دکتر شهلا کاظمیپور، جمعیتشناس و استاد دانشگاه، با تشریح دلایل اصلی کاهش نرخ فرزندآوری در ایران، گفت روند افت باروری که از دهه ۱۳۷۰ و همزمان با اجرای سیاستهای تنظیم خانواده آغاز شد، اکنون به یکی از شدیدترین سطوح جهانی رسیده است. او تأکید کرد که عوامل توسعهای، اقتصادی و فرهنگی بهصورت توأمان موجب تضعیف اثر سیاستهای حمایتی در حوزه جمعیت شدهاند و رویکردهای فعلی نیازمند بازنگری اساسیاند.
ایرانویو24-اجتماعی
کاظمیپور در گفتوگویی رادیویی اظهار داشت کاهش باروری در ایران همزمان با افزایش شهرنشینی، گسترش سواد عمومی، اشتغال زنان و دسترسی بیشتر به رسانهها آغاز شد و سیر کاهش آن در دهههای بعد شتاب قابلتوجهی به خود گرفت.
او گفت: «با افزایش ضریب شهرنشینی، آگاهیهای اجتماعی نیز رشد یافته و این روند، به تغییر نگرش خانوادهها در زمینه تعداد فرزندان انجامیده است.» به گفته وی، کاهش نرخ باروری ایران در مقایسه جهانی نیز در ردههای بالای شدت قرار دارد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد در دهه گذشته، مشکلات اقتصادی ناشی از تورم و تحریمها عامل اصلی در ناکارآمدی سیاستهای حمایتی دولت در زمینه جمعیت بوده است. او افزود:
«آمارها نشان میدهد نرخ سالانه فرزندآوری در کشور حدود یکدهم نسبت به سال قبل کاهش مییابد و هنوز دادههای دقیقی برای سنجش تأثیر سیاستهای جمعیتی وجود ندارد.»
کاظمیپور همچنین سیاستهایی مانند وامهای تشویقی ازدواج و فرزندآوری یا واگذاری زمین رایگان را ناکافی دانست و گفت: «اینگونه وامها در شرایط بیثباتی اقتصادی نمیتواند مشکل خانوادهها را حل کند. مردم بیش از هر چیز به امنیت مالی و ثبات قیمتها نیاز دارند.»
این جمعیتشناس با تأکید بر نقش رسانهها در فرهنگسازی فرزندآوری، عملکرد موجود را «ضعیف و غیرمنطبق با دغدغههای مردم» دانست و افزود:
«برنامههای رسانهای به مسائل فرعی میپردازند و ارتباط مستقیمی با نگرانیهای اقتصادی شهروندان ندارند. تا زمانی که اقتصاد خانوار سامان نگیرد، تبلیغات فرهنگی تأثیر چندانی نخواهد داشت.»
کاظمیپور در پایان نقش مجلس را در اصلاح سیاستهای جمعیتی تعیینکننده توصیف کرد و خواستار تغییر رویکرد از سیاستهای تشویقی کوتاهمدت به سیاستهای کلان تولید و اشتغال شد.
او گفت: «هر سال تعداد زیادی از استارتاپها مجوز میگیرند، اما بدون ثبات اقتصادی، هیچیک از این فعالیتها به نتیجه پایدار نخواهد رسید. سیاست جمعیتی موفق نیازمند رشد پایدار اقتصادی و امنیت شغلی است.»



