ترامپ فردی دم دمی مزاج است و یکدفعه می بینید مشکلاتش را با کشورها و سازمان هایی که نام بردید حل کرد. در همین حال به یاد داشته باشیم همه اعضای سازمان ملل متحد موظف به اجرای تحریم های شورای امنیت هستند. ما باید خیلی پیشتر از اینها مشروعیت حقوقی اسنپ بک را زیر سوال می بردیم. کاری که اکنون انجام می شود، باید بسیار زودتر صورت می‌گرفت.

یکی از بزرگترین دغدغه ها در بحث داخلی این است که یکی از برنامه های دشمنان ایران اعمال فشار اقتصادی به مردم، افزایش اعتراضات داخلی، اعمال فشار از داخل به نظام برای عقب نشینی از مطالبات هسته ای و تغییر نظام سیاسی است، در این زمینه به نظرتان شرایط چگونه است؟

اساسا هدف تحریم های اقتصادی اثرگذاری روی مردم برای فشار به حکومت برای تغییر رفتار است که در واقع نگرانی‌های کارشناسی و بحث نخبگانی این است که مرحله بعد از اسنپ بک در واقع بحث احتمال ایجاد نارضایتی های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی هدایت شده در ایران است که برخی نشانه های آن بروز کرده است. در این راستا باید زودتر مطالبات صنفی را دید و پاسخ مثبت داد. مثلاً عده ای پولشان توسط یک بانک یا موسسه ای خورده شده یا مثلاً کارخانه‌ای تعطیل شده یا اینکه تعدیل نیرو کرده یا بقیه مطالبات صنفی دیگر را باید شنید و پاسخ داد. همین نارضایتی ها اگر دشمنان و سرویس های امنیتی حریف روی آنها سوار شوند و زنجیره درست کنند مانند گلوله برفی می مانند.

احساس خود من این است که سرویس های امنیتی خارجی همیشه روی این مطالبات کار می‌کنند. من فرمایش مقام معظم رهبری را یادآوری می کنم که دشمن هر کاری از دستش بر می آمد انجام داد یعنی از تحریم‌ها و دخالت ها تا رسید به جنگ نظامی و دیگر بالاتر از این نداشتیم که از آن هم تقریباً ناامید شد. به نظر من تنها کاری که برای دشمن باقی مانده ایجاد اغتشاشات و اختلافات و چند دستگی و به زعم خودشان فروپاشی از درون با هدایت خارجی است. اینکه برخی سیاسیون جناحی و عوامل رسانه ای شان در این شرایط خطیر به جان هم افتاده اند خیلی خطرناک است و بازی در زمینی است که دشمنان طراحی کرده اند. با اینکه مقام معظم رهبری دعوت به انسجام کردند و از سپر پولادین اتحاد ملت نام بردند و آن را اتحاد مقدس نامیدند باز یک عده بهانه‌هایی می‌تراشند و به دنبال تشدید این درگیرها هستند.

به نظر شما آگاهانه است یا ناآگاهانه؟

والا اگر آگاهانه است که باید نیروهای امنیتی ورود کنند. الان موقع رقابت سیاسی نیست که مثلا دولت یا سایر کرسی های قدرت را طلب کنید. همه باید ید واحد شویم چون دشمنانی جدی داریم که پشت در ایستاده اند. این آتش‌بسی که برقرار شده، فوق العاده شکننده است و حاصل صرفا یک تماس تلفنی است. در این وضعیت باز عده ای دنبال دعوای حیدری – نعمتی هستند. به نظر من حتی باید برای حفظ کشور بصورت دستوری به این رفتارهای وحدت شکنانه پایان داد. مساله بسیار مهم است. مساله حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران است. از گذشته ها شواهد و قرائن را که کنار هم می‌گذاریم می بینیم که برای دشمنان ایران مهم نیست که چه حکومتی در ایران برقرار باشد جمهوری اسلامی یا حکومت غیر مذهبی لائیک یا حتی طرفدار غرب، ایران بزرگ به ما هو با این جغرافیا با این موقعیت، برای ایران برای اسرائیل تهدید است. از اینرو به دنبال تجزیه ایران هستند. اسرائیل از این منظر تمام کشورهای بزرگ مسلمان چه ترکیه، چه پاکستان حتی عربستان و … را تهدید انگاری می کند.

شما سفیر ایران در جمهوری آذربایجان بودید و اتفاقی که برای بالگرد شهید رئیسی رخ داد در آخرین روز کاری شما بود. اخیرا آقای سید محمد صدر در اظهاراتی رسانه ای مدعی شده اند که اتفاق سقوط بالگرد رئیس جمهور شهید، اقدام تروریستی از سوی سرائیل بوده، نظر شما در این باره چیست؟

من خیلی بنا نداشتم و ندارم به این موضوعات ورود پیدا کنم. دوستان و بزرگانی هم برغم هجمه های رسانه ای که به شخص بنده گاهی وارد می شود که چرا آن روز نبودید یا چرا رئیس جنهور آمدند برای افتتاح سد قیزقلعه سی و … توصیه می کنند وارد نشوم. من یک نکته ای مطرح می کنم. زمانی که بالگرد شهید رئیسی سقوط کرد سه سناریو محتمل مطرح شد. اما آنچه به واقعیت نزدیک بود این بود که حادثه طبیعی بوده است.

در آن زمان سناریو دخالت عامل خارجی و یا خرابکاری داخلی نیز مطرح شد. ستاد کل نیروهای مسلح و منابع رسمی پس از بررسی های فراوان اعلام کردند که حادثه طبیعی بوده است. ما نیز باید همان را بپذیریم مگر اینکه در آینده دور یا نزدیک مثلاً شواهد جدیدی خلاف آن پیدا شود. به نظرم ادعای آقای صدر ناظر بر الگوی رفتاری رژیم صهیونیستی است که همواره رژیم تروریستی است که تصریح هم کردند نظر و تحلیل شخصی شان است و اطلاع ویژه ای ندارند. همه ما تابع گزارش های رسمی هستیم و باید باشیم وگرنه به تعداد نفوس خلایق می شود گمان زنی کرد و سناریو ساخت.

لازم است اینجا من مروری بر روابط ایران و جمهوری آذربایجان داشته باشم. اول دولت شهید رئیسی، آقای علی اف پیامی به ایشان ارسال کرد و اعلام کرد من حاضرم روابط خیلی دوستانه و نزدیک و شخصی با جناب آقای رئیسی داشته باشم مانند همین روابط شخصی که با آقایان پوتین و اردوغان دارم. رئیس جمهور آذربایجان گفت آماده است روابط تهران و باکو را در حوزه های مختلف نظامی و سیاسی و اقتصادی گسترش دهیم.

قبل از تحلیف شهید رئیسی من این پیام را به تهران منتقل کردم و از سمت دولت آذربایجان هیئت بلند پایه ای متشکل از رئیس مجلس و معاون نخست وزیر و … برای تحلیف شهید رئیسی شرکت کردند. اما متاسفانه همان اول دولت اتفاقی افتاد که این اتفاق قابل بررسی است که چرا اجازه ندادند روابط خوب دو کشور روند خوبی داشته باشد. چون بعد از اینکه جنگ دوم قره‌باغ اتفاق افتاد و مقام معظم رهبری موضع گیری اصولی و خوبی در قبال اراضی اشغالی آذربایجان داشتند، روابط تهران و باکو روند خوبی یافته بود.

ولی متاسفانه درست ابتدای دولت شهید رئیسی عده‌ای از داخل، عده ای از خارج و محافلی در داخل جمهوری آذربایجان، عواملی از سوی رقبا یا دشمنان خارجی همه دست به دست هم دادند تا مانع پیشرفت روابط تهران و باکو در ابتدای دولت جدید ایران شوند. دولت آذربایجان در موضوع عبور کامیون‌های بخش خصوصی ایرانی به منطقه مرکز قره باغ خان کندی یا بقول ارامنه استپاناکرت اعتراض داشتند. اما گروهی در ایران اصرار داشتند این اقدام ادامه یابد. من را در باکو احضار کردند و یادداشت اعتراضی دادند، مقامات آذربایجان در سفرهایی که به ایران داشتند در ملاقات خصوصی خواهش کردند که مثلاً جلوی کامیون های ایرانی گرفته شود چون از نظر آنها آنجا مناطق اشغالی و تجزیه طلب محسوب می شود. البته بعداً وزارت راه ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد که ما آن منطقه را جزو خاک آذربایجان می دانیم و کسی حق ورود به آنجا را ندارد اما قدری دیر شده بود و متاسفانه تبعات زیادی داشت تا جایی که باکو در اقدامی عجیب و نامتقارن تنش ها را بالا برد و حتی اجازه نداد نماینده مقام معظم رهبری دوباره به آذربایجان باز گردد.

پس از آن با نظر تصمیم گیران در تهران ما سعی کردیم که روابط خوب گذشته را حفظ کنیم و به ریل گذشته بازگردیم و شهید امیرعبداللهیان و برخی مقامات سیاسی و امنیتی سفرهایی به باکو و متقابلا آنها به تهران داشتند که روابط تازه داشت به ریل اصلی باز می گشت که در اسفند ۱۴۰۱ متاسفانه آن حادثه علیه سفارت جمهوری در تهران رخ داد. یک فرد متوهم مسلح به سفارت آذربایجان حمله کرد و یک نفر متاسفانه کشته و دو نفر زخمی شدند. این یک نقطه عطف جدیدی شد در روابط ایران و آذربایجان و باکو سفارتش در تهران را تعطیل کرد. چالش ها بسیار جدی شد. از آن به بعد بود که موضوع کاهش تنش در دستور کار طرفین قرار گرفت و خیلی تلاش شد اما نتیجه نداد و حتی نشست‌های سه جانبه بین ایران و آذربایجان و روسیه، ایران و آذربایجان و ترکیه به دلیل همین مسائل برگزار نشد. دعوت‌هایی هم که از همدیگر می‌کردیم اجابت نمی‌شد. اما در حاشیه رویدادهای بین المللی دیدارها و تماس هایی بین مقامات ایران و جمهوری آذربایجان برگزار می شد. شهید امیرعبداللهیان در همین فاصله یکی دوبار به باکو سفر داشتند. مقامات امنیتی رفت و آمد داشتند. دادستانی رفت و آمد داشتند تا اینکه بحث سران مطرح شد که طرفین معتقد بودیم که اگر سران هم دیداری داشته باشند، فصل جدید روابط شروع می شود و از مرحله گذشته عبور خواهیم کرد. همه دنبال یک فرمول بودند که در نهایت در حاشیه اجلاس آبان ماه ۱۴۰۲ در تاشکند، پیشنهاد شد در راستای توافق ساخت سد مشترک، روسای جمهور ایران و جمهوری آذربایجان در نقطه صفر مرزی دیدار کنند و افتتاح این سد مبنای آشتی و عبور از حوادث گذشته باشد. مقدمات کار فراهم شد و برای تعیین تاریخ حتی هفت – هشت بار تلاش شد تا اینکه روی ۳۰ اردیبهشت توافق شد من هم ماموریتم ۲۰ اردیبهشت تمام می‌شد که ماموریت من را هم تمدید کردند تا این دیدار انجام شود. برای من نیز به عنوان سفیر اوج کار فراهم کردن مقدمات ملاقات روسای جمهور پس از آن همه تنش‌ها و فشارهای زیاد بود. اصولا گل کار یک سفیر دیدار روسای کشورها و رفت و آمدهای سران است. ولی در تهران از سوی عده ای خاص تصمیم گرفته شد چون روز آخر کاری ایشان است من در مراسم نباشم، من نیز در این مراسم حاضر نشوم که علی رغم میل باطنی شرکت نکردم و حوالی ظهر پس از پایان برنامه در مرز مشترک، به همراه تعدادی از همکاران زمینی از باکو عازم آستارا شدم که به تهران بیایم که متاسفانه در میانه راه خبر حادثه آمد که ابتدا تکذیب و بعد تایید شد.

باید اضافه کنم من دستور کار و ماموریت جدی برای حفظ رابطه ایران و جمهوری آذربایجان و تنش زدایی و اعتمادسازی در چارچوب سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران داشتم. ما علاقه ای به تنش با آذربایجان نداشتیم اما عده ای نانشان در تنش است چه محافلی در داخل ایران، چه محافلی در داخل آذربایجان چه دشمنان و رقبایی که در متطقه می دانیم و می‌شناسیم. رابطه خوب و نزدیک ایران آذربایجان دشمنان زیادی دارد.

یکی از مهمترین مسائلی که در روابط ایران و جمهوری آذربایجان در سال‌های گذشته شکل گرفته و همچنان روی این رابطه سایه انداخته ایجاد کریدور زنگه زور است، که اتفاقا مصادف با آغاز کار شما در جمهوری آذربایجان و پس از جنگ ۴۴ روزه بود. درباره این کریدور، مواضع ایران چه تطوری داشته و چه رایزنی‌هایی بین ایران و جمهوری آذربایجان در مورد این موضوع شد؟

ببینید ما به عنوان سفارت همه این شرایطی که الان می‌بینیم همه را بر اساس جلسات متعدد کارشناسی زیاد پیش بینی کردیم و به نهادهای مختلف داخلی گزارش کردیم که برای ما واضح است که این کریدور راه خود را می رود. ولی خب، عده شاید نخواستند بشنوند و باعث شدند غافلگیر شویم. زمانی که من به باکو رفتم، یک ماه بعد جنگ شد و همه می دانستیم این جنگ با جنگ های قبل متفاوت است. جنگ دوم قره باغ که تمام شد می دانستیم جمهوری آذربایجان و ارمنستان دیر یا زود صلح دائمی خواهند کرد. من هر بار که به تهران باز می گشتم این را می گفتم که اگر می گفتید در جنگ دوم قره باغ غافلگیر شدیم لااقل از الان (یعنی ۴-۵سال پیش) برای صلح آنها آماده باشید که باز نگوئیم غافلگیر شدیم. کریدور به اصطلاح زنگه زور بر اساس بند ۹ توافق آتش بس نوامبر ۲۰۲۰ برای رفع انسداد راههای مواصلاتی قدیمی مطرح شد. آن زمان آقای دکتر عراقچی برای میانجیگری به باکو آمد و طرح صلحی هم آورده بود و رفته بودند کشورهای منطقه از جمله ترکیه، روسیه گرجستان، ارمنستان، آذربایجان آنجا یکی از چیزهایی که مطرح شد اینکه ما هم مساعدت می‌کنیم که راه اتصال آذربایجان به نخجوان برقرار شود. این نکته را تاکید می کنم که ما در سال ۹۹ و ۱۴۰۰ این فرصت را داشتیم عطش آذربایجان نسبت به کریدور زنگه زور را کم کنیم و آنرا از خاک خودمان عبور دهیم اما نکردیم. یعنی کل این مسیر می‌توانست از خاک ایران عبور کند. در حالی که مرزهای آذربایجان و ارمنستان ثبات نداشت، آنها تمایل داشتند از مسیر ایران این ارتباط برقرار شود. ترکیه هم بارها به ایران پیغام داد. البته مسیر ایران به نخجوان برقرار بود اما این دفعه پیشنهاد شده بود که این مسیر را توسعه بدهیم جاده ریلی و خطوط انتقال انرژی و فیبر نوری و …همه از خاک ایران عبور کند و حالا به دلایلی که الان اینجا من نمی‌خواهم فعلاً بیان کنم، عده‌ای مانع شدند و حتی این موضوع که در سند توافق کمیسیون مشترک ایران و آذربایجان در سال ۱۴۰۰ آمده بود را حذف کردند و این خیلی عجیب بود.

من در جلساتی در شعام، وزارت خارجه و حتی جلسات جداگانه با سردار شهید رشید، سردار شهید باقری، دکتر قالیباف و … تاکید کردم توافق صلح انجام و این مسیر بین طرفین با توافق و رضایت و نه با زور و اشغال باز خواهد شد. جمهوری آذربایجان پس از گرفتن مناطق اشغالی قره باغ دیگر نمی توانست حتی یک تیر به سمت ارمنستان شلیک کند که عضو پیمان امنیتی دسته جمعی بود.چون آن زمان با روسیه طرف می شد. استدلال بعدی ما این بود که آنجا تا آن زمان بالای ۳ میلیارد دلار سرمایه گذاری شده، جاده کشیده بودند و راه آهن و تونل ایجاد کرده بودند، حتی یک فرودگاه ساختند. بنابراین هر اقدام نظامی جمهوری آذربایجان می توانست همه این سرمایه گذاری ها را بر باد دهد. از طرفی با واکنش آمریکا و فرانسه نیز مواجه می شدند. موضع قاطع ایران را هم می دانستند. الان می بینید که جنگی رخ نداد و با توافق طرفین مدیریت این پروژه توسط ارمنستان به آمریکایی ها واگذار شده است. آذربایجان هم خود را با ایران و روسیه درگیر نکرد. در سفر ریاست محترم جمهوری به ارمنستان آنها همین را گفتند که ما حاکمیت خواهیم داشت شرکت‌هایی که در پروژه کار خواهند کرد باید در ارمنستان ثبت شوند و اطمینان ۱۰۰% دادند که حاکمیت بر پروژه به عهده ارمنستان خواهد بود. البته ارمنستان اطمینان هایی می دهد اما اینکه بتواند در مقابل امیال آمریکایی ها تاب بیاورد و اجازه ندهد آنها علیه منافع ما و روسیه اقدام کنند محل تردید است. غیرواقعبینانه است بپذیریم آنها در مقابل قدرت بزرگی مثل آمریکا به ما تضمین بدهند. در واقع آن خطر ژئوپولیتیکی که همیشه از طرف جمهوری آذربایجان مطرح بود اکنون از طرف آمریکایی ها و با حضور آمریکایی ها مطرح است و خطر کمتر نشده است و چه بسا بیشتر شده است.

این شرکت‌ها که ما اطلاعی درباره ماهیت شان نداریم می توانند پوششی برای شرکت های نظامی و امنیتی آمریکا در ارمنستان باشند که به نزدیک مرزهای ما منتقل می شوند. اگر این پروژه بخواهد راه بیفتد ارمنستان باید یک ما به ازای بگیرد. مثلا ارمنستان دسترسی به ایران را از نخجوان هم بخواهد. چون راه ایران به نخجوان به ایروان از طریق جلفا بسیار کمتر از طریق نوردوز با جاده های پیچ در پیچ است. به نظر من همزمان باید یک دیپلماسی فعال با جمهوری آذربایجان هم داشته باشیم و به آنها بگوییم به هر حال در این سی و چند ساله ما راه شما را به نخجوان برقرار کردیم ولی قرار نیست که حالا شما دو دشمن قدیمی، رفیق شدید این لطف سی و چند ساله ایران یادتان برود. ما می توانیم مسیر امن و ارزان و کوتاه در اختیار شما قرار بدهیم و مسیر ایران همچنان فعال باقی بماند و حتی باید مذاکره کنیم که بخشی از ترانزیت از خاک ما انجام شود و این بخشی از توافق باشد. مسیر ایران که الان خوشبختانه توسعه یافته است و می تواند بخشی از مسیر باشد. چون جمهوری آذربایجان دنبال متنوع سازی مسیرهایش است. احتمالا موافق باشند که از مسیر ایران نیز استفاده شود. از سوی دیگر باید از ارمنستان نیز درباره ماهیت شرکت های آمریکایی تضمین واقعی گرفت. البته ارمنستان همسایه خوب ماست و همسایه نجیب ماست ولی باید حواسش باشد منافع جمهوری اسلامی ایران و منافع حیاتی و دراز مدت ایران هم در نظر بگیرد. صرف ادعا شاید کفایت نکند.

یکی از مهم‌ترین مسائلی که اکنون در سیاست خارجی درگیر آن هستیم تلاش مشترک برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه محور مقاومت است که جدیدترین آنها تلاش برای خلع سلاح حزب الله لبنان و ادعاهای جدید علیه سپاه پاسداران است. به نظر شما در مقابله با این تلاش ها باید چه سیاستی داشته باشیم؟

یادم هست در گفتگویی که سال گذشته حدود هفت یا هشت ماه پیش با رسانه شما ایران ویو24 داشتم همین بحث بنوعی مطرح شد که به هر حال کشورهای اسلامی منطقه باید بدانند مقامت خط مقدم همه است. از آن زمان اتفاقات زیادی رخ داد از جمله فروپاشی حکومت در سوریه و حملات رژیم صهیونیستی به این کشور، آن زمان یک جمله صریح گفتم که شما منتشر کردید که کشورهای اسلامی نباید خیالشان راحت باشد، اگر مقاومت نباشد اسرائیل سراغ تک تک آنها خواهد رفت و متاسفانه آن پیش بینی محقق شد چون مدل رفتاری رژیم صهیونیستی این گونه است و دیدیم که بعد از سوریه به سراغ لبنان رفتند، بعد سراغ یمن و حتما عراق می روند و این یک زنگ خطر برای کشورهای اسلامی باید باشد. چنانچه می بینیم نتانیاهو بحث اسرائیل بزرگ را دوباره مطرح کرد. ببینید همانگونه که مقام معظم رهبری گفتند اسرائیل یک باند جنایتکار خونریز و آدم کش غاصب است که تفکرات ایدئولوژیک هم دارد و راهبرد توسعه ارضی نیل تا فرات که در تعلیمات ایدئولوژیک آنها است با هر هیات حاکمه ای یک تفکر جدی است. بنابراین نیروهای مقاومت سدی در مقابل امیال اشغال ارضی باند حاکم بر سرزمین های اشغالی است. در سوریه حکومت تغییر کرده اما همچنان روزانه بمباران می شود. دو روز دیگر این اتفاق برای سایر کشورهای عربی خواهد افتاد. نیروی مقاومت خاکریز همه کشورهای عربی و اسلامی است و ربطی به ایران ندارد. مگر زمانی که در دهه 60 و 70 قرن 20 میلادی اسرائیل به کشور عربی حمله کرد، جمهوری اسلامی وجود داشت. اسرائیل با ماهیت کشورهای اسلامی و عربی و با کشورهای بزرگ و قوی اسلامی دشمن است. به الان نگاه نکنید. اسرائیل حتما دشمن عربستان، ترکیه، پاکستان و سایر کشورهای بزرگ اسلامی است. اگر آنها عاقل باشند قبل از ایران با خلع سلاح حزب الله و خلع سلاح حشد شعبی عراق مخالفت می کنند. اسرائیل دست از سر ایران نیز برنمی‌دارد ایران به معنای ایران بزرگ برای اسرائیل تهدید محسوب می شود. شاید ما با کشورها منطقه رقابت و جاهایی اختلاف نظر داشته باشیم و داریم اما هم ما و هم آنها باید حواسمان باشد که یک دشمن جدی و مشترک داریم. راه حل، اتحاد راهبردی میان ایران و کشورهای اسلامی است. نکته ای که آقای دکتر پزشکیان نیز مکرر بر آن یعنی انسجام در داخل و اتحاد با همسایگان و کشورهای اسلامی تاکید دارند. به نظر من باید در این باره دیپلماسی مستمر و جدی را تا حصول اعتماد و اتحاد ادامه داد.

از اینکه وقت تان را به خبرگزاری ایران ویو24 اختصاص دادید، بسیار سپاسگزارم

 

 

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *