AR | EN

1404-09-10 01:19

AR | EN

1404-09-10 01:19

اشتراک گذاری مطلب

عربستان سعودی و نقش میانجی‌گری آن در تعاملات دیپلماتیک تهران-واشنگتن؟

پس از جنگ ۱۲روزه و در میانه تغییر آرایش قدرت در خلیج فارس، نام عربستان بار دیگر در میانه معادلات تهران و واشنگتن برجسته شده است؛ روایتی که از یک نامه محرمانه آغاز شد و اکنون به سناریویی بزرگ‌تر گره خورده: آیا ریاض می‌تواند به کانال تازه‌ای برای مدیریت تنش ایران و آمریکا تبدیل شود، یا این تنها بخشی از مهندسی جدید قدرت توسط رقبای ایران است؟

ایران ویو24- سیاست خارجی

در چارچوب پویایی‌های ژئوپلیتیک خلیج فارس و تحولات پس از جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل، رسانه‌های غربی و اسرائیلی اخیراً بر نقش بالقوه عربستان سعودی به عنوان میانجی در روابط ایران و ایالات متحده تمرکز کرده‌اند. این روایت‌ها عمدتاً بر پایه انتشار خبر ارسال نامه رسمی مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی ایران، به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در آستانه سفر اخیر وی به واشنگتن (نوامبر ۲۰۲۵) استوار است. هر چند این سناریو کاملا منتفی نیست، با این حال، تحلیل واقع‌گرایانه این گمانه‌زنی‌ها، فراتر از سطح ظاهری، به لایه‌های راهبردی عمیق‌تری اشاره دارد که شامل بازسازی توازن قدرت منطقه‌ای و پیشبرد منافع هژمونیک ایالات متحده و متحدانش می‌شود.

این نوشتار سه محور کلیدی این روایت رسانه‌ای را بررسی می‌کند: بازنمایی ایران به عنوان عامل فعال در مذاکرات، تقویت جایگاه ژئوپلیتیک عربستان، و بهره‌برداری از ریاض برای اعمال فشار ساختاری بر تهران.

۱. بازنمایی ایران به عنوان بازیگر واکنشی در چارچوب مذاکراتی

یکی از الگوهای غالب در خط روایی رسانه‌های غربی و اسرائیلی، تلاش برای فرادست‌نمایی ایران به عنوان بازیگری که تحت فشارهای خارجی، به طور فعالانه به سمت مذاکره با ایالات متحده سوق داده می‌شود، است. شواهد زیادی بر تمایل واشنگتن برای احیای مذاکرات هسته‌ای پس از جنگ 12 روزه و تحت شرایط تحمیلی تأکید دارند، در حالی که اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بر «نیازمندی ذاتی ایران به مذاکره» و «پیشقدمی تهران» تمرکز می‌کند. این روایت، که با برساخت رسانه‌ای غرب درباره ایران همخوانی دارد، نه تنها پیروزی ادعایی آمریکا در «جنگ ۱۲ روزه تابستان» را تقویت می‌کند، بلکه تصویری از ایران در موقعیتی واکنشی و تحت فشار اقتصادی-نظامی بازنمایی می‌کند.

برای مثال، محتوای ادعایی نامه پزشکیان بر اساس گزارش رویترز، شامل تأکید بر «عدم تمایل به تقابل» و آمادگی برای دیپلماسی هسته‌ای مشروط به تضمین حقوق ایران است، به عنوان سیگنالی از ضعف تهران تفسیر می‌شود، در حالی که مقامات ایرانی، از جمله اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، آن را صرفاً قدردانی دوجانبه از همکاری‌های حج توصیف کرده‌اند.

۲. ارتقای جایگاه ژئوپلیتیک عربستان: و تبدیل ریاض به هاب دیپلماتیک

عامل دوم، تعزيز نمادین جایگاه عربستان سعودی در ساختار ژئوپلیتیک خلیج فارس است، که رسانه‌های غربی و اسرائیلی آن را به عنوان «میانجی‌گر طبیعی» ترویج می‌دهند. با استناد به نفوذ اقتصادی و امنیتی ریاض، عربستانی به تصویر کشیده می‌شود که قادر به مدیریت بحران‌های انرژی و امنیتی منطقه است. این ارتقا نه تنها بی‌اعتمادی کشورهای عربی به هژمونی اسرائیلی را تعدیل می‌کند، بلکه بستری برای همگرایی راهبردی ریاض-تل‌آویو فراهم می‌آورد، همگرایی‌ای که در توافق‌های ابراهیم ریشه دارد و یکی از سناریوهای پیشروی آن سوق یافتن به یک ائتلاف ضدایرانی است.

۳. بهره‌برداری از عربستان به عنوان کانال فشار دیپلماتیک بر ایران

در نهایت، تحلیلگران غربی و اسرائیلی اذعان دارند که احیای روابط تهران-ریاض (پس از میانجی‌گری چین در ۲۰۲۳) ایران را به سمت متوازن‌سازی روابط با بازیگران غربی از مسیر عربستان سوق داده است. تهران تلاش دارد عربستان را به عنوان شریک همسو یا حداقل خنثی در معادلات منازعه‌جویانه آمریکایی-صهیونیستی جذب کند، اما از منظر غربی، ریاض می‌تواند به کانال دیپلماتیک مؤثری برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره تحت شرایط مطلوب واشنگتن تبدیل شود.

در نتیجه، گمانه‌زنی‌های اخیر از سوی رسانه های غربی و اسرائیلی نه تنها بازتاب‌دهنده تحولات دیپلماتیک، بلکه ابزاری برای بازسازی توازن قدرت منطقه‌ای هستند.

سناریو جدید با فرصت‌های نوپدید؟

با تمام تفاسیر یاد شده و صرف نظر از محتوای پیام اخیر رئیس جمهور ایران به ولیعهد عربستان، از یک منظر راهبردی نیز، عربستان سعودی می‌تواند در قالب یک کانال ارتباطی میانجی و تسهیل‌گر مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن ایفای نقش کند؛ نقشی که در مقایسه با الگوهای پیش‌تر آزموده‌ شده، از ظرفیت بهره‌گیری از فرصت‌های نوپدید و ایجاد سازوکارهای کم‌هزینه‌تر برای مدیریت تنش برخوردار است.

با این حال، این سناریو از زاویه‌ای دیگر با یک ریسک ساختاری قابل توجه روبه‌روست: تلاش ایالات متحده برای گِره‌زدن احیای گفت‌وگوهای هسته‌ای به مقوله توانمندی‌های دفاعی و سازوکارهای بازدارندگی ایران؛ پیوندی که می‌تواند سطح مذاکرات را به حوزه‌ای به‌مراتب پیچیده‌تر و چندبعدی‌تر منتقل کند. در چنین چارچوبی، اراده و برداشت راهبردی عربستان از الگوهای موازنه قدرت منطقه‌ای نقشی تعیین‌کننده در جهت‌دهی به کارکرد واقعی ریاض به‌عنوان یک تسهیل‌گر یا بالعکس، تشدیدکننده فشارهای ساختاری بر تهران خواهد داشت.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها